تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۰۸۹

محمد قوچانی
محاکمه عبدالله نوری دو گام به پیش- یک گام به پس برای اصلاح‌طلبان

اینک که دفاعیه جسورانه عبدالله نوری به پایان رسیده، بدون کمترین تردیدی باید گفت که او جنبش اصلاحات دموکراتیک را در ایران گامی به پیش برده است و این در حالی است که تا پیش از برگزاری دادگاه، آنگاه که گمان می‌رفت با فراخوانی نوری به دادگاه ویژه روحانیت و ثبت یک جرم در سیاهه او همه چیز به پایان رسیده است، اصلاح‌طلبان احساس غبن می‌کردند. از این رو سه اصلا‌ح‌طلب برجسته به پیش نوری رفتند و در دیداری خصوصی از او خواستند حال که محتمل‌ترین پیشامد حذف وی از انتخابات مجلس آینده است به گونه‌ای سخن نگوید که دستاورد بزرگتری از آن محافظه‌کاران شود، چه آنها نیز چون رقیبانشان دریافته بودند پافشاری شگفت‌آور نوری بر عمق مطالبات دموکراتیک چندان صریح است که با اندک گردشی به چپ می‌تواند از ظرف دموکراسی لایه‌بندی شده جبهه دوم خرداد سرریز شود و نوری را در قامت یک چهره اپوزیسیون ظاهر سازد. واقعیت این است که جبهه دوم خرداد هنوز به کارکردهای ویژه نوری در مقام مرد شماره دو اصلاح‌طلبان نیاز دارد و هرگز نمی‌خواهد با غیرخودی نامیده ‌شدن نوری از سوی حاکمیت محافظه‌کار، یک مهره استراتژیک را از دست دهد. اما شاخصه‌های فردی نوری و دو جریان برجسته اصلاح‌طلب که به طرز آشکاری در جبهه دوم خرداد مورد غفلت قرار می‌گیرند، شرایط را به گونه ‌دیگری رقم زد. نوری در پیوند با نهاد مستقل روحانیت (در برابر روحانیت رسمی و نیز جریان روشنفکری دینی، راهبردی پیشه ساخت که بی‌شک دست زدن به آن نیاز به توان ریسک بسیار بالایی داشت. وی پس از مدت‌ها مسکنت روش شناختی جبهه اصلاح‌طلبان با پیروی از استراتژی: «اهداف رادیکال- روش‌های لیبرال» توانست در یک دفاع مناسب سقف مطالبات دموکراتیک را تا حد یک طبقه دیگر بالا ببرد و در برابر چشمان هراسان اصلاح‌طلبان و دهان از شگفتی بازمانده محافظه‌کاران تا قلب حریف بتازد. صراحت لهجه، دوری از لکنت گفتاری و پرهیز از پرده‌پوشی‌های مصلحت‌اندیشانه، دأب رفتاری عبدالله نوری در سراسر شش جلسه دادگاه بود. نوری البته هنوز یک اصلاح‌طلب است و نه یک انقلابی، اما او تنها در یک فرصت کوتاه نشان داد که عمق اصلاحات مطلوب در ایران تا چه اندازه است. اصلاح‌طلبی به قرائت نوری هرگز نوعی رفرمیسم و رفوگری از سطوح فوقانی به لایه‌های تحتانی نیست. یک سال همراهی نسبتاً نزدیک نوری با لایه‌های محذوف اجتماعی به او آموخته است که هرگونه اصلاحات سیاسی تا زمانی که بنیاد گرفته از یک نوسازی اجتماعی نباشد فاقد عمق و گستره متناسب است. همین آگاهی اجتماعی است که به عبدالله نوری شایستگی‌های قرار گرفتن در قامت یک تابوشکن را می‌بخشد. نوری با رجوع به مطالبات اجتماعی و قیاس آنها با الگوهای ساخت سیاسی دریافت که این دو هیچ تطابقی با یکدیگر ندارند و تابو از همین جا زاده می‌شود. در واقع دادگاه ویژه روحانیت با صدور کیفر خواست چهل و چهار صفحه‌ای خود علیه نوری دست به صدور بیانیه بخشی از ساخت سیاسی علیه مطالبات اجتماعی زد، چه آنچه به عنوان جرایم نوری در دادگاه منعکس شد چیزی جز انعکاس پاره‌ای از خواسته‌های قابل بیان شهروندان و نهادهای مدنی نبود. در واقع دادگاه ویژه روحانیت به عنوان مظهر تامه اراده محافظه‌کاران تندرو به مصاف روزنامه خرداد به عنوان بخشی از اراده جامعه حذف شده آمده بود. بخشی از حاکمیت چندان درخواستهای متصلب و محافظه‌کارانه خود منجمد شده بود که در مقام مدعی عموم رعایا و بندگان به محاکمه نوری نشسته بود تا از تابوهای خود پاسداری کند. چه می‌دانست جز از راه اتکا به اقتدار سیاسی خود نمی‌تواند از تابوهایش دفاع کند. اما نوری هنگامی که به این قصر شیشه‌ای پا گذارد با هر حرکت و سخنی یکی از آویزه‌های یخ محافظه‌کاران را شکست:
1- نوری از دموکراسی، حقوق بشر و حق دگراندیشی دفاع کرد. او رسماً اعلام داشت ساخت سیاسی باید متکی به اراده اجتماعی باشد و تا زمانی که نمایندگان قانونی افکار عمومی بر تأسیس نهادهای سیاسی مهر تأیید نزنند آن نهاد مشروعیت ندارد. نوری «رهبری انقلاب اسلامی» (امام خمینی‌ره) را از آن حیث که متکی بر اراده توده‌های حاضر در صحنه اما شکل نگرفته (از حیث تشکیلات سازمانی) مشروع دانست اما نهادهای مشروع پس از انقلاب را نهادهای متکی بر «اراده منسجم و سازمان یافته» معرفی کرد که در مقام نماینده و مدیر ظاهر می‌شوند. همچنین نوری از خصوصی بودن حریم زندگی فردی، جدایی نهاد دین از نهاد دولت و حق متفاوت اندیشیدن (نه تنها متفاوت از حکومت که متفاوت از جامعه) دفاع کرد.
2- نوری از روابط مسالمت‌آمیز با جهان خارج و پرهیز از دشمن‌تراشی‌های ایدئولوژیک (نفی قاعده جنگ: شفابخش اقتدارگرایی‌ها) دفاع کرد و در یک مصداق عینی توتم‌پرستی دیپلماتیک از مزایای بهبود روابط با آمریکا دفاع کرد، آنگونه که البته یک مقام رسمی هرگز نباید از آن سخن گوید چه رسد به بازیگرانی خودی که در هراس از بیرون راندن خود بسر می‌برند.
3- و سرانجام نام بردن عبدالله نوری از شاخص‌های روشنفکری دینی (علی شریعتی) و روحانیت مستقل (آیت‌الله منتظری) چندان شگفتی محافظه‌کاران تندرو را برانگیخت که سخنان او را نیمه‌کاره گذاردند و دادگاه را به پایان بردند تا دادگاه ویژه روحانیت دچار نقش غرض نشود و به تریبونی برای شکستن تابوهای کابوس‌آفرین محافظه‌کاران تندرو تبدیل نشود. فارغ از آن که سخنان نوری تا چه اندازه کارشناسانه و درست است، اکنون نباید به محتوای دفاعیه او اندیشید. آنچه دفاعیه نوری را ارزشمند می‌سازد توفیق او در «تابوشکنی» است. سال‌هاست که دموکراسی در نظر به «اما و اگر» و پیشوند و پسوندی مقید به حاکمیت و خالی از محتوا می‌شود اما نوری از دموکراسی بدون قید و شرط دفاع کرد و این در حالی است که برای بعضی تندروان که لیرالیسم ناسزا و فاشیسم حسن تلقی می‌شود البته گامی به جلوست. از سوی دیگر تندروان چنان از عدم رابطه با آمریکا در زمره اصول سخن می‌گویند که کمتر کسی را یارای مناقشه- حتی آکادمیک- در باب آن است و چنین وحشتی جز به کار کسانی که از طریق وجود یک دشمن خارجی سرپا نگه داشته می‌شوند، نمی‌آید و نیز نام‌های ممنوعه‌ای در این میان وجود دارند که نام بردن از آنها در زمره معاصی کبیره است و نوری نه تنها از اینان نام برد که دفاع نیز کرد. مهمترین دستاورد دادگاه نوری برای محافظه‌کاران تندرو حذف او از «کاست خودیها» (دستاورد درازمدت) و کاستن از شریکان قدرت در مجلس آینده (دستاورد کوتاه‌مدت) است؛ و اصلاح‌طلبان ناآگاهانه از همین دو دستاورد در هراسند، فارغ از آن که عبدالله نوری حتی اگر به زندان اوین نیز هدایت شود و حتی اگر به لایه‌های محذوف اجتماعی متصل شود، افزون بر پرنسیب پربهایی که چونان اندوخته‌ای در سال‌‌های آینده برای او مشروعیت‌زا خواه بود، جنبش اصلاحی ایران را مدیون خود ساخته است. چه اگر دفاعیه او در بیان عمق مطالبات دموکراتیک را دو گام به پیش برای این جنبش تلقی کنیم محکومیت او تنها یک گام به پس خواهد بود و طبیعی است که در موقعیت کنونی هنوز اصلاح‌طلبان یک گام بلند از محافظه‌کاران جلوتر هستند. این فاصله تنها زمانی حفظ خواهد شد که دیگر اصلاح‌طلبان نیز از هم اکنون فراتر از سطح مطالبات الکن خود حرکت کنند و با پذیرش روش‌های مسالمت‌آمیز، صلح‌جویانه و آزادیخواهانه (دموکراسی: هم هدف، هم روش) از دستاورد بدست آمده دادگاه عبدالله نوری هوشمندانه استفاده کنند و با بیان هر چه رادیکال‌تر (اما همچنان اصلاح‌طلبانه) مطالبات خود، هزینه چهره‌هایی چون عبدالله نوری را کم کنند. شاید برای جنبش اصلاحی در ایران تنها یک ققنوس کافی نباشد. این ققنوس اینک آوازش را خوانده و هیمه سوختنش را گردآوری کرده است. فردا نوبت کیست؟