تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۹۲۰

محمد حاشریزدانی: سرزمین«اهرام ثلاثه» این روزها دیگر چون «نیل» آرام نیست و در تب و تاب بزرگ‌ترین تغییر 30 سال اخیر است. سال‌هاست که نام حسنی مبارک چون مجسمه ابوالهول (اگر نگوییم چون فرعون!) بر پیشانی ریاست‌جمهوری مصر حک شده و مردم نیز کم‌کم باورشان شده بود که او قدرت مطلق مصر است و چاره‌ای نیست تا زمانی که خودش بخواهد بمیرد! در طول سال‌های اخیر جنبش «اخوان‌المسلمین» که گاهی نام حماس مصر نیز بر آن می‌نهند در میان فضای اختناق و خفگی رسانه‌ای در برابر این اژدهای 7 سر قدرت خاندان مبارک ایستاده و تا مجالی یافته بر سر او فریاد کشیده و تاوان این فریاد را در زندان‌های مبارک داده است.
علاوه بر این حزب، احزاب دیگری نیز در این راه وارد شده و با رویکرد دموکراسی‌خواهی به مقابله با مبارک برخاسته‌اند مانند حزب «کفایه» و حزب «الغد». اعتراضات مردمی ناشی از خفقان 30 ساله همچون عقده‌ای ترکید و سراسر مصر را فراگرفت، غرب دستپاچه شده و بشدت نگران است اما غرب مدت‌ها قبل از امروز، پیش‌بینی‌ می‌کرد مبارک روزی به دست مردم مصر سرنگون خواهد شد، لذا گزینه‌هایی را جهت شکل‌دهی به انقلاب‌های بالقوه‌ای که در سینه مردم آماده فوران بود مهیا کرد. یکی از آنها محمد البرادعی، چهره مشهور بین‌المللی است که به کشورش بازگشته و سعی دارد قبای رهبری انقلاب را بپوشد تا مبادا اسلامگرایانی که سالیان سال در بند مبارک بوده‌اند هدایت مردم را به دست بگیرند. خستگی مردم از یکنواختی قدرت 30 ساله، عدم اعتماد مردم به دیگر احزاب برای شکست خاندان مبارک و وجهه بین‌المللی وی بر سیل هواداران البرادعی می‌افزاید و این روزها رسانه‌های مصری که کمتر زیر چتر سانسور مبارک هستند سرشار از تومارها و اعلام حمایت‌های مردم و نخبگان از جنبش تغییر به سرکردگی البرادعی است. البرادعی شخصیتی است که به دلیل وجهه بین‌المللی‌ای که دارد 2 گروه اسلامگرایان و دموکراسی‌خواهان مصری که اختلافات بنیادین دارند برای شکست رقیب مشترک، روی او به وحدت رسیده‌اند اما مراقب باشید او برنده جایزه صلح نوبل است!
اما البرادعی کیست؟ او 17 ژوئن 1942 در خانواده‌ای‌ متوسط‌ در قاهره، پایتخت مصر به دنیا آمد. پدرش مصطفی ‌البرادعی وکیلی متبحر بود. پسر نیز راه پدر را در پیش گرفت و در سال 1962 از دانشکده حقوق دانشگاه قاهره موفق به اخذ لیسانس شد. 2 سال بعد به خدمت وزارت خارجه مصر درآمد و به عضویت هیات نمایندگی این کشور در سازمان ملل‌متحد منصوب شد. عزیمت او به ایالات‌متحده فرصتی شد تا با پشت سر گذاشتن دوره تحصیلات تکمیلی در مدرسه حقوق دانشگاه‌ ایالتی ‌نیویورک در سال 1974 موفق به کسب درجه دکترای حقوق بین‌الملل شود. آشنایی البرادعی با آژانس از زمانی آغاز شد که 2بار از سوی وزارت خارجه ‌مصر ماموریت یافت به عنوان نماینده حقوقی و کنترل تسلیحاتی مصر در سازمان ملل ‌متحد در نیویورک و ژنو خدمت کند. وی طی یک دوره 4ساله حدفاصل سال‌های 1974 تا 1978 دستیار ارشد وزیر خارجه مصر شد اما آغاز به کار او در سازمان‌ ملل بر فعالیتش در وزارت‌ خارجه این کشور نقطه پایان نهاد. همکاری البرادعی با نهادهای وابسته به سازمان ‌ملل ‌متحد با پذیرفتن مسؤولیت برنامه ‌حقوق ‌بین‌الملل انستیتو تحقیقات‌ و آموزش ملل‌متحد (UNITR) در سال 1980 آغاز شد. این همکاری راهگشای افزایش همکاری‌های او با این سازمان شد. در سال 1984 به عضویت دبیرخانه آژانس‌بین‌المللی ‌انرژی اتمی درآمد. مهم‌ترین سمت‌های او پیش از آنکه در سال 1993 به عنوان دستیار دبیرکل آژانس در امور روابط ‌خارجی منصوب شود، مشاور حقوقی آژانس بوده است. مقارن با عضویت در دبیرخانه آژانس وی حد فاصل سال‌های 1981 تا 1987 استادیار رشته حقوق‌ بین‌المللی مدرسه حقوق دانشگاه ایالتی نیویورک بود. البرادعی چهارمین دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی ‌اتمی بود. حداقل برای آزادیخواهان جهان واضح و مبرهن است که البرادعی در جریان پرونده‌های هسته‌ای ایران و کره‌شمالی با وجود تلاش جهت نشان دادن وجهه بی‌طرفانه خود به طور آشکارا تحت‌تاثیر لابی‌های صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا بود و گاهی اعتراض شدید اعضای آژانس را به نحوه رفتار منفعلانه خود برمی‌انگیخت اما ورود البرادعی به مصر به چه معناست؟ آیا حضور وی در این عرصه با چراغ سبز اربابان آمریکایی بوده یا خود البرادعی ناگهان به یاد خاطرات دوران جوانی و مصر قدیم افتاده و تصمیم گرفته با ایجاد جنبش اجتماعی زمینه رسیدن به مسند ریاست‌جمهوری مصر و خدمت به مردم کشورش را فراهم کند؟ فرض دوم به علت گرایشات محسوس وی به غرب و انفعال نشان داده شده در دوران ریاست آژانس کمی دور از ذهن می‌رسد اما فرض اول کاملا با منطق سیاسی این دوران جور درمی‌آید. البرادعی، برنده جایزه صلح نوبل است و اهدای این جایزه بنا بر شواهد متقن یعنی تعهد به دفاع از اسرائیل در همه شرایط! او یک چهره بین‌المللی است که تجربیات فراوانی دارد لذا عدم به کارگیری وی در یکی از سمت‌های سازمان ملل کمی مشکوک است و خبر از ماموریت جدید و بزرگ دیگری برای او می‌دهد.
به نظر می‌آید آمریکا از برگزاری انتخابات در عراق و افغانستان درس بزرگی گرفته است. ایالات متحده خوب می‌داند که اگر زمینه دموکراسی واقعی در کشور‌های اسلامی آماده شود به طور قطع گروه‌های اسلامگرا به پیروزی می‌رسند لذا نمی‌خواهد در مصر نیز عرصه را واگذار کند. کشور مصر نقش تعیین‌کننده‌ای در انزوای اسرائیل دارد و اگر گروه‌های اسلامگرا به پیروزی برسند اسرائیل به تمام معنا در گردابی وحشتناک خواهد افتاد که اضمحلال سریع‌ترش را در پی خواهد داشت. از طرف دیگر ایالات متحده و لابی‌های صهیونیستی تا آنجا که توانسته‌اند از گاو مبارک دوشیده‌اند و اینک دیگر از این آستان برایشان راه امیدی نمانده است اما با تغییر پوسته قدرت در مصر راه‌های زیادی روی آنها گشوده خواهد شد. احتمالا ورود البرادعی به بحث انتخابات مصر جهت کاهش احتمال پیروزی اسلامگرایان بوده است؛ امری که متاسفانه تاکنون نتیجه داده و گروه‌های اسلامگرا به علت عدم درک از توانایی‌های ذاتی خود در رهبری مردم در حال حل شدن در محلول جنبش تغییر البرادعی هستند. به هر حال البرادعی به مصری‌ها ثابت کرده که توان ایستادن در برابر قدرت مبارک را به دلیل وجهه بین‌المللی خود دارد و مبارک نیز به همین دلیل از برخورد با او عاجز است لذا گروه‌های مخالف دولت بر سر حمایت او به اجماع رسیده‌اند. البرادعی باید بداند مصر کشوری عرب و مسلمان است و با وجود تلاش‌های 30 ساله مبارک در کمرنگ کردن وجهه ضدصهیونیستی مصر اما جوانان غیور این کشور اسیر این توطئه‌ها نشده‌اند. گروه‌های اسلامگرا باید خطوط قرمز خود را درباره اسرائیل به طور واضح با او مشخص کنند و در برابر ملت مصر موضع مشخص وی را درباره اسرائیل بخواهند تا دوباره البرادعی مجری کمپ دیوید جدیدی نشود و... .
فراموش نکنید البرادعی برنده جایزه صلح نوبل است!