عماد افروغ، رییس کمیسیون فرهنگی و نماینده تهران در مجلس با حضور در ایسنا، به سوالات خبرنگار آن پاسخ گفت.
نماینده تهران در مجلس، در خصوص حد مصلحت گفت: شخصا معتقدم برای استقرار یک نظام سیاسی توجه به مصلحت لازم است؛ لذا فکر میکنم یکی از شاهکارهای امام(ره) عنایت ایشان به مسأله مصلحت بوده، اما باید دقت کنیم که ایشان چه نگاهی به مصلحت داشتند و حد و قدر و اندازه مصلحت در اندیشه ایشان چه قدر بوده است و عطف به چه نیاز، چه مبانی فلسفی و تئوریکی این مسأله در اندیشه امام(ره) مطرح شده است.
وی مبانی فلسفی حضرت امام(ره) را همان نگرش صدرایی دانست و گفت: اگر بخواهیم مقایسهای بین اندیشه مرحوم امام(ره) و ملاصدرا داشته باشیم، با توجه به این که ملاصدرا خود یک نظام مستقر را تجربه نکرد، باید بگویم که امام(ره) پس از آن که با آموزههای ملاصدرا انقلابی به پا کرد متوجه یک مسأله به نام جامعه شد. یعنی در فلسفه اجتماعی امام(ره) عنصری متمایز از اندیشه ملاصدرا، به نام "جامعه" وارد میشود.
این استاد دانشگاه، در ادامه گفتوگو با ایسنا اظهار داشت: نیاز به پژوهشکدههای خاص و روش شناسیای داریم که در ذیل آن، مصلحتهای نظام را تشخیص دهند.
افروغ با بیان این که مرکز تحقیقات استراتژیک، بیگانه با دبیرخانه عمل میکند، گفت: اگر قرار است که مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در ارتباط با این مصلحتسنجیها عمل کند، همگان میدانند که الان به صورت یک مجمعالجزایر است یعنی مرکز تحقیقات استراتژیک کاملا بیگانه با دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت است.
به گفته وی، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، صرفا تحقیقات کوتاه مدت و میان مدت انجام میدهد تا پشتوانه تحقیقاتی را برای این سیاستها تعیین کند و این سیاستها در جلسه مجمع تبدیل به مصوبه میشود، اما متأسفانه تحقیقات کلان نگرتر، نظریتر و بنیادیتر به پشتیبانی این سیاستها نمیآید.
به گفته این نماینده مجلس، نمیتوانیم به عنوان یک منصف نادیده بگیریم که بعضی از شعارهایی که در دوران حاکمیت دوم خرداد داده شد، ربط و پیوندی با شعارهای انقلاب اسلامی نداشت.
به اعتقاد وی، بحث لیبرالیسم و سکولاریسم و جدایی دین از اخلاق و سیاست و ماکیاولیسمی که در محافل تئوریک بسیاری از دوم خردادیها و مراکز دولتی شاهد بودیم و نیز رفتارها و سیاستهایی که میدیدیم، سنخیتی با انقلاب اسلامی نداشت.
افروغ با بیان این که اباحهگرایی دولتی، ریشه در یک پراگماتیسم کور دارد، ادامه داد: وقتی روزنه و منفذی ایجاد میکنید و روز به روز این منفذ بزرگتر میشود، ناگهان شاهد نقد برون گفتمانی میشوید که اصولا از جنس انقلاب اسلامی نیست و بعد میبینید که در نظام مستقر شما، افرادی رخنه کردهاند که میخواهند از امکانات و فرصتهای دولت در جهت حاکمیت بخشیدن به امری که چندان سنخیتی با انقلاب اسلامی ندارد، استفاده کنند.
وی ادامه داد: هر قدر که کسانی مدعی حقوق انسانی و آزادیهای اساسی باشند، احساس میکنند که این شعارها در بطن و متن انقلاب اسلامی نهفته است و مانیاز به این نداریم که با گفتمان یک سویهی فرد گرایانه افراطی لیبرالیستی، مدافع حقوق فردی باشیم.
این استاد دانشگاه، اصالت به حقوق انسانها را هم پای اصلات قائل شدن برای حقوق جامعه و گروهها دانست و با بیان این که در این امر نگاه یک سویه نداریم، گفت: چه میشود که از بطن انقلاب اسلامی و در چارچوب نظام سیاسی مستقر، حرفهایی شنیده میشود که برون گفتمانی هستند.
وی این امر را مربوط به فضای مفرط مصلحتگرایی و پراگماتیزم و عملگرایی در کشور و سکوت، توجیه، تطهیر و تقدیس بسیاری از سیاستها و رفتارها توسط روشنفکران دانست و تصریح کرد: اگر ما نقد به ویژه نقد درون گفتمانی میداشتیم، اگر بین نظام سیاسی مستقر و سیاستها و رفتارهای دولتمردان به معنای اعم آن و انقلاب اسلامی و گفتمان آن، تمایز قائل میشدیم و انقلاب اسلامی را محک داوری این سیاستها و رفتارها قرار میدادیم و یک نقد روشنفکرانه رادیکال بیرحمانه میداشتیم، نوبت به پراگماتیسم و اباحهگرایی دولتی نمیرسید.
افروغ در ادامه با اعلام احساس خطر نسبت به وجود این خطر در فضای کنونی، گفت: به لحاظ ساختاری و صوری شاهد هم سویی بین قوا هستیم و این درست همان اتفاقی است که پس از جنگ رخ داد.
وی با تأکید بر این که احساس میکنم که باید بار دیگر علم نقد درون گفتمانی را بلند کرد، افزود: باید با ملاکها و معیارهای به دست آمده از ظرفیتها و قابلیتهای انقلاب اسلامی، به نقد سیاستها پرداخت و اگر قرار است که مصلحتی هم در این نقدها لحاظ شود، باید اولا مربوط به سطح کلان و ملی باشد و ثانیا مغایرتی با لایهها و آرمانهای انقلاب اسلامی نداشته باشد، جایگاه و پیوند آن مصلحت با این اصول تعریف شود و باید با روش شناسی دقیقی به این مصلحتها رسیده باشیم و مواظبت کنیم از این که به نام منافع گروهی و جناحی و شخصی، مصلحتی به آحاد جامعه دیکته نشود.
نماینده تهران، در ادامه گفتوگو با خبرنگار ایسنا، درباره ضرورت نقد و محدود نشدن دایره نقد با عنوان اتحاد ملی، اتحاد ملی را ترجمان وفاقملی و وفاق ملی را ناظر به واقعیتهای جامعه دانست و با بیان این که دو فرآیند مهم در هر جامعهای وجود دارد، اظهارداشت: فرآیند تفکیک که به شکلگیری گروههای مختلف اجتماعی اعم از طبیعی و ارادی، افقی و عمودی و سلایق و ایدههای مختلف مربوط میشود و فرآیند انسجام دو فرآیند مهم در هر جامعهای است. اگر جوامع بخواهند صرفا با توجه به فرآیند تفکیک تعریف شوند و ریسمان وحدتی بین آنها نباشد، جامعه از هم میگسلد و دچار آنارشی میشود. بنابراین فرآیند دیگری به نام انسجام مطرح میشود.