تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۹۳۵

دهه‌ای که پیش روی ماست، دهه‌ی ارزیابی دیدگاههای کلان جهانی و دهۀ حرکت بشر به سمت معنویت، عرفان و همگرایی فکری و عملی است و علی‌رغم همۀ چالش‌ها و تنگناها حرکت توسعه در جامعه عوامل مثبت و مهمی را فراهم کرده و مشارکت، هم به عنوان یک هدف و هم به عنوان یک وسیله قابل بررسی گردیده تمام شواهد حاکی از آن است که انجام این مشارکت‌ها به نحوی برنامه‌ریزی شده و هدفمند در تمام بخش‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور تأثیرات عمیق و وسیعی خواهد گذاشت.
با توجه به اینکه در اکثر جوامع نیروی انسانی کارآمد و جوان علت اصلی توسعه‌یافتگی می‌باشد جامعه باید بکوشد نیروی انسانی خود را بشناسد و با ایجاد هماهنگی و تعادل این نیرو را در جهت توسعه بسیج نماید بنابراین فکر ایجاد تشکل‌های غیردولتی توسط جوانان با استعداد با شعور و نیرومند از سوی آنان که رشد اجتماعی و تربیت صحیح جوانان آرزوی بزرگشان بود حرکتی است که چنانچه به درستی هدایت نشود در کل تاریخ تربیتی و مهارتی ایران بی‌نظیر خواهد بود.
شاید بتوان به صراحت گفت که یکی از بزرگترین اهداف ایجاد تشکل‌ها توسط سازمان ملی جوانان این بوده که اولاً نیروهای جوان بدون واسطه بتوانند از پتانسیل‌های وجودی خویش و همچنین اندیشه‌ها، ابتکارات و نوآوریهای خود در زمینه‌های مختلف، علمی، فرهنگی و اجتماعی بهره گرفته و آنها را به جامعه ارائه دهند و ثانیاً بدون حمایتهای مالی دولت از طریق تأمین مالی درون سازمانی یا مردمی به اهداف خود که همان اهداف جامعه است رنگ واقعیت بزنند.
فرصت استفاده از اندیشه‌های نوجوانان ضمن ارتقاء بخشیدن سطح اعتماد به نفس آنها این گروه را امیدوار و از حالت وابستگی خارج نموده و با باور نمودن خود از فرصتهایی که پیش آمده برای خود قدرت مانور ایجاد نموده و به بهترین وجهی از آنها بهره خواهند برد.
بسترهای سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی هرگاه به انواع مشارکت تن داده‌اند تعادل بسیار خوبی در جامعه مشاهده گردیده ضمن اینکه اثرات مثبت اقتصادی و اجتماعی آن نیز به مرور ظاهر شده و افراد جامعه بین خود و دولتمردان فاصله احساس ننموده و جریانهای پیشرفت و توسعه، حرکت سریعتری پیدا نموده‌اند.
بنابراین نقش تشکل‌های غیردولتی در ایجاد بسترهای همبستگی و همکاری کاملاً روشن است و نتیجۀ این همبستگی‌ها تحقق تحولات مهم فرهنگی ـ سیاسی و اجتماعی خواهد بود.
اما آیا تنها وجود تشکل کافیست که ما امیدوار به رسیدن به توسعه‌یافتگی باشیم؟ مسلماً خیر زیرا سازمانی خواهد توانست به سمت هدف نزدیک شود که از شایستگی‌های سازمان‌یافته برخوردار باشد یعنی تربیت این انرژی‌ها و هدایت آنها به سمت توسعه مهمتر از هدف خواهد بود. تا زمانیکه گروههای مختلف جوان در ساختار هر تشکلی سازمان‌یافته نباشند و توجیه علمی، منطقی و فرهنگی نشده باشند نه تنها این پتانسیل‌ها به هدر خواهد رفت چه بسا خطرآفرین نیز خواهد بود.
استفاده از تجارب افراد کارشناس و با تجربه حمایت بزرگی است که می‌تواند ضمن برخوردار شدن از توانائیهای جوانان آنها را از خطر ناپختگی و بی‌تجربگی دور نموده و هدایت شده و جهت‌مند از این تواناییها جامعه را بهره‌مند سازد.
پس تا زمانیکه بهره‌وری در سازمانهای تشکل‌های فعال کشور به حد بهینه نرسد امکان ترقی در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فراهم نخواهد آمد و هرچند عوامل متعدد باعث افزایش بهره‌وری در سازمان می‌شود مدیریت اثربخش و حضور فعال مدیران موفق و شایسته و کارآمد از اهمیت سایر عوامل بیشتر است.
بنابراین هم‌اکنون که جامعه ما راه توسعه را به سرعت پیش گرفته و ایجاد تشکل‌های غیردولتی بستر مناسبی را برای توسعه‌یافتگی بهتر فراهم نموده شایسته است مدیران این تشکل‌ها در دوره‌های آموزشی مفید، اثربخش، مؤثر و مبتنی بر مفاهیم و راهبردهای بزرگسال‌آموزی شرکت کنند و طی آن مهارتهای شناختی و رفتاری خاص مدیران موفق را آموزش ببینند و بدینوسیله بهره‌وری خود و سازمان خود را بالا ببرند. چنانچه در پیش هم اشاره شد یک مدیر با تجربه و با معلومات وقتی می‌تواند مدیر موفقی باشد که سازمانی سازمان‌یافته و موفق تربیت کند و تربیت چنین سازمانی در درجه نخست نیازمند مدیری تربیت شده است.
دومین موضوعی که می‌تواند به تشکل‌های غیردولتی نیرو تزریق نماید این است که افراد درون سازمان برای انجام دادن وظایف شغلی، خودانگیخته شده باشند ـ خود را عضوی جدایی‌ناپذیر از سازمان خود بدانند و موفقیت خود را در گرو موفقیت گروه و سازمان خود بدانند و سلامت شبکه‌های ارتباطی سازمان را به کمال خود برسانند ـ سازمانی که از درون خود را باور کرده باشد و رشد و تعالی خود را در گرو یاری و همکاری تک‌تک اعضاء بداند محیط و فرهنگ سازمانی مناسبی را برای رشد فراهم کرده است ـ اعضاء یک تشکل باید به هم احترام بگذارند با هم همدلی کنند و مشکلات همدیگر و گروه را درک کنند و به یاری هم برخیزند.
برقراری ارتباط درست با افراد در درون سازمان به عهده یکایک اعضاء آن سازمان است بخصوص که سازمانی مثل تشکل‌های غیردولتی نه به جبر که به دلخواه و با عشق ایجاد شده است.
و هدایت درست این تشکل‌ها می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور فرصتهای شغلی فراوانی را ایجاد نماید که خود کمکی بسیار اساسی در حل مشکلات اجتماعی دولت و ملت خواهد داشت ایجاد انگیزه رقابت چه در درون سازمان برای افرادی که در آن سازمان به فعالیت مشغولند چه در برون سازمان در میان تشکل‌ها به عنوان دلیلی برای سرعت گرفتن در مسیر توسعه همواره مورد توافق کارشناسان علم مدیریت بوده است زیرا در فرایند رقابت افراد به دنبال دلایل ضعف‌های موجود پرداخته و با از بین بردن ضعفها بر توانائیهای خود می‌افزایند و افزایش توانائیها و هدایت درست این توانائیها از سازمان یک رقیب موفق می‌سازد.
از سویی همواره باید مراقب باشیم که رقابت که شکل مثبت توسعه توانائیهاست به حسادت که شکل منفی و انحرافی توانائیهاست تغییر نکند چرا که رقابت، تشکل‌ها را همواره دوست نگاه می‌دارد اما حسادت از آنها دشمن می‌سازد و از آنجا که هدف سازمان ملی جوانان به هم پیوستن نیروها و استعدادها و توسعۀ آنهاست با رشد حسادت عوامل از هم‌پاشی برونی و درونی آنها فراهم خواهد آمد.
یکی از راهکارهایی که می‌تواند شکل رقابت را همواره حفظ نموده و آن را بستر مثبت توسعه و رشد تشکل‌ها نماید فراهم آوردن موقعیتهای مختلف برای تشکل‌هاست تا بتوانند با مشارکت و همفکری و از طریق گفتمانها به مبادله پیشنهادات ـ راه‌ چاره‌ها ـ عملکردها و تجربیات یکدیگر بپردازند و با کسب اطلاعات از یکدیگر حرکت رو به رشد خود را سرعت بخشیده و با ارتباط و همفکری دائم با یکدیگر همدلی احساس نموده و از تفرقه و حسادت دور بمانند.
بنابراین تشکیل شورایی متشکل از میدان ارشد تشکل‌ها یا به عبارتی دبیران این تشکل‌ها و ایجاد و تبادل اطلاعات از طریق برگزاری مجمع‌های عمومی و منظم و دائمی بستر این ارتباطات را سالم‌تر، بهتر و مساعد‌تر می‌نماید.
یکی دیگر از موضوعاتی که می‌تواند اهمیت بسیار زیادی در مانده‌گاری یک تشکل داشته باشد، تأمین مالی آن است. وقتی گروهی که تشکلی را شکل می‌بخشند قادر به هدایت مالی آن نباشد اولاً به همان نسبت قادر به رسیدن به اهداف خود نیستند ثانیاً به مرور تحلیل رفته و از هم خواهند پاشید پس ایجاد زمینه‌های محکم و اساسی برای تأمین مالی تشکل از مهمترین کارهائیست که مدیریت آن باید انجام دهد تشکل‌ها باید زمینه‌هایی را فراهم نمایند که از درون درآمدزا بشوند یعنی ترفندهای مدیریتی اعمال شود تا سازمان مربوطه بتواند کسب درآمد کند با این کار ضمن تأمین مالی سازمان می‌توانیم ایجاد شغل و فرصت شغلی برای جوانان نیز بنمائیم مثلاً ایجاد کلاسهای آموزشی یا نمایشگاهها و فروشگاههای کتاب یا فروش کارهای دستی که توسط جوانان هنرمند ساخته و پرداخته شده است ایجاد زمینه‌های اردو و گردشگری ایجاد تعاونیهای درون‌سازمانی و قرض‌الحسنه‌ها و بسیاری کارهای دیگر ضمن درآمد‌زائی می‌تواند مشاغلی را نیز ایجاد نموده و جوانانمان را مشغول به کار نماید.
بنابراین با خودکفا شدن تشکل یقیناً آسیب‌پذیری کمتری نیز ایجاد خواهد گردید.
طرح موضوع توانمندسازی نه برای یک گروه از جامعه که برای کل جامعه حرکتی حیاتی است اما از آنجائی که ایران جوانترین کشور دنیاست اهمیت دادن به جوانان البته مهمتر از سایر بخش‌های جامعه می‌باشد و امروز که این مهم توسط سازمان ملی جوانان شکل گرفته و ترکیب‌بندی شده و تشکل‌های غیردولتی را به دنیا آورده است اهمیت هدایت درست این تشکل‌ها بسیار حیاتی است چرا که مسلماً رشد نا به هنجار این تشکل‌ها یقیناً برای جامعه سرطان‌زا و نابودکننده است و بهنجاری آنها صعودی غیرقابل تصور را به دنبال خواهد داشت لذا هدایت و مدیریت این تشکل‌ها چه از برون سازمان توسط سردمداران سازمان ملی جوانان و چه از درون سازمان توسط مدیران و دبیران آموزش دیده و کارا می‌تواند امیدهای بزرگی را به آرزوهای بزرگ پیوند داده و از دل این پیوند توسعه و ترقی جامعه را نوید دهد.
اگر جامعۀ ما قصد دارد در دنیای پر رقابت امروز از رونق اقتصادی و رشد اجتماعی برخوردار باشد و خود را برای حضور بهتر در قرن آینده آماده نماید لازم است بهره‌وری بالایی داشته باشد و ایجاد این بهره‌وری تنها از راه به کارگیری اثربخش نیروی انسانی در مسیرهای درست به انجام خواهد رسید.
امروز که این نیروها در مجموعه‌های علمی و فرهنگی تشکل‌ها گرد هم جمع شده‌اند و همه به نیت استفاده درست از نیروهای درونی به این امر مهم دست زده‌اند تربیت صحیح این نیروها و صرف وقت برای جهت‌بخشی به آنها و کنترل و برنامه‌ریزی صحیح اهداف آنها اگر امروز درست به انجام نرسد فردا قدرت کنترل آن را نخواهیم داشت چون به هر حال این تشکل‌ها در مرحله رشد و باروری و تکثیرند و در صورت تربیت و هدایت از بهره‌وری برخوردار می‌شوند و بی‌توجهی و عدم کنترل آنها در آینده از آنها مراکزی برای ترویج الگوهای غلط فرهنگی و اجتماعی خواهد ساخت. بنابراین چه به علت عدم شایستگی‌ها از هم فرو بپاشند یا جامعه را دچار آسیب کنند کسانی که با اهداف معنوی و والا به ایجاد چنین تشکل‌هایی همت گماشته‌اند به هدف نرسیده‌اند.
سخن آخر اینکه: اگر ایجاد سمینارها و همایش‌ها تنها ارائه مطالب و راهکارها باشد ارزشی نخواهد داشت و حتی به خاطر صرف هزینه‌ها مضر نیز خواهد بود بنابراین هرگاه توانستیم از دل این سمینارها و گردهمائی‌ها، حرکتهای ارزنده‌ای را در زمینه رفع مشکلات و چالشها و به قولی ایجاد شرایطی برای بهینه شدن اوضاع تشکل‌ها و کمک به مقاوم نمودن آنها از آسیب‌پذیری فراهم نمائیم البته کاری شایسته صورت گرفته است.