تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۱۶۱
اشاره: بخشهایی از سخنان آقای ناطق نوری که در تاریخ 71/1/15 در مسجد سید‌الشهداء نازی‌آباد ایراد گردیده، ذیلاً آمده است:

ماها که داعیه‌ای نداریم، بنده ناطق نوری را دیروز و امروزم را مردم می‌شناسند، من برای تبلیغ انتخاباتی منبر نمی‌روم، وزیر هم شدم سه دوره هم وکیل شدم، توی شورای مرکزی گفتم که بابا خسته شدیم وضع ما که از دوره سوم که بدتر نمی‌شد حالا جوانها بچه منند رویشون را بر می‌گردونند که من را نبینند. چونکه اسلام آمریکائی بود، خلاف شرع بود که جواب سلام من را بدهند. خیلی از جاها، آن دوره ما همینطوری ناپلئونی آن ته، مه‌ها آمدیم من برای خودم نمی‌گویم اما مملکت را پاش زحمت کشیده این ملت، ماها هیچ غلطی نکردیم، ما اسکناس بی‌پشتوانه چاپ می‌کردیم، برادر، خواهر اسکناس بی‌پشتوانه یعنی کشیدن چک بی‌محل.
* سئوال کردند که شما فرمودید زیر عمامه آقای هاشمی رفسنجانی داس و چکش خوابیده، آیا چنین گفتاری داشته‌اید؟ خیر چنین نیست.
* آیا درست است که جامعه روحانیت مبارز با تبلیغاتی گسترده و هزینه‌های مختلف تبلیغاتی که نمونه‌اش پستی کردن تبلیغات می‌باشد. تا چه حد این مسئله ادامه خواهد داشت از لحاظ بودجه و امکاناتی که جامعه دارد؟

** من معتقد هستم که عجله نکنیم این را بگذارید بعد از انتخابات برآورد کنید اولاً اینکه توی روزنامه سلام نوشتند ما 30 میلیون تومان داده‌ایم به پست دروغ بیّن است، می‌توانند بروند از خود پست بپرسند، اینکه ما از پست استفاده کردیم بله اتفاقاً سالم‌ترین شیوه این شیوه است. پست یک شرکتی است که اعلام می‌کند بار برای افراد می‌برد، محموله می‌برد، این هم یکی از آن محموله‌ها، ما نه از امکانات دولتی استفاده کردیم، نه مجانی برای ما می‌برند با آنها قرار بستیم و این کار را انجام می‌دهند اما رقمی که آقایان بیان کردند دروغ است.
* حاج آقا مبلغش چقدر است؟
** از خود پست بروید سئوال کنید من نمی‌دانم. من می‌توانم یک رقم را بگویم خلاف باشد. اصلاً شما به چی اشکال دارید اشکال به این دارید که پول خرج کردید خوب کسی که می‌خواهد بیاید به صحنه سیاست باید خرج کند. شما دوره سوم مجلس اسلام آمریکائی و اسلام ناب محمدی یادتان است، حجم تبلیغات برادرها را دیدید کاغذ‌های روغنی، برقی هر یک دانه چقدر تمام شد، چرا نپرسیدید از کجاست با اینکه محرومین و مستضعفین بودند ما که طرفدار سرمایه‌دار هستیم.
* حاج آقا سئوال کردند که به چه علت آقای آیت‌الله آذری قمی در روزنامه ارزش مورخه 11/1/71 می‌فرماید که اگر افرادی از مجمع روحانیون وارد مجلس شوند نشان‌ دهنده این است که مجمع روحانیون مردم را اغفال کرده‌اند و آمریکا و اسرائیل خوشحال می‌شود؟
** این برادر یا خواهری که سئوال کرده می‌خواسته با سی‌ریشوم می‌خواسته بچسبونه آقای آذری قمی را به جامعه روحانیت، ببینید ایشون اصلا عضو جامعه روحانیت نیست، جامعه روحانیت مال تهران است. ایشون عضو جامعه مدرسین است ما چه کار به ایشون داریم(!) همه دیدگاههای ایشون را هم لازم نیست که بنده تائید کنم، یک شخص است از خودشون سئوال کنید.
* بفرمائید که شما در بهارستان منزلی حدوداً 2 هزار متر داشتید و در حال حاضر در خیابان پاسداران منزلی اختیار نموده‌اید و همینطور شنیده‌ایم که در نقطه شمالی شهر یک ویلای اختصاصی خریده‌اید، ماجرای منزل هزار متر مربعی که از بنیاد گرفته‌اید چیست؟ آیا این برخلاف زندگی طلبگی نیست؟ با توجه به اینکه امام فرمودند این عمل درست نیست و گفتند که آقایان روحانیت چرا این کار را می‌کنند؟
** این خانه ما مثل مبدأ تاریخ شده است قبل از همه روزنامه رسالت با آن تق و توق مطرح کرد بعدها همه جا پخش شد عرض می‌شود که بنده از قبل از انقلاب یعنی سال 49 و 50 با پول منبرم که نه سهم امام تنگش بود، نه سهم سادات تنگش، نه هیچی، خانه‌ای را تهیه کردم، سال 56 ممنوع‌المنبر شدم مرحوم شهید بهشتی گفت بیا بالای زرگنده مسجدی است امام جماعت آنجا بشو، رفتیم امام جماعت شدیم، فرمود که این راه زیاد باید بیائی نماز ظهر را بخوانی، نیامده خانه باید برگردی برای نماز مغرب، خانه‌ات را بفروشی بیا بالا، آن موقع من خانه را فروختم رفتم الهیه، یعنی شمال نشینی بنده مال حالا نیست، من همان موقع که مبارزه می‌کردم توی جنوب شهر منبر می‌رفتم خانه‌ام توی الهیه بود و هیچگاه در روحیه بنده اثر نگذاشت، توی الهیه بهترین جای شمیران است آنجا را خریدم زندگی کردم تا بعد از انقلاب، بعد از انقلاب آنجا بودم تا وزیر شدم، وزیر که شدم به ما محافظ دادند، به ما 24 تا محافظ دادند، ما دیدیم که 24 تا محافظ توی آن خانه جا نیست، زن و بچه و 24 تا محافظ و اسکورت و بگیر و ببند، خوب چه کار کنیم، این‌ور، آن‌ور سئوال، خانه‌ای، چیزی، توی خیابان فخر‌آباد یک خانه کلنگی برادرها پیدا کردند ما آمدیم آن خانه را خریدیم آن موقع که من خریدم خانه 40 ساله بود یعنی 40 سال پیش ساخته شده بود، بزرگ بود، ما خانه بالا را فروختیم 3 میلیون و 300 و خانه پایین را خریدم 2 میلیون و 500 و بقیه مابه‌التفاوت را توی تعمیر شوفاژ کشیدم، رنگ، تعمیرات این شد یر به‌ یر، 10 سال توی این خانه بودم بنده وزیر کشور بودم، سپاه آمد گفت اینجا از نظر امنیتی درست نیست شما باید بروی یک خانه امنیتی، من گفتم بیرون نمی‌روم اگر می‌توانید حفاظت بکنید، بکنید، اگر نمی‌توانید بکنید من اینجا هستم، ماندم الان شد این خانه خانه 50 ساله، سقف بالاش تیر بود و چوب، این را درست می‌کردیم آن یکی می‌ریخت پایین، اینجا ما فکر کردیم تعمیر، آفتابه خرج لحیم است آن را درست کنی ان یکی را باید خرابش می‌کردم همین را توی این شهر می‌ساختم یا این را می‌فروختم یک جای دیگر می‌گرفتم، خراب کردن این و ساختن مجدد یک پول به اندازه خودش می‌خواست و بنده یک قرون از این پول ندارم، شرکت هم ندارم، بنیاد هم ندارم، عضو هیچ صندوق قرض‌الحسنه‌ای هم نیستم، جزو امناء هیج جا نیستم و غیر از این خانه از بعد از انقلاب نه زمین گرفتم، نه یک سهمی جائی گرفتم، خودم معتقدم اگر کسی جای من بود این از افتخارات روحانیت هستم من وقتی اسباب کشی کردم پاسدار بنده گفت من به زنم گفتم بیا برویم زندگی فلانی را خوب بود می‌دیدی، هر چی ریختیم توی ماشین کتاب ریختیم، اینا زندگی من هست، من آدم عیال‌واری هستم، اگر چشمم نزنید 8 تا بچه دارم می‌خواستم این خانه را بفروشم توی بنگاهها که می‌پرسد توی چیذر، یک بنگاهی یک باغچه را خرد کرده و دارند می‌فروشند مشاعی، ما رفتیم زمین خریدیم متری 15 تومان، 500 یا 500 و خرده‌ای متر است آن خانه کلنگی هم 950 متر بود، الان هم دارم می‌سازم بعلاوه این رفقای طرفدار محرومین و مستضعفین کجا زندگی می‌کنند؟ حالا ما را که می‌گفتن طرفدار سرمایه‌دار، یا توی جماران هستند یا توی خیابان یاسر یا خیابان فرشته یا توی رستم‌آباد هستند، اینها هستند دیگه بنابراین مهم نیست مهم این است که روحیه چی باشد. اما این خانه که نشستم به صاحبخانه قول دادیم که آخر تابستان تحویل می‌دهیم بنده مکه رفتم والله دلم خوش بود که دارند کار می‌کنند ولی گفتند که شهرداری یک ماه است که کار را تعطیل کرده، فکر می‌کنم اول مهر می‌آید درنیامد یک ماه مهلت داده نشد تا کشید به آذر خانم گفت مگر شما دین ندارید خانه را فروختید چرا بلند نمی‌شوید من در به در زدم، زنگ زدم به بنیاد گفتم خانه دارید به ما بدهید گفتند یک خانه توی پاسداران داریم ما رفتیم آنجا این خانه حیاطش بزرگ است اما توی زمستان حیاط به درد من نمی‌خورد اطاقهایی که دارد 3 تا اطاق 4*3 و دو تا اطاق 7*5 هیچی دیگر ندارد اجاره هم کردم.