دکتر علی مطهری
مسأله پوشش اسلامی در جامعه ما چند سالی است که به دلایل مختلف رنگ باخته است و میرود کهمسأله بیحجابی به صورت یک امر عادی و طبیعی درآید. اگر ده سال پیش برخی مناظر ازپوشش بانوان را مشاهده میکردیم منقلب شده و شاید عکسالعمل نشان میدادیم و گاه شبخوابمان نمیبرد، اما اکنون در شبانه روز دهها از آن موارد میبینیم و بیتفاوت بهکارمان ادامه میدهیم و این فکر هم تقویت شده است که کاری نمیشود کرد. ذکر ایننکته ضروری است که وضع حجاب در کل کشور و در مجموع خود مطلوب است اما نظر به افزایشموارد ناهنجار در برخی شهرهای بزرگ، لازم است دستی از آستین بیرون آید و کاری بکند.خوشبختانه نیروی انتظامی طرحی را در این زمینه در دست اجرا دارد. از نظر نگارندهنکات دقیقی باید در چنین طرحی رعایت شود. ابتدا مقدمهای در چند بند ذکرمیکنیم:
1.پوشش اسلامی از ضروریات دین اسلام است و قابل انکار نیست.
2. نظر به اینکه این دستور اسلام آثار مستقیم اجتماعی دارد، اجرای آن نیاز به نظارت دارد و با احکامی مانند نماز و روزه قابل قیاس نیست.
3. نظارت بر این مسأله به عهده مردم و دولت اسلامی است و مبنای آن اصل مترقی امر به معروف و نهی از منکر است. این اصل تا آنجا که نیاز به اعمال زور نیست وظیفه مردم است و آنجا که مستلزم اعمال زور است به اجماع فقها وظیفه دولت اسلامی است.
4. اعمال قدرت قانونی در این گونه مسائل. در موارد ضروری عین آزادی است. همان طور که در بهداشت عمومی، اجبار در واکسن زدن امری ممدوح تلقی میشود یا در فرهنگ عمومی، اجبار در سوادآموزی امری پسندیده به شمار میرود و مغایر با آزادی نیست، اجبار در برخی مسائل فرهنگی از قبیل نوع پوشش انسانها برای آن که بنیان خانواده محفوظ بماند نیزامری پسندیده و عین آزادی است.
5. اعمالنظر در نوع پوشش مردم از طرف حکومتها چیزی نیست کهمنحصر به ایران باشد، در اکثرکشورهای جهان قانونی در این زمینه وجود دارد منتها حدود آن متفاوت است.
6. فلسفهپوشش اسلامی دردرجه اول استحکام بنیان خانواده است. اسلام میخواهد هرگونه التذاذ جنسی اعم ازبصری، سمعی، لمسی و غیره محدود به کانون خانواده باشد و اجتماع محیط کار و فعالیتباشد، لذا با کار اجتماعی بانوان مخالفت نکرده اما برای آن شرایطی قرار داده است:پوشش اسلامی، عدم اختلاط با مردان و پرهیز از هرگونه رفتار تحریکآمیز. دولت اسلامیموظف است محیط مناسب برای فعالیت اجتماعی بانوان فراهم کند، والا ایبسا کهضرر این فعالیت ها از نفع آنها بیشتر باشد. دولتهای قبلی بیشتر تشویق به کاراجتماعی زنان میکردند و کمتر به ایجاد محیط مناسب توجه داشتند. به تعبیر شهید آیتالله مطهری این همدوشیها با مردان، اگر ضوابط رعایت نشود، گاه منجر به همآغوشیهامیشود.
7. باتوجه به فلسفهپوشش اسلامی کهعدم تحریک جنسی در جامعه باشد، پوشش اسلامی شامل مردان نیز میشود گرچه حکم حجاب بهحسب طبیعت زن که میل به خودنمایی دارد بیشتر متوجه بانوان است. مردان نیز حق ندارندبه گونهای لباس بپوشند که توجه زنان را به خود جلب کنند. دولت اسلامی در این زمینهنیز وظیفه نظارت دارد.
8. مسألهرقابت ذاتی میان بانوان در خودنمایی را نباید کوچک در نظر گرفت. اگر یکپوشش استاندارد ومعین در کار نباشد این رقابت شدت پیدا میکند. معمولاً زن. قطع نظر از این که خودرا به سلاح تقوا مجهز کرده باشد. تحمیل ندارد که زن دیگری زیباییها و جاذبههایخود را به نمایش بگذارد و او که احیاناً زیباتر و جاذبتر است چنین نکند. درسالهای اول انقلاب که قانون حجاب مطرح شده بود، بسیاری از بانوان به اصطلاح متجددو بیتوجه به پوشش اسلامی در مصاحبههای خود با رسانهها تشکر میکردند که ما را ازرقابت طاقتفرسا با یکدیگر نجات دادید. میگفتند ما قبلاً برای آن که از رقبای خودمثلاً در اداره عقب نمانیم باید صبح بلند میشدیم و انواع آرایشها میکردیم و لباسجدید میپوشیدیم، اما شما با قانون حجاب که مثلاً همه بانوان باید با شلوار ومانتوی بلند و راحت و بدون آرایش در محل کار حاضر شوند ما را راحت کردید.
9. نتیجهبیحجابی و بیبندوباری را باید در غرب دید. انسان عاقل همواره از وقایع تاریخیعبرت میگیرد و از نظر قرآن نیز یکی از منابع شناخت، تاریخ است. در غرب، خانوادهمفهوم خود را از دست داده است و بیش از آن که بر پایه عواطف زن و مرد استوار باشد،مانند شرکتهای تجاری برقرارداد اجتماعی استوار است و بسیاری از پیوندهای خانوادگیمیان زن و شوهر به زور قانون از ترس حمایت دولت از زن یا مرد برقرار مانده است.ظاهر زندگی آنها ملاک نیست، باید به باطن آن نفوذ کرد. اما ممکن است خدشه شود که ماهم مشکلاتی در این زمینه داریم. پاسخ این است: علت مشکلات ما در مسأله خانواده آناست که به اسلام به طور کامل عمل نمیکنیم، بخشی از آن را عمل میکنیم و بخشی رامهمل میگذاریم. نظام خانوادگی اسلام یک کل تجزیهناپذیر است. همه اجزاء آن با همنتیجه میدهند. مثلاً ازدواج در سالهای آغاز جوانی، تشریفات ساده ازدواج، اهمیتدادن به انتخاب دختر یا پسر، عدم اختلاط دختران و پسران و به طور کلی زنان و مرداندر برنامههای اجتماعی، حمایت دولت از زن آنجا که مرد میخواهد از حقوق خود مثلاًحق طلاق سوء استفاده کند، طمع نکردن مرد به محصول کار زن و از این قبیل، اجزاء ایننظام را تشکیل میدهد که همه با هم باید عمل شوند، اگر برخی را مطابقاسلام و برخیرا مطابق فرهنگ غرب عمل کردیم نتیجه نخواهیم گرفت.
10.قطعاً دنیای غرب که آزادی در قاموس آن بیشتر آزادی حیوانی است تا آزادی انسانی، درمقابل نظارت بر پوشش مردم موضع خواهد گرفت و در پشت پرده نفاق به عوامفریبی خواهدپرداخت، اما ما باید در عقیده و موضع خود استوار باشیم و بر این نکته پافشاری کنیمکه تأکید بر پوشش مناسب، عین آزادی انسانی است هر چند با آزادی حیوانی منافاتدارد، و ما شما غربیها را نیز به این راه دعوت میکنیم تا مشکلات خانوادگی واجتماعیتان که بسیاری از متفکرانتان نیز نگران آنند کمتر شود.
امانکاتی که باید در طرح مبارزه با بدحجابی رعایت شود: بدیهی است که اولین گام، جلبنظر بانوان است. تا خود آنها نخواهند، کاری انجام نخواهد شد. بنابراین لازم است باآنها دوستانه صحبت شود و فلسفه پوشش اسلامی به درستی برای آنها بیان گردد. حتی لازماست جلساتی با حضور بانوان سهلانگار در مسئله حجاب تشکیل و با آنها مستقیماً صحبتشود و به حرف آنها نیز گوش داده شد. در این مرحله نقش صدا و سیمان اساسی است. درگام بعد نیاز به موارد ذیل است:
1. مرکزیتأسیس شود برای آموزش آمران به معروف و ناهیان از منکر در باب حجاب (میتوان ازمراکز موجود استفاده شود.) فقط این افراد با کارت ویژه حق دخالت خواهندداشت.
2. حجاباستاندارد (شلوار و مانتوی راحت بلند حداقل تا زانو، و روسری یا مقنعه، و به طریقاولی چادر، بدون تأکید بر رنگ خاص) معرفی شود.
3. دولتاز ورود مراجعان با پوشش ناهنجار (مثلا شلوار تنگ و بلوز برای بانوان و شلوار تنگ وسینه باز برای آقایان) به ادارات دولتی جلوگیری کند. این نظارت باید در اماکنیمانند فرودگاهها نیز اعمال شود.
4. درپارکها امکانات لازم و اختصاصی برای ورزش صبحگاهی بانوان و احیاناً دوچرخه سواری وبدمینتون و پینگپونگ و غیره فراهم شود به طوری که بتوانند بدون حجاب به ورزشبپردازند.
5. درساحل دریا تأسیسات ویژه شنای بانوان به تعداد مورد نیاز برقرار شود. و در فصلتابستان نظارت بر ساحل دریا جدی گرفته شود.
6. زنانی که به قصد جلب مشتری در خیابانها پرسه میزنند بازداشت و به مرکزی که فقط توسطبانوان اداره میشود تحویل داده شوند. بدیهی است که برخورد با آنها میتواند ازتذکر و راهنمایی تا جریمه نقدی و حتی زندان برای افراد حرفهای تنوع داشته باشد.
7.برخی از مؤسسات آموزش عالی به دلیل کمبود جا و اختلاط دختر و پسر زمینهساز انحرافشدهاند، ممکن است بتوان برخی از این دانشکدهها را پسرانه یا دخترانه اداره کرد.عبور از کنار این گونه دانشکدهها انسان را به یاد کاخهای جوانان زمان رژیم شاهمیاندازد که برای خواب کردن نسل جوان تأسیس شده بود.
8. در همه دانشگاهها اعم از دولتی و آزاد، مسأله نظارت بر پوشش اسلامی دختر و پسر و عدمآرایش بانوان، از درب ورودی دانشگاه تا مکانهای دیگر جدی گرفته شود و افراد معاندکه بر کار خود اصرار میورزند به کمیته انضباطی معرفی شوند.
9. در برخورد با موارد ناهنجار پوشش، از تجسس در احوال شخصی مردم پرهیز شود. مثلاً ممکناست دختر و پسر جوانی با لباس مناسب در حال قدم زدن باشند؛ مجاز نیستیم که بررسیکنیم آیا آنها با هم محرمند یا خیر. در مقابل،ممکن است زن و شوهری با لباس ناهنجاردر حال قدم زدن در خیابان باشند، در اینجا مجازیم که با آنها برخورد مناسب داشتهباشیم.
10. بازرسی از اماکن عمومی فرهنگی مثل مؤسسات پخش محصولات تصویری یا بازیهای رایانهای و نیز برخورد با دستفروشان فیلمهای مخرباخلاق جامعه و ویران کننده خانوادهها جدیتر گرفته شود.
بدیهیاست که کارهای زیربنایی و مبارزه با علل به جای مبارزه با معلولها به قوت خود باقیاست و هیچ یک نباید جای دیگری را بگیرد. مثلاً تأسیس ورزشگاهها و اساساً ترویج ورزشهمگانی و تأسیس کتابخانهها و امکانات تفریحات سالم و به طور کلی پر کردن اوقاتفراغت مردم خصوصاً جوانان به طوری که بیهدف در خیابانها پرسه نزنند کمک شایستهایبه سلامت اخلاقی و پوشش مناسب آنها خواهد بود. سخن در این است که علاوه بر این گونهفعالیتها نیاز به آن گونه نظارتها نیز هست، زیرا به هر حال عدهای هستند که تحتتأثیر ماهوارهها و غیره میخواهند زندگی انسانی داشته باشند.
روشن است که طرح فوق قابل کامل شدن است. لذا از نظرات همه دردمندان استفاده خواهد شد.