تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۰۶۹

 رویکرد توصیفی - تحلیلی
نظریه «جمهوری اسلامی» که اعم و تکامل یافته نظریه «ولایت فقیه» است را حضرت امام (ره) در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و بر اساس مقتضیات زمان، که از ویژگی‌های اساسی اجتهاد در فقه شیعه است ، مطرح کردند که این نظریه به سرعت تحقق عینی یافته و منبع نهادسازی قرار گرفت و منجر به تأسیس نظام جمهوری اسلامی شد. این نظریه، یکی از مهمترین نظریات سیاسی حضرت امام است که از تفسیرپذیری زیادی، خصوصاً پس از رحلت آن بزرگوار، برخوردار شده است.
در مورد نظریه «جمهوری اسلامی» از دیدگاه و سیره حضرت امام ، دیدگاه های حاشیه ای وجود دارد که درآنها «جمهوریت» و یا «اسلامیت»، جنبه تزئینی و «تشریفاتی» یافته‌اند که این دیدگاه‌ها، به دلیل فاصله بسیار زیاد بلکه تضاد اساسی با دیدگاه‌های امام راحل، اهمیت چندانی نیافته و کاملاً در حاشیه قرار گرفته‌اند. اگر از این دیدگاه‌های حاشیه‌ای فراتر رویم حداقل چهار دیدگاه با اهمیت در این مورد را می‌توان مورد بحث قرار داد که همگی با ارائه کدهایی از سخنان و عملکرد حضرت امام، بر درستی دیدگاه خود تأکید می‌ورزند:
دیدگاه اول معتقد است اصالت «جمهوریت» نظام است و «اسلامیت» فرع بر اصل است.
همه نهادهای نظام حتی نهاد ولایت فقیه بر اساس نظر و رأی مردم شکل می‌گیرند و به همین دلیل است که امام می‌فرمایند: «میزان رأی مردم است». استناد به سخنان امام در بهشت زهرا (س) پس از بازگشت از تبعید پانزده ساله شاهد دیگری است که طرفداران دیدگاه «اصالت جمهوریت» به آن استناد می‌کنند. طرفداران اصالت جمهوریت، از جمله به عملکرد حضرت امام در به رفراندوم گذاشتن نظام «جمهوری اسلامی» در فروردین سال 58 به عنوان سندی دیگر برای دیدگاه خود استفاده می‌کنند.
دیدگاه دوم بر این باور است که اصالت از آن «اسلامیت» است و «جمهوریت» فرع بر آن است . بیان بخش‌هایی از سخنان امام همچون «هدف از تأسیس حکومت ، اقامه حدود الهی است» و یا این بیان از امام عزیز که : «ما اسلام را می‌خواهیم و جمهوری اسلامی را می‌خواهیم برای اینکه در جمهوری اسلامی به نام اینکه اسلامی است و برای خداست، همه ملت مجتمع هستند»، از جمله شواهدی است که طرفداران «اصالت اسلامیت» مطرح می‌کنند. همچنین از دیگر استدلال‌های طرفداران این دیدگاه استناد به نظر امام در خصوص آثار استاد شهید مرتضی مطهری است که در زمان حیات خویش ، تمامی آثار استاد مطهری را با قید «بدون استثنا»، خوب معرفی کرده‌اند و از آنجا که شهید مطهری در یکی از آثار خود (کتاب پیرامون جمهوری اسلامی ) اسلامیت را محتوای نظام جمهوری اسلامی و جمهوریت و دموکراسی را روش آن معرفی می‌کنند، نتیجه‌گیری می‌کنند که اصالت از آن «اسلامیت» است.
دیدگاه سوم، اصالتی برای هیچکدام از این دو رکن قائل نیست و معتقد است «جمهوریت» و «اسلامیت»، در سیره و نظر حضرت امام «هم طراز» هستند. اگر امام در مقاطع خاصی از زمان، یکی را بر دیگری ترجیح داده‌اند، به خاطر شرایط خاص بوده است، به همین دلیل، برداشت گزینشی از نظریات و سیره امام در این رابطه، برداشتی ناقص و تک بعدی و در واقع نوعی «تفسیر به رأی» است.
دیدگاه چهارم، نه تنها برای هیچکدام از این دو رکن اصالتی قائل نیست، بلکه معتقد است که اصالت از آن اصل نظام «جمهوری اسلامی» است و اصالت قائل شدن برای هرکدام از ارکان آن، یک نوع انحراف از دیدگاه‌های امام است. در این دیدگاه جمهوری اسلامی یک «کل به هم پیوسته» و تفکیک ناپذیر است که تجزیه و سپس تمرکز بر یکی از ارکان آن، اسلامیت یا جمهوریت، در واقع کلیت آن را از بین می‌برد. همانگونه که هسته اتم بدون نوترون یا پروتون اتم نیست و وجود خارجی ندارد که با تفکیک آن بتوان اصالتی برای یکی از ارکان آن تصور نمود ، جمهوری اسلامی نیز بطور تام و جامع دارای اصالت است و در صورت تفکیک، هیچگونه اصالتی ندارد خواه این اصالت به جمهوریت و یا به اسلامیت آن داده شود. آنجا که امام می فرمایند «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» در واقع اصالت کلیت «جمهوری اسلامی» و تفکیک ناپذیری این نظریه و نهاد را مد نظر داشته‌اند.
دیدگاه های فوق به عنوان بخشی از دیدگاه های قابل طرح در این زمینه ، نشان دهنده تفسیرپذیری سیره و نظریه امام در مورد «جمهوری اسلامی» است که به طور مختصر طرح شد.
رویکرد هنجاری ـ تجویزی
اکنون این مسئله قابل طرح است که کسانی که می‌خواهند به دیدگاه و سیره امام خمینی (ره) در مورد «جمهوری اسلامی» پایبند باشند و برداشت‌های متفاوتی نیز از دیدگاه امام در این رابطه دارند، در مقام عمل، رفتار سیاسی خویش را چگونه سامان دهند و مطمئن باشند که رفتار آنها بر اساس دیدگاه‌های امام راحل است ؟
یکی از بدیهیات اساسی در دیدگاه سیاسی حضرت امام، نقش و جایگاه نهاد «ولایت فقیه » به عنوان رکنی از ارکان نظام «جمهوری اسلامی» است. بر خلاف برخی دیدگاه های رایج که نهاد «ولایت فقیه» را فقط حافظ «اسلامیت» نظام معرفی می‌کنند، این نهاد در واقع، مسئول حفاظت از کلیت نظام سیاسی است. به همین دلیل، به همان اندازه که ولایت‌فقیه، صیانت‌کننده اصل «اسلامیت» نظام است، به همان اندازه نیز مدافع «جمهوریت» نظام است.
خود امام نیز در مقام عمل نشان دادند که مسئولیت و کارکرد اصلی ولایت فقیه حفاظت از کلیت و اصل نظام که «جمهوریت »و «اسلامیت» ارکان تفکیک ناپذیر آن است، می باشد. شاید به همین دلیل مقام معظم رهبری علاوه بر دفاع از «اسلامیت» نظام، دفاع از«جمهوریت» نظام را نیز سرلوحه مسئولیت‌های خویش قرار داده‌اند و دفاع از «جمهوریت» نیز همانند دفاع از «اسلامیت» از کارویژه های اصلی ولایت فقیه است و این نهاد حافظ کلیت «جمهوری اسلامی» است.
بر این اساس، شناخت نظریه و سیره حضرت امام (ره) در مورد «جمهوری اسلامی» و سپس جهت‌گیری عملی و گزینش رفتارهای سیاسی منطبق بر آن، نیازمند شناخت جامع نظریه آن عزیز سفر کرده از جایگاه مردم، اسلام و ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی است.