تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۱۸۶

سیدعلی‌اصغر (امیر آریانا) طباطبائی
کشورهای صنعتی شمال بطور کلی نگران هستند، که مشکل افزایش بسیار سریع جمعیت در مناطق جنوب از یکسو، و فقدان رشد اقتصادی متناسب در این مناطق از سوی دیگر، در نهایت، مشکلاتی اساسی برای مناطق ثروتمند و صنعتی شمال به وجود آورد. مطابق برآورد سازمان ملل، تا سال 2010 میلادی حدود 4/1 میلیارد نفر بر جمعیت کره زمین افزوده خواهد شد، که تقریباً تمامی آن در محدوده جهان سوم صورت خواهد گرفت.
«پل کندی» مورخ مشهور آمریکایی در کتاب «تدارک برای قرن بیست‌ویکم» آینده‌ای منفی برای بشریت پیش‌بینی کرده است. «کندی» عقیده دارد تمرکز رشد اقتصادی و نوآوری‌های تکنولوژیک در شمال و رشد جمعیت در جنوب موجب گرفتاری‌ جنوب در خسرانی مضاعف و تداوم ناتوانی‌اش در خروج از بن‌بست توسعه‌نیافتگی است. از اینرو، او اعتقاد دارد که کشورهای پیشرفته شمال با برخورد دوراندیشانه و روشن‌بینانه با مساله یاد شده روبه‌رو شوند.
در چنین شرایطی، انعقاد موافقت‌نامه‌هایی از نوع نفتا با آن دسته از کشورهای در حال توسعه، که در مجاورت جوامع صنعتی واقع شده‌اند، می‌تواند در عین حال، ‌به عنوان راه‌حلی برای تثبیت اوضاع در این کشورها مفید واقع شود این نوع موافقت‌نامه‌ها، در عین حال، کشورهای جهان سوم را متعهد به وضع و اجرای سلسله مقرراتی برای حفظ محیط ‌زیست خواهد کرد و در صورت توفیق، در تعدیل مشکلات اقتصادی، می‌تواند از طریق بالا بردن سطح آگاهی عمومی به حل مشکل افزایش جمعیت کمک کند.
اثر غیر مستقیم دیگری که نفتا می‌تواند بر سرنوشت جهان سوم داشته باشد، نقش انکارناپذیری است،‌ که تصویب و اجرای آن در تضعیف گرایش‌های حمایتی نیرومند در کشورهای صنعتی داشته و خواهد داشت. این گرایش‌ها در راستای این اعتقاد است که تجارت آزاد با جهان سوم و حذف موانع غیر تعرفه‌ای در برابر تولیدات و محصولات کشورهای در حال توسعه باعث تشدید مشکلات اقتصادی در کشورهای صنعتی شده و در مجموع به کاهش سطح زندگی در این ممالک خواهد انجامید. استدلال آنها این است که تجارت آزاد با جهان برای کشورهای صنعتی تجارتی است که از نظر اجتماعی غیر منصفانه است.
چرا که در غیاب شبکه‌های تامین اجتماعی شامل انواع بیمه‌ها، پائین بودن دستمزدها، پائین بودن استانداردهای کار، فقدان ضوابط زیست‌محیطی و ... تولیدات با هزینه کمتری در کشورهای جهان سوم انجام می‌شود. ورود آزاد چنین محصولاتی به کشورهای غربی، صنایع و کشاورزی در این کشورها را سخت تحت فشار قرار می‌دهد و حفظ قابلیت رقابت آنها عملاً تنها در صورت کاهش دستمزدها و تعدیل شبکه‌های تامین اجتماعی و مقررات مربوط به محیط‌ زیست میسر خواهد بود.(12)
هدف مستیم این‌گونه موافقت‌نامه‌ها، تقویت همکاریهای منطقه‌ای است و تحقق آن در عمل به معنی افزایش تجارت و سرمایه‌گذاری متقابل بین کشورهای عضو خواهد بود. این امر می‌تواند عملاً به کاهش تجارت با کشورها و مناطق دیگر یا حداقل عدم افزایش آن طبق روال قبل بیانجامد، پس موافقت‌نامه نفتا موجب انحراف تجارت و سرمایه‌گذاری از این بخش از دنیا خواهد شد. به عنوان مثال وابستگی تایلند به آمریکا به عنوان بزرگترین بازار صادراتی این کشور بسیار زیاد است و در حال حاضر 23 درصد از صادرات آن کشور به آمریکا می‌رود و هرگونه تغییر در الگوی دادوستد موجود بطور اجتناب‌ناپذیری روی محصولات صادراتی و اقتصاد تایلند تاثیر خواهد گذاشت.اثر منفی پیدایش نفتا بر تایلند از افزایش تعرفه‌ها و سایر شکل‌های تبعیض‌ تجاری ناشی خواهد شد که ذاتاً در شکل‌گیری یک منطقه تجارت آزاد برای کشورهای خارج از آن وجود دارد.(13)
نفتا و مکزیک
اثرات نفتا بر مکزیک تنها محدود به تجارت نخواهند ماند و می‌تواند تمامی جنبه‌های حیات اقتصادی و اجتماعی مکزیک را تحت تاثیر قرار دهد. به ویژه اینکه حجم اقتصاد مکزیک نصف اقتصاد کانادا و 4 % اقتصاد آمریکا است. لذا اجرای چنین موافقت‌نامه‌ای خصوصاً برای یک کشور جهان سومی با توجه به کوچک بودن نسبی اقتصادش می‌تواند از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار باشد.
تولید ناخالص داخلی مکزیک کمتر از 4 درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا است. منافع نفتا برای مکزیک به مراتب بیش از منافع آن برای آمریکا است. تخمین زده می‌شود طرفین سالانه 6 میلیارد دلار درآمد از نفتا عاید خود می‌کنند که این رقم معادل 4 درصد درآمد ملی مکزیک است.(14)
در نتیجه انعقاد موافقت‌نامه نفتا، مکزیک که از نظر سیاسی در بخش اعظم قرن جاری سیاستی ملی‌گرایانه و برخوردی منفی با آمریکا داشته و از نظر اقتصادی مشی درون‌گرا را دنبال می‌کرد، اکنون پذیرفته است که تدریجاً مرزهای خود را به طور کامل بر روی سرمایه‌های آمریکایی و کانادایی بگشاید.(15)
نفتا و آمریکا
سابقه علاقه و نفوذ ایالات متحده آمریکا بر کشورهای دیگر این قاره به تاریخ بازمی‌گردد. از سال 1823 میلادی و دکترین «مونروئه» بدین‌سو کشور آمریکا همواره به کشورهای دیگر این قاره به عنوان حیات خلوت ملک اختصاصی خود نگریسته و دیگر کشورها را از دخالت در امور این قاره بازداشته است.
نظر برخی از تحلیلگران این است آمریکا در برابر بلوک‌های اقتصادی اروپا و آسیا درصدد برآمده تا یک بلوک قدرتمند اقتصادی از طریق مشارکت تجاری با کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کند. آمریکا می‌تواند با استفاده از فرصتی که موافقت‌نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی به وجود آورده، نفتا را به یک نظام تجارت آزاد حوزه‌ای تبدیل کند، به صورتی که تمام کشورهای منطقه را در آینده به تدریج با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی خود در آن ادغام شوند. منطقه آمریکای لاتین ممکن است ضرورت‌های اقتصادی بیشتری را در آینده برای آمریکای شمالی فراهم آورد.
طی چند سال گذشته، بازار آمریکای لاتین برای صادرات آمریکا سریعترین رشد و برای سرمایه‌گذاری آمریکایی بیشترین بازدهی را داشته است. پیش‌بینی می‌شود که اگر کشورهای آمریکای لاتین از مرحله رکود و عقب‌ماندگی خارج شوند و به رونق و شکوفایی اقتصادی دست یابند، حتی بیشتر از امروز، بازارهایی پرسود برای تولیدات آمریکا خواهند بود.(16)