تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - ۱۳:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۵۴

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه*

ایران اکنون از مرز تزریق گاز به 3 هزار سانتریفوژ گذشته و مقدمات تولید سوخت هسته‌ای را آغاز کرده است. معنای خبری که بیستم فروردین ماه از سوی رئیس‌جمهور اعلام شد، ورود ایران به جمع کشورهای تولید‌کننده صنعتی سوخت‌ هسته‌ای است. ایران در شرایطی وارد این مرحله شد که شورای امنیت قطعنامه‌های 1737 و 1747 را علیه ایران صادر کرد.

این قطعنامه‌ها دارای دو ویژگی است:

اول این‌که با فشار آمریکا و انگلیس پرونده را از مسیر شورای حکام خارج کرده و ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل ـ به عنوان تهدید علیه امنیت جهانی ـ قرار داد.

دوم این‌که این دو قطعنامه تا حدی دست به عصا بوده و امکان بازگشت به مسیر مذاکرات هسته‌ای را با مهلت‌های زمانی 60 روزه بوجود آورد ولی به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که هزینه بازگشت به مذاکرات را ایران بپردازد و این هزینه تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی و مرتبط با فناوری تولید سوخت هسته‌ای است.

واکنش ایران به این قطعنامه‌ها افزون بر آن که اصرار و پافشاری بر خط قرمز خود یعنی غنی‌سازی اورانیوم بوده بلکه با ادامه و تداوم مسیر غنی‌سازی اکنون به عنوان یک کشور دارای توانمندی تولید صنعتی سوخت هسته‌ای واقعیت توانمندی‌های خود را اثبات کرده است.

بر این اساس در آینده اگر هم قرار بازگشت به میز مذاکرات انجام شود، مبنای این مذاکرات پذیرفتن واقعیت توانمندی ایران است که توانایی تولید سوخت هسته‌ای در مقیاس صنعتی را دارد.

گام ایران در این مسیر اما، هیچگاه تهاجمی نبوده بلکه عدالت‌طلبانه و در جهت استیفای حقوق مصرح خود بوده است. اگر طبق قوانین بین المللی با ایران رفتار می‌شد، نه تنها ایران نباید تحت تحریم قرار می‌گرفت بلکه باید از سوی کشورهای دارای فناوری مورد حمایت و کمک واقع می‌شد.

متأسفانه کشورهای غربی عادت کرده‌اند در مواجهه با کشورهای دارای توانمندی هسته‌ای وجهه نظامی بودن آنها را بپذیرند.

کشورهای کره شمالی، پاکستان، هند و رژیم صهیونیستی واقعیت نظامی فعالیت‌های هسته‌ای خود را ثابت کردند و از سوی کشورهای غربی پذیرفته شدند. انعقاد موافقتنامه‌های همکاری هسته‌ای با هند و شروع مذاکرات 6 جانبه با کره شمالی به روشنی نشان می‌دهند. غرب در برابر وجهه نظامی فعالیت‌های هسته‌ای کشورها کوتاه می‌آید و این انتقاد جدی‌ای است که به عملکرد غرب وارد است. اما چنان که اشاره شد، ایران از مسیر تهاجمی و نظامی وارد نشده، بلکه فقط خواستار بهره‌مندی از حقوق هسته‌ای خود است.

حتی ایران اعلام کرد، اگر حقوق هسته‌ای‌اش پذیرفته شود حاضر به انعقاد قراردادهای مبتنی بر مالکیت و مشارکت نیروگاه‌های هسته‌ای و راکتورهای سوخت با غربی‌هاست. اکنون جشن ملی هسته‌ای افزون بر این‌که واقعیت ایران هسته‌ای را تثبیت کرده، نقش جدی در وحدت ایرانیان . نیروهای سیاسی داخل کشور ایفا کرده است.

ایران، پس از ورود به مرحله جدید فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای خود و آغاز تولید انبوه ماشینهای سانتریفیوژ، محال است که به دوران تعلیق برگردد. موضع غرب در آینده افزایش هجمه سیاسی و بین‌المللی علیه ایران است. با این حال غرب بدلیل عدم توانایی در کنترل بحران‌های غیر قابل پیش‌بینی و قابل گسترش، در صورت اعمال سخت‌گیری‌های بیشتر علیه ایران و نیز تجربه ایران در مدیریت شرایط تحریم، در صدور قطعنامه‌های شدیدتر علیه ایران مردد است. به نفع غرب است که وضعیت کنونی یعنی ورود ایران به مرحله صنعتی غنی‌سازی اورانیوم را بپذیرد و این موفقیت را مبنای مذاکرات قرار دهد.

از سوی دیگر، کشورهایی که در مسیر ایران مانع ایجاد کرده‌اند، دو دسته‌اند: 1- آمریکا و بخش محدودی از اروپا که خواهان طولانی شدن بحران هستند.

2- بخشی از اروپا، روسیه و بطور محسوس‌تر چین که خواهان تعدیل بحران هستند.

این دوگانگی به تیم مذاکره ایران فرصت می‌دهد که از توانمندی‌های دیپلماسی استفاده مفیدی کنند.