ارسلان مرشدی
سرانجام در ادامه تلاشها و درخواستهای مکرر حزب کارگر و مقامات انگلیس، تونیبلر، نخستوزیر این کشور استعفای خود را از ریاست حزب و نخستوزیری بریتانیا اعلام کرد. این در حالی بود که بلر ماه گذشته درخواست صورت گرفته از سوی مخالفانش را برای تعیین زمان استعفا از سمت نخستوزیری رد و اعلام کرده بود: اعلام چنین تاریخی نه تنها دولت را فلج خواهد کرد که موقعیت حزب را در انتخابات پارلمانی جولای به خطر میاندازد.
بلر در پی انتخابات عمومی سال گذشته اعلام کرده بود که قصد دارد به هر ترتیب تا پایان دوره سوم نخستوزیری در سمت خود باقی بماند؛ اما شکست حزب کارگر در انتخابات محلی 2 هفته گذشته آسیبهایی را به کابینه وی وارد کرد، به طوری که بلر مجبور شد برای آرام کردن موج انتقادها به دولت، تعدادی از وزرا را تغییر داده یا برکنار کند؛ برکناریهایی که دیگر به یک عادت برای او بدل شده است. شاید مهمترین قربانی جاهطلبیهای بلر در قدرت، جک استراو، وزیر امور خارجه قبلی باشد که جای خود را به مارگارت بکت داد.
استراو که زمزمههایی از پیوستن او به صف مخالفان حکایت دارد، بسیاری معتقدند که اعلام استعفای ناگهانی بلر با فشارهایی از سوی مخالفان همراه بوده است؛ به طوری که فایننشال تایمز فاش کرد که گوردون براون، وزیر اقتصاد و دارایی در گفتگوی تلویزیونی، بلر را تحت فشار قرار داد تا با وی و دیگر اعضای کابینه توافق کند تا زمانی را برای کنارهگیری خود تعیین کند؛ اما وی در عین حال تأکید کرده که بلر صریحاً به وی اشاره کرد که او به گونهای منظم و باثبات پست خود را ترک خواهد کرد.
البته کنار رفتن بلر نه تنها با القای ناکارآمدی حزب کارگر همراه بود که بسیاری نظیر رابین کوک نیز انتقادهای خود را متوجه بلر کردند بهر حال، چرایی این کنار رفتن هر چه باشد، به نظر میرسد یک شوک دیگر را بر پیکر بازهای کاخ سفید که هنوز در شور و شوق روی کارآمدن نیکلا سارکوزی راست میانه متمایل به کاخ سفید و به قدرت رسیدن وی در فرانسه بودند، وارد کرد. همین هفته قبل بود که دیک چنی در یکی از گفتگوهایش با بوش از تقویت و احیای جبهه رو به انزوای هژمونی طلبش خبر داده بود که به نظر میرسد خبر استعفای بلر، این لبخند کوتاه را بر لبان بوش خشکاند.
گوردون براون، وزیر دارایی که به عنوان جدیترین گزینه جانشینی بلر مطرح است، بارها در اظهارنظرهایش با انتقاد از عملکرد بلر بویژه در اشتباه بودن همراهی و همگرایی با نومحافظهکاران کاخ سفید اعلام کرده که سعی خواهد کرد به جبران این گذشته نه چندان قابل دفاع بپردازد؛ جبرانی که از نگاه بسیاری به بازنگری در همراهی با بوش خصوصاً در مدیریت بحران عراق و حضور در این کشور تعبیر میشود.
اینک و در چهارمین سال اشغال عراق که بوش امیدوار بود با اجرای طرح امنیتی جدیدش و محکمتر نمودن کمربند امنیتی در بغداد بتواند سیر فزآینده و غیر قابل کنترل تروریسم را به امید تأثیرگذاری بر نتایج انتخابات پارلمانی جولای در انگلیس و ریاست جمهوری نوامبر در آمریکا مهار کند، اکنون باید نه تنها توان خود را بر کنترل مخالفتهای رو به رشد دموکراتها و جدل بر سر آزادسازی بودجههای متوقف شده از سوی آنها در راهروهای سنا و کنگره متمرکز که با بازگشت به ائتلاف استراتژیک گسسته بکوشد از تغییر نگاه براون و برداشته شدن حساسیتها از روی بحران عراق نزد تیم آینده لندن جلوگیری کند.