تاریخ انتشار : ۰۹ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۶۶۷

شواهد و مستندات بسیاری دال بر هدفمند بودن پروژه ترور شهید«صانع ژاله» وجود دارد که در یک مدل‏سازی متناظر با پروژه‏ قتل «ندا آقاسلطان» در اوج فتنه‏ 88 برابری می‏کند؛ به این‏ترتیب می‏توان نقش امریکا و اسرائیل را در فراخوان 25 بهمن تبیین کرد.
پروژه کشته‌سازی یکی از اقدامات دشمنان انقلاب اسلامی در فتنه 88 بود. این پروژه ابتدا در 25 خرداد 88 با تهاجم سازمان‌یافته به یک حوزه مقاومت بسیج در غرب تهران کلید خورد.
این توطئه بسیار پیچیده سپس در خرداد 88 با قتل «ندا آقاسلطان» در حوالی امیرآباد تهران و انعکاس بسیار گسترده آن در رسانه‌های بیگانه، مجازی و دیجیتالی وارد مرحله‌ای جدید شد.
فتنه‌گران و گروهک‌های ضد انقلاب در ادامه پروژه کشته‌سازی، با اعلام کشته شدن 72 نفر و عملیاتی‌ نمودن سناریوی جنگ روانی «ترانه موسوی» و «سعیده پورآقایی»، عملیات فریب و دستکاری افکار عمومی را پیچیده‌تر ساختند.
پیرامون چرایی اجرای سناریوهای نامبرده شده به اختصار می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
1. نامتعادل سازی روانی جامعه و اعتمادزدایی از افکار عمومی
2. تزریق هیجانات کاذب به جامعه و بسترسازی برای شورش‌گری
3. بهانه‌سازی برای تداوم‌بخشی به اردوکشی خیابانی و شورش‌گری
4. متهم ساختن نظام به کشتار و مشروعیت‌زدایی از حاکمیت
5. اعتبارزدایی از نهادهای انتظامی، امنیتی و منفعل ساختن آنان
6. بسترسازی برای جنگ روانی پردامنه و فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران
7. ایجاد پشتوانه بین‌المللی برای جریان فتنه
تقارن شهادت «صانع ژاله» با برخی رخدادها، از یک‌سو تداوم پروژه کشته‌سازی را به اثبات می‌رساند و از سوی دیگر به رمزگشایی از آن کمک شایانی می‌نماید.
ندا آقا سلطان
در میان سوژه‌های پروژه کشته‌سازی، دو مورد بیش از سایر سوژه‌ها قابل تأمل میباشد: ندا آقا سلطان و صانع ژاله
«ندا آقا سلطان» در سال‌روز اعلام جنگ مسلحانه منافقین (30 خرداد 60) علیه نظام جمهوری اسلامی در یک سناریوی بسیار پیچیده به قتل رسید. با رمزگشایی از اجرای این قتل هدفمند، نکات زیادی روشن می‌گردد که بارزترین آن، نشانه رفتن «فصل‌الخطاب» بودن رهبری است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در 29 خرداد 88 در خطبه‌های روشنگرانه نماز جمعه تهران، با تأکید بر بازگشت به مسیر قانون، خواستار پایان‌دادن به اردوکشی‌های خیابانی گردیدند.
این تدابیر از منظر گروهکهای ضد انقلاب و بیگانه می‌توانست پایانی بر شورش‌گری باشد؛ از اینرو با اجرای قتل هدفمند «ندا آقا سلطان» و انعکاس گسترده آن در رسانه‌ها و همچنین تداوم‌بخشیدن به پروژه کشته‌سازی، بهانه و بستر لازم را برای شورش‌گری مهیا نمودند.
صانع ژاله
در ادامه این روند، با شهادت «صانع ژاله»، دانشجوی دانشگاه هنر در 25 بهمن 89 فاز جدید پروژه کشته‌سازی با ترور هدفمند وی کلید خورد.
تقارن شهادت «صانع ژاله» با رخدادهای زیر، از یکسو تداوم پروژه کشته سازی را به اثبات می‌رساند و از سوی دیگر به رمزگشایی آن کمک شایانی می‌نماید.
صانع ژاله از برادران سنی و کرد بوده است
وی در 25 بهمن مقارن با سالگرد اعلام موجودیت «گروهک ضد انقلاب کومله» به شهادت رسیده است
صانع ژاله همزمان با ورود آقای «عبدالله گل»، رئیس جمهور ترکیه در تهران ترور شد
25 بهمن مقارن با برخورد ترکیه با «عبدالله اوجالان»، سرکرده «پ.ک.ک» می باشد
اهداف
با این توضیحات، به نظر می رسد فاز جدید پروژه کشته سازی در چارچوب سناریوی کلان امریکایی- صهیونیستی پاسخ به تحولات منطقه ای در مبدأ، عملیاتی شده که اهداف زیر را مورد نظر داشته است:
1. بی ثبات سازی محیط داخلی و مشغول سازی ایران
2. استمرار بخشیدن به آشوب های خیابانی و گسترده ساختن ابعاد آن به لحاظ جغرافیایی و قومی- فرقه ای
3. تأثیرگذاری بر محیط دانشگاه ها در راستای ایجاد آشوب در کشور
4. تحریک افکار عمومی در کردستان ترکیه، همزمان با سفر آقای «عبدالله گل» به تهران و تأثیرگذاری بر مناسبات ایران و ترکیه
5. سایر اهداف پیش گفته در چرایی اجرای سناریو کشته سازی
بنابراین با بازگشایی جعبه سیاه پروژه کشته سازی و ترور «صانع ژاله»، از یک سو می توان آشوب های 25بهمن 89 و ترور نام برده شده را تحلیل نمود و از سوی دیگر نقش امریکا و رژیم صهیونیستی را در فراخوان 25 بهمن تبیین کرد.