تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۶۷۶

تاکنون آمار دقیقی از تعداد مسلمانان فیلیپینی ارائه نشده است. دولت فیلیپین جمعیت آنها را حدود 6 میلیون تخمین می‌زند. اما مسلمانان جمعیت خود را بیش از 10 میلیون می‌دانند. در دوران استعمار اسپانیا جدایی مسلمانان مستقر در میندانائو از سایر بخش‌های کشور محرز بوده است. آمریکا نیز حدود نیم قرن بر فیلیپین حکم راند، اما نتوانست میان مسلمانان و غیر مسلمانان روحیۀ اتحاد ملی ایجاد کند. بعد از اعلام استقلال فیلیپین در سال 1946 که میندانائو را نیز تحت پوشش قرار می‌داد، حرکت‌های جدائی‌طلبی در این کشور ظهور کرد.
سال 1969 حادثه‌ای اتفاق افتاد که مبارزه مسلمانان را وارد مرحله منسجم‌تری کرد. در آن سال خبر قتل‌عام حدود 20 جوان مسلمان که از سوی ارتش فیلیپین آموزش نظامی داده می‌شدند احساسات مذهبی و قومی مسلمانان را سخت جریحه‌دار کرد. در همان سال سازمان آزادیبخش ملی مورو (ام.ان.ال.اف) توسط «نورمیسواری» تشکیل شد. میسواری تا آن هنگام بعنوان استاد علوم سیاسی در دانشگاه فیلیپین مشغول تدریس بود. دولت لیبی از همان آغاز به عنوان مهمترین حامی خارجی این سازمان مطرح شد. جنگ و درگیری میان مسلمانان مبارز نیروهای دولت مرکزی در جنوب فیلیپین آغاز شد.
دولت فیلیپین با بحرانهای دیگری از جمله اوج‌گیری مبارزات چریکی کمونیست‌ها در نقاط شمالی و مرکزی کشور نیز مواجه شد.
مارکوس رئیس‌جمهور وقت فیلیپین چاره را در آن دید که با اعلام حکومت نظامی ثبات سیاسی را در کشور ایجاد کند. او در سال 1972 به این تصمیم جامۀ عمل پوشاند.
از مهمترین توجیهات او بر لزوم استقرار حکومت نظامی، سرکوب تحرکات جدائی‌طلبانه مسلمانان در جنوب کشور بود. مسلمانان در دوران سیاه حکومت نظامی رنجهای زیادی متحمل شدند. هزاران نفر به قتل رسیدند، خسارات مالی فراوانی وارد شد و شهر مسلمان‌نشین «هولو» در آتش سوخت.
خبر قتل و کشتار و تخریب در مناطق مسلمان‌نشین به خارج از مرزها درز کرد. «سازمان کشورهای اسلامی» رسیدگی به وضعیت مسلمانان در جنوب فیلیپین را در دستور کار خود قرار داد. فشارهای این سازمان دولت فیلیپین و مسلمانان مبارز را به پای مذاکره کشاند و قرارداد تریپولی در سال 1976 امضاء شد.
دولت فیلیپین طبق مفاد این قرارداد متعهد شد به 13 استان در جنوب فیلیپین خودمختاری بدهد. مارکوس دیکتاتور وقت فیلیپین هرگز به این تعهد وفا نکرد. درگیری دولت و مبارزین مسلمان ادامه یافت. طولانی شدن دوران مبارزه، جدایی و چنددستگی را برای صفوف مسلمانان به همراه داشت. قوم‌گرایی از مهمترین عوامل ایجاد چند دستگی‌ها بود. هاشم سلامت که از قبیله «ماگیندانائو» است از جبهه نورمیسواری که از قبیله «تائوسوگ» است جدا شد. «سلامت»، میسواری را متهم کرد مبارزه‌اش وجهه ملی دارد نه دینی. «آلنتو» نیزر که از قوم «مارانائو» بود به نوبۀ خود ساز جدایی زد و مسلمانان فیلیپین در این مبارزه به سه شعبه تقسیم شدند.
این تفرقه‌ها سبب ضعف صفوف مسلمانان شد. در سال 1983 سناتور «آکینو» رهبر مخالفین دولت فیلیپین در فرودگاه مانیل به قتل رسید و بذر انقلابی عمومی در کشور پاشیده شد. بعدها در انتخابات عمومی سال 1986 همسر سناتور مقتول به عنوان رقیب مارکوس دیکتاتور کاندید ریاست جمهوری شد. یکی از شعارهای اکینو حل معضل مسلمانان و ایفاء حقوق آنان در صورت رسیدن به قدرت بود.
آکینو بعد از رسیدن به قدرت در اقدامی تاریخی با میسواری در جنوب فیلیپین ملاقات و تعهد قبلی خود را بر پایبندی به قرارداد تریپولی تکرار کرد. مجلسی برای تدوین قانون اساسی جدید تشکیل شد. در قانون اساسی جدید ماده مشخصی به ایجاد صلح در جنوب فیلیپین اختصاص یافت. این مجلس در ضمیمه‌ای بر قانون اساسی که به «Organic AcT» مشهور شد تصویب کرد که در جنوب فیلیپین همه پرسی برگزار و در استانهایی که مردم به خودمختاری رای دهند دولت خودمختار تشکیل شود.
در این همه‌پرسی از میان 13 استان فقط چهار استان به خودمختاری رای دادند که بلافاصله انتخابات دولت خودمختار مسلمانان در آن چهار استان برگزار شد.
سازمان آزادیبخش ملی «مورو» نه همه‌پرسی، نه انتخابات و نه دولت خودمختار، هیچکدام را به رسمیت نشناخت و عملیات پارتیزانی و چریکی خود را از سر گرفت. تشکیل این دولت خودمختار در واقع زمینه ایجاد تفرقه‌ای دیگر در صفوف مسلمانان بود. گروهی، حقوق‌بگیر ادارات و موسسات تشکیل شده بعنوان حکومت خودمختار شدند.
راستی چرا از 13 استان جنوب فیلیپین فقط چهار استان به خودمختاری رأی دادند؟
مسلمانان فیلیپین از تقلب و اعمال نظر در شیوه و اعلام نتایج همه‌پرسی سخن می‌گویند لیکن واقعیت آن است سیاستی را که دولت فیلیپین در نیمه دوم قرن حاضر مبنی بر مهاجرت دادن مسیحیان از شمال و مرکز به میندانائو در جنوب آغاز کرده بود بعد از چند ماهه نتیجۀ مثبت داده و اکنون در شهرهایی که سابقاً اکثریت مسلمان داشتند کفه ترازوی جمعیت به نفع مسیحیان سنگینی می‌کند و جای تعجب ندارد اگر نتایج همه‌پرسی‌ها و انتخابات در جهت آرمانهای مسلمانان نباشد. اسکان مسیحیان در جنوب فیلیپین منشاء مشکلات دیگری از جمله از دست رفتن زمین‌های مسلمانان و صدور سند به نام مهاجرین نیز شده است.
آقای فیدل راموس در سال 1992 بعنوان رئیس‌جمهور فیلیپین انتخاب شد. او ایجاد ثبات سیاسی در کشور را برای تشویق و جلب خارجیان جهت سرمایه‌گذاری در فیلیپین سرلوحۀ برنامه‌های خود قرار داد. وی اعلام کرد با سه نیروی معارض عمده یعنی 1- مسلمانان 2- کمونیست‌ها و 3- شورشیان ارتشی وارد مذاکره خواهد شد. مذاکره با شورشیان ارتشی که چندین کودتا را بر علیه خانم اکینو انجام داده بودند به نتیجه مطلوب رسید و آقای هوناسان رهبر شورشیان ارتشی در انتخابات اخیر مجلس سنا شرکت کرد و به آن مجلس راه یافت. راموس، میسواری را نیز به پای میز مذاکره کشاند و آتش‌بس میان سازمان آزادیبخش ملی مورو و نیروهای دولتی برقرار شد.
انعقاد موافقتنامه صلح
از زمان استقرار آتش‌بس تا سال 1996 چندین دور مذاکره طولانی و خسته‌کننده برگزار شد. هر چند در موضوعاتی از قبیل آموزش و پرورش و سیستم قضایی و... توافق حاصل شد اما تعیین محدودۀ جغرافیایی دولت خودمختار بن‌بست مذاکرات محسوب می‌شد. بالاخره در سالجاری میلادی این بن‌بست شکسته شد و سازمان آزادیبخش ملی مورو با دولت فیلیپین به یک توافق نهایی دست یافتند.
میسواری که قبلاً تنها قرارداد سال 1976 تریپولی را مستند می‌دانست و اعتقاد داشت در همۀ 13 استان میندانائو دولت خودمختار مسلمانان بایستی استقرار یابد و دولت خودمختاری را که در سال 1989 بدنبال یک همه‌پرسی فقط در چهار استان تشکیل شده بود به رسمیت نمی‌شناخت با فرآیند جدیدی موافقت کرد. در فرمول جدید توافق شد «شورای صلح و توسعه جنوب فیلیپین» به رهبری نور میسواری تشکیل شود و یک مجمع مشورتی با عضویت 81 تن از استانداران و شهرداران و نمایندگان گروه‌ها و سازمانهای خصوصی و غیر دولتی بعنوان مشاوران در کنار این شورا فعالیت کنند.
شورای توسعه و صلح جنوب فیلیپین به مدت 3 سال فعالیت می‌کند (این مدت می‌تواند توسط رئیس‌جمهور تمدید شود). سپس منحل شده و در سرتاسر میندانائو همه‌پرسی برگزار می‌شود و به جای این شورا دولتی خودمختار متشکل از استانهایی که به خودمختاری رأی مثبت بدهند روی کار خواهد آمد.
تلاش اصلی شورا که قدرت و اختیاراتش مشتق از اختیارات رئیس‌جمهور است در جهت برقراری صلح و توسعه در جنوب فیلیپین خواهد بود.
یک رئیس (نور میسواری)، یک نایب رئیس و سه معاون، بعنوان نماینده مسلمانان، مسیحیان و بومیان، ترکیب شورا را تشکیل خواهند داد. کلیه نهادهای قانونی و اجرایی و دولت خودمختار مسلمانان فیلیپین طی این 3 سال همانند گذشته به کار خود ادامه خواهند داد. حدود هفت هزار تن از نیروهای واجد شرایط سازمان آزادیبخش ملی مورو در ارتش فیلیپین به کار گرفته خواهند شد. طی 3 سال آینده قانون تشکیل دولت خودمختار فعلی مُلغی و قانونی جایگزین که به تصویب کنگره نیز برسد تدوین خواهد شد. شورای صلح و توسعه قانون جدید را در 14 استان جنوب فیلیپین به رأی خواهد گذاشت و در استانهایی که اکثریت مردم به قانون جدید رأی دهند دولت خودمختار تشکیل خواهد شد. در این میان میسواری این امتیاز را هم گرفت که بتواند در کنار ریاست شورای صلح و توسعه، عهده‌دار فرمانداری حکومت خودمختار فعلی نیز باشد.
مخالفان روند صلح
تشکیل شورای صلح و توسعه جنوب فیلیپین مخالفتهایی را بین سیاستمداران، گروه‌های مسیحی و بعضی گروه‌های اسلامی برانگیخت.
مسیحیان تندرو و به تعبیر خود فیلیپینیها، «بنیادگرا» تظاهراتی را در شهرهای مختلف جنوب بر علیه تشکیل شورا زیر نظر میسواری برپا کردند. مسیحیان ناراضی از روند صلح در چند مورد به سوی ماشین رئیس‌جمهور که به جنوب سفر کرده بود گوجه‌فرنگی پرتاب کردند. تعدادی از نمایندگان مجلسین سنا و شورا تبلیغات زیادی را برای ممانعت از امضای این موافقت‌نامه بعمل آوردند. بعضی سیاستمداران محلی که روند صلح را برای قدرت و موقعیت شغلی خود خطرناک می‌دیدند مسیحیان را برای برپایی تظاهرات و حتی تهدید به مقاومت مسلحانه، تحریک می‌کردند.
عامه مسیحیان ساکن میندانائو تحت تاثیر القائاتی قرار گرفته‌اند که مثلا اگر مسلمانان سرکار بیایند ممکن است اسلام را به زور بر آنها تحمیل کنند، و یا وادارشان نمایند برای تحصیل به مدارس دینی بروند، چه بسا زمین‌هایشان را تصرف کنند، گوشت خوک را ممنوع اعلام نمایند و...
مطبوعات فیلیپین نیز همسو با سیاستمداران دلواپس، مخالفت مسیحیان میندانائو را به روند صلح خیلی بزرگتر از آن چیزی که هست جلوه دادند. طرفین مذاکره، میسواری و نمایندگان دولت، از این بزرگنمایی مطبوعات رنج زیاد بردند و انرژی فراوانی برای پاسخ به آنها صرف کردند.
میسواری در یک مواجهه با نمایندگان مجلس سنا به شبهات آنها در مورد توافقنامه صلح پاسخ داد. او با گلایه از آنها پرسید که چرا دم از عدم تامین اعتبار برای پروژه‌های توسعه در میندانائو می‌زنند در حالیکه در سایر حوزه‌ها پولها مسرفانه هدر می‌رود. میسواری به نمایندگان سنا اطمینان داد به اصل جدایی دین از سیاست وفادار می‌ماند و در دولت خودمختار او هیچ تعرضی به پیروان سایر ادیان نخواهد شد و همگی در زندگی دینی خود آزاد خواهند بود.
در میان مسلمانان نیز سازمان آزادیبخش اسلامی مورو (ام.ای.ال.اف) به رهبری هاشم سلامت از صحنه مذاکرات دور ماند و روند صلح با سکوت آنها انجام گرفت. هاشم سلامت که انشعابش از سازمان آزادیبخش ملی مورو به دلیل عدم پایبندی آن سازمان به مبانی اسلامی و گرایشهای ملی‌گرایانه میسواری صورت گرفته است اکنون نیز با میسواری در مورد تلاش برای استقرار دولتی خودمختار در 14 استان میندانائو که در صورت تحقق از نظر مبانی اسلامی ضعیف خواهد بود اختلاف نظر دارد.
او معتقد است بایستی برای تشکیل حکومتی اسلامی‌تر ولو از نظر سرزمینی محدود و کوچک تلاش شود. سلامت علی‌رغم این اختلاف نظر هیچ موضعی، مخالف یا موافق، در قبال مذاکرات صلح اتخاذ نکرد. بعضی سیاستمداران مسلمان‌ فیلیپینی (و حتی غیر مسلمان) به آقای راموس رئیس‌جمهور توصیه می‌‌کردند که هاشم سلامت را نیز در مذاکرات صلح شرکت دهد و مشکل هر دو گروه ملی و اسلامی را یکباره و در پشت یک میز مذاکره حل کند. ظاهرا دولت فیلیپین به این توصیه توجهی نکرد و ترجیح داد ابتدا با ام.ان.ال.اف به نتایجی دست یابد و مذاکره با ام.ای.ال.اف به بعدها موکول شود.
لازم به ذکر است بعضی از افراد تحت امر میسواری در ام.ان.ال.اف که نسبت به روند صلح ناراضی بودند با اعلام انشعاب از آن سازمان و تشکیل گروه‌های «فرمان گمشده» مسئولیت بعضی گروگانگیریها یا بمب‌گذاریها را در جنوب فیلیپین عهده‌دار شده‌اند.
گروه کوچک اما مشهور ابوسیاف نیز نارضایتی خود را از صلح دولت و میسواری اعلام داشته و همانند گروه‌های «فرمان گمشده» ممکن است هم‌چنان به مبارزات خود ادامه دهند.
چالش‌های آینده
بالاخره موافقت‌‌نامه صلح با تشریفاتی خاص در تاریخ 12/6/1375 امضا شد و شورای صلح و توسعه جنوب فیلیپین به ریاست نورمیسواری تشکیل گردید. او هم‌چنین تنها کاندیدای فرمانداری حکومت خودمختار مسلمانان جنوب فیلیپین بود که موفق شد آراء بیش از چهارصد هزار نفر از حدود پانصد هزار رای‌دهنده را کسب کند. اکنون میسواری برنامه‌های مهم زیر را در پیش‌رو دارد:
1- ایجاد صلح در جنوب فیلیپین و ارائه نقطه نظرات مشورتی به رئیس‌جمهور کشور جهت متقاعد کردن گروه‌های معارض.
2- ایجاد توسعه در جنوب فیلیپین از طریق تامین اعتبارات لازم از دولت مرکزی و جلب سرمایه‌گذاری خارجی مخصوصا کشورهای اسلامی.
3- به انجام رسانیدن طرح الحاق هفت هزار تن از رزمندگان ام.ان.ال.اف در ارتش فیلیپین.
4- تدوین قاننی جدید برای تشکیل دولت خودمختار که به تصویب کنگره فیلیپین هم برسد.
5- اداره حکومت خودمختار فعلی به نحوی مطلوب.
6- ایجاد زمینه برای برگزاری همه‌پرسی حساس 3 سال آینده که احتمالا در آن هنگام رئیس‌جمهوری فعلی کنار رفته و فرد جدیدی زمام امور را در دست خواهد داشت.
دولت فیلیپین نیز باید میسواری را در انجام این امور مهم یاری دهد. برای حل مشکلات در میندانائو برخورد ریشه‌ای کند و به راه‌حلهای سطحی و تشریفاتی اکتفا نکند.
بیشتر محققین و اندیشمندانی که اوضاع مسلمانان فیلیپین را مورد مطالعه قرار داده‌اند اذعان می‌نمایند که این جمعیت از فقر و تبعیض و توسعه‌نیافتگی در رنج بوده و حقوقشان رعایت نشده است. آنها صلح و ثبات در میندانائو را منوط به رفع زمینه‌های تبعیض از صحنه، اقتصادی اجتماعی این منطقه در مقایسه با سایر مناطق کشور می‌دانند. سخنرانان مسیحی دیالوگ اسلام و مسیحیت که در سال 1993 در دانشگاه فیلیپین برگزار شد جملگی اتفاق‌نظر داشتند که مسلمانان در طول تاریخ فیلیپین محرومیت‌های زیاد متحمل شده‌اند.
دولت آقای راموس که به دنبال صلح و آرامش پایدار در کشور است بایستی حسن‌نیت خود را در قبال مسلمانان هرچه بیشتر در مرحله عمل به منصه ظهور درآورد. حزب حاکم فیلیپین در انتخابات اخیر مجلس سنا هیچ مسلمانی را در لیست کاندیداهای خود قرار نداد و نتیجه آن شد که در حال حاضر سنا خالی از نماینده مسلمان است. در حالیکه 4 سال پیش دو نماینده مسلمان در سنا حضور داشته است.
جمعیت‌های اسلامی فیلیپین حتی نسبت به فراخوانی بعضی سفرای مسلمان و جایگزینی آنها با سفیر مسیحی شاکی و معترض بوده‌اند.
تبدیل وزارت‌خانه امور مسلمین که در زمان مارکوس تشکیل شده بود به اداره‌ای تحت نظر دفتر ریاست جمهوری اکینو رخ داده مورد دیگری است که باعث آزردگی خاطر بعضی گروه‌های اسلامی گردید. این مجموعه در زمان راموس نیز هم‌چنان به صورت یک اداره به کار خود ادامه داده است.
دولت فیلیپین اقدامات سمبلیکی را جهت جذب مسلمانان در بدنه کشور بعنوان یک ملت واحد در دست اجرا دارد. مثلا در نظر است تصویر هلال ماه بعنوان مظهر مسلمانان در پرچم کشور جای گیرد. رئیس‌جمهور در اعیاد مذهبی فطر و قربان و مولود النبی پیام تبریک خطاب به مسلمانان منتشر می‌‌کند و هر سال چندبار جلسات مشترکی را با روسا و شخصیت‌های مذهبی مسیحی و مسلمانان برگزار می‌نماید.
وی شخصا در فستیوالی که چند سالی است به مناسبت عید فطر از سوی گروهی از مسلمانان فیلیپینی و با شرکت سفارتخانه‌های کشورهای اسلامی برگزار می‌شود، شرکت می‌کند.
جنوب فیلیپین در کنار این توجهات فرهنگی به عنایت اقتصادی نیز نیازمند است. تمایل کشورهای اسلامی همسایه از قبیل مالزی، اندونزی و بونئی جهت سرمایه‌گذاری در میندانائو اگر با استقبال دولت فیلیپین روبرو شود می‌تواند منشاء تحولی در اقتصاد جنوب باشد.