اسدالله بادامچیان
آقای منتظری اصل ولایت فقیه را با عبارت «صد در صد محصول مطالعات و نظر خود من بود» معرفی مینماید در حالی که وی در این زمینه موثر بود، اما ولایت فقیه عادل منحصر به او نبود. و نقش مرحوم شهید دکتر آیت و شهید بهشتی از آقای منتظری بالاتر بود.
نظریه ولایت فقیه از دید آقای منتظری نظر خود وی است و در حد نظر وی قابل احترام است، اما نظریه او با نظر امام خمینی که برای پیروان امام حجت است، مغایرت دارد.
بویژه در بحث ولایت مطلقه، که اتفاقاً امام این نظریه آقای منتظری را بطور صریح در سخنرانی و بیانیه رد کردهاند؛ و مطلقه بودن ولایت فقیه عادل را بر طبق موازین اسلامی میدانند و حدود آن را هم مشخص فرمودهاند.
جالب است که آقای منتظری، درباره شرایط اصل ولایت فقیه در مورد شرط فقاهت میگوید: «ظاهراً قابل تردید نیست» یعنی بخاطر مسایل سیاسی و اینکه عناصر ملیگرا از او رنجیده خاطر نشوند، شرط فقاهت را برای فقیه عادل نیز، با کلمه ظاهراً میآورد.
شاید همین موضوع باعث شده است که در خاطرات وی مرتکب خطای خندهداری شده است.
او مینویسد: «اخیراً مرحوم بازرگان در انجمن اسلامی مهندسین یک سخنرانی داشتند که متن آن را برای من فرستادند، و من جواب دادم. و سال بعد هم نامهای فرستادند» اگر آقای بازرگان مرحوم شده باشد که دیگر نمیتواند سخنرانی کند یا نامه بفرستد.
درباره اصل ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه عادل باید به کتب مربوط مراجعه کرد.
آقای منتظری در پاسخ به این سئوال که پیشنویس قانون اساسی دولت موقت از قانون اساسی فرانسه گرفته شده است، میگوید: «من خبر ندارم... اگر آنها یک چیز خوبی داشته باشند مگر عیبی دارد ما از آنها استفاده کنیم!»
معلوم است که آقای منتظری کاملاً از آن پیشنویس خبر دارد و میداند که آن پیشنویس، یک قانون اساسی غربزده را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل میکرد. و اصول آن با تغییراتی از قانونهای اساسی کشورهای غربی از جمله فرانسه نوشته شده است. علت اصرار دولت موقت به تصویب همان متن و بعد کار در جهت انحلال مجلس خبرگان، بیانگیزه و بیبرنامه نبوده است. اما بعلت سیاست فعلی، وی از بیان حقایق خودداری میکند. و با لحنی طرفدارانه سخن میگوید، در حالی که مسئله استفاده از چیزهای خوب فرانسویها نیست، بلکه مسئله قانون اساسی غربزده است.
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا
موضع آقای منتظری در رابطه با موضوع تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، کاملا مغایر با نظریات وی در سالهای قبل از تسخیر لانه جاسوسی و عزل از قائممقامی میباشد.
بنظر میرسد وی در این اظهار نظر خواسته دانشجویان تسخیرکننده را راضی نگه دارد و در ضمن هوای آمریکاییها را نیز داشته باشد.
وی میگوید: «به سفارت آمریکا رفتم؛ هم دانشجویان را تشویق کردم، هم با گروگانها صحبت کردم... گفتم این گناهش بگردن رؤسای شماست، که با ایران بد عمل کردند...»
بعد میگوید: «در انتخابات آمریکا سراغ امام رفتم که یکی از عوامل پیروزی انقلاب ما، فضای باز سیاسی با فشار دموکراتها بر شاه بود و کارتر در به وجود آمدن این فضا خیلی نقش داشت... بالاخره ما باید یک روز قضیه گروگانها را حل کنیم. اگر در زمان کارتر و با ابتکار ما حل بشود خیلی بهتر است. بالاخره دموکراتها بهتر از جمهوریخواهها هستند!!
براستی انسان در مقابل این تحلیل، چه میتواند بگوید؟
اگر یکی از عوامل پیروزی ما فضای باز سیاسی توسط دموکراتها و کارتر باشد لابد باید ما از کارتر و حزب دموکرات، تقدیر و تشکر بعمل بیاوریم که ظاهراً آقای منتظری این تشکر را با کمک به حل مسئله گروگانها برای کارتر، در نظر داشته و به امام پیشنهاد کرده است!!
شاید آقای منتظری یادش رفته است که سیاست فضای باز کارتری، یک فریب برای شناسایی بقایای مبارزان پس از خیانت منافقین و چریکهای کمونیست بود و امتیازی بود برای اینکه خفقان شدید چند سال گذشته شاه که با هدایت ژنرال هلمز، سفیر آمریکا و رییس سابق سیا، کمی با نرمش سیاسی و ظاهری، جبران شود که شاه و سایر مزدوران آمریکا بتوانند بیشتر سرکار بمانند، و غارت آمریکاییها و سلطه استعماری آنها ادامه یابد.
وقتی امام و یارانش بهترین استفاده را از این سیاست کردند، و آمریکاییها و کارتر متوجه شدند که دیگر فضای باز سیاسی فایدهای ندارد کارتر به ایران آمد. و شب ژانویه از کشتار شاه و سرکوب شدید ملت ما حمایت کرد، و سیاست آمریکا از آن پس حمایت از سرکوب شدید ملت ایران شد.
تا بالاخره ژنرال هایزر را کارتر به ایران فرستاد او طرح کودتا و اشغال نظامی تهران و کشتار همه جانبه مردم و امام را تهیه کرد که در اسناد لانه جاسوسی بدست آمد.
با این همه آقای منتظری در محضر امام میگوید یکی از علل پیروزی ما سیاست فضای باز سیاسی کارتر است. البته کارتر خیلی تلاش میکرد که ایران، جاسوسان آمریکایی را قبل از انتخابات آزاد کند تا او دوباره انتخاب شود.
اما امام میخواست جمهوری اسلامی ایران قدرت الهی خود را نشان دهد که با استقلال خویش، نه تنها دیگر آمریکا در ایران نمیتواند مهرههایش را در پستها بگمارد بلکه این ایران اسلامی است که با سیاست قوی خود کارتر را از رییسجمهور شدن باز میدارد. و این پیروزی بزرگی برای ملت ما و ملتهای جهان و تجربه مهمی بود که امام آن را بخوبی اداره کرد.
از اینروست که امام بنا به قول آقای منتظری، با شوخی معنیداری به آقای منتظری پاسخ میدهد: «از این غیبتهایی که شما میگویید ما خبر نداریم!!».
و الحق امام پاسخ خیلی عمیقی به آقای منتظری داده است. اما او پس از سالها از رحلت امام هنوز خود پیام را نگرفته است چه برسد به عمق و جوانب آن، و در خاطراتش دوباره حتی این سخن امام را نیز نقل مینماید!