تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۱۸۶

جورج تنت، رئیس سازمان سیا، طی دو روز گذشته، با طرح ادعای تکراری علیه جمهوری اسلامی ایران مبنی بر حمایت ایران از تروریسم، اظهار داشته است که، ایران تا مرحله بعدی انتخابات ریاست جمهوری، همچنان بی‌ثبات است.
این افاضات رئیس سازمان سیا، در واقع نه تنها می‌تواند به عنوان‌گرایی به عوامل غیرخودی داخلی ارزیابی شود، بلکه می‌توان از آن به عنوان چراغ قرمزی به اروپایی‌ها برای سرمایه‌گذاری در ایران تلقی گردد.
عناصر غیرخودی دگراندیش که اکنون در آستانۀ انتخابات مجلس، همچون ماکیاولیستها، برای رسیدن به اهداف غیرمشروع خود به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوند و آب در آسیاب دشمن می‌ریزند و تلاش دارند تا با متشنج نشان دادن شرایط سیاسی داخلی در واقع به تحلیلهای رئیس سازمان سیا، جامه عمل بپوشانند.
از جمله چاپ کاریکاتوری مستهجن در اهانت به ساحت روحانیت از سوی روزنامه مناطق آزاد و نیز ارائه نظرات شبهه‌ناک و دروغ‌پردازیهای آمریکاپسند از سوی سایر نشریات همسو با جریانات منحرف، از حرکتهایی است که، سعی می‌شود تا فضای کشور را ناامن جلوه‌گر نماید.
این ادعاهای ریاست سازمان سیا در پی ادعاهای مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا در حمایت از اصلاح‌طلبان، به نوعی تقسیم کار میان این دو نهاد آمریکایی نیز ارزیابی شود.
از یک سو آلبرایت می‌گوید: ما چشم به انتخابات مجلس ششم داریم و تا اعلام نتایج انتخابات نمی‌توان صحبت از مذاکره با ایران!! کرد و از سوی دیگر، تنت می‌گوید، ما باید منتظر نتایج انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران باشیم و چشم به انتخابات ریاست جمهوری داریم و تا آن زمان ایران بی‌ثبات خواهد بود.
در اینکه جمهوری اسلامی ایران که زمانی جزیره ثبات آمریکا تلقی می‌شد، اکنون منافع آمریکا را به بی‌ثباتی و تهدید کشانده است شکی نیست. و تا آمریکایی‌ها با نام منافع نامشروعشان بدنبال رابطه با ایران و یا ایجاد جو غیرواقعی علیه ایران باشند، قطعاً ایران اسلامی، بی‌ثبات‌ترین کشور برای منافع مورد ادعایی آمریکاست.
اما جای بسی تأسف و تعجب است که چطور عناصر غیرخودی که خود را در صفوف خودی‌ها جا زده‌اند اکنون بدنبال، همان شعارهایی هستند که آمریکا و اسرائیل و سایر دشمنان ایران را از آن‌ها خوش می‌آید.
انگشت‌نگاری از کشتی‌گیران ایران در آمریکا و ترکیه بویژه آنکارا عامل و پایگاه صهیونیستها و آمریکا، نیز در راستای همان سیاستهای اهانت‌آمیز و اتهامات تروریستی علیه ایران اسلامی دارد.
اخیراً آمریکا نسبت به برنامۀ اتمی ایران ابراز نگرانی کرده است. ادعای آمریکا در خصوص توانایی ایران برای تولید بمب اتمی و دیگر سلاحهای کشتار جمعی، بخشی از یک سناریوی تکراری است که هر از چند گاهی در برخی از مقاطع زمانی اجرا می‌شود.
سازمان اطلاعات آمریکا در آخرین گزارش خود به مقامات آمریکایی هشدار داده که ایران ممکن است هم‌اکنون در شرایط تولید سلاح هسته‌ای باشد و نگرانیها در این زمینه نه فقط به خاطر توانایی هسته‌ای ایران، بلکه بیشتر به دلیل ناتوانی «سیا» در پیگیری تلاشهای ایران برای تهیه مواد و فن‌آوریهای هسته‌ای در بازارهای بین‌المللی می‌باشد.
نکتۀ دیگر که تحلیلگران سیاسی بر آن اذعان دارند آن است که واشنگتن نتوانسته است روابط استراتژیک ایران با روسیه را تضعیف نماید. آلرژی آمریکا نسبت به روابط استراتژیک دو کشور، اخیراً و پس از سفر دبیر شورای امنیت ملی ایران به مسکو به نحو قابل توجهی افزایش یافته است. در همین سفر بود که وزیر دفاع روسیه از تصمیم جدی مسکو برای گسترش همکاریها با تهران در امور انرژی هسته‌ای، نظامی، فن‌آوری و علمی خبر داد.
همچنین روزنامه «ایزوستیا» از قول معاون نخست‌وزیر روسیه نوشت که این کشور ممکن است سفارش ساخت سه راکتور دیگر در نیروگاه برق بوشهر را دریافت کند.
می‌توان اظهارات اخیر وزیر دفاع روسیه مبنی بر احترام این کشور به تمامی تعهداتش در برابر ایران را به معنای بی‌توجهی این کشور نسبت به برخی تعهداتش در قبال واشنگتن دانست و چنین گفت که روسیه قصد تعلیق پروتکل سال 1995 با آمریکا را دارد.
البته برخی نیز معتقدند لحن بی‌سابقه و صریح مسکو مبنی بر حفظ و گسترش روابط و همکاریهای فنی، نظامی و تحقیقاتی بین ایران و روسیه و عدم پذیرش دخالتهای یک کشور ثالث، می‌تواند به منزلۀ پیامی از مسکو برای واشنگتن نیز تعبیر شود که اگر آمریکاییها به انتقاد از روسیه در چچن ادامه دهند؛ روسیه قادر است روابط خود را با ایران، تا بالاترین سطوح تقویت کند.
هر چند که هیچ خبر مستند جدیدی نشان نمی‌دهد که ایران در زمینه ساخت سلاح اتمی، به پیشرفتهایی نائل شده اما این پرسش همچنان مطرح است که سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا با چه انگیزه‌ای، هرازچند مدتی با انتشار گزارشهایی مبتنی بر استنادات مبهم، ضعیف و غیرواقعی در خصوص دستیابی ایران به بمب اتمی به کاخ سفید هشدار داده و موج رسانه‌های تبلیغاتی غرب را در این‌باره برمی‌انگیزد.
ناظران آگاه و کارشناسان بی‌غرض سیاسی معتقدند که واشنگتن بهتر از همه می‌داند که تاکنون ایران چنین توانایی ـ ساخت بمب اتمی ـ را بدست نیاورده است و همانگونه که مقامات جمهوری اسلامی ایران به دفعات تصریح داشته‌اند.
روی آوردن به جنگ‌افزارهای اتمی و سلاحهای غیرمتعارف، حتی در مخیلۀ آنان نیز نمی‌گنجد. جمهوری اسلامی ایران قرارداد تحریم تولید و گسترش سلاحهای اتمی را امضاء کرده و پیوسته به سازمانهای بین‌المللی، اجازه بازدید دقیق از تأسیسات اتمی صلح‌جویانه‌اش را داده است.
شاید بتوان گفت عمدۀ تلاشهای «سیا» و ایالات متحده آمریکا برای نسبت دادن چنین اتهامهایی به ایران در مقطع کنونی از زمان، یافتن بهانه‌ای برای مجبور کردن این کشور به تمکین نتایج مذاکرات صلح خاورمیانه باشد؛ مسأله‌ای که جمهوری اسلامی ایران از آن بعنوان سازش و یک فرایند عبث یاد می‌کند که هیچ‌گونه دستاورد ارزشمندی را برای مردم فلسطین در بر نخواهد داشت.
سایر فشارهای صهیونیسم بین‌الملل و آمریکا به ایران را نیز می‌توان از همین زاویه ارزیابی کرد. فشار دولت آمریکا به کشورهای عضو اتحادیه اروپا مبنی بر تعلیق درآوردن کمکهای مالی به ایران از طریق بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نیز به دلیل مخالفت صریح جمهوری اسلامی ایران با فرایند سازش خاورمیانه اعمال شد.
این اقدامها، بیش از هر چیز بیانگر خشم و عصبیت آمریکاییها و صهیونیستها از وجود یک مانع جدی در برابر روند سازش می‌باشد. مانعی بنام انقلاب اسلامی که بنا بر تحلیل کارشناسان، نقش حقیقی خود را در فعل و انفعالات خاورمیانه در «درازمدت» ایفا خواهد کرد. جمهوی اسلامی ایران صراحتاً اعلام کرده است که از فرجام نهایی روند سازش آگاه است و با نقشه «خاورمیانه جدید» ـ که در آن رژیم اشغالگر قدس حرف اول را می‌زند ـ بشدت مخالفت می‌کند.
مخالفت با سیطره صهیونیستها بر منطقه، یقیناً هزینه‌های گزافی را دارد لیکن هدف استراتژیکی است که مردم و دولت ایران، آنرا آگاهانه برگزیده‌اند. بنابراین نسبت دادن اتهامهایی مانند تلاش برای دستیابی به سلاح‌های اتمی و جنگ‌افزارهای شیمیایی و نیز حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر و بدرفتاری با اقلیتهای مذهبی، فقط و فقط می‌تواند یکسری «بهانه‌های بنی‌اسرائیلی» باشد که تا زمانی که ایران بر آرمان‌ فلسطین پافشاری نماید استمرار خواهند داشت.