تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۰۳۳

از شیرین هانتر
ترجمه دکتر جلیل روشندل

در مسکو، نگرانیهای جدی زمانی شروع شد که بحث وحدت ترکی و تشکیل یک بلوک ترکی از طریق تحرکات گروههای پان – ترکیست در (جمهوری) آذربایجان، چچن و در میان دیگر جمعیت ترک و مسلمان فدراسیون روسیه به میان آمد. نگرانی روسیه موقعی تشدید می‌شود که غرب نقش برتر ترکیه در جمهوری‌های شوروی سابق را مورد ترغیب قرار می‌دهد.
به نظر می‌رسد این تحولات موید نظر تحلیلگرانی باشد که در خصوص آرزوهای منطقه‌ای ترکیه ابراز نگرانی کرده رابطه با ایران را بعنوان ابزاری برای مقابله با نفوذ ترکیه توصیه می‌نمودند. برای مثال، آندرانیک میگرانیان، یکی از مشاوران سیاست خارجی پرزیدنت بوریس یلتسین، در سال 1992 نوشت که «منافع درازمدت روسیه ایجاب می‌کند پیشروی ترکیه در منطقه ماورای قفقاز و طبیعتاً از آنجا به آسیای مرکزی متوقف گردد.
این پیشروی می‌تواند موازنه قدرت را در مرزهای جنوبی روسیه بر هم زده تهدید بالقوه‌ای را برای منافعش ایجاد کند... برای این کشورها مقابله با ترکیه، که از حمایت ایالات متحده و غرب برخوردار است، مشکل خواهد بود.»(13) با توجه به این عوامل، وی نتیجه می‌گیرد که «تامین حمایت نظامی و سیاسی برای ایران و ارمنستان جزء منافع روسیه است.»(14)
ایران در بسیاری از نگرانی‌های روسیه در خصوص آرزوهای منطقه‌ای ترکیه و چالش بالقوه پان‌ترکیسم نسبت به امنیت و تمامیت ارضی خود شریک و سهیم است. حمایت ترکیه از چهره‌های فوق ملی‌گرا و شدیداً ضد ایرانی در (جمهوری) آذربایجان مانند پرزیدنت ابوالفضل ایلچی‌بیگ این نگرانی‌ها را تشدید می‌کند.(15)
ایران، ترکیه را به مثابه عنصر کلیدی کوششهای ایالات متحده در محاصره ایران و ممانعت از پذیرش تعهداتش در حیات اقتصادی آسیای مرکزی می‌بیند که با وتوی ایالات متحده در مورد هر گونه مشارکت ایران در بهره‌برداری و صادرات منابع انرژی کشورهای مشترک‌المنافع مستقل به وضوح مشاهده می‌شود.
وضع بد ایران موقعی معلوم شد که، تحت فشارهای ایالات متحده، جمهوری آذربایجان 5 درصد سهمی را که برای بهره‌برداری از مخازن نفت خود به ایران اختصاص داده بود، لغو کرد و همان سهم را به شرکت «اکسون» اختصاص داد.
این سیاست ایالات متحده، ایران را مجبور می‌کند به هر فرصتی که بتواند موانع را از سر راهش به کنار بزند، توسل جوید. بطور خلاصه، ایران انتخاب دیگری جز همکاری با روسیه ندارد، حتی اگر از یک وضعیت استراتژیک شدیداً ضعیف شده باشد.
عمل‌گرایی ایران
سیاست عمل‌گرا و غیرایدئولوژیک ایران نسبت به آسیای مرکزی و قفقاز به تجدید مناسبات روس و ایران کمک کرده است. بالاترین هدف ایران در مورد این مناطق، ممانعت از هرگونه تهدید نسبت به تمامیت ارضی و امنیت ملی خود است. سایر منافع، مانند دستیابی به بازارها، حایز اهمیت ثانویه بوده‌اند و گسترش انقلاب اسلامی کمترین درجه دلمشغولی را ایجاد می‌کند. احساساتی مانند وحدت اسلامی نیز نقش کم‌اهمیتی را در تعیین سیاست ایران داشته است.
سیاست‌های ایران در قبال اختلاف ارمنستان – آذربایجان و جنگ داخلی تاجیکستان نشان‌دهنده اولویت امنیت ملی ایران بر ایدئولوژی اسلامی می‌باشد. این امر را در روابط خوب ایران با ارمنستان به جای آذربایجان و صبر و تحملی که نسبت به حکومت متمایل به مسکو تاجیکستان نشان داده است، علیرغم بیانیه ضد ایرانی تاجیکستان، می‌توان درک کرد.
علاوه بر آن، ایران نقش بالقوه ثبات‌بخش روسیه در منطقه را به شرط این که روابط خودش با مسکو اصولاً دوستانه باشد، خوشامد گفته است. ایران همچنین از نقش فعال‌تر سیاست روسیه در خلیج‌فارس و خاورمیانه استقبال کرده، آن را وزنه‌ای در مقابل آنچه به عنوان پیشوایی (هژمونی) ایالات متحده تصور می‌کند، دانسته است.