تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۶ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۰۱
مروری بر دیدگاه‌های صاحب‌نظران درباره بحران ملوان‌های انگلیسی

بحران ایجاد شده بر سر دستگیری 15 نفر پرسنل نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا در آب‌های خلیج‌فارس توسط جمهوری اسلامی که با نطق شدید جورج بوش و ورود شورای امنیت و بیانیه تند و تیز اتحادیه اروپا در آستانه یک بحران تمام عیار قرار گرفته بود بالاخره با انعطاف نسبی تهران و لندن و آزادی 15 ملوان انگلیسی توسط جمهوری اسلامی به مرحله پایانی خود نزدیک شد. در این میان ضرورت کاهش تنش میان ایران و انگلیس در زمانی که ایران به دلیل صدور قطعنامه 1747 شورای امنیت تحت فشار قرار گرفته بود، استفاده از دیپلماسی مناسب برای حل این بحران موضوعی است که فعالان سیاسی جناح‌های مختلف به آن پرداختند. مروری بر تجربه این بحران و نحوه مدیریت آن از سوی ایران می‌تواند راهگشای آینده باشد.

ضرورت هوشیاری

دکتر محمدحسین عادلی سفیر سابق ایران در لندن ضمن هشدار نسبت به طولانی کردن مدت بازداشت نظامیان انگلیس می‌گوید: عدم توجه به حساسیت مرزهای آبی ایران یک اقدام تحریک‌آمیز برای وادار کردن تهران به عکس‌العمل و شکل دادن فضای منفی بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی بوده است. وی اضافه می‌کند: این احتمال وجود دارد که قایق‌های انگلیسی و سایر کشتی‌های مستقر در خلیج‌فارس با تشدید فضای بین‌المللی علیه ایران علاقه‌مندی بیشتری برای نشان‌ دادن قدرت خود به ایران پیدا کنند و به اقدامات تحریک‌آمیز دست بزنند. وی بر این اساس می‌گوید: اقداماتی که نیروهای بیگانه یکی دو ماه گذشته انجام دادند، اقدامات تکمیلی برای تشدید فضای بین‌المللی علیه ایران در رابطه با مسائل عراق بوده است. سفیر سابق ایران در لندن با تحریک‌آمیز خواندن این اقدامات اظهار می‌دارد: ایران کاملا حق داشته در مقابل این اقدام تحریک‌آمیز عکس‌العمل نشان دهد و نسبت به بازداشت نیروهای انگلیسی اقدام کند. وی تاکید می‌کند: اروندرود از آب‌هایی است که ملت ایران در تاریخ خود، بهای سنگینی برای حفظ آن داده است و بازی با آن برای بیگانگان بسیار خطرناک است. عادلی می‌افزاید: درگیری میان ایران و عراق قبل از انقلاب و جنگ تحمیلی بهایی است که ایران برای حفظ این آب‌ها پرداخته است. بنابراین، عدم توجه به حساسیت مرزهای آبی ایران یک اشتباه بسیار بزرگ از طرف بیگانگان خواهد بود. به گفته وی، عدم توجه به حساسیت مرزهای آبی ایران یک اقدام تحریک‌آمیز برای وادار کردن ایران به عکس‌العمل و شکل دادن فضای منفی بین‌المللی علیه ایران است. وی در پایان با بیان اینکه «طولانی کردن مراحل بازجویی و بررسی اقدامات قایق‌های انگلیسی منابع این اقدام ایران را کاهش می‌دهد»، ضمن تاکید مجدد بر این موضوع که «عدم توجه به حساسیت مرزهای آبی ایران یک اقدام تحریک‌آمیز برای وادار کردن تهران به عکس‌العمل و شکل دادن فضای منفی بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی بوده است»، خاطرنشان می‌کند: بازداشت نیروهای انگلیسی اقدام بجا بود اما طولانی کردن مدت بازداشت آنها موجبات افزایش فضای تبلیغاتی علیه ایران فراهم می‌کند.

ابتکار عمل قابل تحسین

مسعود بهنود روزنامه‌نگار هم با اشاره به فضای سیاسی بعد از صدور قطعنامه دوم شورای امنیت علیه ایران می‌گوید: در یک چنین شرایطی تصور ایران برای مردم داخل و خارج، یک ایران منزوی بود چنین به نظر می‌رسید که آمریکا توانسته است کل جهان را علیه ایران بسیج کند. در چنین فضایی اگر یک ابتکار عملی از طرف ایران صورت نمی‌گرفت، مردم دنیا با تصویر یک ایران منزوی مواجه بودند. به دیگر سخن هر روز رسانه‌های مختلف جهان تکرار می‌کردند که ایران منزوی شد، ایران شکست خورد، ایران در مرحله‌ای است که اگر این کار را نکند چه می‌شود و از این حرف‌ها... به نظر شرایط مانند این است که یک مربی ورزشی «تایم اوت» گرفته باشد و از این فرصت برای آرام کردن بازی استفاده کند و تیم خود را از زیرفشار دربیاورد. ایران با این اقدام می‌خواهد یا سیاست خود را عوض بکند یا شرکا مذاکره‌کننده را تغییر دهد یا سیاست راهبردی دیگری به کار بیندازد. در هر حال، در یک چنین فضایی پرتشنجی که تیم ایران زیرفشار قرار گرفته و نزدیک بود که خودش هم به خودش گل بزند گاهی چنین ابتکار عملی به نظر من لازم می‌رسد. بسیاری از تحلیلگران جهان که معتقدند در دو سال گذشته این سیاست بریتانیا و دولت بریتانیا بوده است که مانع درگیری ایران و آمریکا شده و مانع از این شده است که دو کشور میانشان جرقه‌های تند زده شود. اگر این تحلیل درست باشد که نشانه‌هایی برایش وجود دارد، آن‌وقت می‌شودگفت که صحنه می‌تواند خطرناک‌تر از این بشود و به درگیری مستقیم دو کشور بینجامد و بدون تردید در آن صورت آمریکا جلو خواهد آمد به همراهی و همگامی با بریتانیا صحنه‌ای اتفاق می‌افتد که همه از آن پرهیز دارند. اما بهترین حالتش این است که به هر حال در یکی دو روز آینده میانجی‌هایی پیدا بشوند.

خیابانی شدن بحران‌ها مفید نیست

جمیله کدیور نماینده مجلس ششم هم استفاده از برخی شیوه‌های موسوم رایج در جوامع امروزی و استفاده از برخی رویکردهای «خیابانی» را برای حل تنش پیش آمده بین ایران و انگلیس مفید نمی‌داند و می‌گوید: «خیابانی کردن» موضوع توسط ایران با تظاهرات و حمله برخی چهره‌های آشنا به سفارت انگلیس با سنگ و آجر و مواد محترقه، همانقدر موجب پیچیده‌تر کردن موضوع می‌شود که «بین‌المللی کردن» آن توسط دولت انگلیس با بردن پرونده به شورای امنیت و اتحادیه اروپا. در شرایط حساس و پرالتهاب کنونی خصوصا پس از صدور قطعنامه شورای امنیت علیه ایران با اجماع هر 15 عضو و در شرایطی که هر موضوع کوچکی می‌تواند موجب خارج شدن کنترل از دست اطراف قضیه شود، به نظر قدری عجیب می‌رسد که چرا طرفین تمام مدارک حقانیت خود را در اختیار افکار عمومی قرار نمی‌دهند. گویی تمایل متقابلی برای حادتر کردن موضوع در طرفین موجود است. چنین موضوعات مورد اختلافی مسبوق به سابقه‌اند و نهادهای بین‌المللی حل اختلاف مثل دیوان بین‌المللی و... برای چنین روزهایی ایجاد شده‌اند. به نظرم به جای استفاده از شیوه‌های تحقیرآمیز از سوی دو طرف یا طرح شرط و شروطی مثل معذرت‌خواهی در مسائل مورد اختلاف حقوقی بهتر است از ابزارهای حقوقی حل اختلاف بهره‌ گرفته شود تا «هل من مبارزه طلبیدن».

هنر دیپلماسی در حل بحران‌هاست

محمدعلی ابطحی هم می‌گوید: در دهه اول انقلاب اسلامی که جهان دوقطبی بود، شعار نه شرقی و نه غربی اصلی‌ترین شعار صحنه‌های سیاسی و اجتماعی بود. صدام حسین هم که به ایران حمله کرد اگرچه حمایت اروپا و آمریکا را هم جلب کرد ولی به طور سنتی عراق آن روز جزء اقمار شوروی محسوب می‌شد، اما با همه اینها بارها امام خمینی هشدار می‌دادند که مبادا مسوولان کشور با سخنان و رفتار خود شوروی را تحریک کنند زیرا آنان از یکسو همسایه ایران بودند و از سوی دیگر قدرت بزرگی محسوب می‌شدند که ایران توان رویارویی نظامی با آن را نداشت. سیاسیون آن دوران کدهای فراوانی از هشدارهای امام را به یاد دارند. این البته از سر ترس یا انفعال نبود که امام چنین شخصیتی نداشت. این یک واقع‌بینی بود. این عضو مجمع روحانیون اضافه می‌کند: انگلیسی‌ها به یک معنا امروز در همسایگی ما قرار گرفته‌اند. به خاطر چالش هسته‌ای و مواضع ایران نیز درصدد بهانه‌جویی هستند. چه بسا ورود به آب‌های ایران نیز از سر تحریک ایران صورت گرفته باشد. مقابله با متجاوز البته یک ضرورت و یک افتخار ملی است ولی بیش از انگلیس به نفع ایران است که از راه‌های دیپلماتیک هرچه سریع‌تر این بحران خاتمه یابد. هنر دیپلماسی در حل این بحران‌ها می‌تواند ظهور پیدا کند. ایران امروز بیش از هر زمانی به واقع‌بینی به دور از ترس و خوش خیالی نیاز دارد. اکنون حل یک جانبه این بحران از سوی ایران و آزادی ملوانان انگلیسی را می‌توان به مثابه اراده مثبت ایران برای تنش‌زدایی با غرب تلقی کرد، اراده‌ای که باید در بحث هسته‌ای و مسائل منطقه‌ای از جمله عراق نیز با ابتکارهای دیپلماتیک به کار بسته شود تا منافع مردم و کیان ملی به نحو معقولی حفظ شود.