تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۲:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۱۲

هدایت‌‌ا... آقایی*

جنبش اصلاح‌طلبی مردم ایران در سال‌های اخیر شکل کامل‌تر و بلوغ‌یافته‌ای پیدا کرده است. این جنبش تا پیش از پایان عمر دولت سازندگی بیشتر به عنوان جریان منتقد از برخی گروه‌های راست یا اشخاص کج‌اندیش و نهایتا مخالف معدود تصمیم‌های سیاسی و اقتصادی بود. از آن مقطع زمانی به بعد صاحبنظران و فعالان جبهه اصلاحات نگاه خود را از درون به نظارت از بیرون منتقل کردند و نقد و نظارت را متوجه حرکت‌های کلی نظام و ایرادات موجود در قانون اساسی نمودند. اگر قبلا موضوع رد صلاحیت کاندیداها را به یک یا چند عضو شورای نگهبان نسبت می‌دادند امروز اصل نظارت استصوابی را مورد سوال قرار می‌دهند. نکاتی چون آزادی بیان، مطبوعات، روابط بین‌الملل و موارد مشابه دیگر را ریشه‌ای‌تر تحلیل و بررسی می‌کنند. متاسفانه طی دوران دولت اصلاحات هم برخوردهای نامناسب جناح راست باعث شد تا درست بودن جهت‌گیری اصلاح‌طلبان اثبات گردد. موقعیت فعلی جنبش اصلاحات در میان توده‌های مردم و نخبگان جامعه و نیز در صحنه جهانی مجموعا مثبت و پایگاه مستحکمی دارند اما این وضعیت ایده‌آل نبوده و برای بقا و پیشبرد اهداف خود باید بر چالش‌های خود فائق آیند. به طور کلی مشکلات اصلاح‌طلبان را می‌توان در 3 محور خلاصه نمود:

نخست: ناهماهنگی در برداشت‌های یکسان از اهداف جنبش در میان نیروها و هواداران است این معضل از آنجا به وجود آمده که یک مرکز مشخصی برای جمع‌بندی نقطه‌نظرات و تدوین تئوری‌های مورد نیاز به وجود نیامده است. هنگام تاسیس جبهه مشارکت امید می‌رفت با تشکیل جبهه‌ای گسترده و با سازوکارهای مدرن مجموعه تفکرات گوناگون در یک تعامل سازمانی هم‌سطح و هم‌عمق گردند ولی این تشکیلات تبدیل به حزبی در کنار سایر گروه‌ها شد. امروز در طیف نیروهای جبهه اصلاحات از افراطی‌ترین برداشت‌های چپ‌گرایانه تا بی‌اثرترین نقطه نظرات، وجود دارد. تنوع تفکرات در جبهه اصلاحات را می‌توان به این صورت دسته‌بندی کرد:

1ـ کلیات نظام جمهوری اسلامی با حاکمیت قوانین دینی مناسب بوده لکن عناصری که بی‌اعتقادند و با عملکرد غلط خود به دلخوری و بدبینی افراد دامن می‌زنند باید طرد شوند.

2ـ کلیات نظام دینی جمهوری اسلامی مورد قبول بوده ولی باید اصولی از قانون اساسی به ویژه فصل هفتم آن در راستای تضمین مردم‌سالاری اصلاح شود.

3ـ نظام جمهوری اسلامی اگر روابط خود را با جامعه جهانی مورد بازنگری قرار دهد و سیاست خارجی خود را در جهت همگرایی با آنها اصلاح کند قابل قبول است و ایرادات دیگر را می‌توان به تدریج حل نمود.

چنانکه مشاهده می‌کنیم چالش ناهماهنگی در برداشت‌ها برای جبهه اصلاحات کاملا جدی بوده و اگر تلاشی برای ایجاد همگرایی نشود امکان انشقاق و انشعاب وجود دارد.

دوم: چالش بزرگ دیگر بر سر راه اصلاح‌طلبان نحوه فعالیت‌های اپوزیسیون خارج از کشور است. این طیف حتی ابتدایی‌ترین شیوه مبارزه را هم رعایت نمی‌کنند. اصولا مخالفان حکومت‌ها سعی می‌کنند در مقاطعی جریانات اصلاح‌طلب داخلی را حداقل در برخی مواضع تقویت نمایند البته این بحث به معنای تایید عملکرد یا وجود اپوزیسیون‌های نظام نیست بلکه منظور عدم برخورداری جبهه اصلاحات از این نوع حمایت‌ها و برعکس مورد هجوم قرار گرفتن از ناحیه آنان است. انواع اتهامات و برچسب‌ها همچنین تبلیغ برای عدم حضور مردم در پای صندوق‌های رای آن هم زمانی که اصلاح‌طلبان بیشترین نیاز به مشارکت مردم دارند و مواردی از این دست همگی یک لبه دیگر قیچی در مقابل لبه تیز جناح راست به وجود آورده تا همواره برای قطع رگ‌های جبهه اصلاح‌طلبان تهدید جدی باشند.

سوم: مشکل سوم اصلاح‌طلبان کثرت غیرضروری و غیرمفید سازمان‌های سیاسی است قریب به 70 حزب، گروه و انجمن به صورت مستقل در جبهه اصلاحات مشغول فعالیت هستند و این در حالی است که حسب تقسیم‌بندی‌های فوق‌الذکر در تنوع جریانات فکری حداکثر 4 مبنای سازمانی وجود دارد. متکثر بودن نیروها و هواداران جبهه اصلاحات در قالب تشکل‌های هم‌سنگ باعث هدر رفتن امکانات و نیز ایجاد تعلق خاطرهای سازمانی می‌شود که در نهایت تصمیم‌گیری‌های بزرگ در سطح این جناح را با مشکل عدم ایجاد اجماع مواجه می‌سازد. تجربه آذرماه گذشته در انتخابات شوراهای شهر و روستا و به ویژه در مورد شهر تهران جالب بود. طی فعالیت‌های مستمر برای ایجاد ائتلاف صددرصدی چند گروه بزرگی که بیشترین اختلاف را در بنیادهای فکری داشتند زودتر به اتحاد رسیدند و ده‌ها تشکل دیگر که از قضا نسبت‌های مشترکی و دارای شالوده‌های اعتقادی نزدیک‌تر با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بودند صرفا به دلیل تعدد در واپسین ساعات، ائتلافی شکننده را ایجاد کردند.

به نظر اینجانب در نیمه اول سال 1386 و قبل از شروع فعالیت‌های جدی انتخابات مجلس هشتم لازم است اصلاح‌طلبان برنامه عملیاتی سرفصل‌‌های زیر را مورد مطالعه، بررسی و تصمیم‌گیری قرار دهند:

ـ تاسیس یک اتاق فکر و قابل قبول برای عموم گروه‌ها، احزاب و فعالان اصلاح‌طلب به منظور تدوین و اشاعه تئوری‌های مورد نیاز جنبش اصلاحات.

ـ کنار گذاشتن اشخاص یا گروه‌های مدعی اصلاح‌طلبی که عملکردی مغایر با اهداف جبهه اصلاحات داشته و حاضر به تغییر در روش خود نیستند در یک فرآیند دموکراتیک و شفاف.

ـ برنامه‌ریزی برای جذب آن دسته از مخالفین نظام که به اشتباه یا از روی احساسات شیوه‌های مبارزه رادیکالی را برگزیده‌اند.

ـ ادغام حداکثری گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب و تشکیل سازمان‌های سیاسی بزرگتر و موثرتر.

همه موارد یاد شده فوق قابل انجام بوده به شرطی که بزرگان و شخصیت‌های جبهه اصلاحات نیز به این نقطه رسیده باشند که برای بقا و تاثیرگذاری باید از آسمان به زمین آمد و اراده کار تشکیلاتی داشت. ان‌شاءا... که چنین باشد.