تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۱۱۳

جواد تمیمی
آیا آمریکاییان می‌دانند که حتی اگر بالاترین مقالات سیاسی آن کشور «به هر دلیلی» پیشنهاد مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم اما موثر با مقامات سیاسی ایران را بدهند، این پیشنهاد توسط طیف وسیعی از سیاستمداران ایرانی که با مشخصه «محافظه‌کاری» شناخته می‌شوند، رد می‌شود؟ اگر بپذیریم که آمریکاییان پیشاپیش از نتایج پیشنهادات خود مطلعند، باید بگوییم ارائه پیشنهاداتشان در واقع جزیی از پروژه عملیاتی کردن فاز جدیدی از برنامه‌هایی است که درباره نظام سیاسی ایران طراحی کرده‌اند.
با نگاهی به سیر روابط ایران و آمریکا پس از پیروزی نظامی آمریکاییان در افغانستان در می‌یابیم که آنان همکاری غیرمستقیم ایرانیان در ماجرای افغانستان را کافی ندانسته و به دنبال برنامه‌ریزی برای ایجاد تغییرات «ژئوپلتیکی» در منطقه خاورمیانه هستند. مدعای این دلیل تهدید همزمان ایران در کنار کشورهایی چون عراق و کره شمالی است. این مساله بیانگر این واقعیت است که آمریکاییان نمی‌توانند تحولات سیاسی درونی ایران را نادیده بینگارند.
اگر این فرضیه را بپذیریم که آمریکاییان به دنبال پیاده کردن یک پروژه سیاسی - نظامی برای تغییر یا تعدیل حکومت در ایران هستند براساس این پروژه اهداف آمریکا با استفاده از مراحل زیر تحقق می‌یابد:
1- استقبال از همکاری و شرکت ایران در ائتلاف مبارزه با تروریسم.
2- دامن زدن به مساله حضور اعضای القاعده و طالبان در ایران و همکاری ایران با برخی از گروه‌های مخالف دولت موقت افغانستان و شروع حمله تبلیغاتی علیه ایران.
3- پیشنهاد رئیس کمیته روابط خارجی سنا برای گشودن باب گفت‌و‌گو با نمایندگان مجلس ایران.
4- بزرگ‌نمایی مخالف عمومی ایرانیان با پیشنهاد مذاکره آنان و بهره‌برداری از این قضیه برای حمله به ایران.
سخن ما با مدیر مسئول محترم کیهان این است که آیا ایرانیان باید «حاشیه امنیتی» لازم را برای حراست و حفاظت از منافع ملی خود ایجاد کنند یا نه؟ آیا مخالفت صریح و تاکید بر دشمنی‌های پایان‌ناپذیر و عدم ارائه استدلال برای «ناکامی‌ و مبهم» خواندن پیشنهاد آمریکاییان و عدم جلب‌نظر افکار عمومی جهانیان از طریق انتقال مطلوب نظرات خود، به تحقق پروژه آمریکاییان یاری نمی‌رساند؟
براستی با چه بهایی به «مزدور خواندن نمایندگان مجلس» اقدام می‌کنید؟ آیا پیش قدم شدن آمریکاییان در گشودن باب مذاکره نشان‌دهنده «عزت و جایگاه رفیع» نظام اسلامی نیست؟
از سوی دیگر مدیر مسئول محترم کیهان خود به عدم پوشش کافی خبر توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی اذعان کرده‌اند. در چنین شرایطی چگونه می‌توان بر نحوه انتقال این «خبر ناقص» توسط «برخی از روزنامه‌های مدعی اصلاح‌طلبی» خرده گرفت؟
آیا طرح مسائلی که بیانگر پارامترهای موثر بر شکل‌گیری روابط یا ادامه دشمنی ایران و آمریکا می‌باشند، به معنی «استقلال» از پیشنهاد آمریکاییان است؟
شاید مدیر مسئول کیهان بر این عقیده باشند که پس از پیشنهاد برخی از افراد و شخصیت‌های درون نظام در چند روز اخیر برای «مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم» با آمریکاییان پیشنهاد جدید آمریکا مطرح شده است از این رو باید به عنوان پاسخی برای این «اظهارات» تلقی کرد. آیا این مساله می‌تواند نشانگر آغاز «همگرایی سیاسی» برخی از طیف‌های سیاسی ایران و آمریکا باشد؟ حتی اگر این مساله نیز واقعیت داشته باشد، چرا از آن بهانه‌ای برای کوبیدن «تمام ‌اصلاح‌طلبان» و روزنامه‌های وابسته به این طیف می‌تراشید؟
چرا نمی‌خواهید باور کنیدکه عقیده جمع کثیری از اصلاح‌طلبان درون و بیرون حاکمیت، «فقط مصالح کشور» از «انجام مذاکره با آمریکا» مهمتر است؟ آیا روزنامه‌های اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلبان هر روز باید به طریقی برای «سازش‌ناپذیر» بودن خود تاکید کنند؟
بی‌تردید این برخوردهای تند، نتیجه‌ای جز «ضربه‌زدن» به پایه‌های «وفاق‌ ملی» ایرانیان ندارد.
بهتر است سیر تحولات رابطه ایران و آمریکا را با توجه به شرایط سیاسی کشور، تحلیل و براساس آن تصمیم‌گیری کنیم.
همه را با عنوان «سازشکاری» متهم کردن، به دور از شرافت حرفه‌ای روزنامه‌نگاری است.