تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۹۹۱
نگاهی به دیپلماسی هنری ـ فرهنگی کاخ سفید و مقابله با آن در ایران

قاسم رحمانی
غربی ها همواره به دنبال آن بوده اند که سبک زندگی خود را در جهان رواج داده و دیگران را به تقلید از خود وادارند. در دوران معاصر، آمریکایی ها نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند و برای رواج «استیل زندگی آمریکایی» در جهان، هیچ ابزاری را مؤثرتر از هنر نیافته اند. البته در کنار آن دیپلماسی شهروندی (دیدار چهره به چهره با مردم جهان) و استفاده از رسانه های دیگر کشورها را نیز ازنظر دور نداشته اند.
چندی پیش هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا که به مقوله دیپلماسی عمومی، اهتمام ویژه ای قائل است از خانواده های آمریکایی خواست تا جوانانی از سرزمین های دیگر را به فرزندی بپذیرند و آنها را با سبک زندگی آمریکایی تربیت کنند. او تأکید کرد این افراد در آینده، سردمداران کشورهای خودشان خواهندشد.
در همان ایام «جودیت مک هیل» معاون هیلاری کلینتون در امور دیپلماسی عمومی نیز با 150خبرنگار از 125کشور جهان دیدار کرد و از آنها خواست با سبک زندگی آمریکایی آشنا شوند و آن را به مردم کشورهای خود بشناسانند. «مائورا پالی» دستیار وزیر امورخارجه آمریکا در امور آموزشی و فرهنگی نیز طرح گفتمان امنیت ملی بوسیله جوانان را مطرح کرد در این طرح دانش آموزان آمریکایی با سفر به کشورهای دیگر ضمن آشنایی با زبان ها و فرهنگ های مختلف، سبک زندگی آمریکایی را نیز به نمایش خواهند گذاشت. او نام این کار را «دیپلماسی شهروندی» گذاشته و زمان انجام آن را در ایام تعطیلات تابستانی اعلام کرد. البته این امر در طرح جوانان آمریکایی برای تحصیل در دیگر کشورها نیز مدنظر است. بطور مثال تعدادی از جوانان آمریکایی برای تحصیل به ترکیه فرستاده شده اند و این برنامه در کشورهای عربی، چین، کره جنوبی، هند، روسیه و حتی ایران یا افغانستان و تاجیکستان هم اجرا خواهد شد. در بخش اعزام دانش آموزان در ایام تعطیلات نیز، آنها به همین کشورها سفر می کنند تا سبک زندگی آمریکایی را به هم سن و سالان خود در کشورهای مقصد، بنمایانند.
در این بین هالیوود و بطور کلی هند نیز نقش خود را ایفا می کند. از این پس شاهد فیلم هایی خواهیم بود که آشکارا سبک زندگی آمریکایی را تبلیغ می کند. اگرچه سریال «لاست» و از این قبیل، همین هدف را دنبال کرده اند اما برای قشرهای مختلف، برنامه های زیادی ساخته خواهد شد، حتی کودن ها. مثلاً در فیلم سینمایی «نقطه کور» که هنرپیشه زن نقش اول آن، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن در اسکار 2010 را نیز دریافت کرد، یک نوجوان سیاهپوست فقیر که کاملاً بی سواد بوده و استعداد یادگیری دروس را هم ندارد، به دلیل توانایی 98درصدی در حفاظت و استفاده از قدرت بدنی، به یک ورزش آمریکایی (راگبی) کشیده شده و در آن رشته ورزشی به اوج شهرت و حتی ثروت دست می یابد. درواقع پناه بردن او به سبک زندگی آمریکایی او را نجات می دهد. جوایز اسکار نیز در مسیر اهداف دیپلماسی عمومی آمریکا قرار می گیرد، بگذریم از اینکه در اسکار 2010 فیلم نه چندان با کیفیتی چون «قفس رنج» که درباره جنگ عراق ساخته شده، جایزه بهترین فیلم را گرفت. حتی فیلم پرفروشی چون «آواتار» هم گوشه دیگری از ارزش های آمریکایی را به تصویر می کشد.
در ادامه استفاده هیئت حاکمه آمریکا از هنر برای رواج سبک زندگی آمریکایی، اجرای پروژه جهانی «جنبش رقص» نیز گنجانده شده که قرار است از اوایل سال2012 آغاز شود. در این طرح، چهار شرکت رقص زیرنظر «آکادمی موسیقی بروکلین» گروه هایی را به آسیای میانه، آفریقا، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا اعزام می کنند. برای این پروژه 7/1میلیون دلار اعتبار درنظر گرفته شده و هدف آن ایجاد شرکت های رقص در کشورهای با اقتصاد ضعیف است.
«فرید زکریا» روزنامه نگار هندی الاصل که سردبیر هفته نامه نیوزویک و از اطرافیان اوباماست یکی از کسانی است که برای ادامه حیات آمریکا به عنوان ابرقدرت، ترویج زندگی آمریکایی را پیشنهاد می کند. او در کتاب «جهان پسا آمریکایی» با شرح شیفتگی خود نسبت به آمریکا در زمانی که از هند به این سرزمین آمد، از کاخ سفید می خواهد تا زمینه آشنایی جوانان جهان با آمریکا را فراهم کند تا آنان با عظمت، ثروت و قدرت نظامی ایالات متحده و همچنین سبک زندگی آمریکایی آشنا شوند.
در چنین فضایی، مسئولان فرهنگی کشورمان برای نشان دادن پشت پرده پلید زندگی آمریکایی از یک سو و سیمای تابناک زندگی اسلامی- ایرانی به ملت خود و جهانیان چه کرده اند؟ اینکه نزدیک ترین فرد به رئیس جمهور از لزوم ترویج موسیقی بگوید و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مستقیم و غیرمستقیم، ورود فیلم های هالیوود را رونق بخش سینماهای کشور اعلام کند، ترویج زندگی به سبک خودی است؟! آیا نشان دادن خانه های پرتجمل و زندگی های اشرافی در سریال ها و فیلم ها، تبلیغ زندگی اسلامی- ایرانی محسوب می شوند؟!
آمریکا با هنر می خواهد، ناکامی های نظامی و سیاسی اش را جبران کند و عده ای که از سیاست چیزی نمی دانند یا می دانند اما خودباخته اند یا مزدورند، نه تنها با آن مقابله نمی کنند بلکه به جاده صاف کن آن بدل شده اند. سری به مجتمع های به اصطلاح تجاری- فرهنگی تازه تأسیس بزنیم تا دریابیم که فرهنگی که از سال 57 از در بیرونش کردیم چگونه به دست غافلان یا سیاهکاران از پنجره بازگردانده می شوند.
یکی از نمادهای بارز جنگ نرم دشمن، ترویج زندگی آمریکایی (غایت زندگی غربی) است. بنابراین در کنار نشان دادن پلیدی ها و نابرابری های زندگی آمریکایی که در ایالت های جنوبی و جنوب شرقی آمریکا و حتی در نیویورک به وضوح قابل مشاهده است، باید سبک زندگی اسلامی- ایرانی را ترویج کرد. زندگی هایی ساده اما پرمحبت و عشق، به همان سبکی که در نهج البلاغه و دیگر کتب شریف شرح داده شده است. درحالی که غربی ها به دنبال نسخه ای برای رهایی از بن بست های روحی، عاطفی و حالا اقتصادی خود می گردند، عده ای در سرزمین نسخه های ناب، رستگاری را در آمریکایی زیستن می بینند، حتی برای ساختن فیلم های متناسب با ارزش های انقلاب اسلامی.