* در جهان عرب چه کانونهایی جدا از احزاب و حکومتها باید به تحقیق درباره آینده و برنامهریزی بیشتر توجه کنند؟
** اول این که ما نیازمند سطحی از بینش هستیم تا فن آیندهنگری را بیاموزیم که پاسخی به ویژهگیها و حقیقت ما باشد. اولین مرجعی که باید در این باره کوشش کند، مؤسسههای دانشگاهی و مؤسسههای علمی است. باید تحلیلگرانی باشند که بازاریابی کنند، اطلاعات جمع کنند و به مراجع ذیصلاح و تصمیم گیرنده ارائه دهند. این موضوع نیز نیاز به آزادی دارد، نیاز به نقد دارد، نیاز به نوآوری دارد.
جوامع ذلیل و خوار در این باره قادر نخواهند بود، چرا که وضعیت را گونهای ترسیم میکنند که آینده موجودی ترسناک تصور میشود. در حالی که امکان وجود هم دارند. مثلاً ژاپن وقتی شروع به تحقیق و بررسی در این باره کرد، کتابهایی را منتشر ساخت مبنی بر این که ژاپن قادر است «نه» بگوید.
بعد به آینده مستقل برای خود اندیشید و در این راه نیز شروع به برنامهریزی کرد. آیندهای مستقل از آمریکا که نوعی رضایت را برای مردم فراهم آورد. در عین حال آمریکا نیز تکانی به خود داد. چرا که این درگیری درباره آینده بود. هر طرف میخواست تا به خواستههای خود برسد. این سیستم نیاز به سیستم مراجعه و بسیج کردن نیروها دارد. برای همین مطالعات آینده نیاز به مطالعات استراتژی دارد. چرا که مطالعات استراتژی نیز نوعی برنامهریزی میخواهد. در جهان عرب موسسههای دانشگاهی و مراجع تصمیمگیرنده هنوز اعتمادی به تحلیلها ندارند و موسسههای استراتژی نیز بسیار ضعیف عمل میکنند، خواه در تحلیلهای اجتماعی باشد یا استفاده از دستاوردهای تازه، حتی در قبال دستاوردهای دموکراسی نیز چنین است و هنوز به آمارهای گذشته دلخوش هستیم. وقتی میخواهیم درباره یک موضوع یا منطقهای و آیندهاش تحقیق کنیم، از نظر مواد فقیر هستیم. حال آن که باید مواد خام نو و معاصر را بررسی کنیم.
* چه کسی کار پژوهشگر را درباره آینده محاسبه میکند، مثلاً درباره آینده مغرب و روابط با اتحادیه اروپا یا آینده کشورهای مغرب عربی یا آینده کشورهای حاشیه خلیج(فارس) پس از نفت. چه مرجعی قادر است به یک پژوهشگر بگوید که مثلاً مواجهه با این موضوع یا آن موضوع اشتباه کردهاید؟
** دلیلی بر این کار نمیبینم، چرا که کار پژوهشگر آینده نظیر کار پزشک است. پزشک یک بیماری مشخص را تنها تشخیص میدهد و نسخهای برای مداوای آن میدهد. حال این که این بیمار بهبود یابد یا نه بدتر شود و بمیرد، به خودش برمیگردد. آینده نیز چنین وضعیتی دارد. اگر به کسی بگویید که اگر خودت را از یک بلندی پرتاب کنی، خواهی مرد. اگر بیفتد و بمیرد یا استخوانهایش بشکند، برای شما و او درسی است. پژوهشگر راههای مختلف را به مراجع تصمیمگیرنده پیشنهاد میدهد، که در این وضعیت، وضع این گونه است حالا این که دچار تاسفی بشویم، بحثی دیگر است و این که چه پیش آید، به مطلعان باز میگردد. شاید به من بگویند که اشتباه میکنی، اما مهم در مطالعات آینده، آیندهنگریهای ممکن است.
* به معنایی تأکید ندارند؟
** پژوهشگر آینده ممکن است اشتباه کند، ولی تصمیمگیرنده با نوعی اطمینان از تصمیماتی که میگیرد گام بر میدارد در سیستم آیندهنگری اگر سیستم ارجاع و بازگشت وجود نداشته باشد، بر مبنای اکثریت بنا میشود. غیر ممکن است که کسی روی صندلیاش بنشیند و برای آینده تصمیم گیرد و این که در آینده این کار را بکنم یا آن کار را بکنم این شیوه کار هیچگاه در عرصه مسائل علمی مفید واقع نخواهد شد. بسیاری از مسائل بر اثر سیطره امریکا و صهیونیستها بنا شده است. یک پژوهشگر آینده ممکن است نظر دهد که در آینده امریکایی وجود نخواهد داشت یا اسراییل نخواهد بود. بدبختانه جهان تحرکی ندارد. انسان آیندهنگر امکان دارد که به تاریخ برود، ممکن است تصور کنیم یک آدم مذهبی یا روشنفکر وجود ندارد، بعد از آن باید بیندیشیم که چرا نیست؟ اینجا در حال حاضر این امکان است که اشیای دینامیکی را بررسی کنیم که در میان عناصر فعال وجود دارد.همین تمرین کافی است تا به تصمیمگیرنده تصوری بخشد تا ماجراجویی کند. چرا که مرجع تصمیمگیرنده باید ماجراجو باشد. او باید اطمینان کامل داشته باشد که تصمیم او همان طور که میخواهد به اجرا در میآید. البته باید این انتظار وجود داشته باشد که هر تصمیمی به محض اتخاذ، به اجرا درآید. در هر حال عناصر بیشماری باید تحقق پیدا کنند تا یک تصمیم به اجرا درآید. پژوهشگر باید به یک نوع شناخت از آینده برسد که مثلاً فردا چه حوادثی ممکن است روی دهد.
* اگر بخواهیم به طور مشخص فردا را در نظر بگیریم و به برخی از عوامل توجه کنیم که مانع یا هراسناک هستند، به ویژه در خصوص آینده جهان عرب آیا این عوامل به تمام جهان عرب مربوط میشود یا تنها به مسائل علم منحصر میگردد؟
** یک منبع ذخیره تاریخی است که کشورهای ما در تاریخ و زبان یکسان هستند اما وقتی موضوعات فعال دیگری را به بررسی میگیریم، نمیتوانیم بگوییم که پشتیبان اکثر کشورها تنها نفت است یا کشاورزی اساس آن است یا این که متکی بر اقتصاد محلی و منطقهای هستند. حتی پروژه وحدت اعراب باعث شده که جهان عرب به مغرب و مشرق و خلیج تقسیم شود. در مغرب عربی مورینانی باعث فقر جهان عرب شده است.
* از میان مطالعاتی که شما بر آن نظارت داشتهاید، مطالعات پژوهش درباره اتحادیه اروپا و گونه روابط این منطقه با مغرب عربی قابل توجه است. آیا غربیها خواهان تحول و پیشرفت و آیندهای مناسب برای این منطقه هستند و آیا این توجه آنها بیشتر از توجه ما به عنوان عرب به خودمان است؟
** پژوهشهایی در خصوص اتحادیه اروپا صورت گرفت که به تشویق دکتر «ابو سلیم» انجام شد گروهی از کارشناسان که دکتر «ابو سلیم» و دکتر «ابراهیم سعدالدین» و دیگران نیز در این مجموعه جای میگرفتند، در این باره کار کردند بررسی جهان عرب در قرن آینده به طور همزمان با بررسی بازارهای اتحادیه اروپا انجام گرفت. همه ما این روند را دوست داشتیم و در این باره فعالیت انجام دادیم. تمایل در خصوص سرمایهگذاری و بازاریابی کالا و اندیشه و تسلیحات نوعی پیشروی است. جهان عرب اگر بخواهد با افریقا روابط داشته باشد، ناگزیر است که فضای آنجا را بررسی کند و از اوضاع آنجا مطلع باشد. سیستم کار بر مبنای هدف و توجه به حوادث، ماده اصلی چنین بررسیهایی است طبیعی است که امریکا به دنبال وقایع جهان عرب باشد، چنان که اتحادیه اروپا نیز چنین وضعی دارد و این که چگونه با امریکا در مورد این منطقه به رقابت برخیزد. همه به نوعی به دنبال ادامه بقا در آینده هستند جهان عرب نیز اگر به دنبال آینده است باید عوامل ارتقا سطح اندیشهای خود را به تحرک وا دارد. اگر دانشگاهها و مراکز علمی چنین کاری بکنند، نوعی توجه به مطالعات آینده صورت میگیرد. بدبختانه تا کنون نه تنها کسی که هیچ مرکزی چنین کاری نکرده است. هیچ کنگرهای نمیبینم که در این خصوص فعال باشد. اگر چه کنگرههای مشخص و با سیاستی معین برگزار میشود اما بینتیجه بوده است این موضوع در قبال مسائل سیاسی و اقتصادی، آموزشی و فرهنگی یکسان است. جایگاه وزیر در جهان عرب گویی به این مشکل است که به جایی پناه ببرد و درباره مسائل تصمیمگیری کند که هیچگونه پژوهشی درباره آن صورت نگرفته است. در هر حال آینده موضوع خاصی است و با کمبود چنین مسئلهای، تصمیماتی اتخاذ میشود که با واقعیتهای موجود همخوان نیستند. دستیابی به مطالعات آینده و پژوهش در این باره چنانکه شما گفتید نیازمند آزادی، نوآوری و نقد است و این که تمام جامعه خود را متعهد بدانند.
* پرواضح است که در هر منطقهای باید بر سر یک موضوع اساسی تأکید کرد به عنوان مثال نمیتوان درباره آینده کشورهای حاشیه خلیج(فارس) تحقیق و بررسی کرد بدون این که به نفت به عنوان یک موضوع و محور اساسی و اصلی توجه شود؟ برای کشورهای مشرق عربی، مسئله مواجهه با اسراییل مطرح است برای کشورهای مغرب عربی ارتباط با اتحادیه اروپا و جنبشهای بنیادگرایی و اسلامگرایی در صدر موضوعات قابل بررسی است. به نظر شما بارزترین موضوعات غیر سنتی کدامند که در میان این دو زاویه قابل بررسی باشند؟
** پژوهشگر، زمان بررسی به عوامل فعال بسیاری توجه میکند. او به این میاندیشد که چگونه تصمیمگیری کند. مثلاً ملی شدن کانال سوئز از چه اهمیتی برخوردار بود؟ چقدر بر استقلال اعراب تأثیر گذاشت. نوع انتخاب نیز از یک مکان تا مکان دیگر تفاوت دارد. بررسی نفت بررسی گاز و بنزین را به دنبال دارد. کسی که متوجه اینها نباشد و در این باره به پژوهش برنخیزد، هرگز در آینده بازاری نخواهد داشت. گر چه عوامل مشترکی وجود دارد، اما باز عوامل مختلف تأثیر گذارترند. برقراری دموکراسی و اعطای آزادی و حکومت مردم و اجازه انتقاد از سران حکومت، از راههای مختلف امکان ظهور پیدا میکند که انتشار روزنامهها یکی از آن راههاست. فعال بودن احزاب مختلف و موسسات سیاسی بر ساختار اقتصادی نیز تأثیر میگذارند. ما مصالح مشترک بسیاری داریم و بهتر آن است که نوعی هماهنگی در میان ما به وجود آید. اروپا وقتی به آینده خود و اطراف خود توجه کرد، توانست به بسیاری چیزها دست یابد. یعنی این که وقتی به نوعی از تشخیص برسید، خواهید توانست اولویتها را در صدر موضوعات قابل بررسی درباره آینده قرار دهید.