تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۰۸

در بخشی از جهان که آمریکا دوستانی اندک و دشمنانی بسیار دارد، «ملک عبدالله» پادشاه عربستان سعودی آخرین امید آمریکا و سعودی‌ها است چرا که هر کسی که بعد از او سر کار آید، کمتر موردپسند خواهد بود.

«ملک عبدالله» با وجود همه دارایی‌های نفتی خود یکی از بدترین شغل‌های جهان را در اختیار دارد. این حاکم 80 ساله که تنها 18 ماه از به سلطنت رسیدن او می‌گذرد هم اکنون در محاصره چالش‌های داخلی و خارجی است.

هرج و مرج فرقه‌ای در عراق، قدرتمند شدن ایران و کاهش اعتبار متحد قدیمی آن یعنی آمریکا در خاورمیانه همگی تهدیداتی هستند که از خارج علیه سعودی‌ها اعمال می‌شود.

از داخل نیز ملک عبدالله با تهدیداتی همچون تندروی مذهبی، بیکاری جوانان و فساد شاهزادگان مواجه است. اینکه ملک عبدالله نشست سران عرب در ریاض را با انتقاد از حضور نیروهای آمریکایی در عراق (به عنوان اشغالگران خارجی نامشروع) آغاز کرد خود نشان‌دهنده شدت و حتی کشنده بودن این فشارها علیه حکومت این کشور است.

این فشارها همچنین نشان می‌دهد چرا عربستان دارای حاکمی است که تلاش می‌کند چالش‌هایی را که حکومت این کشور (75 سال پس از تأسیس شدن توسط پدر او) با آن مواجه است، مهار کند.

این پادشاه کهنسال از یک سو جلسات بحث علنی بی‌سابقه‌ای را در مورد مسائل حساسی همچون تندروی مذهبی و نقش زنان برگزار کرده تا فشارها از سوی طبقه متوسط کاهش یابد و از سوی دیگر پادشاه عربستان که سابقاً نقش بین‌المللی آن به فعالیت مخفیانه محدود می‌شد هم اکنون در دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی فعالیت می‌کند.

ابتکارهای ملک عبدالله بخاطر سابقه او بسیار تعجب‌انگیز است. او هیچ تحصیلات رسمی ندارد و طی 50 سال گذشته نیز در بیشتر اوقات ریاست گارد ملی حکومت را برعهده داشته است.

طی دهه گذشته نیز او به عنوان ولیعهد و نایب‌السطنه برادر بزرگ‌تر و ناتوان خود بر دولت دچار رکود و بدون تحرک عربستان نظارت داشت.

عبدالله به محض اینکه به عنوان پادشاه عربستان انتخاب شد به شاهزادگان ارشد این کشور گفت حفظ قدرت سلطنت نیازمند اتحاد و یکپارچگی بیشتری است.

از همه مهم‌تر اینکه عبدالله برای نخستین بار پردازش منظمی را برای انتخاب پادشاهان آینده برگزار کرد. این بار او بجای اینکه سلطنت را از برادر کهنسالی به برادر کهنسال دیگری در میان پسران عبدالعزیز ابن‌سعود، بنیانگذار حکومت عربستان انتقال دهد، پادشاه بعدی ولیعهد سلطان خواهد بود و ولیعهد او نیز از میان 36 پسر عبدالعزیز که زنده هستند و یا دارای پسرانی هستند که به نمایندگی از آنان شرکت کنند با انجام رأی‌گیری انتخاب خواهد شد.

هرچند این همه‌پرسی که در میان شاهزادگان برگزار شده فاصله زیادی تا دمکراسی دارد، ولی این مسأله قطعاً این اطمینان را به کشور عربستان داده است که یک فرآیند منظمی برای انتقال قدرت از پسران عبدالعزیز (که جوان‌ترین آنها 63 سال سن دارد) به نسل بعدی وجود دارد.

علاوه بر آن، پادشاه عربستان محدودیت‌های سنتی که تا پیش از آن در مورد بحث علنی در مورد مسائل جدال‌آمیز وجود داشت را کنار گذاشته و برگزاری مذاکراتی را که شبکه‌های تلویزیون ملی این کشور پخش می‌کنند، درخواست کرده بود. این مباحثات در مورد مسائل حساسی همچون افراط‌گرایی، آموزش و نقش زنان بوده است.

مطبوعات عربستان نیز که پیش از این قادر به پوشش خبر در مورد موضوعاتی همچون جنایت، استفاده از موادمخدر و خشونت علیه زنان نبودند هم اکنون حتی اقدام به تهیه گزارشاتی در مورد فساد شاهزادگان کرده‌اند.

هرچند عربستان سعودی هنوز با داشتن پارلمانی که واقعاً نماینده مردم باشد فاصله بسیار زیادی دارد ولی اعضای مجلس شورا که دستچین شده‌اند تحت حکومت مل عبدالله گسترده‌تر شده و علیرغم اینکه هیچ تصمیم‌گیری نمی‌کنند، در مورد مسائل حساس داخلی بحث می‌کنند.

در مورد مسائل مذهبی نیز او در مورد زبان جدید تحمل صحبت می‌کند تا بتواند به طبقه متوسط سرکش این کشور نزدیک شود هرچند که ممکن است این اقدام باعث بیگانگی تندروهای مذهبی گردد.

هرچند هیچ کدام از این اقدامات در هیچ جامعه دیگری عبدالله را به رهبری ترقی‌خواه تبدیل نمی‌کند ولی در عربستان این اقدامات باعث شده است حمایت‌های بی‌سابقه‌ای از او بشود.

علت اینکه تاکنون ابتکارهای او به تغییرات بسیار اندکی منجر شده است بیشتر بخاطر روابط استبدادی، بخصوص برادر او شاهزاده نعیف است که رهبری وزارت کشور و مؤسسات مذهبی را برعهده دارد.

توفیق الصیف، یکی از اعضای فرقه شیعیان و یکی از چند رهبر شیعی که ملک عبدالله با او وارد مذاکره شده، می‌گوید: من امیدوارم با ملک عبدالله تغییرات بیشتری در پیش‌رو داشته باشیم. افرادی که اطراف او هستند بسیار روشنفکرتر هستند ولی ما باید این تغییرات را رسمی کنیم تا دیگر وابسته به یک شخص نباشد که بیاید و برود.

از نظر مسائل بین‌المللی نیز توجه اولیه ملک عبدالله تلاش برای بهبود رابطه آمریکا با عربستان بود که در پی حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 دچار خدشه شده بود.

مسئله دیگر نیز این بود که بخاطر اینکه 15 تن از عاملان این حمله سعودی بودند این تصور بوجود آمده بود که عربستان تندروی اسلامی صادر کرده است.

دیپلماسی سلطنتی طی 18 ماه گذشته باعث بهبود چشمگیر روابط دوجانبه با دولت بوش شده که بحث لزوم ایجاد دمکراسی در عربستان سعودی را کنار گذاشته است، این در حالی است که بسیار بعید است کاخ‌سفید استقبال خوبی از اظهارات اخیر ملک عبدالله در نشست سران عرب نماید.

این در حالی است که تغییر وجهه حکومت عربستان در میان افکار عمومی آمریکا نیازمند تلاش‌های بیشتری است همانگونه که یک مقام سعودی بی‌پروا گفته است، «هیچ راهی وجود ندارد که بدون تغییر وجهه اسلام بتوان وجهه عربستان سعودی را تغییر داد.»

دیگر اولویت‌های دیپلماتیک عربستان سعودی متقاعد کردن کشورها با استفاده از نفوذ منطقه‌ای خود است که درگیری سنی و شیعی باید به مرزهای عراق محدود گردد، نظامی‌گرایی ایرانیان مهار گردد و جهان اعراب سنی که عربستان نیز عضوی از آن است باید بخاطر منافع غرب مورد حمایت قرار گیرد.

به عبارت دیگر عربستان می‌خواهد علیرغم اینکه انگیزه‌های هسته‌ای ایران و نفوذ آن در عراق مانع می‌شود، وضعیت کنونی منطقه را حفظ نماید. از نظر عربستان، عراق تحت تسلط گسترده ایرانیان است و آمریکا هر کاری که انجام دهد قادر به تغییر آن نخواهد بود.

به نظر می‌رسد اکثر مردم عربستان معتقدند آمریکا بخاطر تجربه دردناک خود در عراق، تفرقه در داخل کشور و نبود اتحاد ملی لازم برای حفظ نقش تاریخی قدرت بزرگ خود در منطقه در حال کمرنگ شدن است.

حکومت حاکم عربستان از نظر تاریخی به متحد خود، آمریکا مرتبط است ولی هم اکنون در تلاش است تا با ایجاد و رابطه با روسیه، چین، هند و دیگر قدرت‌ها وجهه خود را بهبود بخشد.

یکی از مقامات ارشد عربستان گفت: ما می‌خواهیم به نقطه‌ای برسیم که چین، روسیه،‌ آمریکا و اروپا همگی در ثبات منطقه خلیج‌فارس منافع داشته باشند تا دیگر این منطقه تحت قلمرو نفوذ یک کشور نباشد و همه بایستی با هم همکاری کنند تا وجود ثبات را تضمین و به این وسیله بتوانند از امنیت اقتصادی خود محافظت کنند.