تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۸۶ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۰۵

علی معصومی (وزوایی)

ارتش و نیروهای مسلح هر کشوری، نماد زور بازوی آن کشور است و در دنیایی که زوربازوی ملت‌ها و کشورها اثر بسیار تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت و مناسبات کشورها و ملت‌ها با یکدیگر دارد، اگر کشوری و ملتی بخواهد از حقوق خود و سرزمین خود دفاع کند، قطعاً باید از ارتش و نیروهای مسلح پرتوان برخوردار باشد؛ در غیر این صورت، هیچ بعید نیست که طمع زیاده‌خواهان و متجاوزان به غلیان نیفتد و کشور و ملتی هدف تجاوز واقع نشود.

یکی از مهم‌ترین عاملی که سبب شد میهن ما در طول دویست سال گذشته ضربه‌های مهلکی ببیند و استقلال و حیثیت ملی ایرانیان خدشه‌دار شود، این بود که ایران از ارتش پرتوان و مردمی برخوردار نبود. در دوره قاجاریه، به دلیل نبودن ارتش قوی و بی‌کفایتی زمامداران آن زمان.

بخش‌های بزرگی از سرزمین ایران با زور نظامی از ایران جدا شد. با این حال، زمامداران دوره قاجاریه به طور جدی درصدد تقویت نیروهای دفاعی ایران و نوسازی آن‌ها برنیامدند. حتی اگر افراد دلسوزی به پا می‌خاستند تا ارتش و نیروهای دفاعی ایران را تقویت کنند، زمامداران قاجاریه و عواملی خارجی که در میان دربار قاجاریه بودند،مانع می‌شدند. به عنوان مثال، به امیرکبیر اجازه داده نشد تا ارتش ایران را به حد لازم تقویت کند، همچنانکه وقتی یکی از علما نیز به ناصرالدین شاه پیشنهاد عملی برای تقویت ارتش و نیروهای دفاعی ایران ارائه داد، ناصرالدین شاه در پاسخ به آن عالم گفت:‌ لزومی در تقویت ارتش نمی‌بینم، زیرا ما نمی‌خواهیم با هیچ دولت خارجی بجنگیم و فقط با رعیت و مردم خودمان جنگ داریم، سربازان ما نیز در آن حد هستند که بتوانند رعیت و مردم خودمان را سرکوب کنند!

در دوره پهلوی نیز گرچه هیاهوهایی درباره نوسازی و تقویت ارتش ایران به وجود آمد و بعضی مواقع نزدیک به پنجاه درصد بودجه عمومی کشور صرف این کار شد، ولی به دلیل ماهیت وابسته رژیم پهلوی و تقویت ارتش بر اساس نیازهای استعمارگران و همچنین به سبب غیر مردمی بودن ارتش و ...،‌ارتش قوی و موثری در ایران پدید نیامد.

امام خمینی برای ارتش دوره پهلوی ویژگی‌هایی بر می‌شمارد که برخی از آن ویژگی‌ها چنین است:‌

1- از نظر امام خمینی، یکی از ویژگی‌های ارتش دوره پهلوی، عدم پشتوانه مردمی بود. امام در این باره می‌فرماید:

در رژیمهای غیرتوحیدی و غیراسلامی، دولتها از ملت‌ها جدا هستند.

ارتش از ملت جداست و با جدا بودن ارتش از ملت و دولت از ملت و رژیمها از ملت، رژیمها متزلزل‌اند؛ نمی‌توانند استقلال خودشان را حفظ کنند؛ نمی‌توانند در مقابل اجانب پایدار باشند (صحیفه امام، جلد 9 ص 34)

عمده شکستهایی که کشورها می‌خورند برای پوسیدگی است که از باطن خودشان پیدا می‌شود. ارتششان از آنها جدا می‌شود؛ ملت پشت به آنها می‌کند. ...

خرابیها مال این است که یک مملکتی قوای انتظامی‌اش را جدا کنند از ملت؛ ارتشش از ملت جدا باشد؛ به طوری که ملت وقتی که ارتش را ببیند از آن فرار کند؛ ارتش هم در ذهنش این باشد که باید سرکوب کند ملت را ژاندارمری‌اش هم همین طور. شهربانی‌اش هم همین طور. اداراتش هم همین طور. وقتی بنا شد که یک کشوری این طور حالش شد که ملت علی‌حده شدند و دولت با همه بساطش هم علی حده، این دولت پشتیبان ندارد. ملت باید پشتیبان دولتها باشد. دولتی که پشتیبان ندارد شکست خواهد خورد. (همان. ص 144 و 145).

2- یکی دیگر از ویژگی‌های ارتش در زمان پهلوی، بی‌محتوایی و عدم عرضه نبرد بود. امام خمینی در این‌باره می‌فرماید:‌ در آن وقت که هجوم کردند این خارجیها به ایران قوای متفقین به ایران قبل از آمدن آنها ... در تبلیغات این بود که دیگر هیچ مملکتی در مقابل مملکت ما مثلاً کذا! آن وقت صرفا می‌گفتند که «آن یکی که دو نداشت»، آن عبارت از آن چیزی بود که راجع به جنگی که اینها می‌خواستند بکنند و حفظ بکنند سرحدات را، اعلامیه اول بود، دیگر دومی نداشت! آن سه ساعت طول کشیده بود! وقتی رضاشاه به یکی از صاحب منصبها گفته بود چه، گفته بود که یک ربع هم نباید طول بکشد! ما چیزی نداشتیم، آنها همه چیز داشتند. سربازها را خودم توی خیابانهای تهران دیدم که راه افتاده‌اند همین طور، سربازخانه‌ها را رها کرده‌اند و راه افتاده‌اند توی خیابانها برای اینکه سرباز نبود، ارتش نبود (همان، جلد4، ص 273)

فرهنگ وارداتی در ارتش و در همه ارگانهای دولتی و در قشر توده ها و جمعیتهای ما چه کرد. زمان رضاخان زمانی بود که ادعای می‌کردند که ارتش قدرتمندترین زمان خود را دارد و از همه زمانها به ادعای آنها قدرتمندتر است. من تاریخی برای شما بگویم که گمان ندارم هیچ یک از شما در آن وقت بوده باشید و آن مسائل را از نزدیک لمس کرده باشید: وقتی که ارتش انگلستان و شوروی- روسیه آن وقت- جنگ داشتند با آلمان و طرفداران‌های او، قبلاً به دستور آنها در ایران راهها را ساختند و خط آهن کشیدند برای اینکه تجهیزات آنها عبور کند از اینجا و بعد در یک ساعتی، از ارتش روسیه و ارتش انگلستان هجوم کردند به ایران به مجرد اینکه در سر حد- سرحدهای دور- اینها وارد شدند، وضع ارتش ایران به همه خورد. در سرحدات ادعا اول شده بود که سه ساعت مقاومت کردند و بعد که رضاشاه پرسیده بود- از قراری که نقل کرده‌اند- چرا که اینقدر کم مقاومت کردید؟ گفته بودند: اینکه گفتند سه ساعت، یک دروغ بوده، ما همچو که  آمدند فرار کردیم.

و آن وقت معروف شد که آن یکی که دو نمی‌شود، اعلامیه ارتش ایران است؛ زیرا ارتش در آن هجوم، یک اعلامیه داد که دوم نداشت (همان، جلد 17، ص 144 و 145)

3- وابستگی به بیگانگان و تسلط بیگانگان بر ارتش، از دیگر ویژگی‌های ارتش دوره پهلوی است. امام خمینی در این باره می‌فرماید: وقتی که به ارتش نگاه می‌کنیم، ارتشی است تحت فرمان مستشارهای آمریکا؛ ما ارتش داریم؟! ارتشی که استقلال ندارد، ارتشی که خودش نمی‌تواند یک کاری را انجام بدهد؛ مستقل نیست در کارش. شصت هزار مفت خور آمریکایی آمده به اسم «مستشار»! حالا دیگر چه می‌کنند من نمی‌دانم؛ اما ارتش ما تحت نظر آنهاست؛ پس ما ارتش هم نداریم. (همان، جلد 4، ص 208)

ارتش ما مستقل است؟ یعنی تحت نفوذ نیست؟! یا ارتش ما را الان به قولی چهل و پنج هزار مستشار آمریکایی در ایران دارد اداره می‌کند. الان ما یک ارتشی داریم که همه تحت فرمان حکومت ایران باشند؟! ما حالا یک حکومت مستقلی [فرضاً داریم]، ما فرض می‌کنیم خود حکومت یک حکومتی است که اداره‌اش مستقل است، می‌خواهیم حالا ارتشش را حساب بکنیم. ارتش ایران جوری است که مال خود ایران است و برای خود ایران است و برای این ملت است و خدمتگزار این ملت است؟!  ارتش مال ملت است؛ یک ارتشی است برای حفاظت مملکت و برای خدمت به ملت؛ چنانکه هر حکومتی در هر مملکتی باشد خدمتگزار ملت است و از ملت؛ خوب ما این ارتش ایران را حساب می‌کنیم ببینیم که یک ارتش مستقلی است و ارتش ملی است و برای ملت است و به نفع ملت است، یا یک ارتش بسته به غیر است و در خدمت غیر است و بر خلاف مصلحت مملکت و ملت است. (همان، جلد 5، ص 47و 48)

بعد از آنکه انقلاب اسلامی پیروز شد، در پی تحول اساسی و عمومی که در کل جامعه ایران انجام گرفت، ارتش ایران نیز به طور بنیادی متحول شد و از یک ارتش وابسته و غیر کارآمد به ارتشی ملی و اسلامی و بسیار پرتوان تبدیل گردید.

امام خمینی برای یک ارتش ملی و اسلامی، ویژگی‌هایی برمی‌شمارد که به طور کامل با ویژگی‌های ارتش دوره پهلوی (ارتش شاهنشاهی و استعماری و ضدمردمی) تفاوت اساسی دارد. از نظر امام خمینی، مردمی بودن و همراهی با ملت و برخورداری از حمایت مردم، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک ارتش ملی و اسلامی است. امام درباره ویژگی مذکور می‌فرماید:‌

در صدر اسلام ارتش یک پناهگاهی برای ملتها بوده است.

محیط ارتش از محیط مردم جدا نبوده است؛ محیط رعب نبوده است؛ محیط وحشت نبوده است. ...

در صدر اسلام این معانی نبوده است ارتش اسلام از مردم جدا نبوده است. محیط هیچ وقت محیط ارعابی نبوده است. حکومتی که در رأس جامعه بوده است با مردم دیگر فرقی نداشته است؛ بلکه زندگی‌اش پایینتر بوده است. حکومتها نمی‌خواستند که به مردم حکومت کنند؛ می‌خواستند خدمت کنند. اسلام حکومتها را موظف به خدمت کرده است. ارتش در خدمت ملت باید باشد. حکومتها در خدمت مردم باید باشند. اگرچه یک همچو برنامه‌ای تحقق پیدا بکند، محیط رعب از بین می‌رود؛ محیط دوستی پیش می‌آید، مبدل به محیط برادری می‌شود.

یک همچو محیطی که برادری باشد، ملت پشتیبان دولت است. و اگر ملت پشتیبانی دولتی شد، دولت سقوط نمی‌کند (همان، جلد8، ص 86 و 87)

من برای شما غرض بکنم. ارتشهای صدر اسلام وضعش این بود، رئیس ارتش امام جماعت بود. یعنی انتخاب که می‌شد این رئیس ارتش که برود کجا، امام جمعه هم همان انتخاب می‌شد. مالک اشتر را وقتی می‌فرستادندش کجا، همان مالک اشتر رئیس ارتش بوده، و استاندار فلان جان هم بوده و امام جماعت و امام جمعه هم بود. برای اینکه وضع ارتش در اسلام با وضع ارتش در سایر رژیمها فرق داشته است. شما ببینید الآن که ما اینجا با هم نشستیم و یک محیط محبت است، این بهتر است یا یک محیط رعب که وقتی یکی از شما  وارد می‌شود ما بترسیم؟ در روح خود شما این محیطی که محیط دوستی و محبت است در روح شما آرامش بیشتر ایجاد می‌کند، یا اینکه وقتی وارد بشوید و مردم از شما فرار کنند؟ (همان، ص 125

ارتشی که متکی بر ملت باشد، می‌توان استقلال خودش را حفظ کند؛ می‌تواند در مقابل اجانب قیام کند. چنانچه دیدند و دیدیم که ملت بزرگ ما باید همراهی ارتش که به دامن ملت برگشت بر قوای شیطانی غلبه کرد؛ و نتوانستند قوای شیطانی، حفظ آن رژیم سابق را بکنند؛ و نخواهند توانست که امثال آن رژیمها را برگردانند.

امروز ملت ما و دولت و ارتش یکی هستند. همه با هم برای مصالح اسلام و برای مصالح کشور اسلامی و باید این رژیم این ملت، این ارتش، این ژاندارمری، این شهربانی، این دولت و دستگاههای دولتی، نمونه باشد از برای تمام کشور، بدانند کشورها که با وحدت کلمه بین دولت و ملت، ارتش و ملت، ژاندارمری و ملت، چه فوایدی عاید خودشان و عاید ملتشان می‌شود. (199) (همان،‌جلد، 9، ص 34)

توجه به معنویات، شهادت‌طلبی، متکی بودن به سلاح علم، آراسته بودن به تعهد، استقلال ظاهری و باطنی از بیگانگان و... از ویژگی‌های دیگری است که امام خمینی برای یک راشت ملی و اسلامی برمی‌شمارد و درباره استقلال ارتش اسلامی از بیگانگان می‌فرماید:‌

یکی از تحفه‌های بسیار با ارزشی که این انقلاب به ما داده است، هدیه‌ای که از جانب خدای تبارک و تعالی به ما عنایت (شده) است، همین است که دست قدرتهای بزرگ از ارتش بریده شده و مستشارهای اینها بیرون رانده شده‌اند؛ و شما الآن خودتان هستید و فرماندهان خودتان. فرماندهان وقتی از خودتان است،‌ خودتان هستید، دیگر این طور نیست که شما این ناراحتی را در قلبتان احساس کنید که ما تحت فرمان دشمنهای خودمان هستیم.

(همان، جلد 14، ص 435)

روز 29 فروردین 1358 هـ.ش، تاریخ بسیار حساسی در تاریخ ارتش ایران است. به عبارت دیگر، روز 29 فروردین 1358 نقطه عطفی است که فصل نوینی در ارتش ایران گشود و آن را با تمام دوره‌های پیشین متمایز کرد.

26 فروردین 1358 هـ.ش امام خمینی روز 29 فروردین را روز ارتش اعلام کرد تا نقطه آغاز و تولد دوباره‌ای برای ارتش باشد. از همین روز که به دستور امام خمینی ارتش با سازوبرگ نظامی به خیابان‌ها آمد تا با مردم و میهن و اسلام پیوند ماندگار برقرار کند، تحول اساسی در ارتش آغاز شد و ماهیت آن به طور کلی دگرگون گردید. در روز 29 فروردین 1358، ارتش کنونی ایران که ارتشی پرتوان، شجاع، ارزشمدار، معنویت‌گرا و متعهد به حراست از میهن و مردم می‌باشد، بنیان نهاده شد. بنابراین، ارتش جمهوری اسلامی ایران که به تعبیر امام خمینی، ارتش قوی، مستقل، مردمی، ضامن استقلال میهن، پشتوانه ملت و از ارکان مهم کشور است، یادگار شکوهمند دیگری از امام خمینی و دوره نورانی آن بزرگوار می‌باشد.