اروپای ناآرام
اتحادیه اروپا در حال حاضر دوران سختی را میگذراند. بحران اوکراین به نقطه اوج خود رسیده است و نگرانی سران بسیاری از کشورهای اروپایی نسبت به مساله استقرار سیستم دفاع ضدموشکی کاخ سفید در لهستان و چک ادامه دارد. مطابق آخرین نظرسنجیها محبوبیت مخالفان ایران از جمله تونی بلر و آنگلا مرکل در کشورهای خود به پایینترین میزان ممکن رسیده است و خشم کاخ کرملین از دخالت کاخ سفید و اتحادیه اروپا در شورشهای مسکو و سنپترزبورگ هر لحظه در حال گسترش است. در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت تا سولانا دغدغههای کلان اتحادیه اروپا را در بروکسل جا گذاشته و وارد گفتگوها با تهران شود. این مساله زمانی تشدید میشود که نسبت به جابهجایی قدرت در فرانسه و استعفای تونی بلر در آیندهای نزدیک نیز توجه داشته باشیم. بنابراین تروییکای اروپایی و شخص خاویر سولانا به نمایندگی از مجموعهای آرام و متمرکز نمیتوانند در گفتگوها با تهران ایفای نقش نمایند.
ایران قدرتمند
پس از تصویب دو قطعنامه ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ در شورای امنیت سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و متعاقبا سه کشور اروپایی انگلستان، فرانسه و آلمان تصور کردند که این قطعنامهها در مسیر هستهای و رو به پیشرفت ایران همانند بازدارندههایی قوی عمل خواهند کرد و ایران را در نقطهای مشخص و به صورت ایستا و ساکن نگاه میدارند. کشورهای ۱+۵ تصور میکردند که با قرار گرفتن ایران در نقطه مذکور میتوان امتیازهای مختلفی را از تهران گرفت. این نوع طرز تفکر در طول ماههای قبل از صدور دو قطعنامه بیارزش علیه کشورمان به تفکری غالب در بین کشورهای ۱+۵ تبدیل شد. متاسفانه چین و روسیه نیز با پذیرش این نگاه غیرواقعبینانه موقعیت خود را در نظام بینالملل خدشهدار نمودند. چنانچه تنها پس از یک هفته از صدور قطعنامه ۱۷۴۷ شاهد انتشار گزارشهای امریکا در خصوص نقض حقوق بشر در پکن و مسکو بودیم!
علیرغم این تصور باطل کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و اقدامات آنها علیه برنامه صلحآمیز هستهای کشورمان با اعلام خبر دستیابی ایران به چرخه سوخت صنعتی در روز ملی هستهای حیرت مقامات اروپایی، آمریکایی، چینی و روسی را برانگیخت. در حقیقت این کشورها به هیچ عنوان نمیتوانستند میان تلاشهای موذیانه خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد و پیشرفت فراگیر و تصاعدی ایران در زمینه هستهای ایجاد ارتباط نمایند. پیشرفت هستهای اخیر ایران از یکسو و ایجاد بحرانهای متعدد در درون اتحادیه اروپا از سویی دیگر سبب شده است تا کفه ترازوی گفتگوهای ایران و اروپا به سود تهران سنگین شود.
استقبال بازهای آمریکا از دور جدید مذاکرات ایران و اروپا
واکنش جمهوریخواهان افراطی به آغاز دور جدید مذاکرات ایران و اروپا نیز قابل تامل است.
آمریکا از طرح از سرگیری مجدد گفتوگوها بین اتحادیه اروپا و ایران استقبال کرده است.
تام کیسی، سخنگوی وزارت خارجهی آمریکا از ایران خواست در این مذاکرات با پیروی از خواست سازمان ملل مبنی بر توقف برنامه هستهییاش موافقت کند تا مذاکرات چندجانبه در اینباره بتواند آغاز شود.
وی با بیان این که سولانا نماینده گروه ۱+۵ است که خواستار توقف برنامه هستهیی ایران میباشد افزود: ما مطمئنا از تداوم ارتباط بین سولانا و لاریجانی حمایت میکنیم.
کیسی افزود: نتیجهای که امیدواریم این ملاقات به دنبال داشته باشد موافقت ایران برای انجام شروط سادهای! است که توسط جامعهی بینالمللی تعیین شده است. این امر به ما اجازه میدهد مذاکره درباره برنامههستهییاش را با آنها آغاز کنیم.
واقعیت امر این است که در لابهلای مواضع اخیر مقامات آمریکایی در خصوص از سرگیری مذاکرات ایران و اروپا میتوان انعکاسی شفاف از احساس نیاز واشنگتن به تهران را مشاهده نمود.
توقف بوش پسر در نقطه صفر، تشدید بحران عراق و درگیری مستمر میان دموکراتهای مجلس نمایندگان آمریکا با سیاستهای جنگطلبانه بوش پسر موجب بسته بودن دست نومحافظهکاران آمریکا در قبال پرونده هستهای ایران شده است. همین مساله سبب شده است تا حتی افراطیترین اعضای کاخ سفید از جمله کاندولیزا رایس نیز نتوانند تمایل شدید خود را از برقراری ارتباط با ایران قدرتمند را پنهان نمایند.
وزیر خارجهی آمریکا قول داده است در صورتی که ایران غنیسازی اورانیوم را متوقف کند شخصا در این مذاکرات حضور داشته باشد و به قطع ۲۷ ساله روابط بین ایران و آمریکا پایان دهد!
سریال تکراری بستههای بیارزش
در آستانه گفتوگوهای دکتر علی لاریجانی و خاویر سولانا شاهد هستیم که کاخ سفید و اتحادیه اروپا برای چندمین بار طی سالهای اخیر سخن از ارائه مشوقها به ایران در صورت همکاری کامل با اتحادیه اروپا و توقف فعالیتهای هستهای صلحآمیز این کشور خبر دادهاند. گروه ۱+۵ پیشنهاد داده است که در صورت توقف برنامهی هستهیی ایران درباره یک بسته مشوقهای اقتصادی و انرژی و نیز بهبود روابط با غرب با ایران مذاکره کند.
مساله اصلی این جاست که اولا مشوقهای بیارزش غرب در برابر خوداتکایی و فناوری بومی و رو به رشد هستهای در ایران هیچگونه جایگاهی ندارند و دولت و ملت ایران در این راستا حاضر به مصالحه با مخالفان ایران قدرتمند نخواهند بود. ثانیا این که دستیابی به فناوری هستهای امروزه به مطالبهای فراگیر در ایران اسلامی تبدیل شده است و مراحل پیشرفت علمی و صلحآمیز آن نیز در حال طی شدن است. بنابراین کلیت وجود مشوق در شرایط کنونی معنا و مفهومی نخواهد داشت.
ادامه یک اقتدار
بدون شک آغاز دور جدید گفتگوهای ایران و اتحادیه اروپا را باید جلوهای از ادامه اقتدار دیپلماتیک ایران در نظام بینالملل ارزیابی نمود. قالب گفتگوها در دور جدید به گونهای است که تهران با برگهای برنده بیشتر و عینی برد در مقابل اروپای نگران و سردرگم قرار میگیرد. امروز میتوان سولانا را سفیر استیصال و درماندگی در اروپا و دکتر علی لاریجانی را سفیر اقتدار در ایران اسلامی دانست. این دو سفیر در حالی با یکدیگر رو در رو خواهند شد که چشمان نگران جرج بوش و دیگر سردمدارن کاخ سفید لحظهای از فضای مذاکرات برداشته نخواهد شد.
مسلما کشورهای ۱+۵ در برابر لبخند هستهای ایران در دور تازه مذاکرات هیچگونه سخنی برای گفتن نخواهند داشت. لبخندی که پیروزی ایران اسلامی را در مقابل زورمداران نظام بینالملل به تصویر خواهد کشید.