تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۲۸۱
گفتگو با استاد غرویان

* تعریف شما از هنر چیست؟
** به نظر می‌رسد بتوانیم بگوییم هنر عبارت است از «ارایه حقیقت در بهترین و موثرترین نمود و لذت‌بخش‌ترین جلوه آن».
نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی، خطاطی، فیلم، اسلاید، تئاتر و سینما و هر یک از مقولات دیگر هنری را اگر مورد دقت قرار دهید می‌بینید هر یک از این‌ها، حقیقتی را از وضعیت عادی تاثیرگذاری خارج می‌کند و آن را در قالبی ارایه می‌کنند که تاثیر آن از حالت و وضع عادی‌اش بیشتر می‌شود. این به نظر من از معجزات هنر است که تاثیر یک حادثه و پدیده را از تاثیر حقیقت آن پدیده بیشتر می‌کند و گاه آن را چنین برابر می‌سازد!
* آیا هنر، مقوله‌ای فطری است؟
** به نظر من هنر از مقولات فطری در وجود آدمی است. ریشه تمایل آدمی به مقولات هنری، همان حس زیبایی و میل جمال‌طلبی است که روانشناسان به عنوان یکی از چهار مقوله فطری در انسان از آن یاد می‌کنند. البته به عقیده بنده همه این احساس‌ها و تمایلات فطری که روانشناسان مطرح کرده‌اند به یک احساس واحد و تمایل ثابت بر می‌گردد و آن حس خداجویی است. خداوند کمال مطلق است و از سویی، آدمی نیز ذاتاً کمال جو و کمال طلب است. نفس آدمیان همواره در طلب آن است که به بالاترین کمال هستی دست یابد. کمال و جمال ملازم یکدیگرند. هر چه کمال بالاتر باشد، جمال و زیباییش نیز افزون‌تر است، و هم از این روست که خداوند، کمال مطلق و جمال مطلق است. انسانها نیز چون نفخه الهی‌اند و تجلی و ظهور او محسوب می‌شوند، به اندازه سعه وجودی خود، عشق و عطش‌شان به کمال و جمال مطلق تفاوت می‌کند. ریشه همه زیبایی طلبی‌ها و هنر دوستی‌های انسان، همین عشق به خدا و کمال مطلق است. بنابراین به همین معناست که می‌گویم، هنر، مقوله‌ای فطری است.
* هنر دینی یعنی چه؟ آیا دین را باید هنری کنیم یا هنر را دینی سازیم؟
** به نظر من ما هم می‌توانیم دین را هنری کنیم و هنر را دینی سازیم باید دقت کنیم که مقصود و مراد از این مفاهیم چیست. دین مجموعه‌ای از معارف و حقایق است که ریشه و حیاتی دارد و خداوند برای هدایت انسان به مسیر فلاح و صلاح، آنها را فرو فرستاده است. طبعا" این معارف و دانشها بایستی بتدریج بر جان و ضمیر انسان بنشیند و همه وجود آدمی را تحت تاثیر خود قرار دهند تا به نتیجه مطلوب برسند. خداوند دین را بر پیامبران نازل کرده است تا آنان به بهترین وجه ممکن محتویات آن را به انسانها ابلاغ کنند و در کردار و گفتار و رفتار و همه شئونات انسانها تاثیر بگذارند. هنر در همین جاست که می‌تواند نقش ایفا کند.
مقصود از اینکه دین را هنری کنیم همین است که این حقایق دینی را با بهترین و موثرترین شیوه و پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها و مغز و جان انسان‌ها منتقل کنیم.
و امّا اینکه هنر را دینی کنیم، به این معناست که دین را معیار هنر قرار دهیم. خود هنر فی‌نفسه می‌تواندهم خوب و مفید باشد و هم می‌تواند مضر به حال فرد و جامعه باشد. چرا که لذت‌های آدمیان در یک تقسیم کلی به دو قسم مزبور تقسیم می‌شود. بخشی از لذت‌های آدمی، حیوانی و زودگذر و غیر پایدار است. و اما قسم دیگری از لذات هستند که عمیق و پایدار و معقول‌اند و کمال حقیقی انسان را تامین می‌کنند. هنر دینی آن است که انسان را به ارزشها و لذت‌های پایدار و عمیق‌ شائق سازد و عشق و عطش آدمی را به حقایق ثابت و جاودانه و ماندنی افزون سازد.
* آیا دین با هنر تعارض دارد؟
** کسانی که یا دچار کج‌فهمی هستند و یا مغرض‌اند گاهی چنین القاء و مطرح می‌کنند که دین با هنر نمی‌سازد. کما اینکه همین گونه افراد گاهی مطرح می‌کنند که دین با علم و یا با فلسفه نمی‌سازد!
به نظر بنده برخی متون دینی ما مثل قرآن و نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه و... پر از جلوه‌های هنری‌اند و علاوه بر این، عقل حکم می‌کند که بین دین و هنر هیچ‌گونه تعارضی نیست. بله، البته بین دین و ابتذال، تعارض است. تا تعریف روشنی از هنر به دست ندهیم، نمی‌‌توانیم در باب تعارض و یا عدم تعارض دین و هنر صحبت کنیم. بسیاری از آنچه امروزه در دنیای مدرن و در عصر مدرنیسم و پست مدرنیسم به نام هنر عرضه می‌شود، مصداق حقیقی ابتذال است و نه هنر، و قطعا" دین با آن معارض است.
* از هنر چگونه و چه قدر می‌توان در تعلیم و تربیت دینی استفاده کرد؟
** به نظر من همه معلمان و بخصوص معلمان و استادان معارف اسلامی و دینی بایستی به این فهم توجه کنند که امروزه استفاده از تکنولوژی آموزشی و بخصوص ابزارهای هنری در جایگزین ساختن مفاهیم و معانی دینی و ارزشی، تاثیر بسیار زیاد و پایداری در ذهن مخاطبین دارد، نقل یک داستان و ارایه یک فیلم و به روی صحنه بردن یک نمایشنامه و امثال اینها، گاه به مراتب تاثیرش از سخنرانی و تدریس شفاهی و با تالیف کتاب بیشتر است.
ما نباید در دنیای امروز از غرب و تمدن اروپا در استفاده بهینه از هنر عقب بمانیم. ما می‌توانیم ارزشهای دینی، اخلاقیات، فلسفه، انسان‌شناسی و کلیه معارف دینی خودمان را در قالب‌های هنری به نسل جوان و همه مخاطبان خودمان ارایه کنیم. امروزه در ژورنال‌های علمی و مجلات و روزنامه‌ها، حتی برای اولین حرف در یک مقاله و یا حرف اول در تیتر و عنوان، ساعتها فکر ومطالعه می‌کنند، چرا که به این نتیجه رسیده‌اند که شکل‌های حروف از جهت تاثیرگذاری در چشم خواننده و صداهای حروف از جهت نحوه اثرگذاری در گوش شنونده، با یکدیگر تفاوت دارند.