تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۶۲۷

پیش از سال 2000 نیمی از جمعیت کره زمین ساکن شهرها خواهند شد، و تا سی سال آینده این شمار به دو سوم افزایش خواهد یافت. در دهه‌های نخست هزاره سوم تنشهای اجتماعی در شهرها سرنوشت جنگ و صلح را در جهان تعیین خواهند نمود.
در حالیکه در مرکز بی‌روح اداری بروکسل که 16000 بروکرات اروپائی درباب سوبسیدهای کشاورزی، تنظیم بازار و برابری مالیاتها روده درازی می‌کنند یک شغل فانتزی و بسیار جالب نیز در میان آنها وجود دارد. این شغل را یک ایتالیائی آینده‌شناس بنام ریکاردوپترلا بعهده دارد که مأموریت و وظیفه اداری سفر به ژرفای آینده است.
او در جریان این سفر برای دوران بیست ساله پس از پایان هزاره دوم، آرایش جهانی نوینی از قدرت اقتصادی - سیاسی را در برابر چشم‌اندازهای آغاز هزاره سوم ما قرار می‌دهد. ارزیابی توأم با پیشبینی‌ها وی می‌گوید: بجای چند کشور صنعتی بزرگ که امروز خود را در ملاقاتهای پرجلال و جبروت سران هفت کشور صنعتی نمایش می‌دهد، در سه دهه آینده شمار زیادی از کشورهای در حال رشد در تعیین سرنوشت کره زمین نقش اساسی خود را ایفاء خواهند نمود.
اگر شب از فراز آسمان به زیستگاه ما نظری بیفکنید، جزایر نورانی اتفاقی و ظاهراً بی‌رابطه با همی را مشاهده خواهید نمود که بر سراسر کره خاکی ما گسترده‌اند؛ در حالیکه در منطقه آسیا آنها را دود غلیظی پوشانده است. این نواحی تحت‌الحفظ در حال رشد را بافت درهم تنیده‌ای از شبکه‌های برق، فرودگاهها و مراکز صنعتی آزاد از مالیات بیکدیگر پیوند می‌دهند.
ساکنین جدید این شهرها، هزاران کیلومتر دورتر از سرزمینهائی که پشت سر نهاده‌اند، در اینجا خود را نزدیک‌تر از همسایه‌های سابق خویش احساس مینمایند؛ چونکه تنگاتنگ هم زندگی می‌کنند.
براساس پیشبینیهای پترلا: این مجمع الجزایر ثروت از 30 و اندی ابرشهر وسیع با جمعیتی بین 8 الی 20 میلیون تشکیل خواهند شد، که از توکیو تا نیویورک را دربر خواهند گرفت. آلمان علیرغم بحران خود در دهه نود، هنوز هم خوب نمایندگی می‌شود. دست کم در شهرهای دُسلدورف، فرانکفورت، اشتوتگارت و مونیخ توانسته‌اند ایستادگی نمایند. آینده‌شناس ایتالیائی چنین ارزیابی می‌کند: قدرت ابرشهرها در «اتحاد جهانی بازرگانان بزرگ و شهرها با امکانات موجود در مناطق شهری است، که شرکتهای جهانی پیش از هر چیز برای رقابت بدان نیاز دارند.» (مانند نیروی کار ارزان، سطح نازل مالیتها و...)
مهاجرت به بخشهای رخشان شهری، حتی به شهرهای صنعتی کنونی کاهش می‌یابد، در عوض صدها محله میلیونی حاشیه‌نشین در پیرامون شهرها از زمین سر برآورده که در آنها فقر، گرسنگی، بیکاری، بیماریهای همه‌گیر، جنایت و آلودگی محیط‌زیست خطرهای بیشماری را ایجاد خواهند کرد.
بخش گسترده‌ای از زمین به کره مندرسی مبدل شده است که تنها در شمار ابرشهرهای فقیر خود بسیار غنی است که آنها میلیاردها انسان از مکزیکوسیتی تا کلکته در فقر و فلاکت رنج می‌برند. روستائیان با امید به زندگی بهتر ریشه‌کن شده، به شهرها یورش آورده‌اند و در آنجا رشد پیوسته شهرنشینی را جان بخشیده‌اند.
پترلا است: «این ابر -شهرها محروم مانده از مسابقه رفاه، سرچشمه یک اقتصاد جهانی آلوده بجنایت خواهند شد. صدها میلیون انسان از طریق معاملات غیرقانونی زندگی خواهند کرد، دیگر چه فرقی می‌کند که از طریق موادمخدر، بچه‌دزدی، فروش اعضای بدن یا اسلحه باشد. این جمعیت محاصره شده در مراکز رفاه، بسیار بعید است که نقش دیگری را بعهده گیرند.»
آیا جهان با شهرهای بازرگانی شکوفا و آکنده از تنشها در کنار یکدیگر - به تعبیری چاپ جدید شهرهای قرون وسطی - و مرکز آشفتگی و بی‌نظمی با فلاکت به قرن بیست و یکم گام می‌گذارد؟ و یا همانگونه که پترلا احتمال می‌دهد، آیا اساساً آنها مانند شهرهای قرون وسطی که با خندقهای آب از آنها حفاظت می‌شد محافظت خواهند شد؟ دژهای رفاه «به عنوان نماد تمدن جدید»؟
این تصور و خیال همانقدر که واقعی جلوه می‌کند، بهمان نسبت نیز محزون بنظر می‌رسد. هر هفته به شمار شهرنشینان در سراسر جهان یک میلیون نفر افزوده می‌شود. تا سال 2000 یک دوم ساکنین کره خاکی شهرنشین خواهند شد. بنابراین مؤسسه پژوهشهای منافع جهانی که مرکز آن در واشنگتن قرار دارد، بهمراه بانک جهانی در سازمان ملل در یک پژوهش مشترک پیش‌بینی می‌کنند که تا سال 2025 از هر سه نفر، دو نفر ساکن شهرها خواهند بود. اما با چنین تحولات و تکامل جنون‌آسائی افزایش رفاه هرگز نمی‌تواند گامی به پیش بردارد.
شهرها پناهگاه فقرا در عین حال موتور رشد و ترقی - این عنوانی بود که چهار ماه پیش در استانبول (با جمعیتی نزدیک به هشت میلیون نفر) دومین کنفرانس «مسکن 2» تحت این نام برگزار شد. این کنفرانس پس از اجتماع سران برای محیط‌زیست در ریودو ژانیرو سال 1992، کنفرانس جهانی حقوق بشر وین، اجتماع سران برای مقابله با مشکل رشد جمعیت در قاهره، رشد و ترقی در کپنهاک و کنفرانس جهانی زنان در پکن، یکی از بزرگترین و در عین حال آخرین کنفرانسهای سازمان ملل در قرن کنونی است.
برگزاری چنین کنفرانسی یک نتیجه منطقی است، چونکه تمامی مشکلات در شهرها با هم تلاقی می‌کنند و در آنجا مشکلات رده‌بندی می‌شوند؛ و در اینجاست که مشخص و معین می‌شود که آیا اساساً هنوز امکان رشد و تکامل اجتماعی - اقتصادی سازگار با انسانیت وجود خواهد داشت، یا خیر؟ سرنوشت کره زمین در شهرها به بازی گرفته شده است.
اویگنه لیندن در مجله مشهور مسائل خارجی چاپ ایالات متحده هشدار می‌دهد: «از این پس سرنوشت ملتها و تمامی جهان را بگونه دم‌افزونی شهرها رقم خواهند زد.» کلاوس توپفر وزیر ساختمان (مسکن) آلمان که هیئت نمایندگی آن کشور را در استانبول رهبری می‌کرد، حتی مسئله را موثرتر و شدیدتر از این فرموله می‌کند: «جنگ و صلح به مدیریت درست شهرها بستگی دارد. اگر ما در این جریان با شکست روبرو شویم، بنابراین باید اساس را بر ناآرامیهای جهان بگذاریم.»
تا سال 2015 سیمای جهان را 30 ابرشهر (بالای هشت میلیون) ترسیم خواهند نمود؛ که بیست و یک عده از این مراکز تراکم از آن آسیا خواهند بود. امروز جرثقیلهای ساختمان‌سازی بهیچوجه در برلین و یا لندن برتری ندارند، بل آسمان پکن و شانگهای را به جنگلی از آهن و پولاد مبدل نموده‌اند. شهردار دهلی‌نو اغلب از روی تصاویر فضائی ماهواره مطلع می‌گردد که کدام بخشهای شهر بدون برنامه، بدون کنترل و بدون اجازه توسعه یافته است.
یک نگاه کوتاه به سیاهه پژوهشگران نشانگر آنست که دست کم این غولهای تراکم جمعیت مانند مکزیکوسیتی،ریو دوژانیرو، سائوپاولو و بوئینس آیرس کندتر از آنکه تاکنون پیشبینی می‌شد رشد می‌کنند. با این وجود طلسم همچنان دست نخورده باقی مانده است. بجای یورش مستقیم به درون سائوپاولو لبریز از جمعیت، خیلی ساده، مهاجرین به شهرکهای اطراف کوچ می‌کنند. بنابراین اینگونه است که در جوار شهرهای بزرگ جهان تعداد بیشماری از این اقامتگاههای بی‌نام و نشان با نرخ رشد بیست درصد در سال از زمین سر بر میآورند.
اروپا از این رشد جمعیت به شکل جدی چشم‌پوشی کرده است: از یکسو نتیجه یک ثبات سیاسی و یکنواختی و تجانس جمعیت است؛ از سوی دیگر نشانه‌های یک رکود می‌باشد که اثبات می‌کند: مرکز ثقل جهانی مدتهاست که تغییر مکان داده است.
در آستانه قرن بیستم وین پایتخت اتریش با 6/1 میلیون جمعیت جزو هفت کشور بزرگ بشمار میآمد، که در آن زمان تنها پنج درصد از ساکنین جهان مقیم مناطقی بودند که بیش از صد هزار نفر در آنها اقامت داشتند. امروزه جمعیت وین افزایش چندانی نیافته ولی با یک عقب‌نشینی بزرگ در جایگاه 325 در سیاهه شهرهای بیش از یک میلیون نفر قرار گرفته است.
سازمان ملل تخمین می‌زند که تا سال 2015 شمار شهرهای بالای یک میلیون به 543 افزایش خواهد یافت. در حالیکه از سال 1950 شمار ساکنین شهرهای کشورهای صنعتی دو برابر گشته، این میزان در جهان سوم شش برابر شده است.
شهرهای آسیائی در حال انفجارند، آفریقا در فقر رشد می‌کند و آمریکای لاتین آرام نمی‌‌گیرد. اما در عین حال شهرنشینی در آمریکا و اروپا نیز بیمارگونه گسترش می‌یابد. محدوده سنتی شهرها (مانند سیلیکون ولی زادگاه کامپیوتور در کالیفرنیا) به «شهرهای 100 میلی،،» توسعه می‌یابد. امروزه دیگر از جنگلها و مزارع بین کاخ سفید و فرودگاه دولس که در چهل و پنج کیلومتری کاخ قرار دارد خبری نیست، چونکه این فاصله را جنگلی از خانه‌ها فرا گرفته است. پیرامون ساختمان سی.‌ای.ا.و سیا نواحی فایرفاکس در جوار واشنگتن جمعیتی دو برابر بیش از اهالی خود پایتخت سکنی گزیده‌اند.
همچنین در پایتختهای عظیم (متروپل‌های) جهان سوم مانند بمبئی، جاکارتا نیز به فرایند عدم تمرکز روی آورده‌اند و ساکنین محلات فقیر و شهروندان لایه‌های میانه بعلت افزایش بهای تورم‌زای زمین از مناطق مرکزی به حاشیه شهرها پناه آورده‌اند. تنها در عرض بیست سال در کشورهای در حال رشد نواحی مسکونی در شهرها دو برابر گشته است.
تقریباً تمامی کوششهای جنجال‌انگیز برای پیشگیری از افزایش جمعیت در شهرها وی دست‌کم هماهنگ نمودن آن با نسبت رشد جمعیت و توزیع متناسب آن در شهر و روستا، با شکست تأسف‌باری مواجه گشته است. تنها اقلیتی از کشاورزان خرده مالک در زمینهای نابارور و شدیداً آلوده میبایستی باقی بمانند. فرزانگان جهان سوم، اگر در روستاها برنامه اصلاحات ارضی جدی‌تر را پیاده می‌کردند، خیلی بیش از اینها می‌توانستند در برابر یورش فقرا با موفقیت دفاع نمایند: دلیل اصلی مهاجرت، تمرکز زمینهای حاصلخیز در دست اقلیت کوچک می‌باشد.
مزرعه‌داران بزرگ برزیل با کاربرد خشونت در برابر «سم‌ترا» جنبش بی‌زمینها ایستادگی می‌نمایند و زمینداران بزرگ بومی _ محلی نیز به کارگران خود دیگر کار واگذار نمی‌کنند. «انقلاب (جنجالی) سبز» که از طریق مکانیزه کردن کشاورزی و با کاربرد کود شیمیائی محصول را افزایش داد، اما فرزندان این کارگران را به سرنوشت مجهولی دچار ساخته است.
حتی در کشور مستبدی مانند چین نیز کشاورزان از فشار مشکلات زندگی در روستاها می‌گریزند. توده مهاجرین خانه به دوش در شهرهای چین بیش از صد میلیون نفر هستند، و حضورشان در شهرها از نظر فیزیکی نشانه آنست که فشار اجتماعی و آماری عظیمی به ثروت لایه‌های میانی وارد می‌کنند.
بسیاری از کشورهای در حال رشد در کوششهای ترقی‌خواهانه خویش طی چندین دهه، روند رشد در پایتخت را به مثابه نماد تجددطلبی دلخواه خود برتری دادند. آنها موادغذائی و وسایل رفت و آمد عمومی را علیرغم کمبود منابع، با هزینه سنگین دولتی تأمین نمودند. طرحهای زیربنائی پرهزینه را که قرار بود طبقات مورد حمایت دولت را تأمین نمایند، که بیشتر آنها ساکنین شهرها بودند، بیش از سایر طبقات، درباره سقوط و صعود حاکمان رژیم، آنها تصمیم می‌گرفتند.
آیا زمانی که در 1762 ژان‌ژاک روسو موعظه می‌کرد که «شیره حیات را شهرهای بزرگ از دولت می‌مکند، و فرانسه بسیار نیرومندتر می‌شد اگر پاریس را نابود می‌کرد» در اشتباه بود؟ از سوی دیگر: آیا کسی می‌تواند خلاف نظر وزیر اطلاعات سنگاپور جورج یئو چیزی بگوید، که براساس آن «شهر مهمترین واحد تولید اقتصادی و رشد دانش در قرن بیست و یکم» خواهد بود؟
در هر حال همانطوری که لویز مومفورد آنرا نامیده است: شهر _ تفاوت نمی‌کند که در جهان اول یا سوم - «یک نماد امکانات است، جائیکه حوادث مثبت چند برابر می‌شود و اکثراً هم توسط امکانات طرح‌ریزی نشده انجام می‌گیرند.»
مراکز اروپائی و آمریکائی برحمت ایزدی پیوسته در پانزده سال گذشته شاهد یک رنسانس بوند. در بخشهای مرکزی شهرهائی مانند سانفرانسیسکو، مادرید یا وین شبهای داغی را جشن می‌گیرند، شهروندان جوان تازه به شهر آمده ترقی‌خواه خانه‌های قدیمی و فروریخته را تعمیر کرده و یا کارخانه‌های از کار افتاده سابق را با تعمیراتی و تغییراتی به خانه‌های مسکونی مبدل ساخته‌اند.
شهروندان لایه‌های میانه بسیار عادی «دهکده جهانی» را برای مأموریتهای اداری و تجاری و یا به خاطر مرخصی زیرپا می‌نهند. برگزیدگان شهری کنونی وجوه اشتراک بیشتری با یکدیگر دارند تا روستانشینانی که عملاً در سرزمینهای خود به محاصره درآمده‌اند.
با توجه به ضرورت ارتباط فوری بی‌پایان، در عین حال انزوای شگفت‌آور نیز وسوسه می‌کند. نسل مهاجر سابق، اگر نخواهد پیوند خود را با زمان حال از دست بدهد، میبایستی به محیط جدید وارد شود. یهودیان مهاجر شرق اروپا در نیویورک از زندگی گذشته خود راگالیسیا - ناحیه‌ای در جنوب شرق لهستان که تا اکراین را در برمی‌گیرد - تنها یادواره‌ئی در ذهن داشتند و در بهترین حال می‌توانستند آن را در خواب ببینند. اما امروز کارگردان ترک در فرنکفورت از طریق آنتهای ماهواره‌ای، زمانیکه تیم فوتبال دلخواه‌شان «گالاتاساری» در استانبول برای قهرمانی کشور در استادیوم بازی می‌کند، بطور زنده در جریان قرار می‌گیرند.
به این صورت آنها از نظر عاطفی در موطن خود به زندگی خودش ادامه می‌دهند، همانندسازی با جماعت در آلمان مسئله را تسهیل نکرده است. پس باید چند ملیتی را بجای همانندسازی جایگزین نمود.
توجه و گسترش همسایگی واقعی و معنوی که از مرز قاره‌ها هم پا فراتر می‌نهد، البته به زخمت از کشش به یکسانی متروپلهای اقتصادی دینامیک می‌کاهد. اندیشه و کالا در سراسر جهان در پی عرضه فیلمهای سینمائی و نوارها و دیسکهای موسیقی به سرزمینهای جهان سوم سرازیر می‌شوند: آنها غالباً با سرعت نابودکننده‌ئی برای عرضه‌کنندگان ملی _ سنتی خود را تحمیل می‌کنند.
به همان سرعت بازیگران جدید در صحنه رقابت جهانی فشار میآورند. امروز برای کسب نقشی که تاکنون بنظر میآمد شهرهای غرب در انحصار خود دارند؛ رقابت بین ژاپن و پاکستان بیشتر از سایر مناطق اقتصادی پیشرفته است. قهرمانان اقیانوس آرام برای آغاز قرن بیست و یکم هنوز مشخص نشده‌اند، اما بهترینها خود را با اتکای بنفس معرفی می‌کنند.
بانکوک می‌خواهد نقش دیترویت را بعنوان مرکز تولید اتومبیل بعهده بگیرد. تولیدکنندگان ژاپنی تویوتا، هوندا، میتسوبیشی و ایسوزو ماشینهای خود را مدتی است که در تایلند مونتاژ می‌کنند. کرایسلر و فورد می‌خواهند استقرارشان را آنجا برای پایگاه تجارت کنسرن در جنوب آسیا بنیان گذارند. تایپه خود را بعنوان جانشین سیلیکون ولی - زادگاه کامپیوتر در کالیفرنیا - مینگرد، هم‌اکنون تایوان از نظر تولید تلویزیون و موس‌ کامپیوتر مقام نخست را دارد. زیر سایه برجهای بلند پترونا در کوالالامپور پایتخت مالزی که از ماه مارس بلندترین ساختمان جهان بشمار میآید، بلندای (بالاترین) میزان دستمزد تنها نصف کشور همسایه خود سنگاپور می‌باشد.
مالزی می‌خواهد با صدور تکنولوژی مدرن همانند منطقه سابق جهان که با تولید پولاد به پیشرفت دست یافتند، به کامیابی برسد. از سوی دیگر بمبئی اکنون سالانه 800 فیلم سینمائی - بسیار بیشتر از هالیوود - تولید می‌کند. اجاره دفاتر در آنجا بیش از اجرای بهای دفاتر در ژاپن است که تا به حال از این نظر رکورددار جهان بوده است.
برای ایفای نقش اصلی بعنوان سیستم عصبی ابرشهرها در سواحل اقیانوس آرام، بجای رقابت دیرینه بین توکیو و لوس‌آنجلس پیش از همه امروز شانگهای عرض اندام می‌کند.
هویانسحمو، مدیر هدایتگر اقتصادی کمیسیون طراحی شهر شانگهای توضیح می‌دهد: «تاسال 2010 می‌خواهیم مرکز تجاری مالی و بین‌المللی در بخش غربی اقیانوس آرام باشیم، شاید بزرگترین تغییر شکل شهرسازی (شهرنشینی) از زمان بازسازی پاریس در قرن نوزدهم تاکنون بشمار آید.» ایان بورو مؤلف مشهور چینی در این‌باره چنین قضاوت می‌کند: «شانگهای کاملا تخریب شده و بجای آن شهر جدیدی ساخته خواهد شد.»
250 هزار خانواده باید مرکز شهر را تخلیه نمایند و 600 هزار نفر دیگر بایستی تغییر مکان داده شوند. از اینرو 40 الی 100 دفتر چند ملیتی بزرگ جهان در شانگهای گشایش خواهند یافت. زیمنس قرارست در ساختمان متروی شانگهای سهیم باشد. فولکس واگن اکنون سالانه بیش از 200 هزار اتومبیل تولید می‌کند.
هنگ‌کنگ تحت‌الحمایه (یکی از آخرین مستعمرات) انگلستان که در سال آینده به جمهوری خلق چین بازگردانده خواهد شد نیز قصد دارد در این رقابت سهیم باشد. کلینت مارشال بانکدار بزرگ موضوع را چنین استدلال می‌کند: «جغرافیا بسود ماست». تنها بیست میلیارد دلار برای ساختمان یک فرودگاه جدید مصرف می‌شود که فقط با بیست کیلومتر فاصله ایالت شکوفای کووانگ‌دونگرا به بازار جهانی پیوند می‌دهد.
اظهارنظرهای اصیل و شریف سران در نشست ریو برای نگهداری محیط‌زیست چهار سال پیش، امروز دیگر مانند ندای خاموشی از دور بگوش می‌رسد.
جامعه جهانی در آن زمان خود را به عنوان پیش‌ برنده یک «رشد و تکامل دائم» شناساند، در عین حال خود را مدافع یک روند اقتصادی که نمی‌خواهد محیط‌زیست و منابع طبیعی را در وضعیتی وخیم به نسل آینده واگذار نماید نشان داد. تولید گازکربنیک با میزان کنونی که به یک روند خطرناک گرم شدن جو زمین منجر می‌شود، قرار شده بود بلافاصله پس از چرخش به هزاره سوم به سطح 1990 کاهش یابد. حتی بگونه‌ئی که آقای توپفر وعده داد: آلمان قرار شد میزان تولید گازکربنیک خود را 25 درصد کاهش دهد.
پژوهشگران مؤسسه پژوهشهای منابع جهانی توضیح می‌دهند، نیات خوب در بررسیهای جدید به کاغذهای باطله مبدل شدند. بویژه به دلیل رشد آسیا مصرف انرژی تا سال 2020 در سراسر جهان دو برابر خواهد شد و گازکربنیک از 45 به 90 درصد افزایش خواهد یافت. اتومبیلها جو کره‌زمین را 60 درصد بیش از گذشته گرمتر خواهند نمود، درست بهمین میزان نیز راهبندان خیابانها موجب آلودگی هوا خواهند شد.
عنوان قهرمانی راهبندان به دود شایسته کدام پایتخت (متروپل) است؟ زمان بلندی بود که مقام نخست را مکزیکوسیتی، سائوپاولو و سانتیاگو پایتخت شیلی با یکدیگر عوض می‌کردند، اما اخیراً دهلی‌نو و بانکوک‌ گوی سبقت را از آمریکای لاتین در این زمینه ربوده‌اند. سائوپاولو وطن قهرمان مرحوم اتومبیل راین آیرتون سنا، بسیار عقب‌نشینی کرده، زیرا که ساعت بسته شدن فروشگاه‌ها آزاد شده؛ و ترافیکی که غالباً با چهار ساعت راهبندان روبرو می‌شد، بطور موقت کمی سبک شده است.
پایتخت هندوستان از دود غلیظ (فوت قوت)های (موتور سه‌چرخه‌های بارکش) مولد سم، ویران‌کننده محیط‌زیست، اما ارزان، دچار خفگی شده است. طبقه متوسط در حال پیشرفت بهای گرانی را برای پویائی خود می‌پردازد، تقریباً چهار میلیون نفر از ده میلیون ساکنین پایتخت از ناراحتیهای دستگاه تنفسی رنج می‌برند. آسم یکی از رایج‌ترین بیماریهای کودکان بشمار میآید. سالانه 1700 انسان در اثر حوادث اتومبیل کشته می‌شوند: یک رکورد جهانی. بسیاری از وزرای خارجه شکایت می‌کنند که آلودگی هوا - مانند مکزیکوسیتی و سانتیاگو - مانع اصلی برای اعزام فرزندان دیپلماتهای خارجی به دهلی‌نو می‌باشد؛ آنها هیچ دیپلماتی را همراه با خانواده به آنجا اعزام نمی‌کنند.
بانک جهانی اعلام داشته است بانکوک 1/2 درصد از توان اقتصادی خود را در راهبندانها از دست می‌دهد. رانندگی در مرکز شهر انقدر به درازا می‌انجامد که هر کسی برای انجام یک کار ساده برای انجام یک گفتگوی معاملاتی - برای بین راه احتیاطا یک توالت سیار کوچک با خود برمی‌دارد.
یکبار یک پلیس راهنمائی در یکی از چهارراههای مرکزی تمامی چراغها را سبز کرده و شروع به رقصیدن می‌کند - استرس و دود او را به شورش واداشته و اوبکلی دیوانه شده بود.
مؤسسه نظارت جهانی که مرکز آن در واشنگتن می‌باشد توضیح می‌دهد: در مراکز اقتصادی شهرنشینی مدرن اسیا، در جاکارتا، کوالالامپور چنگ دو و یا پکن» دوچرخه‌سواری دیگر بعنوان نشان عقب‌ماندگی بنظر نمی‌رسد». دیگر حکومت مستبد سنگاپور با بستن مالیاتهای شدید بر اتومبیلهای نو هرگز نخواهد توانست از ویرانی ترافیک در این دولت  شهر پیشگیری نماید.
احداث مترو یا سایر وسایل رفت و آمد (نقلیه) عمومی مؤثر در غول شهرهای جدید نیم‌ کره‌جنوبی، اگر قیاس کنیم، از شهرهای نیمکره شمالی که سیستماتیک رشد یافته‌اند، ارزانتر تمام نمی‌شود.
هر جائیکه برای این احداث تلاش شود - مثلا در سائوپاولو یا شانگهای - در هر صورت تنها موفق خواهد شد که پاره‌ای مراکز ثقل اساسی را در مرکز شهر بیکدیگر پیوند دهد.
نیاز به آب و افزایش کوههای آشغال، مسائلی به مراتب مهمتر از مسئله ترافیک می‌باشند، زیرا که آسمان‌خراشها و کارخانه‌ها در ابرشهرها، محلات فقیرنشین و حلی‌آبادها را بیش از حد افزایش می‌دهند. بیش از نیمی از شهرنشینان آسیائی در شرایط رقت‌انگیزی بسر می‌برند، گرچه ممکن است یک تلویزیون هم داشته باشند. کودکان آشغال جمع‌کن افسانه‌ئی مانیل مدتهاست که زاد و ولد کرده و تکثیر یافته‌اند، با این وجود سرنوشت اخلاف آنها بهبود نیافته است. تقریباً نیمی از کودکان در پایتخت فیلیپین به علت ذات‌الریه میمیرند.
بگفته سادهیر مولجی، روزنامه‌نگار نامدار هند، از زمان گشایش اقتصادی هند در بمبئی «گرانترین حلبی‌آباد جهان» تاکسیها در صبح از بوی عرق تن راننده‌هائی آکنده است که شبها بعلت شلوغی خیابانها نمی‌توانند بخانه بروند و شب را در تاکسی به صبح می‌رسانند. روزانه می‌بایستی 2000 تن آشغال از خیابانها جمع‌آوری شود. صدها هزار توالت مورد استفاده قرار می‌گیرد، شهرداری حتی نمی‌تواند دو سوم آب مورد نیاز را تأمین نماید. ماهش نییک مددکار اجتماعی می‌گوید: «بیشتر مردم در نواحی فقیر همواره بنحوی از انحاء بیمارند.»
رئیس کنفرانس استانبول والی ان. داو توضیح می‌دهد: «بزودی در بسیاری از شهرها آب مهمتر از نفت خواهد.» هزینه‌ها بگونه تصاعدی افزایش می‌یابد: برای تولید یک سوم بیشتر از میزان کنونی آب بایستی دو براب هزینه کنونی صرف بهای انرژی شود تا میزان تولید آب یک سوم میزان کنونی افزایش یابد؛ و این در حالیست که کمک هزینه بین‌المللی برای تولید برق کاهش می‌یابد. حکومتهای محلی در هندوستان و اندونزی برای احداث سیستم آبرسانی سعی در جذب سرمایه‌های خصوصی بین‌المللی می‌کنند. موفقیتهای کوتاه‌مدت موجب می‌شود که به راحتی به فراموشی سپرده شود که سرمایه‌گذاران دست‌کم انتظار سی درصد سود را دارند و چنین سودی سرانجام بهای این مایع ارزشمند را باز هم گرانتر خواهد نمود.
متخصصین موسسه منابع جهانی پیش‌بینی می‌کنند 4/2 میلیارد انسان در سال 2050 از کمبود آب آشامیدنی در رنج خواهند بود. جاناتان من استاد دانشگاه هاروارد با جدیت هشدار می‌دهد: «در مبارزه علیه بیماریهای واگیردار (مسری) تنها به یک آتش‌بس موقت دست یافته‌ایم. اگر به تأسیسات زیربنائی یک شهر بیش از ظرفیت تحمل فشار وارد آید میکربها بسیار سریع می‌توانند دست بالا را بگیرند.»
گسترش بسیار سریع وبا در آمریکای لاتین 1991 نشان داد که با چه سرعتی در پایان قرن بیستم بیماریهای واگیردار (مسری) می‌توانند گسترش یابند. در عرض چند ماه پس از پیدایش میکرب در ناحیه فقیرنشین لیما در سراسر قاره بیش از 4000 نفر کشته شدند.
تمامی پژوهشگران شهرها براین نظرند که تداوم فقر و فلاکت بینوایان بدون واکنش سیاسی نخواهد بود. خشونتهای جنایت‌آمیز افزایش خواهد یافت، احزاب بنیادگرا گسترش یافته و آراء مخالفین حکومتها را کسب می‌کنند و به پیروزیهای شگفتی _ آخرین نمونه مانند حزب هندوان بی.جی.پی. در هندوستان - دست می‌یابند.
ناآرامیهای پایان 1992 و آغاز 1993 در بمبئی که در جریان آن هزاران انسان جان خود را از دست دادند، یا شورش در لوس‌آنجلس در آوریل 1992، چنین شورشهای غیرقانونی هستند که اقلیت ممتاز را در مناطق زندگی و کسب و کار خود منزوی ساخته است، و این در حالیست که بهای آنرا با هرج و مرج افزایش یابنده بر خیابانها خواهند پرداخت.
نمونه‌های مخالف که آینده پرامیدی را نوید دهند بسیار کمیابند: سازمان ملل در دارالسلام، با بکار گرفتن وسایل و تجهیزات عظیمی، کوشید تا چشم‌اندازهای نوینی به برخی از بخشهای شهر بدهد.
کوریتیبای برزیل با 4/2 میلیون جمعیت در این میانه کوشیده حتی لیون و فانکُور را بعنوان الگو و نمونه خود قرار دهد. شهردار متعهدی در آنجا موفق شد خط اتوبوسرانی سریع با مسیر ویژه احداث نماید که ظرفیت آنها با قطارهای زیرزمینی مترو برابری می‌کند. جیم‌لرنر شهردار موعظه می‌کند «اگر زندگی هنر معاشرت باشد، پس شهر مکان اجرای آن هنر است.» و سخنان خود را تکمیل می‌نماید. شهر جائی است که همواره اماکن عمومی در آنها وجود خواهند داشت. بنابراین استفاده مجدد آشغالها تقریباً مانند انجام دستورات مذهبی شده است.
اما چرا کوریتیبا یک استثناء شگفت‌آور باقی‌مانده است؟
مطمئناً ادارات دولتی برای فساد و پیشبرد منافع شخصی قدرتمندان استعداد بیشتری دارند. افزون بر اینها زمین‌ بازی غالباً هرگونه امکانات سودمند تأمین آینده - کاملاً قانونی _ طراحان شهر را از سودمندی باز می‌دارد. قیمتهای گران و بهای دم‌افزون زمین هزینه پروژه‌های زیربنائی را به چند برابر افزایش می‌دهد.
همچنین بیشتر شهرها در توزیع کیک مالیاتی مورد تبعیض قرار می‌گیرند. شهرداری پاریس حتی سالانه در مصرف هزینه‌ای بیش از ده میلیارد مارک تصمیم می‌گیرد. شهروندان فرانسوی چنین مبلغ هنگفتی را تنها صرف غذای سگها می‌کنند. (اشاره نویسنده به مقامات شهرداری و دولت است.)
پس از «آگندا 21» (ماراتن مذاکرات با مصوبات 21 ماده‌ئی» در ریو که تقریباً موارد مهم و شایسته آن تنها در سطح آرزوهای انسانی برای تحولات آینده جهان باقی ماند و با اینکه بیش از 180 رهبر و نماینده حکومتی در این مورد بتوافق رسیدند، چون این سند جهانی هیچگونه الزامی را در پی نداشت، درست باندازه عظمت خود بی‌اهمیت شد. اکنون دیگر نامعقول خواهد بود که از کنفرانس استانبول با هزاران ناظر و شرکت‌کننده آن انتظار راه‌حلی برای شهرهای بزرگ را داشت.
اما نشست سازمان ملل از ارزش بالائی برخوردار است، زیرا این نشستها به همایشهای سازمانهای جهانی غیردولتی مجرب فرصت تبادل تجربه و همکاری متعهدانه‌ای را ارائه می‌کند.
تیموتی رایت مسئول مسائل جهانی در وزارت امور خارجه آمریکا معتقد است: این اتحادها که از سازمانهای زنان در کشورهای آفریقا گرفته تا سازمانهای صلح سبز را در برمی‌گیرد، خود را در جریانات «روش سیاسی آینده» متجسم می‌کنند.
از برقراری کنفرانس ریو 3000000 سازمان غیردولتی در سراسر جهان بیش از اجتماع دولتها که با درماندگی جهانی شدن مشکلات را مینگرند، به لحاظ سیاسی فعالتر شده‌اند 1300 شهرداری در یک شورای بین‌المللی برای اقدامات محلی محیط‌زیست شرکت کرده‌اند تا خط‌مشی‌های مصوبات ریو را دست‌کم در حوزه‌های مسئولیت خود بکار بندند.
پترهلر شهردار فرایبورگ آلمان رئیس شورای بین‌المللی برای اقدامات اولیه (نخستین) محیط‌زیست معتقد است: «ظرفیت تغییر در عدم تمرکز نهفته است!» در عین حال آینده‌شناس ایتالیائی پترلا نیز اینگونه رؤیاپردازی می‌کند: یک «جامعه مدنی جهانی با یک قرارداد اجتماعی محیط‌زیست».
ترسی که بویژه در مجمع الجزایر رفاه شیوع دارد ممکن است نیرومندترین کمک‌کننده باشد. زیرا هدایت شهرها این غول شهرنشینی خشارت غول‌آسا و ویران‌کننده‌ئی بر مراتع و دشتها وارد می‌سازد. دود اتومبیلها و صنایع از هرگونه کنترلی خارج شده‌اند، شمار وسایل نقلیه موتوری بسیار بیش از رشد جمعیت افزایش می‌یابد. با یک ارزیابی واقعگرایانه می‌توان انتظار یک میلیارد اتومبیل تا سال 2020، یعنی دو برابر میزان کنونی را باید داشت.
دانشمندان مشهور جهان «تأثیرات ویرانگر و غول‌آسای انسانی را بر جو» مشخص نموده و اثبات کرده‌اند که بنحو خطرناکی افزایش یافته است، در نتیجه بالا آمدن سطح آب اقیانوسها و دریاها اجتناب‌ناپذیر است.
چهار شهر از ابرشهرهای میلیونی که سه پنجم از جمعیت تمامی ابرشهرهای جهان را در خود جا داده‌اند در کنار ساحل قرار دارند. خطر نزدیک است. مؤسسه منابع جهانی (که مرکز آن در واشنگتن می‌باشد) معتقد است تمامی ابرشهرها _ از بانکوک تا نیویورک یا استانبول نهایتاً تا 2050 هستی‌شان در خطر خواهد بود.
دوران شهرها هنوز آغاز نگشته و شکوفا نشده، امکان دارد پایان ناگهانی داشته باشد!