تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۸۶۵
اشاره: در شماره قبل به یک تحلیل سیاسی ـ اقتصادی تحت عنوان «کالبدشکافی اقتصادی ـ سیاسی جنگ آمریکا در عراق» پرداختیم و به دونتیجه‌گیری اساسی دست یافتیم. 1ـ در جنگ آمریکا و عراق به نوعی مسایل سیاسی ـ اقتصادی به هم آمیخته شده و ارائه تحلیل شفافی از آن ضرورت دارد مقدمات سیاسی قبل از جنگ که به سالهای قبل باز می‌گردد و نتیجه‌گیری اقتصادی آن را که بعد از جنگ حاصل می‌گردد مورد توجه، بررسی و ارزیابی قرار دارد. 2ـ جنگ عراق منافع بسیاری از کشورهای بزرگ اروپایی و آسیایی را به مخاطره می‌اندازد و لذا برخی از آنها که از آمریکا در این جنگ حمایت نکردند نخواهند پذیرفت آمریکا را بدون منازع بر سر سفره‌ای بسیار غنی مشاهده کنند. هر چند آمریکا به دلیل سیاست استکباری و غرور اندیشه قدرت برتر و اعمال سیاست تک قطبی در جهان سعی بر اجرای سیاست حاصل جمع صفر را دنبال می‌کند و حتی برای متحدین خود در جنگ از این غنائم بزرگ کمتر سهمی قائل است لیکن تجربه نشان می‌دهد این سیاست تک‌خواری و یا بزرگ‌ترخواهی از کیک غنائم نمی‌تواند در طولانی‌مدت متحدین و مخالفین را در سکوت نگاه دارد و قطعاً واکنش آنها بزودی آغاز می‌شود بویژه که دستیابی یکسویه آمریکا به منابع نفتی عراق با منافع کشورهای دیگر در تعارض است. چنانکه تاکید کشورهای بزرگ جهان بر نقش محوری سازمان ملل متحد در بازسازی عراق آغاز همین واکنش ارزیابی می‌گردد. لذا براساس نگاه نتیجه‌گیری لازم و اساسی دیگری که به آن رسیدیم این مهم بود که اگر عقل در دنیا حاکم نگردد جنگی بزرگ صلح جهانی را تهدید می‌کند.

با این تحث مقدماتی هم‌اکنون شاهد آن هستیم که سیاست‌های معارضی در این رهگذر بر جهان حاکم است ولی سلطه آن تبعاً براساس قدرت اقتصاد ـ نظامی کشور یا کشورهای مدافع آن متفاوت می‌باشد.
1ـ نیاز آمریکا به جنگ:
اولین اصل که در این جنگ نه تنها نمی‌توان از آن گذشت بلکه باید آن را بعنوان مهمترین اصل مطرح نمود نیاز آمریکا به جنگ با عراق بود. اینکه چرا این نیاز وجود داشت نکته مهمی است که می‌توان مختصراً به آن پرداخت.
1 ـ 1ـ وضع بد اقتصادی آمریکا
شاخص‌های اقتصادی آمریکا در یکی دو ساله گذشته نشان می‌دهد نوعی کسادی که همچنان بر میزان آن افزوده می‌گردد، اقتصاد آمریکا را تهدید می‌کند و این نگرانی برای اقتصاددانان آمریکایی و مسئولین آن کشور بصورت گسترده‌ای به یقین نزدیک شده که رشد اقتصادی آمریکا کاهش خواهد یافت و نرخ بیکاری به رشد منفی خود ادامه می‌دهد.
از طرفی در کشورهای دیگر جهان نیز نوعی کاهش رشد اقتصادی مشهود گردیده لیکن ابعاد آن در اقتصاد آمریکا گسترده‌تر می‌باشد.
امروز ملاحظه می‌گردد که اقتصاد آمریکا 32 تریلیون دلار بدهی را پذیرا گردیده و نرخ بیکاری از مرز 6 درصد گذشته است.
این اقلام نه تنها اقتصاد آمریکا را به یک بحران نزدیک می‌کند بلکه به دلیل وابستگی شدید اقتصاد جهان به آن اقتصاد جهانی را با اختلال مواجه می‌سازد.
بدیهی است این اقتصاد بزرگ اما بازمانده از رشد، نیاز به جنگ دارد تا با عمران تخریب‌های گسترده موتور آن فعال گردد و میلیاردها دلار به آن تزریق شود و فرصت‌های شغلی فراوانی برای ایجاد تحرک در آن بوجود آید.
جنگ عراق می‌توانست این اهداف و یا نیازهای آمریکا را پاسخ دهد چرا که با تخریب آن کشور و بدست آوردن منابع غنی نفتی آن فرصت‌های مناسبی را ایجاد کرد که با اقتصاد آمریکا از منابع نفتی مذکور تقویت گردیده و با عمران خرابی‌های بعد از جنگ تحرک لازم در آن بوجود آید. چنانکه تحلیلگران معتقدند آمریکا ظرف 6 ماه صد میلیارد دلار از عراق جنگ‌زده تحت عناوین مختلف به غنیمت می‌برد.
2 ـ 1 ـ منابع نفتی عراق
اقلام مختلفی در مورد منابع شناخته شده نفت عراق گزارش شده است کمترین رقم اعلام شده رقم بین 111 میلیارد بشکه را نشان می‌دهد ولی گزارش‌های دیگر معادل 150 میلیارد بشکه را برآورد می‌کند این ارقام در شرایطی مطرح گردیده که پیش‌بینی‌ها و گمانه‌زنی‌ها نشان از وجود 328 میلیارد بشکه نفت در عراق است.
اگر کمترین رقم بین 111 میلیارد بشکه را در نظر گیریم عراق دومین دارنده ذخایر نفتی شناخته شده است و گزارش‌هایی که عراق را دارای 150 میلیارد بشکه برآورد کرده است در این طبقه‌بندی تغییری ایجاد نمی‌کند زیرا عربستان را دارای ذخایری معادل 200 میلیارد بشکه نفت می‌داند اما پیش‌بینی‌های علمی و مطالعاتی وضعیت عراق را از نظر ذخایر نفتی تغییر می‌دهد زیرا این گزارش‌ها بر آن اساس تنظیم گردیده که عربستان دارای 264 میلیارد بشکه و عراق دارای 328 میلیارد بشکه نفت می‌باشد.
لذا وقتی به موقعیت ممتاز عراق از نظر منابع نفتی پی می‌بریم که در می‌یابیم آمریکا فقط دارای 20 میلیارد بشکه ذخایر نفتی است ولی روزانه 9 میلیون بشکه نفت وارد می‌کند که نزدیک به نیمی از آن از حوزه خلیج‌فارس تامین می‌گردد. از طرفی نفت عراق نسبت به نفت آمریکا به سطح زمین نزدیکتر است و سرمایه‌گذاری برای استخراج نفت آمریکا بسیار بالاتر از نفت عراق می‌باشد. به همین لحاظ استخراج نفت عراق هر بشکه 5 دلار و استخراح نفت آمریکا هر بشکه 3 برابر آن یعنی 15 دلار هزینه را دربر می‌گیرد.
این بررسی مقایسه‌ای نشان می‌دهد دستیابی آمریکا به منابع غنی نفتی عراق تا چه اندازه می‌تواند اقتصاد بزرگ آمریکا را در مقابل تهدیدهای موجود و قابل پیش‌بینی حفظ کند.
3 ـ 1ـ قیمت نفت
اقتصاد آمریکا بشدت در مقابل قیمت نفت و عدم اطمینان از دسترسی به نفت با قیمت مناسب آسیب‌پذیر است.
کارشناسان اقتصاد نفتی معتقدند کاهش قیمت نفت در سطح 10 دلار اقتصاد آمریکا را با مشکل مواجه می‌سازد زیرا آمریکا بازارهای خود را به دلیل کاهش درآمد تولیدکنندگان نفت از دست می‌دهد.
افزایش قیمت نفت به بیش از 20 دلار نیز باعث افزایش قیمت کالاهای تولیدی می‌گردد و برغم افزایش درآمد تولیدکنندگان نفت که بازاهای بزرگ را هم تشکیل می‌دهد چون قدرت خرید آنها را در سطح افزایش قیمت نفت (در صورتی که قیمت نفت بین 20 الی 25 باشد) افزایش نمی‌دهد، در بازارهای مصرف اثر منفی می‌گذارد. برعکس قیمت نفت بیش از 25 دلار به نفع تولیدکنندگان نفت و به زیان تولید‌کنندگان کالاها قدرت خرید را بهبود می‌بخشد. ضمن اینکه قیمت نفت بین 15 تا 20 دلار مطمع نظر تولید‌کنندگان کالاها و کشورهای صنعتی است.
با این توصیف جنگ عراق آمریکا را قادر خواهد ساخت اولا قیمت نفت را در سطح قیمت مناسب مورد نظر خود نگاه دارد و ثانیاً با اطمینان در اختیار داشتن نفت مورد نیاز اقتصاد بزرگ خود را از نظر روانی پشتیبانی نماید و در سطحی که لازم باشد از منابع خود بهره‌برداری کرده و یا حتی در صورت لزوم به ذخیره‌سازی نفت بپردازد.