آمریکا در حالی قطعنامه 1747 را با هدف تشدید تحریمها علیه ایران صادر نمود که اکثر کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و اقتصادی به ناکارآمدی این اقدام اذعان نموده بودند. متأسفانه دنیای غرب میدان باز مذاکره هستهای با ایران را از جایگاه حقوقی وارد فضای سیاسی - امنیتی کرد تا در پرتو موقعیت جدید، مفاهیم فنی و اداری را دچار استحاله مفهومی کنند و بتوانند از این منظر فشارها را در حوزه سیاسی و اقتصادی بر ایران با هدف سازشپذیری تشدید نمایند.
انتظار جامعه غرب پس از تصویب قطعنامههای 1737و 1747در جامعه ایران، تنشآفرینی و ایجاد جو ارعاب، اضطراب و هیجان بود؛ ولی اعلام و انعکاس این اخبار برای مردم ایران امری طبیعی و قابل پیشبینی و احتمال تشدید تحریمها از قبل متصور بود. «تحریم» واژهای غریب و نامأنوس برای ملت ایران نیست، این مقوله همزاد انقلاب اسلامی است. خاطره تنگناهای اقتصادی در دوران پس از پیروزی در حافظه ملت ایران زنده است، چنانکه احتمال بروز هر گونه شوک را در جامعه منتفی مینماید.
آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از ابزارهای برخورد با جمهوری اسلامی را سازو کار تحریم در نظر گرفت تا از این طریق فعالیتها و موضعگیریهای دولتمردان نظام را تحتالشعاع قرار دهد و آنان را در استمرار اهداف کشورمان با تردید مواجه نماید. گذشت زمان و پیشرفتهای ایران در حوزههای مختلف، ناکارآمدی تحریمها را برملا نمود، به گونهای که فشارهای اقتصادی غرب خلاقیت و پویایی اقتصادی و علمی را برای کشور به دنبال داشت و اکنون ادامه این روند را با رشد چشمگیر در حوزههای گوناگون علمی، سیاسی، اقتصادی و ... شاهد میباشیم.
در فرهنگ عمومی جامعه ایران، بیگانهستیزی با حمیت دینی در هم آمیخته و با تلاش و اتکا به توانمندیهای خودی، موانع ایجاد شده از سوی بیگانگان از میان برداشته شده و خروجی آن ارتقای جایگاه ایران از یک کشور عقب مانده به کشوری قدرتمند و تأثیرگذار در سطوح مختلف در منطقه و جهان است؛ چنانکه الگوی دیگر کشورها نیز واقع شده است.
دشمنان نظام در هر مرحله از تحریمها با تزریق افکار منفی به جامعه ایران، میکوشند مردم را ناامید نمایند تا از طریق جنگ روانی و شانتاژ تبلیغاتی، ثمره تلاشهای قابل تحسین فرزندان این مرز و بوم را در حصار یأسی و ناامیدی قرار داده و عدم توفیق خود را در تعقیب سیاستهای سلطهطلبانه، با جو کاذب رسانهای پوشش دهند. جوانان ایران اسلامی با وجود امکانات ناکافی و نبود حمایتهای خارجی، با برخورداری از عزمی راسخ و ارادهای پولادین، رشد چشمگیر کشور در حوزههای گوناگون را در میان حلقه محاصره رقم زدند که در جای خود ستودنی است، در حالی که دشمنان و خناسان کشورمان بر این باور بودند چنانچه فشارهای اقتصادی را بر ایران تشدید نمایند، بحرانهای پیدرپی و مهارنشدنی، ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد، اما غافل از اینکه ارادههای میلیونی و یکپارچه مردم ایران در همراهی با مسؤولان خود، سناریوها و طراحیهای کاذب آنان را مخدوش و ریشهکن خواهد نمود.
آمریکا از سال گذشته تاکنون به طور مکرر ایدههای برخورد با ایران هستهای را از زبان شورای امنیت مطرح نمود تا شاید با هزینه سازمانهای بینالمللی، خواستههای استکباری خود را محقق نماید و با تصویب سه قطعنامه کاملاً سیاسی، به پیشرفتهای روزافزون هستهای ایران پایان دهد. ولی جمهوری اسلامی ایران ضمن احترام به سازمانهای بینالمللی، اقدامهای سیاسی را که محمل حقوقی قابل دفاعی جهت توجیه ندارند بر نتافته و رفتارهای مغایر با موازین حقوقی را با وجود فشارهای زورمداران دنیای استکبار، در سایه صلابت و اقتدار خود محور نموده است. نکته مهمی که نمیتوان از نظر دور داشت، اعتماد به نفس مردم و دولتمردان ایران اسلامی در برابر قطعنامههای شورای امنیت است که خوشبختانه هیچ گونه خللی را در رفتار جامعه ایجاد ننموده است. به عبارت دیگر، بیتوجهی به تصویب قطعنامه از سوی مردم ایران، برخی بنگاههای خبری را وادار به تحلیل نمود، به گونهای که برخی خبرگزاریهای فرامنطقهای، انتظار ورود و بروز یک شوک را در جامعه داشتند، اما عادی بودن زندگی مردم، آنان را به حیرت واداشته است.
مستندات بیانگر آن است که پس از اعلام تحریم و صدور قطعنامههای شورای امنیت در خصوص پرونده هستهای ایران، سرمایهگذاری خارجی همچنان در بخشهای گوناگون صورت میپذیرد. شرکتهای خارجی بدون توجه به محدودیتهای اعمال شده از سوی آمریکا و شورای امنیت، قراردادهای جدیدی را با ایران منعقد نمودهاند. در واقع، بیتأثیر بودن تحریمها را میتوان در جذابیتهای جمهوری اسلامی جهت میزبانی سرمایهگذاریهای کشورهای خارجی جستجو کرد. امروزه سرمایهگذاران خارجی در منطقه سرمایه خود را سوق میدهند که از ثبات سیاسی برخوردار باشد. بحمدالله این شرایط در ایران مهیاست و برای تمامی کشورها ثابت شده ایران با وجود اینکه همواره در معرض تبلیغات سوء و تهاجم روانی بیگانگان قرار دارد، استقلالطلبی و عدم وابستگی خود را حفظ نموده است. از این منظر، میدان مغناطیسی سرمایهگذاری مطلوب در ایران ایجاد شده است، به علاوه اینکه موقعیت ژئوپلتیکی ایران، قرار گرفتن در کنار آبهای آزاد و منابع غنی طبیعی هنوز هم از جمله عواملی است که دیگران را در توجه به ایران ترغیب مینماید.
معادلات اقتصادی شرکتهای فراملی به گونهای است که سود قطعی را بر ضررهای احتمالی ترجیح میدهند. بدین ترتیب، عقد قرارداد کشورهای چین، هند، پاکستان، مالزی و حتی ترکیه که اخیرا برای سرمایهگذاری 2 میلیارد دلاری پروژه انتقال گاز ایران به اروپا اعلام آمادگی نموده، مؤید بیتأثیر بودن تحریمها علیه ایران است. آنچه آمریکا در قالب قطعنامههای شورای امنیت مبنی بر تحریم ایران تعقیب مینماید، طرحی از پیش شکست خورده و تداعی کننده ناکامی این کشور در سیاستهای مهار دوجانبه است، به گونهای که همیلتون که اخیراً نیز گزارش موسوم به «همیلتون- بیکر» را برای نجات آمریکا از عراق ارایه نمود، معتقد است سیاستهای انزواگرایانه آمریکا به جای آنکه جمهوری اسلامی را به حاشیه بکشاند، مشکلاتی را برای ایالات متحده در پی داشته است. وی در ادامه میگوید: «تلاشهای ما برای منزوی کردن و مهار ایران نه تنها ناموفق بوده، بلکه نتایج معکوس داشته است. اینها موجب تنشهای بزرگی با همپیمانان ما در اروپا و دوستان عربمان در خلیج فارس شده است. در واقع، سیاست ما، ایران را منزوی نمیکند، بلکه این سیاست، ایالات متحده را منزوی میکند.»
بدون تردید، ایالات متحده با وجود تلاشهای گسترده جهت تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی در قالب حقوقی و تعهدات الزامآور شورای امنیت، نمیتواند موجبات انزوای ایران را فراهم نماید و این اقدامها با رویکرد تأثیرگذاری بر تصمیمات دولتمردان ایران، افقی برای دستیابی به ایدههای یکجانبهگرایانه آمریکا نخواهد بود. ایران اسلامی، کشوری مسؤولیتپذیر در عرصه تعاملات بینالمللی است که برای تحقق مطالبات حقوقی و مسلم خود همواره پافشاری مینماید. بنابراین، حرکتهای اخیر آمریکا را که به صدور قطعنامه 1747 منجر شد، بازی شکست خورده میباید قلمداد نمود.
استکبار جهانی از بدو پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی را یا رأساً تحریم نموده یا از پوشش سازمان ملل بهره برده است، اما همانگونه که دیگران در بیتوجهی جامعه ایران اعم از مردم و دولتمردان به تصویب قطعنامهها، اظهار شگفتی نمودند، ملت ایران ضمن پایبندی به تعهدات پذیرفته شده جهانی، زورگوییهای آمریکا و همپیمانانش را با اتحاد ملی و انسجام اسلامی پاسخ خواهد داد و همانگونه که تاکنون در طی طریق با تبعیت از رهبری نظام و اعتماد به نفس خویش، توانسته است در عین وجود تنگناهای داخلی و بینالمللی، قلههای پیشرفت را فتح نماید، بار دیگر، ضمن همدلی و همراهی با مسؤولان نظام و اهتمام به سه اصل راهبردی «عزت، حکمت و مصلحت» از این مرحله نیز عبور خواهد کرد و مشی استقلالطلبانه را در سایه تعامل با دیگر بازیگران منطقهای و بینالمللی، با رعایت حسن همجواری و احترام متقابل به عنوان پارادیم مناسبات جهانی، به دیگران معرفی خواهد نمود.