تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۳۶۷

مسعود حقگو
امیر محبیان چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ضمن پذیرش «کاهش مستمر میزان تاثیرگذاری جناح خود بر تحولات اجتماعی» اشکال را در عدم شناخت مسیر افکار عمومی و ایستگاههای کلیدی یا نقاط عطف تصمیم‌گیری این وجدان عمومی و همچنین فقدان تشکیلات گسترده و منسجم سیاسی در انتقال پیام تولیدی خود دانست و راه‌حل را در ضرورت سازماندهی مجدد این جناح در قالب «یک حزب پیشتاز و مدرن و مردمسالار» دانست. (رسالت، 22 خرداد)
تبیین تئوریک فوق در کنار اظهارنظرهایی چون: «توسعه سیاسی در بعد جلب حمایت مخالفین نظام و بی‌طرف‌ها و بی‌تفاوتها در جامعه تاحدودی موفق بوده است ولی در جلب حمایت و حضور منتقدین خود و از درون نظام نتوانست توفیق یابد» (حمیدرضا ترقی)؛ و یا «نخستین اشکالی که در حذف منتقدان دولت وجود دارد این است که با ادعای مردمسالاری دینی ناسازگار است چون لازمه مردمسالاری حضور نیروهای منتقد در مقابل دولت است تا منصفانه به نقد دولت پرداخته و کاستی‌ها را بازگو کنند» (احمد توکلی)؛ «پیروزی بزرگ خاتمی با توجه به درصد آرای بالای او در دو دوره انتخاباتی نباید باعث شود که نیاز به جناح اقلیت نادیده گرفته شود» (حسن غفوری‌فرد) و نظایر اینها، بیانگر دو خطای عمده در تحلیل حماسه 18 خرداد است:
1- فرو کاستن موفق نبودن این جناح در جلب افکار عمومی از عدم درک تغییر گفتمان اقتدارگرا به فرهنگ مردمسالار و نشناختن مطالبات و انتظارات جامعه در چارچوب گفتمان فوق به فقدان تشکیلات آهنین و یا عدم موقعیت‌سنجی در موج سواری بر نقاط عطف افکار عمومی و اصلاح برنامه‌های خود براساس این تغییرات.
2- انحصاری دانستن حق نقد و انتقاد و فقط به خود و نیروهای همسوی خود از یک‌سو و قابل نقد ندانستن نهادها و سازمانهای هم جهت با خود و منحصر کردن حوزه نقد و انتقاد فقط به دولت و دستگاههای اجرایی آنهم البته فقط دولت فعلی.
بعبارتی با تغییر فضای ذهنی و دیدن واقعیات اجتماع و تحولات اساسی پدید آمده در بینش‌ها و نگرش‌ها و پارایم‌های امروز ایران و جهان و پذیرش حق مخالفت و امکان رقابت بعنوان شرط تحقق مردمسالاری و نه نفی مخالفان لذا بنظر می‌رسد تعمیم امکان نقد به همه گروه‌ها و جریانهای سیاسی قانونی که نظام سیاسی موجود را پذیرفته‌اند و همچنین تمایز قائل شدن بین دو مفهوم حکومت و دولت با کشور (حاکمیت دولت ملی) همراه با دیدن واقعیات اجتماعی و در یک کلام با عقلانی شدن سیاست که فرآیندی جمعی است و شاخص‌هایی چون گسترش عرصه عمومی جامعه بعنوان عرصه‌ای متنوع و دارای طیف‌های گوناگون، در کنار فریب‌‌زدایی و افسون‌زدایی، می‌توان به پیروزی‌های واقعی و مستمر آینده امیدوار بود.