تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۱۳۶

عمادالدین باقی
انتخابات چند سال اخیر یکی پس از دیگری شگفتی‌آور بوده است اما آخرین آن چندان دور از پیش‌بینی نبود. بالا گرفتن نارضایتی‌های عمومی و وسعت سرخوردگی‌ها نشان می‌داد اقتدارگرایان در منفعل ساختن و سرخورده کردن مردم کامیاب بوده‌اند. نتایج آغازین شمارش آرا بر خلاف تصور پیروزی اقتدارگرایان بسیار برای آنان ناگوار است. گفتار زیر فارغ از وضعیت برگزیدگان شورا و پیشداوری نسبت به عملکرد آنان و صرفا ناظر بر مشارکت مردم در انتخابات است. آرای به دست‌آمده نشان می‌دهد نه تنها سطح مشارکت عمومی نسبت به نخستین انتخابات شوراها کاهش 50 درصدی داشته بلکه آرای ریخته شده برای محافظه‌کاران نیز در مقایسه با دور گذشته در شهرهایی مانند تهران و اصفهان به حدود یک سوم کاهش یافته است. با وجود آنکه جناح محافظه‌کار همواره از یک میزان ثابت رأی سنتی برخوردار بوده و به همین دلیل به میزانی که مشارکت عمومی تقلیل یافته شانس آنان افزایش یافته است اما ریزش در آرای سنتی آنان نیز مشاهده می‌شود.
نتایج این انتخابات، تحقق پیش‌بینی اصلاح‌طلبان بود که همواره می‌گفتند اگر مردم از اصلاح‌طلبان مأیوس شوند رأی‌شان به سبد محافظه‌کاران ریخته نخواهد شد و اکنون چنین شده است. در واقع فقط وفاداران جناح محافظه‌کار و بخش کوچکی از اصلاح‌طلبان در این انتخابات شرکت جسته‌اند و مردم رویگردانی خویش را از کلیه گزینه‌های موجود از طریق عدم مشارکت اعلام داشتند لذا نتایج انتخابات شوراها بیش از عبور از اصلاح‌طلبان بوده و حاکی از رادیکالیزه شدن شرایط کشور است زیرا مردم حتی به گروه‌ها و نامزدهایی که متهم به براندازی جمهوری اسلامی بودند یا در بیانیه‌های اخیر از ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی سخن گفته‌اند، نیز اعتماد نکردند زیرا آنها را نیروهایی می‌شناسند که در برابر فشارهای اقتدارگرایان کاری از دستشان برنمی‌آید. مردم به نیکی دریافته‌اند که علیرغم مشارکت‌های گسترده در انتخابات قبلی و اعلام مطالبات خویش از طریق صندوق رأی، ارکان قدرت اجازه پیشروی اصلاحات و یا تحقق حداقل مطالبات را نداده‌اند و یک گروه اقلیت، اراده برگزیدگان اکثریت 80 درصدی مردم را فلج ساخته است. گرچه در مجموع آرای به دست آمده کنونی نیز، جمع آرای نامزدهای اصلاح‌طلب از آرای جناح راست افزون‌تر است و نشان می‌دهد اصلاح‌طلبان به دلیل تعدد لیست‌ها و نامزدها آرایشان تجزیه شده و جناح راست به دلیل اینکه منسجم عمل کرده و لیست واحدی داشته به کرسی‌های شورا دست یافته است. در عین حال در کلان شهرهایی چون تهران، اصفهان و مشهد که شوراها به تصرف محافظه‌کاران در آمده است آنان به طور متوسط فقط با حدود 2 درصد آرای واجدین شرایط توانسته‌اند به پیروزی برسند و این را نمی‌توان پیروزی به شمار آورد چه رسد که پیروزی قاطع قلمداد شود. با وجود آنکه تعداد واجدین شرایط در دوره قبلی انتخابات شوراها کمتر بود در تهران قریب به یک و نیم میلیون نفر حضور یافتند که در این دور به یک سوم تقلیل یافت. نفر اول نماینده تهران در انتخابات اخیر شورا که دارای بالاترین رای است، 75/4 درصد از 4 میلیون آرای واجدین شرایط را به خود اختصاص داده و این درصد به ترتیب درباره نفرات بعدی کاهش می‌یابد، به گونه‌ای که نفرات دهم تا پانزدهم بین یک و نیم تا 5/2 درصد از این چهار میلیون نفر را به خود اختصاص داده‌اند.
در شهر اصفهان نیز از 900 هزار واجد شرایط قریب به یکصد و ده هزار تن در انتخابات شورا شرکت جستند. در حالی که در انتخابات قبلی، بیش از 400 هزار تن حضور یافتند و آرای 11 عضو برگزیده شورا در انتخابات اخیر میان 1 درصد تا 5/2 درصد واجدین شرایط قرار دارد.
این میزان مشارکت مردم در انتخابات شوراها خود یک هشدار و شاید واپسین هشدار باشد. نتایج انتخابات شوراها درست در آستانه تحولات شگرف منطقه خاورمیانه و آغاز تهاجم نظامی به عراق در روزهای آینده و از میان آخرین خاکریزهای خطر علیه ایران و نیز تهدیدات جدی آمریکا، پیامدهای امنیتی مهمی برای مسؤولان ایران دارد و درخور توجه فراوان برای قدرت‌های خارجی است. چنین رویداد مهمی شایسته جشن و سرور برای هیچ جناحی و از جمله جناح اقلیت نیست به خصوص در حالی که طی هفته‌های گذشته مخالفان خارج‌نشین نظام و رسانه‌های فارسی زبان برون‌مرزی آنها کرارا دعوت به تحریم انتخابات کرده‌اند و سرانجام در برخی شهرها کمتر از 15 درصد واجدین شرایط شرکت کرده و معادله انتخابات‌های پیشین را معکوس ساخته‌اند. آمار شرکت کنندگان قبلی با آنان که این بار حضور نیافته‌اند به طور تقریبی برابری می‌کند.
انتخابات شوراها و درصد پایین شرکت مردم در آن نشان داد، امید مردم به انواع گروه‌ها و گزینه‌های موجود بسیار سست شده است و دیگر فرصت هشدار و انذار سپری شده است مگر آنکه بی‌درنگ گام‌های بلندی برای جبران مافات و اصلاح امور برداشته شود.