تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۹۱

گروه سیاسی: هفته‌یی که سپری شد از چند نکته حائز اهمیت برای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار بود. نخست اینکه؛ آمریکا درخواست رسمی و مکتوب خود را برای مذاکره با ایران در خصوص بحران امنیتی عراق پس از یک سال به سفارت سوئیس داد که با موافقت ایران روبه‌رو شد. از سوی دیگر از تبلیغات ضدایرانی آمریکا در منطقه نه تنها کاسته نشد بلکه به شدت آن نیز افزوده شد.

اما در این میان، احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران نیز در نخستین سفر دیپلماتیک خود به دو کشور امارات متحده عربی و عمان در خلیج‌فارس توجه بسیاری از رسانه‌های داخلی و خارجی را به خود جلب کرد. پیشنهاد برقراری رابطه با مصر از یک سو و ادعای دوباره و تکراری اماراتی‌ها بر سر جزایر سه‌گانه از سوی دیگر از جمله نکاتی بود که در رسانه‌های جهان انعکاس یافت. به منظور بررسی و تحلیل مسائلی که هفته پیش ایران‌ را در موضع دیگری متفاوت از مواضع گذشته خود در ارتباط با آمریکا و منطقه قرار داده است با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق آفریقایی ـ عربی وزیر خارجه و پژوهشگر فعلی دفتر مطالعات سیاسی ـ بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران گفت‌وگویی مفصل انجام داده‌ایم که با هم می‌خوانیم:

* با توجه به طرح کمیته بیکر ـ همیلتون که دموکرات‌ها خواهان مذاکره آمریکا با ایران بر سر مساله عراق بودند؛ چه پیش‌درآمدی باعث توافق این دو کشور برای مذاکرات در مقطع کنونی شد؟‌

** مهم‌ترین مساله‌یی که الان در ارتباط با مذاکره بین آمریکا و ایران وجود دارد،‌ مساله عراق است. همان‌طور که می‌دانید این قضیه به درخواست رسمی آمریکا صورت گرفته است. آمریکا بیشتر از 9 ماه است که در مورد عراق به دنبال مذاکره با ایران است. علت آن نیز ناکامی‌ها و شکست جدی آمریکا در عراق است که الان با آن مواجه شده است.

* علت ناکامی آمریکا در عراق چیست؟

** وضعیت فعلی امنیتی عراق است. هم‌اینک هر روز تعدادی از مردم عراق کشته می‌شوند، پلیس عراق و حتی خود سربازان آمریکایی هر چند وقت یک بار کشته می‌شوند و انفجارهایی که صورت می‌گیرد و... همه اینها برای آمریکایی‌ها که در حدود 150 هزار نیروی نظامی در عراق دارند و یک قدرت نظامی بزرگ هستند، شکست بسیار بزرگی است زیرا آنان هنوز بعد از چند سال، نتوانسته‌اند امنیت را در داخل عراق ایجاد کنند. ضمن اینکه به لحاظ قوانین بین‌المللی، اشغالگر مسوول امنیت آن کشوری است که قسمتی یا کل آن سرزمین را تحت اشغال خود در آورده است.یعنی آمریکا هم به لحاظ حقوق بین‌الملل مسوول است و هم به لحاظ عقلایی. ولی تاکنون با وجود 150 هزار سرباز خود در عراق هنوز نتوانسته است از عهده این مسوولیت برآید. در واقع آمریکایی‌ها دیده‌اند در آنجاهایی که ایران در عراق همکاری کرده است؛ کارها کاملاً پیش رفته است. 

* ایران تاکنون در رابطه با مسائل عراق چه همکاری‌هایی را انجام داده است که آمریکایی‌ها آنها را مشاهده کرده‌اند؟

** در بحث دولت‌سازی؛ ایران در عراق کمک کرد. در واقع روند دولت‌سازی که در عراق طی شد، از تشکیل شورای حکام گرفته تا نوشتن قانون اساسی و تایید آن توسط مردم، تشکیل دولت موقت و مجلس و دولت فعلی عراق که آقای مالکی نخست‌وزیر آن هستند؛ در این روند که مدت نسبتاً طولانی هم طی شد، چون ایران با آن موافق بود و همکاری کرد، کاملاً به نتیجه رسید. شاید هنوز 3 سال از سقوط صدام حسین نگذشته بود که عراق صاحب دولت دائمی شد. یعنی نخست‌وزیر، رئیس جمهور و کابینه آن مشخص شد و عراق صاحب مجلس و قانون اساسی شد.

اکنون که آمریکا مشکلات امنیتی در عراق دارد، فکر می‌کند ایران در بخش امنیتی همکاری نمی‌کند که این فکر بر اساس تحلیل‌های آمریکایی‌ها است نه بر اساس اطلاعاتی که آنها باید به دست بیاورند. به همین دلیل است که دولت آمریکا و رقبای جرج بوش، قبل از گزارش کمیته تحقیقاتی بیکر ـ همیلتون به این نتیجه رسیدند که برای حل مشکلات امنیتی عراق باید با ایران وارد مذاکره شد. همانطور که می‌دانید این مساله از مدت‌ها قبل شروع شده است و الان دارد به نتیجه می‌رسد. البته از آنجایی که جرج بوش از شخصیت افراطی و لجوجی برخوردار است و حتی رایس وزیر خارجه‌اش نیز گفته بود که ما الان در ارتباط با عراق در موضع ضعف هستیم پس خوب نیست با ایران وارد مذاکره شویم و باید شرایط عوض شود تا ما در موضع قدرت قرار گیریم؛ اما...

* یعنی الان این شرایط برای آمریکایی‌ها تغییر کرده که آنان خواستار مذاکره با ایران شده‌اند؟‌

** بالاخره شرایط داخلی آمریکا، احزاب رقیب و به ویژه دموکرات‌ها و همچنین اوضاع عراق؛ به آمریکا تحمیل کرد که آنان به ایران درخواست ملاقات بدهند الان هم این درخواست با پاسخ مثبت ایران روبه‌رو شده است.

* چرا مقام‌های آمریکایی همزمان با درخواست رسمی خود برای مذاکره با ایران، مبادرت به تبلیغات ضدایرانی در منطقه خاورمیانه کرده و اتهام‌هایی را به ایران وارد می‌کنند؟ نمونه اخیر آن، اتهام‌های دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا طی چند روز اخیر است که از فاصله 240 کیلومتری مرز آبی ایران در خلیج‌فارس صورت گرفت. ضمن اینکه برنز سخنگوی کاخ‌سفید نیز گفت که مذاکره آمریکا با ایران به مفهوم عقب‌گرد از سیاست منزوی کردن ایران نیست. در دنیای دیپلماسی؛ این همزمانی درخواست مذاکره از یک کشور و وارد کردن اتهام‌ها به آن به چه مفهوم است؟

** ببینید، این مساله در درجه اول برمی‌گردد به ویژگی‌های حاکمیت آمریکا که خودشان را ابرقدرت می‌دانند. مساله دوم برمی‌گردد به ویژگی‌های جرج بوش و کابینه‌اش. همانطور که عرض کردم، جرج بوش و بخشی از کابینه‌اش (نومحافظه‌کاران) افراطی هستند. حکومت افراطی‌گری دقیقاً ویژگی‌های خاص خودش را دارد. آنان حالت تهاجمی دارند و با همه دنیا می‌خواهند از حوزه قدرت برخورد کنند؛ از جمله با ایران. البته خوشبختانه ایران هیچ‌وقت تسلیم این افراطی‌گری‌ها نشده است. چنانچه سر قضیه عراق نیز بالاخره ایران آنان را مجبور کرد که درخواست کتبی و رسمی مذاکره را از طریق سفارت سوئیس به ایران بدهند. وقتی آمریکا از ایران درخواست رسمی مذاکره می‌کند؛ در واقع یک مقدار از موضعش پایین می‌آید. یعنی همانطور که می‌گویند و تا حدی هم درست است؛ موضع آمریکا نسبت به ایران در ارتباط با عراق ضعیف است. پس آمریکا اینگونه تبلیغات و موضع‌گیری‌ها را انجام می‌دهد تا ضعف خودش را در مورد عراق بپوشاند.

* آیا اتهام‌ها و هشدارهای مقام‌های آمریکایی نمی‌تواند با توجه به درخواست مذاکره به ایران، اثر معکوسی روی روابط دو کشور بگذارد؟

** چه اثری؟

*اثر روی افکار عمومی مردم ایران که بین درخواست مذاکره آمریکا و اتهام‌های مقام‌های آمریکایی مواضع یکسانی را نمی‌بینند. حتی روی خود مقام‌های ایرانی که با درخواست مذاکره موافقت کرده‌اند اثر معکوسی روی روند مذاکرات آنان با دولت آمریکا نمی‌گذارد؟

** چرا، حرف شما کاملاً درست است. این حرف منطقی و عقلایی است. لازمه آن نیز این است که آن دولت هم، دولت عاقلی باشد. اصلاً ویژگی یک فرد یا دولت افراطی این است که ضدعقل عمل می‌کند. ما به چه دولتی می‌گوییم افراطی؟ دولتی که عقل و نظرهای کارشناسی در تصمیم‌گیری‌هایش نقش ندارد. یکدفعه تصمیم می‌گیرد کاری را انجام دهد و خوب... بنابراین، این به ویژگی‌های شخصی جرج بوش و اعتقاداتش که افراطی است، برمی‌گردد. دیک چنی، معاون جرج بوش هم که جزء پدرخوانده‌های نومحافظه‌کاران است از همین ویژگی برخوردار است. به همین دلیل هم موضع‌گیری‌های اخیر را از روی ناو هواپیمابر آمریکا در خلیج‌فارس علیه ایران اتخاذ کرده است و... در حالی که به قول شما اگر به این نکات دقت شود، نوعی تناقض در رفتار و عمل آنان وجود دارد. ما باید این عوامل را بدانیم و به همین دلیل هم نباید زیاد شیفته شویم. دوستانی هم که در این زمینه کار می‌کنند، باید به این قضیه توجه کنند که دولت فعلی آمریکا؛ این ویژگی‌ها را دارد و واقعاً تا زمانی که مثل قضیه عراق صددرصد احساس نیاز نکند؛ از همان موضع قدرت برخورد می‌کند که این هم نمونه‌اش است. 

* ایران از طریق دیپلماسی پنهانی در مورد افغانستان با آمریکا همکاری کرد. سپس به عنوان یکی از کشورهای «محور شرارت» از سوی آمریکا متهم شد. اما با مساله عراق دارد از دیپلماسی آشکار یا علنی استفاده می‌کند. با توجه به نوع دیپلماسی فعلی ایران در قضیه عراق، آیا امکان موضع‌گیری سابق آمریکا نسبت به ایران می‌تواند دوباره صورت گیرد و اتهام‌های تازه‌یی علیه ایران مطرح شود؟‌

** بله، این مساله که امکان دارد مثل قضیه افغانستان با ایران رفتار کنند؛ وجود دارد. در واقع این احتمال هست چون دست کم ما آن را تجربه کرده‌ایم. زیرا دولت جرج بوش بعد از قضیه افغانستان و سقوط طالبان که دولت‌سازی هم در آنجا باز با همکاری ایران انجام شد، ایران را جزء «محور شرارت» قرار داد. بنابراین، امکان دارد این کار دوباره از سوی دولت بوش تکرار شود. چون جرج بوش افراطی‌گر است و تصمیمات غیرعقلایی می‌گیرد. به همین دلیل؛ بنده شخصاً معتقدم که ما در کنار مذاکره با آمریکا در مورد موضوع عراق، حتماً باید بحث انرژی هسته‌یی را هم دنبال کنیم. یعنی یک مقدار موضوع مذاکره را گسترش دهیم. علتش این است که عراق موضوع آمریکاست که می‌خواهد در آنجا مشکلش را حل کند. اما مشکل ما هم بحث انرژی هسته‌یی است که آمریکا در آنجا نیز غیر از تبلیغاتی که شما گفتید دارد انجام می‌دهد، در حال ضربه زدن به ما است.

* آمریکا جدای از تبلیغات خود علیه ایران چگونه می‌خواهد به ایران ضربه بزند؟

** آمریکا الان به طور جدی به دنبال این است که به محض پایان زمان قطعنامه سوم در سوم خرداد، دوباره برای تصویب قطعنامه جدیدی علیه ایران شروع به فعالیت کند تا دامنه تحریم‌ها و محدودیت‌ها را علیه ایران گسترش دهد. در واقع ما الان باید به آمریکایی‌ها ثابت کنیم که نمی‌شود تو بیایی در عراق و مشکلاتت را حل کنی؛ ولی مشکلات ایران در آنجا باقی بماند. ضمن اینکه این مشکلات دارد توسط خود آمریکایی‌ها افزایش پیدا می‌کند. بنابراین این دو مساله بحران امنیتی عراق و بحث پرونده هسته‌یی ایران باید در کنار هم پیش برود.

* ولی مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که بحث مذاکره فعلی جدای از مساله پرونده هسته‌یی ایران است.

** بله، برای این که مطرح شدن پرونده‌ هسته‌یی ایران در مذاکرات عراق به نفع آمریکایی‌ها نیست.

* پس در صورت نپذیرفتن بحث هسته‌یی ایران در این مذاکرات، آیا ایران به پای میز مذاکرات خواهد رفت، به نظر شما چه اتفاقی خواهد افتاد؟‌

** من نمی‌گویم مذاکرا را به هم بزنند. مذاکرات را باید گسترش بدهند. برای این که؛ این مذاکرات واقعاً به نفع مردم عراق که همسایه، هم دین و از دوستان نزدیک ما هستند، است. حتی الان دولت عراق از دوستان نزدیک ایران است. بنابراین ما باید در جهتی که مشکلات آنان حل شود؛ حرکت کنیم و به این مذاکره هم با همان دید نگاه کنیم. اما باید در کنار آن نیز واقعاً به فکر حل مشکلات ایران باشیم.

* در صورت همکاری ایران با دولت آمریکا برای ایجاد امنیت در عراق چقدر به زمان نیاز است؟‌

** اصلاً زمان آن معلوم نیست.

* یعنی زمان بلندمدت می‌خواهد؟

** ببینید آمریکا اول باید بفهمد اتهام‌هایی که در خصوص ناامنی داخلی عراق به ایران می‌زند، بی‌خود است. نتیجه این می‌شود که آمریکا تازه باید برود به دنبال آن عوامل اصلی که باعث ناامنی در عراق شده‌اند. در واقع آنان را شناسایی کند و سعی کند تا جلوی ایجاد ناامنی در عراق را بگیرد.

* قبل از شروع مذاکرات با ایران می‌تواند درخواست توقف یا تعلیق تحریم را مطرح کند؟‌

** پیش‌شرط لازم نیست. منتها باید مذاکرات را شروع کرد و با ادامه مذاکره و پیشرفت روند آن، موضوع انرژی هسته‌یی را نیز به آن پیوند زد.

* الان به غیر از موضوع انرژی هسته‌یی، چه مباحث دیگری برای ایران مطرح است که بتواند در روند این مذاکرات پیگیری کند؟‌

** موضوع‌های دیگری هم وجود دارد. ولی اکنون مساله‌یی که برای ایران مهم است و دارد برای کشور مشکل ایجاد می‌کند، بحث تحریم‌ها است که روز به روز توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد گسترش پیدا می‌کند. ما باید جلوی این روند را بگیریم. یعنی نباید بگذاریم که قطعنامه جدیدی علیه ایران صادر شود.

* آقای دکتر! محور بعدی مصاحبه در مورد سفر احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران به دو کشور امارات متحده عربی و عمان است. این سفر از چند وجه مورد توجه قرار گرفته است: نخست اینکه، سفر ایشان همزمان بود با سفر منطقه‌یی دیک چنی که هدف از آن را «تبلیغات ضدایرانی» بوش در منطقه نامید.

** وجه دوم سفر ایشان به کشور امارات عربی برمی‌گردد که تبلیغات رسانه‌های عربی را در مورد پیشنهاد ایشان در مورد جزایر سه‌گانه ایران در خلیج‌فارس به دنبال داشت که البته تکذیب شد و وجه سوم به برقراری روابط با مصر برمی‌گردد که هر چند در دوران سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح‌طلب ایران تا حدی از تیرگی این روابط کاسته شد، ولی اظهارنظر احمدی‌نژاد در خصوص تاسیس سفارتخانه ایران در مصر به یکباره و بدون هیچ برنامه‌ریزی از دیگر نکاتی بود که مورد توجه محافل سیاسی ـ علمی کشور قرار گرفت.

* در کل ارزیابی شما از دستاوردهای این سفر و اثرات آن چیست؟

** در اینجا چند نکته مطرح است. نخست اینکه سفر همزمان دیک چنی و احمدی‌نژاد اصلاً ربطی به هم ندارد. رئیس جمهور وقتی می‌خواهد به کشوری سفر کدن، حداقل از سه ماه قبل برنامه‌ریزی می‌شود. اینکه این سفر همزمان با سفر دیک چنی شد، در واقع آن سفر دیک چنی بود که به دلیل بحرانی که آنان در منطقه دارند، خیلی برنامه‌ریزی شده انجام نشد. بنابراین همزمانی این دو سفر یک مساله اتفاقی بود. اما در مورد سفر ایشان به امارات و عمان؛ که به نظر من سفرشان به امارات متحده عربی کار اشتباهی بود.

* چرا سفر رئیس جمهور ایران به امارات را یک کار اشتباه می‌دانید؟

** این کار اشتباه بود؛ چون امارات متحده عربی در مورد تمامیت ارضی ایران ادعا دارد و ادعا روی تمامیت ارضی مساله خیلی مهمی است. به نظر من نکته‌یی که به آن توجه نشده بود، این مساله بود که باید فکر می‌شد چرا تا به حال هیچ رئیس جمهوری به امارات متحده عربی نرفته است؟ چرا قبل از انقلاب هم رئیس کشور به امارات سفر نکرده است؟‌ دلیل آن یک دلیل مهم است. اثر کارشناسی شده بود، ایشان متوجه می‌شدند که بحث تمامیت ارضی ایران که امارات روی آن حرف دارد بحث کوچکی نیست. رئیس جمهور یک کشور فقط در شرایطی حق دارد به امارات سفر کند که آن مساله حل شده باشد وگرنه معنایش این است که این مساله خیلی برای رئیس جمهور مهم و حساس نیست.