امین فرج پور
خبر استعفای حسن برزیده از ریاست انجمن سینمای دفاع مقدس، که در روزهای پایانی هفته گذشته تحت تاثیر اخبار مربوط به جشنواره فیلم به حاشیه رفت. از مناظری چند میتواند سطوح آشکار و نهان آسیبهای عرصه سیاستگذاری فرهنگی در این مرزوبوم را مورد بازکاوشی جدی قرار دهد؛ این خبر، که چندان هم در یک شرایط عادی توان ایجاد موج قدرتمند خبری را نداشت، در این روزها در درست جریانی خاص بدل شده به یک حربه تبلیغاتی علیه متولیان فرهنگی کشور؛ در حالی که سطوح پیدا و پنهان این اتفاق راه به لایههایی دیگر از اراده حاکم بر برخی از نهادهای فرهنگی کشور میگشاید:
1- در طی روزهای گذشته، یک جریان رسانهای در یک حرکت هماهنگ سعی کرد با یک فرافکنی آشکار استعفای حسن برزیده را از انجمن سینمای دفاع مقدس به «سیاستهای معاونت سینمایی در عدم حمایت از سینمای دفاع مقدس» نسبت دهد. این جریان با لحنی ذوقزده در این سوی و آن سو، میکوشید تا چنین اقداماتی را نتایج محتوم سیاستهایی بشمارد که راه بر تداوم سینمای دفاع مقدس بستهاند. اما گویا این دوستان از یاد برده بودند که تقریبا هشت ماه پیش، چه رفتارهایی در جریان جانشینی برزیده به جای ناصر شفق، رییس سابق انجمن داشتهاند...
2- برعکس برخی از ادعاها، آمار فیلمهای ایرانی بخصوص در دو ساله اخیر، حاکم از افزایش کمی و کیفی به خصوص کیفی فیلمهای مربوط به دفاع مقدس در تمامیت تولیدات سینمایی ایران است. اگر چه در این دو ساله، میتوان انتقاداتی هم به شیوه اکران این فیلمها خصوصا فیلمهای غیر شهرستانی و قدرتمندتر این نوع سینمایی داشت، اما خلط مباحث مربوط به شرایط تولید و پخش سینما، بیگمان نشان از ارادهای دارد که سعی میکنید تا سیاستهای حاکم بر سینمای ایران را در مورد برخی آثار به اصطلاح ارزشی ناکار آمد جلوه دهد. این انتقاد، اگر چه در مواردی گرچه اندک. همچون بحث اکران وارد و صادق است. اما ارایه آن در قالب این بحث، نشان از اغراض ویژهای دارد...
3- استفای متوالی دو مدیر در یک انجمن در مدت زمانی کمتر از هشت ماه، خبر از ارادهای خاص در آن نهاد میدهد که مدیرانش را، در نهایت ناکار آمد کرده و پس از اندک زمانی آنان را وادار به استفا مینماید.
«برزیده» در همان روزهایی که به انجمن سینمای دفاع مقدس آمد، در گفتوگوهایی متوالی اعلام کرد که قصد دارد راه فیلمسازی در این عرصه را به روی هر اندیشمند فیلمسازی باز گذارد؛ طبیعی است که این سیاست، به مذاق عدهای که انجمن را در تیول خود میخواهند، خوش نیاید و این نقطه عزیمت ناسازگاریهاست که شاید در نهایت به استعفا ختم شود...
4- انجمن سینمای دفاع مقدس، از این نکته که از نیروهای اندیشمند تهی شده و عرصهاش را بیدریغ در اختیار برخی از مدعیان این نوع فیلمسازی قرار دهد، چه سودی میبیند؟ از یاد نبریم این نکته را که سیاستهای تک بعدی این مرکز و اراده خاصی که انجمن را فقط و فقط در اختیار افرادی خاص میخواهد، باعث شد تنی چند از فیلمسازان جدیتر این عرصه، چون ملاقلیپور، حاتمیکیا، درویش و... کمکم راه خود را از این انجمن جدا کنند. با رفتن آنان، انجمن در بست در اختیار برخی از فیلمسازان قرار گرفت که به اصطلاح صرفا برای شهرستانها فیلم میسازند!
آیا این امر، که در نهایت استعفای «برزیده» را هم درپی داشته، اعتباری برای انجمن محسوب میشود؟
همانگونه که توضیح داده شد، اراده حاکم بر این انجمن، از جوانبی با اراده ارگانهایی خاص، که سعی دارند راه هر نوع تکثر در اندیشهها را ببندند، همسان نشان میدهد. شرایط روز نشان داده که این سیستم نگرشی، در ارتباطی وسیع و ماندگار با عامه مردم قطعا ناکار آمد است. آیا انجمن نمیخواهد یا نمیتواند به این نتیجه برسد؟