تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۰۹۸

 صادق زیباکلام
خلاصه نامه سرگشاده آقای احمدی نژاد آن است که مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام با ایجاد مانع و دست یازیدن به وضع قوانین و مقررات و تصویب لوایح و مصوباتی که خارج از ظرفیت و مسوولیت های آنان در چارچوب قانون اساسی است، مانع از تحقق برنامه های وی برای پیشرفت کشور هستند. البته در این میان ایشان قوه قضائیه را هم بی نصیب نگذاشته و انتقادی هم به این قوه وارد کرده اند که بالاخص ریاست آن همگام با مجلس و مجمع در این کار شریک و سهیم است. هدف ایشان در نامه سرگشاده شان آن است که انگیزه های فردی به کنار، اساساً رویکرد و اقدامات آنان، خلاف قانون اساسی است و بالطبع آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور و فردی که سوگند یاد کردند تا پاسدار قانون اساسی باشند، بیش از این دیگر نمی توانند چشم پوشی کنند و ایشان بر آن شده اند که لاعلاج مردم و رهبری را مورد خطاب قرار دهند و از آنان بخواهند که به یاری ایشان آمده و نگذارند تا دستگاه های دیگر بیش از این مانع از تحقق اهداف و برنامه های مشارالیه شده، و بیش از این به قانون اساسی تعدی شود. در عین حال جهت دیگر نامه سرگشاده این است که به هر حال اگر مشکلاتی هم در اداره امور اجرایی کشور وجود دارد، اگر ضعف ها و ناکارآمدی هایی هم در کشور وجود دارد متوجه دیگران است. ورود به جزییات مواردی که رئیس محترم جمهور در نامه سرگشاده شان مطرح کرده اند، نه در این یادداشت کوتاه می گنجد و نه خیلی اساسی و ضروری است. فی الواقع آنچه ایشان مطرح کرده اند مواردی کلی است بدون آنکه مصادیق جزء به جزء پنج سال و هشت ماه زمامداری شان را مطرح کنند.
روح کلی نامه سرگشاده شان این است که مجمع و دیگران در حالی که با دولت های قبلی نهایت همدلی و همراهی را اعمال می کرده اند، در خصوص دولت های ایشان نهایت اشکال تراشی و عذر و بهانه را آورده اند؛ به انحا و بهانه های مختلف از جمله، به مصلحت بودن یا نبودن لوایح، مصوبات، سیاست ها و تصمیمات ایشان. این سخن خیلی شگفت انگیز است چراکه هیچ یک از تمامی دولت های بعد از انقلاب، دو دولت زمان مرحوم امام، دولت های آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی، از شرایط و امکانات آقای احمدی نژاد برخوردار نبودند. قدرت، ثروت، توان اجرایی و حاشیه نشینی مخالف در این دولت قابل قیاس با هیچ یک از دولت های بعد از انقلاب نبوده است. کدام عزل و نصب را آقای احمدی نژاد خواست و نتوانست انجام دهد؟ کدام سیاست را ایشان اراده کرد و نتوانست یا نگذاشتند انجام دهد؟ کدام استیضاح جدی را مجلس در این قریب به شش سال در خصوص وزرای ایشان به عمل آورد؟ کدام بازخواست جدی را دیوان محاسبات از ایشان به عمل آورد؟ کدام سیاست، تصمیم گیری و اقدام دولت ایشان ظرف شش سال گذشته از ناحیه مجلس مورد کنکاش، سوال و جواب، تعارض یا مخالفت قرار گرفت؟ کدام تصمیم و سیاست جدی ایشان با مخالفت بی اساس مجمع تشخیص مصلحت روبه رو شد؟ کدام دخالت جدی را مجمع تشخیص مصلحت در سیاست های دولت ایشان کرد؟ آیا غیر از آن است که ایشان هر سیاستی را که خواستند از سال 84 به این سو به اجرا درآوردند؟ آیا وقتی بدون هیچ دلیلی با مسافرت شهردار به نیویورک مخالفت شد، هیچ نهادی از دولت ایشان توضیح خواست؟ آیا وقتی سازمان برنامه و بودجه را تعطیل کردند، هیچ دستگاهی از ایشان توضیح خواست؟ آیا غیر از این است که اگر یکی از تصمیمات و سیاست های ایشان را دولت های گذشته انجام می دادند همین گونه با آنها رفتار می شد؟
ای کاش به جای کلی گویی آقای احمدی نژاد موارد مشخصی را مطرح می کردند که مجمع تشخیص با این یا آن سیاست، این یا آن تصمیم دولت ایشان مخالفت کرده و جلوی تحقق آن را گرفته است. مشکل اساسی در اصل پاسخگو بودن دولت هاست. دولت ها در اصول میانه مطلوبی با «نظارت»، «پاسخگو بودن» و «محدودیت قدرت» ندارند. دولت ها تا آنجا که ممکن است، مایلند در هر امری مداخله و تصمیم گیری کنند. طبیعی هم هست که وقتی با موانع روبه رو می شوند شکایت می کنند که «نمی گذارند کار کنند.» ختم کلام آنکه، برخلاف روح نامه آقای احمدی نژاد برخی معتقدند یکی از مشکلات سال های اخیر، رعایت بیش از حد مجلس در مقابل دولت ایشان بوده است.