این روزها صحبت از بحران آب است و در حالی که سازمانهای آب و فاضلاب شهری مردم را برای مصرف کمتر و معقول آب فرا میخوانند، در گوشه دیگری از کشورمان، یعنی خراسان و مازندران، شاهد وقوع سیلهای مخرب هستیم که در این فصل سال معمولاً کمسابقه است.
کشور ایران در اقلیم خشک و نیمه خشک جهان قرار گرفته و از آن نیز گریزی نیست. خوشبختانه کشور ما به علت کوهستانی بودن، موقعیت ممتازی از نظر بارندگی در خاورمیانه داشته و اگر این کوهها وجود نمیداشتند، کشور ایران از نظر بارندگی در ردیف کشور عربستان سعودی قرار میگرفت که نه تنها هیچ رودخانهای در آن جاری نیست، بلکه از منابع آب زیرزمینی بسیار فقیری نیز بهرمنده است.
گردش آب در طبیعت به ترتیبی است که آب موجود در سطح زمین، دریاها و اقیانوسها در اثر نور خورشید که از آن نیز گریزی نیست، بخار و تبخیر شده، به صورت ابر درآمده، جابهجا شده و به شکل برف و باران به زمین میبارد و در حدود سی و چند بار این فرآیند در طول سال تکرار میشود. موقعیت خاص کره زمین که در واقع کره آب است و کره خورشید سبب میشود که آب در روی این کره جز در قطبین به حالت مایع باشد. اگر فاصله زمین تا خورشید فقط یک درصد کمتر یا بیشتر بود، کلیه آبهای کره زمین، منجمد یا بخار میگردید و هیچگونه حیات از انواعی که با آن آشنایی داریم، بر روی آن ایجاد نمیشد. در جدول (1) میزان بارندگی و تبخیر در پنج قاره جهان و ایران نشان داده شده است.
ارقام درون جدول (1)مبین میانگین قارهها هستند و به توزیع زمانی و مکانی آن نیز که اهمیتی بیش از مقدار کل بارندگی دارد، اشارهای نشده است. از این جدول میتوان نتیجه گرفت که اولاً در هر پنج قاره و ایران میزان بارندگی سالانه بیش از تبخیر است و در نتیجه آبی در دسترس است که مورد استفاده قرار گیرد. ثانیاًً توزیع زمانی بارندگی در قارهها به ترتیبی است که خورشید، فرصت تبخیر آنها را از دست میدهد و ثالثاً توان تبخیری خورشید که در حدود 1130 میلیمتر در سال برای کره زمین است کماکان هل من مبارزه میطلبد و هر جا که پهنه آبی مییابد، اعم از دریا، دریاچه، رودخانه، کشتزارها، نقش خود را با قاطعیت تمام ایفا میکند.
به عبارت دیگر غول تبخیر هنگامی سیر میشود که بتواند سالانه در حدود 1130 میلیمتر آب را از قارهها و اقیانوسها ربوده و به جو زمین برگرداند، توان تبخیری خورشید را بدین شکل میتوان تجسم کرد که اگر سطح کلیه خشکیها را تا ارتفاع 1130 میلیمتر از آب بپوشانیم و بارانی نبارد، کلیه این آب تبخیر میشود. توان تبخیری خورشید در هر نقطه مقدار مشخص و معینی است و تا زمانی که منظومه شمسی به هم نخورده است، مستدام و پایدار است.
اینک قارهها را به حال خود رها ساخته، خاورمیانه را در نظر میگیریم. جدول (2)توزیع آب را در کشورهای خاورمیانه نشان میدهد.
جدول (2) نشان میدهد که فعلا سهمیه سران آب قابل دسترس در ایران از منابع داخلی و در بین کشورهای خاورمیانه،در مرتبه اول است و اگر جمعیت ایران با توجه به توزیع سنی آن در سی سال آینده دو برابر و سپس در صدوبیست میلیون نفر تثبیت شود، سهم سرانه آب از منابع داخلی بیش از هزار مترمکعب برای هر نفر در سال خواهد بود که برای هر گونه فعالیت و توسعه اقتصادی کفایت میکند.
رقم هزار مترمکعب برای هر نفر در سال را گاهی نهادهای اقتصادی سازمان ملل متحد، مبنائی برای توجه دادن کشورها به اعمال مدیریت بهتر بر منابع آبی آنها ذکر میکنند ولی پایه و مایه علمی ندارد و در اتخاذ سیاستهای آبی کشور، از آن همانقدر میتوان سوءاستفاده کرد که حسن استفاده و همانقدر ارزش تحبیب دارد که تهدید. ارقامی از این دست که گهگاهی توسط برخی نهادهای ملی و بینالمللی عنوان میشوند، مانند درآمد سرانه فقط مبین کل کشور است و نه توزیع آن بین افراد و بخشهای مختلف. اگر دو کشور ایران و انگلستان را در نظر گیریم، سرانه آب در دسترس در این دو کشور به ترتیب 2500 و 1400 مترمکعب در سال است. یعنی آب قابل دستیابی در ایران بیشتر از انگلستان است ولی در حالی که فقط یک درصد از آب موجود در انگلستان صرف امور کشاورزی میشود، در ایران نود درصد آب مصرفی در بخش کشاورزیست و یا سهم سرانه آب مردم در مصر، عربستان، اردن، امارات متحده، فلسطین اشغالی که حتی چند برابر کمتر از استانداردهای جهان صنعتی است، عاملی برای فقدان بهداشت عمومی مطلوب نبوده و این اندک مقدور حتی نتوانسته از صنعتی شدن برخی از این کشورها نیز جلوگیری کند.
نکته مهم و امیدبخش درباره منابع آب ایران در این است که سرچشمه تقریباً کلیه آبهای سطحی و زیرزمینی کشور در درون مرزهای کشور قرار دارد و در مقابل هفت میلیارد مترمکعب آبی که از طریق رودخانههای مشترک مرزی به ایران وارد میشود، کمتر از نیمی از آن استانهای غربی کشور خارج میشود که با اجرای طرحهای عمرانی گوناگون، این آب خروجی نیز به تدریج در حال کاهش است. نکته دیگر اینکه اگر در قرن بیستویکم، جنگ بر سر منابع آب درگیرد و خاورمیانه نیز کانون این جنگ باشد، ایران با اتکا به منابع داخلی خود و با اتخاذ سیاستهای درست میتواند در تیررس منازعات و جنگهای موضعی منطقه قرار نگیرد، در حالی که هماکنون نیز شاهد تنشهای مهم مبتنی بر آب بین کشورهای عراق، ترکیه، سوریه، اردن، فلسطین اشغالی، لبنان، مصر، سودان، افغانستان، هندوستان و پاکستان هستیم.
اینک که ترازنامه آب جهان و خاورمیانه را در جداول (1) و (2) دیدیم، بهتر است منابع آب ایران در جدول (3) و با درشتنمائی بزرگتری ببینیم.
از جدول (3) میتوان نتیجه گرفت که در کشور ما تبخیر بالقوه یا توان ذاتی تابش خورشید برای تبخیر آب از نیم متر تا پنج متر در سال نوسان کرده و اقلا دو برابر بارندگی سالانه و تا بیست برابر آن را شامل میشود. به عبارت دیگر اگر در کویر لوت یا مرکزی،حوضی بتنی به عمق پنج متر ایجاد کرده و آنرا پر از آب کنیم، پس از یکسال آبی در آن نخواهیم یافت. بنابراین هر سیاست و مدیریت بهرهبرداری از منابع آب در ایران که آب را به مدت کمتر و در پهنه کوچکتری از زمین بگستراند، فرصت تبخیر و آبربائی را از خورشید میگیرد.
نکته دیگر اینکه یک بارندگی به میزان 300 میلیمتر در سال ولی با توزیع مناسب، از یک رژیم بارندگی 3000 میلیمتری در سال ولی توزیع نامناسب، سودمندتر است و از این جهت در هیچ نقطهای از ایران، حتی در آستارا که بارندگی سالانه به دو متر بالغ میشود، توزیع بارندگی به ترتیبی است که در ماههای تابستان، کمبود آب برای کشاورزی بوجود آید. در ترازنامه آبی ایران، مابهالتفاوت تبخیر واقعی (180 میلیمتر در سال) و 255 میلیمتر بارندگی سالانه در ایران سبب میشود تا در حدود یکصد میلیارد (هزار میلیون) مترمکعب آب در رودخانههای کشور جاری شده و تقریباً به همین مقدار به منابع آب زیرزمینی در آبرفتهای دشتها و سازندهای آهکی کشور بهپیوندد و منابع آب زیرزمینی کشور را تشکیل دهد. برداشتهای فعلی ما از این منابع عبارتست از:
1ـ از رودخانهها:
الف ـ آب تنظیمشده توسط سدها 13 میلیارد مترمکعب در سال
ب ـ آب تنظیمنشده 17 میلیارد مترمکعب در سال
2ـ از منابع آب زیرزمینی:
الف ـ قنوات 10 میلیارد متر مکعب در سال
ب ـ چشمهها 10 میلیارد مترمکعب در سال
ج ـ چاهها 40 میلیارد مترمکعب در سال
3ـ کل کشور 90 میلیارد متر مکعب در سال
بخش عمده منابع آب در غرب کشور از سلسله کوههای زاگرس و از سازندههای آهکی ظاهر میشود ولی چون مطالعه جامعی درباره تشکیلات آهکی کشور صورت نگرفته، از میزان ذخیره و آبدهی آنها آگاهی نداریم، ولی گاهگاهی به منابع خوبی برمیخوریم. آب غار علیصدر در همدان نمونهای از آب تشکیلات آهکی است. بنابراین فعلا سالانه در حدود 90 هزار میلیون مترمکعب از منابع آب کشور به مصرف میرسد که توزیع آن به شرح زیر است:
1ـ کشاورزی 80 میلیارد مترمکعب در سال
2ـ آب مشروب شهری و روستایی 6 میلیارد مترمکعب در سال
3ـ آب مصرفی صنایع و معادن 4 میلیارد مترمکعب در سال
با توجه به اقدامات سودمند وزارت نیرو در مهار آبهای سطحی عمده و بزرگ و وزارتین جهاد و کشاورزی در مهار آبهای سطحی حوزههای آبخیز کوچک، در سالهای آینده با توجه به این نکته که آب کالای یکبار مصرف نیست، بایستی به بازیافت آبهای مصرفشده پرداخت و پس از تصفیه مجدد در درجات مختلف، آنها را بکار گرفت. خوشبختانه از این نظر حدی برای تعداد دفعات تصفیه و مصرف مجدد آب وجود ندارد ولی با هر بار تصفیه، ارزش و بهای تمامشده آن افزایش مییابد. در زمینه کاهش مصرف آب در کشاورزی نیز برنامههای عمرانی وزارت کشاورزی بویژه تبدیل بخشی از آبیاری سنتی به روشهای تحت فشار مانند آبیاری بارانی و قطرهای میتواند به کاهش مصرف آب کشاورزی که بزرگترین مصرفکننده آب در ایران و جهانست، منجر شود.
از طرفی هر سال کشور ما، شاهد بروز میلیاردها مترمکعب سیلاب در نقاط مختلف است که علاوه بر ایجاد انواع خسارات یا در کویرها تبخیر و ناپدید میگردند و یا در جنوب کشور بدون استفاده به خلیجفارس و دریای عمان روانه میشوند. اگر اقداماتی در مسیر این سیلابها در دشتهای مناسب کشور به عمل آید تا فرصتی برای نفوذ آن در خاک و بالاخره تغذیه سفرههای آب زیرزمینی فراهم آید، این منابع میتوانند ذخیره آبهای زیرزمینی را برای بهرهبرداری افزایش دهند. با هدایت آب سیلابها به زیرزمین، سرعت حرکت آنها اقلا ده هزار بار کاهش مییابد و فرصتی برای بهرهبرداری از آنها فراهم میشود. برنامههایی که آقای دکتر آهنگ کوثر در نقاط مختلف ایرانی بانی آن بودهاند، نمونهای از فعالیتهایی است که در آینده با جدیت بیشتر و در پهنههای گستردهتر باید بدان بپردازیم.
درباره آبهای زیرزمینی ایران هرچند گزارشهای فراوان و پراکندهای وجود دارد ولی از کمیت واقعی آن، آگاهی درستی در دست نیست. در گزارشهای طرح جامع آب ایران که توسط ارزندهترین کارشناسان ایرانی و خارجی در دهه پنجاه خورشیدی انجام شد: ذخائر آب زیرزمینی و حد نهایی برداشت مجاز از آنرا کمتر از سی میلیارد مترمکعب برآورد کردند و به همین مبنا، انواع طرحهای عمرانی برنامهریزی گردیده و به مورد اجرا گذارده شد. در حالی که ارقام مربوط به برداشت فعلی در حدود 60 میلیارد مترمکعب یا دو برابر ذخائر آب زیرزمینی است و با آنکه در اغلب دشتها سفره آب پائینتر رفته است ولی افت سطح آب زیرزمینی با این برداشت متناسب نمیباشد.
به عبارت دیگر برآورد ذخیره آب زیرزمینی و برداشت مجاز از آن با واقعیتهای عینی نمیخواند و بنابراین یا در تخمین حجم این مخازن و یا توان آبدهی آنها، اشتباهی رخ داده است. برای مثال، سازمان آب منطقهای کرمان درسال 1350 عنوان کرده بود که اگر برداشت از سفرههای آب زیرزمینی در این استان از 5/1 میلیارد مترمکعب در سال فراتر رود، بایستی آژیر خطر را به صدا درآورد. هماکنون سالانه چهار میلیارد مترمکعب آن از سفرههای آب زیرزمینی این استان برداشت میشود و آژیر خطر نیز به صدا درنیامده است. بنابراین آگاهیهای ما از چند و چون منابع آب زیرزمینی کشور، اندک بوده و اعتمادپذیر نمیباشد.
با توجه به جداول فوق توان گفت که هر چند منابع آب ایران مانند هر کشور دیگر بر روی کره زمین محدود است ولی در خاورمیانه از موقعیت ویژهای برخوردار است و چون برنامهریزی برای منابع محدود صورت میگیرد، لذا در کشور ما برای رفع نیاز معقول، کمبود آب وجود ندارد و برای هدر دادن نیز هیچ منبعی کفایت نمیکند. دیگر اینکه مقدار کل آب موجود در یک کشور به مثابه مقدار کل سپردهها نزد بانکهاست و همانطور که میزان توزیع و گردش پول در بخشهای مختلف مبین موقعیت اقتصادی کشور است، نحوه توزیع گردش و مصرف آب نیز شاخصی است برای تعیین توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور.
اگر در مرحله رشد اقتصادی مصرف سرانه آب افزایش مییابد، در مرحله توسعه اقتصادی قطعا باید کاهش یابد، زیرا رفتار مصرفکنندگان آب اعم از شرب و کشاورزی در برخورد با این مایع و مایه حیاتی مسئولانه و توام با قناعت و غیر مسرفانه خواهد بود. هماکنون میانگین مصرف جهانی آب در حدود 580 مترمکعب برای هر نفر در سال است در حالیکه در ایران برای هر نفر به 1300 مترمکعب در سال بالغ میشود که خود حاکی از اتلاف منابع و بهرهوری اندک است. مصرف آب لولهکشی در تهران نیز پیش از صد مترمکعب آب تصفیهشده برای هر نفر در سال است که از استاندارد مصرف مردم کشورهایی مانند سویس و سوئد که به نظافت و بهداشت شهرهاند، بیشتر است.
پیشنهادات
1ـ در کلیه شهرهایی که بیش از دویست و پنجاه هزار نفر جمعیت دارند، قیمت پایه و افزایش تصاعدی آببها اولا برای مصارف خانگی و اصناف متفاوت گشته و ثانیا به تبعیت از قیمتهای منطقهای زمین شهری در مناطق مختلف، متفاوت گردد.
2ـ تا چهل سال پیش که برای اولین بار لولهکشی آب تهران آغاز شد، معمولاً جوانان برومند هر خانواده در حوالی نیمه شب و با قرار قبلی با میرابهای محل، آب جوی را که در واقع در شمال شهر آبی به لجن آلوده و در جنوب شهر، لجنی به آب آلوده بود، به آبانبارهای خانهها هدایت میکردند تا پس از تهنشینی رسوب، از آن برای شستشو استفاده کنند. هر روز بامداد نیز گاریهایی که با اسب یا استری کشیده میشدند، آب قنوات شاه و فرمانفرما را به بهای هر سطل بیست لیتری، دو ریال به خانهها تحویل میدادند که منحصرا صرف شرب و پختن غذا میشد. در آن زمان هر دلار با سی و دو ریال مبادله میگردید و در نتیجه ساکنان چهل سال پیش تهران برای هر مترمکعب آب آشامیدنی تصفیهنشده، یکصد ریال یا معادل سه دلار آن هم با جان و دل میپرداختند. اگر افزایش قیمتی برای آب در این چهل سال در نظر نگیریم، هر مترمکعب آب با کیفیت آب قنوات تصفیهنشده چهل سال پیش، سه دلار، یا دوازده هزار ریال میگردد که با کمال تأسف بهای فعلی آن، دویست ریال برای هر مترمکعب آب تصفیهشده است. بنابراین لازم است قیمت پایه آب در تهران و سایر شهرستانهایی که بیش از دویست و پنجاه هزار نفر جمعیت دارند، اقلا هر مترمکعب دو هزار ریال تعیین گردیده و هر گونه یارانه و بخشودگی تا هشت مترمکعب در ماه که فعلاً اعمال میشود، حذف گردد.
بدیهی است که به دلائل توجیهی بالا برای مصارف بیشتر، بهای هر مترمکعب به طور تصاعدی تا دوازده هزار ریال قابل افزایش است که با توجه به پیشنهاد اول در مناطق مختلف شهر، متفاوت خواهد بود. شایان ذکراست که با افزودن کمی مواد رنگی، قند و گاز کربنیک به یک مترمکعب آب و تبدیل آن به نوشابه، هر مترمکعب از آن، اقلا یکصد هزار تومان به فروش میرسد، در حالی که ارزش مواد افزودهشده به یک مترمکعب آب برای تبدیل آن به انواع نوشابهای گازدار از پنجاه هزار ریال فراتر نمیرود و نودوپنج هزار تومان ارزش افزوده است که به خاطر ماهیت وجودی هر مترمکعب آب در پای کارخانه ایجاد میشود.
شاید بزرگترین اشتباه برنامهریزان تامین آب تهران این بود که به جای فروش آن به صورت بطری، آنرا در لوله کردند. بهای ناچیز فعلی آب شهری، شاید مهمترین انگیزه اسراف آن است. اینکه از یک طرف اعلام داریم. بارندگی ایران 3/1، بارندگی جهان و تبخیر بالقوه از منابع آب و کشتهای آبی اقلا دو برابر میانگین جهانی ولی بهای آن 30/1، ارزانترین آب بهایی است که حتی مردم کشورهای جهان سوم میپردازند، نوعی نقض غرض است. هرچند اسراف یا صرفهجویی در آب میتواند مبانی فرهنگی داشته و تحت تأثیر آن قرار گیرد ولی تجربه در کلیه کشورها نشان داده است که در تعدیل مصرف آب، هیچ عاملی مانند بهای آب، نقش تعیینکننده ندارد. در چند کشور پیشرفته اروپا که شرکتهای آب و فاضلاب شهری در ده سال گذشته خصوصی شده و از بخش دولتی خارج گشتهاند، ارزش سهام این شرکتها اقلا دو برابر و آببها، اقلا 80 درصد افزایش یافته است.
چند سال پیش که نگارنده مسئولیتی در این زمینه در سازمان برنامه و بودجه داشتم به دولت پیشنهاد کردم که وزارت نیرو میتواند فقط از طریق تعیین یک نرخ واقعبینانه برای مصارف آب شهری، اعتبار لازم را برای کلیه طرحهای عمرانی بخش آب آن وزارتخانه تأمین نماید و هماکنون نیز این فرصت بهتر از هر زمان دیگر فراهم است.
3ـ چون در شرایط حاضر، امکان احداث شبکه آب خام برای مصارف غیر شرب و بهداشتی در تهران و سایر شهرهای بزرگ وجود ندارد، لذا توصیه میشود در مناطق مختلف شهرها، به تدریج حفر چاه آب و تجهیز آن اجباری شده و در مورد مشترکین جدید سازمانهای آب و فاضلاب، اتصال به شبکه آب شهری پس از حفر چاه آب و تجهیز آن به پمپ صورت گیرد.
4ـ در کلیه شهرهایی که جمعیت آنها بیش از 250 هزار نفر است، پلیس آب ایجاد شود. وظیفه پلیس آب این است که هر انشعابی را به دلیل سوءاستفاده از آن در جهت آبیاری بیرویه فضای سبز، شستشوی حیاط منازل، پیادهرو، خیابانها، اتومبیل،... برای مدتی قطع کرده و نصب مجدد آنرا با جریمه قابل توجهی توام سازد.
5ـ نصب شیر و انشعاب بیش از نیم اینچ در فضای باز و پارکینگ خانهها صرفنظر از تعداد طبقات و وسعت زمین، غیر قانونی اعلام شود. فعلا اغلب انشعابات این فضاها، 4/3 یا یک اینچ بوده و این انشعابات اقلا چهار برابر انشعاب نیم اینچ آب را هدر میدهند. به عبارت دیگر یکساعت استفاده از چنین انشعابی برابر چهار ساعت استفاده از شیر دستشویی یا حمام و آشپزخانه است.
6ـ تولید و مصرف مخازن سیفون توالتها که مشابه مخازن کشورهای غربی با ظرفیت بیست لیتر ساخته و بکار گرفته میشوند، ممنوع اعلام شده و در کلیه خانههایی که از این مخازن استفاده میکنند، خواسته شود که در انباره این مخازن چند آجر قزاقی با چند بطری پر از آب با در بسته، جاسازی شوند تا با هر بار کشیدن سیفون، حجم آب جابجا شده، اقلا شش تا هشت لیتر کاهش یابد. از سازندگان این مخازن نیز که میراثی از آغاز قرن بیستم است، خواسته شود تا شناور آزادسازی و تخلیه آب را مدرج و پلکانی کرده و یا حجم انبارهها را به نصف کاهش دهند. هیچ دلیل بهداشتی وجود ندارد که برای رهایی از بوی نامطبوع یک استکان ادرار، مصرف یک سطل آب تصفیهشده را توجیهپذیر کند.
7ـ از مهندسین معمار و تاسیسات خواسته شود تا در طراحیهای خود به ترتیبی آب مصرفی آشپزخانه را به انباره آب سیفون توالت و یا باغچههای منازل هدایت کنند.
8ـ سازمان آب و فاضلاب تهران باید به مردم تهران یادآور شود که اگر حتی کلیه بارندگی جهان فقط در تهران صورت گیرد، باز هم توان ذخیره آب برای مصرف شهروندان تهرانی از ظرفیت مخازن سه دریاچه سد کرج، لار و لتیان تجاوز نمیکند و افزایش چند نوبت بارندگی در هر فصلی از سال مجوزی برای اتلاف و تباه کردن آن نیست.
و بالاخره در کشورهای پیشرفته که سرانه آب آنها بیش از ایران و اینک علاوه بر نمونههای غربی، نمونههای شرقی آن نیز موجود است، مردم در مصرف آب به نکات زیر توجه اکید و مسئولانه دارند.
1ـ از انداختن کاغد توالت، ته سیگار، دستمال کاغذی،... در توالتها و آبریزگاهها خودداری کرده و آنها را در سطل زباله جای میدهند تا نیازی به کشیدن سیفون پیش نیاید.
2ـ هنگام استحمام مخصوصا در ضمن مصرف شامپو و صابون، شیر آب حمام را میبندند.
3ـ هنگام زدن مسواک و اصلاح صورت شیر آب را میبندند.
4ـ برای بیرون آوردن یخ از قالب یخ با ذوب مواد منجمد، آنها را از چند دقیقه تا چند ساعت زودتر در هوای آزاد میگذارند و زیر شیر آب نمیگیرند.
5ـ سبزیجات و میوهها را در ظرفی شسته و آب آنرا برای آبیاری گلدانها و فضای سبر بکار میبرند.
6ـ اگر از ماشین ظرفشویی استفاده میکنند، زمانی آنرا بکار میاندازند که کاملاً پر شده است. هر بار راهاندازی ماشین، اقلا صد لیتر آب مصرف میکند.
7ـ اگر ظرفها را با دست میشویند، آنها را همراه مواد پاککننده در سینک پرآب آشپزخانه جمع کرده، همانجا پاک کرده و سپس با آب جاری آبکش میکنند.
8ـ اگر لباسها را با ماشین رختشویی میشویند، هنگامی آنرا روشن میکنند که تا ظرفیت نهایی پر شده است. هر بار که ماشین روشن میشود تا دویست لیتر آب مصرف میکند.
9ـ اگر لباسها را با دست میشویند، در طشتی ابتدا البسهای را که کمتر چرک هستند، شسته، سپس در همان آب، البسه چرکتر را میشویند و با آب تمیز آب میکشند.
10ـ چمن، باغ و باغچه را صبح زود آب میدهند که تبخیر کمتر است.
11ـ از آب به عنوان جارو که متاسفانه در تهران بیش از هر جای دیگر ایران متداول است استفاده نمیکنند.
12ـ اگر از استخر در هوای آزاد استفاده میکنند، پس از استفاده روی آن را با نایلون میپوشانند تا تبخیر کاهش یابد.
13ـ کنتور آب را مرتباً در حالی که کلیه شیرهای مصرف بسته است، کنترل میکنند تا از نبود نشت آب از لولهها، مطمئن شوند.
14ـ در مواردی که دولت، مردم را به صرفهجویی بیشتر در مصرف آب دعوت میکند، بدان لبیک میگویند، زیرا برای هر بار تخطی از این قوانین بهای گزافی باید بپردازند. مثلا در انگلستان برای هر بار مصرف بیرویه، معادل پانزده روز حقوق یک کارمند معمولی، جریمه میشوند و یا در یونان قیمت آببها برای هر مترمکعب آب مصرفی یک خانوار نسبت به مازاد پانزده مترمکعب در ماه، بیست برابر افزایش مییابد.
در پایان بار دیگر با شکرگزاری به درگاه خداوند که چنین نعمت و ذخائری از آب را به ما ارزانی داشته و اینکه مقدار آن حتی برای یک جمعیت یکصدوبیست میلیون نفری و متناسب با استانداردهای جهانی، بیش از حد کفایت و مصرف معقول است، لازم است در رفتار و ایستار خود نسبت به مصرف آب تجدیدنظر کرده، اتلاف و تباهی آن را به علت ارزانی بیش از حد آن، از فرهنگ خود بزدائیم و بخاطر داشته باشیم که قرن بیستویکم فارغ از اینکه جمعیت جهان و ایران تا چه حد افزایش یابد، قرن دشواری خواهد بود و الگوی کمی و کیفی مصرف دگرگون و کاهش خواهد یافت و فقط مردم جوامعی که با مواهب طبیعی خود برخوردی بسیار مسئولانه داشته باشند، از یک زندگی متعادل همراه با قناعت برخوردار خواهند شد، زیرا علاوه بر کاهش سرانه منابع اعم از طبیعی یا تولیدی که افزایش جمعیت ناشی میشود، گرم شدن احتمالی کره زمین نیز مشکلاتی را عرضه خواهد کرد.
خوشبختانه با توجه به نتایج مدلهایی که درباره تغییرات اقلیم در قرن آینده به دست آمده است، محتملا مناطق کویری و مرکزی ایران، خشکتر ولی سایر نقاط ایران از بارندگی بیشتر به میزان تا ده درصد برخوردار خواهد شد، هرچند که رگبارها و سیلابها نیز با شدت و حدت بیشتری رخ داده و عملکرد اغلب کشتها نیز افزایش خواهد یافت.