تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۴۱۱

سرویس دانشجویان
* در مقطع زمانی 16 آذر 1332، نهضت مقاومت ملی به عنوان یکی از معدود گروه‌های سیاسی فعال شناخته می‌شد. لطفاً به عنوان یکی از اعضای نهضت مقاومت ملی، آن چه از واقعه 16 آذر می‌دانید بیان بفرمایید.
** همان‌طور که می‌دانید، ما از ابتدای تشکیل نهضت مقاومت ملی، پس از کودتای 28 مرداد چند حرکت سیاسی انجام داده بودیم. پس از آن از طریق آقای ناصر صدرالحفاظی،‌ آقای رحیم عطایی که مدیر روزنامه‌ای بود که در راه‌آهن تهران منتشر می‌شد، برای همکاری معرفی شد و با ارتباطی که ایشان با آقای مهندس بازرگان داشت، آقای مهندس بازرگان هم به تدریج تشریف آوردند و در این جریان قرار گرفتند که منجر به اعلامیه‌ای شد که آقایان استادان دانشگاه در آن اعلامیه، انتخابات دوره هجدهم تهران را تحریم و علاوه بر‌ آن با قرارداد نفت مخالفت کردند. پس از آن بود که آقای مهندس بازرگان را بازنشسته کردند.
* ارتباط نهضت مقاومت ملی با دانشجویان چگونه بود؟
** هم‌فکران آقای مهندس بازرگان در زمانی که در دانشگاه حرکت‌های چپ جریان داشت، سازمانی به نام انجمن‌ اسلامی داشتند. البته سازمان رسمی و وسیعی نبود؛ ولی عده‌ای امثال مهندس کتیرابی، طاهری، مهندس شکیبی، مهندس رضوی و... و همچنین پدرانشان از مبارزات دکتر مصدق در بازار تهران و در دانشگاه حمایت می‌کردند و تحت‌تأثیر این فضا بودند. علاوه بر این، گرایش‌های مذهبی آن‌ها نیز موجب شده بود که در این حرکت با هم همکاری داشته باشند و بنابراین در دانشگاه فعالیت‌هایی را شروع کردند. در ضمن نیرو‌های احزاب،‌ مانند حزب زحمتکشان‌، حزب ایران، حزب ملت ایران و حزب مردم ایران‌، تعدادی دانشجو در دانشگاه حضور داشتند. به تدریج یک نیروی مرکزی در دانشگاه ایجاد شد که این نیروی مرکزی از طریق برادران رضوی و دکتر سحابی، همچنین در ارتباط با مهندس بازرگان شروع به همکاری کردند.
این دانشجویان از یک طرف در ارتباط با احزاب بودند و از طرفی با نهضت مقاومت ملی همکاری می‌کردند.
* مسایل دانشگاه در نهضت مقاومت ملی چگونه دنبال می‌شد؟
** کمیته‌ای به نام کمیته دانشگاه تشکیل شد که زیر نظر مهندس رحیم عطایی از حزب ایران بود.
* کمیتة دانشگاه چه زمانی تشکیل شد؟
** همان سه چهار ماه اول پس از کودتای 28 مرداد.
* آیا اولین حرکت پس از کودتا، مربوط به 16 آذر می‌شد؟
** اولین حرکت وسیع بود، اما آن‌ها حرکت‌های کوچکی نیز داشتند. مثلاً کاری که ما در بازار انجام دادیم و بازار را به مناسبت محاکمه دکتر مصدق تعطیل کردیم. قبل از 16 آذر، بازار تهران دوبار تعطیل شد و در جریان این دو مرحله تعطیل عمومی، دانشجویان دانشگاه هم به ما کمک می‌کردند.
* این تعطیلی‌ها به چه علت بود؟
** یکی از این حرکت‌ها از این قرار بود که برخی از دانشجویان و دانش‌آموزان مدرسه دارالفنون و مدرسه مروی را به دلیل پخش تراکت‌های نهضت مقاومت ملی دستگیر کرده بودند و ما تصمیم گرفتیم یک حرکت اعتراضی در دانشگاه به راه بیندازیم. اما فقط توانستیم اعتراض را به جایی برسانیم که پلیس به آقای دکتر سیاسی، رییس دانشگاه تهران تذکر داد و در حدی نبود که بتوانیم دانشگاه را تعطیل کنیم.
این حرکت پیش از 16 مهر بود. در 16 آذر دانشجویان آمدند و در بازار تهران با ما همکاری کردند.
* در زمان محاکمه دکتر مصدق؟
** بله، در جریان محاکمه دکتر مصدق دانشجویان آمدند و هیاهویی به راه‌ انداختند. شعارهای زیبایی هم آوردند و روزنامه اتحاد ملی عکس‌های آن را منتشر کرد. دستگاه احتمال می‌داد که قدرت حرکت به حدی زیاد ‌شود که نیروی بازار و نیروی دانشجویان به سمت زندان لشگر ده‌ زرهی بروند، جایی که آقای دکتر مصدق را در آن محاکمه می‌کردند. به همین دلیل آن روز همه بازار محاصره کردند.
در زمان قتل کریم‌پور‌شیرازی نیز ما و دانشجویان اعتراض شدیدی کردیم. شعار "درود بر کریم‌پور‌شیرازی" و شعارهای بسیار دیگری در دانشگاه سر داده شد. البته تبلور انسجام واقعی، در 16 آذر پیدا شد.
* پس از این حرکت‌ها به واقعه 16 آذر می‌رسیم. آیا 16 آذر یک برنامه از پیش تعیین شده بود؟
** کاملاً! هر کسی هم که غیر از این بگوید، خلط مبحث می‌کند. این یک تصمیم قبلی بود و قرار نبود که حرکت در روز 16 آذر باشد. برنامه برای روز هجدهم بود. چون نیکسون رییس‌جمهور آمریکا روز هیجدهم قرار بود به ایران وارد شود.
گروه‌های نفوذی به حاکمیت اطلاع دادند و آن‌ها هم برای پیشگیری از این کار،‌ واقعه شانزدهم آذر را ایجاد کردند؛ وگرنه قرار بود روز هیجدهم آذر که آقای نیکسون به دانشگاه بیاید و در دانشگاه تهران به او دکترای افتخاری بدهند، روز عزای عمومی اعلام کنیم. تقریباً ما آمادگی پیدا کرده بودیم که حتی هیجدهم آذر، بازار تهران را از صبح تا ساعت 12 در اعتراض به ورود نیکسون به ایران و همچنین دانشگاه را نیز به عنوان این که ایشان قرار است در آن جا دکترای افتخاری بگیرد، تعطیل کنیم.
عظمت این حرکت، حاکمیت را به وحشت انداخت و آن‌ها پیشدستی کردند. تا آن زمان هر روز در دانشگاه تظاهرات مختصری برگزار می‌شد، ولی حاکمیت پیشدستی کرد و خودش این فاجعه را ایجاد کرد تا روز هجدهم آن حرکت بزرگ انجام نشود.
* کمیته دانشگاه برای هجدهم آذر چه برنامه مشخصی داشت؟
** شایع کرده بودند که این‌ها می‌‌خواهند مجسمه شاه را پایین بیاورند. ما چنین تصمیمی نداشتم. سه نفر سخنران تعیین شده بود و قرار بود هنگامی که نیکسون برای دریافت دکترای افتخاری وارد دانشگاه می‌شود، یک اعتراض نشسته داشته باشیم و قندچی هم قرار بود یکی از سخنرانان باشد.
* سخنرانان از خود دانشجویان بودند؟
** بله؛ قرار بود به هیچ وجه کسی از بیرون نیاید. حتی استادان عضو نهضت مقاومت ملی هم قرار بود در آن روز وارد صحنه دانشگاه نشوند.
* بین سایر احزاب و نهضت مقاومت ملی درباره حرکت هیجدهم آذر توافق وجود داشت؟
** تقریباً؛ در واقع دانشجویان سیاسی یکدیگر را می‌شناختند و با هم رابطه داشتند. در واقع این حرکت بیش‌تر خودجوش بود. این که شکل تشکیلاتی داشته باشد و حوزه یا کمیته‌ای باشد و تصمیم بگیرند و نظر بدهند، این‌گونه نبود. ما هنوز به آن‌جا نرسیده بودیم و حاکمیت فرصت چنین کاری را نمی‌داد. هرجا حاکمیت ضربه‌ای می‌زد، ما همه عکس‌العمل نشان می‌دادیم، اما در مسأله 16 آذر، خیلی خوب عکس‌العمل نشان داده شد. در اصل یک حرکت خودجوش بود.
* روز 16 آذر شما کجا بودید؟
** در منزل آقای رحیم عطایی جلسه داشتیم. به مدت شش روز، هر روز از صبح در آن‌جا حرکت‌هایی را که در دانشگاه و بازار می‌شد، بررسی می‌کردیم. نهضت مقاومت ملی یک کمیتة سیاسی داشت که رهبری آن با آقای دکتر عبدالله خان معظمی، رییس مجلس در زمان دکتر مصدق بود. ما به دلیل مسایل خاصی که پیش آمده بود، قرار بود کمیته اجرایی تشکیل بدهیم و شش روز متوالی مسایل دانشگاه را لحظه به لحظه پی‌گیری کنیم. در آن‌جا مسایل پی‌گیری و گزارش آن به آقای عبدالله خان معظمی داده می‌شد.
* روز 16 آذر خبر حمله به دانشگاه به چه صورت به گوش شما رسید؟
** اولین‌بار از طریق دکتر سیاسی مطلع شدیم که پلیس به دانشگاه هجوم آورده است. پس از آن به سمت دانشگاه تهران پیک فرستادیم تا از نزدیک وقایع را مشاهده کنند. بعضی‌ها هم که توانسته بودند فرار کنند، آمدند و ماوقع را شرح دادند، از آن جمله: مهندس چمران، مهندس حاج قاسمعلی و مهندس وفایی گزارش دادند. مهندس وفایی نماینده کمیته نهضت مقاومت ملی در برنامه هجدهم آذر بود.
حدوداً تا ساعت یک بعدازظهر، گزارش‌ها کامل شد و ما درصدد برآمدیم که این مطلب را زنده نگه داریم. اول باید می‌فهمیدیم که چه کسانی کشته شده‌اند، چند نفرند و حالا کجا هستند.
پس از آن برای تشییع، تدفین و بزرگداشت این‌ها، برای ادامه این حرکت و برای تعطیل کردن دانشگاه برنامه‌ریزی کردیم. مثلاً قرار شد فردای‌ آن روز، همه بازوبند مشکی ببندند و یک همبستگی ایجاد شود و کسی سر کلاس‌ها نرود. این امر از طریق بعضی از نیروها به شهرستان‌ها نیز ابلاغ شد. خبرنگاران‌ خارجی را نیز در جریان امر قرار دادیم و خبر واقعه در رسانه‌های خارجی منعکس شد. البته آن روزها انتقال پیام به سادگی امروز نبود. ما برای این که یک خبر روی آنتن جهانی برود، دو روز وقت صرف می‌کردیم.
* برای بزرگداشت واقعه 16 آذر چه برنامه‌هایی دنبال شد؟
** در بدو امر مراسم تدفین بود‍. ابتدا زیر بار تدفین نمی‌رفتند، اما از طریق خانواده‌های آقای بزرگ‌نیا، آقای قندچی و آقای شریعت‌رضوی اقداماتی شد و قرار شد که خانواده‌ها جنازه‌ها را تحویل بگیرند. ما هم تصمیم گرفتیم جنازه‌ها را از دانشگاه تشیع کنیم، ولی موافقت نکردند بالاخره، تمام توان خود را برای اجرای مراسم در امامزاده عبدالله گذاشتیم. نیرویی که بسیج کردیم، نیروی بازار و نیروی دانشگاه بود. جنازه‌ها در ابن‌بابویه تهران شسته شد و سپس از ابن‌بابویه تشیع و در امامزاده عبدالله دفن شد.
پس از دفن، ما همه تلاش خود را برای بزرگداشت آنان در آرامگاه به کار بردیم. در دانشکده‌ها قرار شد اعلام سکوت کنند و در شب هفت، به هیچ وجه سر کلاس‌ها نروند. همه نیز تا هفتم بازوبند مشکی داشته باشند. روز هفتم را هم قرار گذاشتیم که در امامزاده عبدالله جمع شویم.
* از شما به خاطر اختصاص وقت و شرکت در این گفت‌وگو سپاسگزاریم.