تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۶۸۳
از نگاه... تقی رحمانی

اقتدارگرایان در دادگاه‌های خود، انواع گرایش‌های دینی و غیردینی را به محاکمه کشانده‌اند که بررسی هر کدام از برخورد متهمان با دادگاه‌های مذکور جای تأمل دارد.
در این میان محاکمه غلامحسین کرباسچی به عنوان دبیرکل حزب کارگزاران، محاکمه حمیدرضا جلایی‌پور مدیرمسئول روزنامه جامعه ماشأالله شمس‌الواعظین سردبیر روزنامه‌های جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان و محاکمه کدیور محقق و نویسنده، محاکمه سیدمحمد موسوی‌خوئینی‌ها مدیرمسئول روزنامه سلام و عبدالله نوری مدیرمسئول روزنامه خرداد قابل بررسی و مقایسه است.
1- بی‌اغراق می‌توان گفت که محاکمه جنجالی کرباسچی، دفاع دیدگاهی بوروکرات از اعمال خود بود که محور این دفاع بر پیچ‌و‌تاب‌های حقوقی دور می‌زد و مدافعات بر محور دفاع و مانور بر گریزگاه‌های قانونی متمرکز بود. در سراسر این دادگاه جنجالی تلاش متهم و قاضی بر ایجاد فضای روانی آسیب‌پذیر برای تسلیم حریف مقابل بود. بی‌تردید از کرباسچی با دید و باور کارگزارانی انتظار نمی‌رفت که به دنبال دفاع ارزشی از خود باشد. آن هم دفاعی که بر سر آرمان‌های فراموش شده انقلاب تکیه داشته باشد.
در دادگاه کرباسچی او می‌خواست کهنه بودن و بی‌اطلاعی اقتدارگرایان از بورکراسی جدید را به رخ آنان بکشاند. از سوی دیگر، کرباسچی و یارانش به دنبال تخفیف در حکم بودند و با انواع روابط پنهان و آشکار و حربه‌های حقوقی برای رسیدن به «خواسته‌ خود که تبرئه کرباسچی» بود، تلاش کردند.
2- محاکمه موسوی‌خوئینی‌ها، تبدیل به دفاعی حقوقی از عملکرد روزنامه سلام شد. شاید آقای خوئینی‌ها در شأن خود نمی‌دید که با قاضی دادگاه ویژه روحانیت درگیر شود، چرا که او خود را از عناصر مؤثر حوادث بعد از انقلاب می‌بیند که مورد هجوم ناروای اقتدارگرایان قرار گرفته است.
از همین‌رو، او بدون افشاگری خاص در عمل دفاع ضعیفی از خود ارایه کرد. با این وجود این محاکمه نشان داد که آقای خوئینی‌ها به هر دلیل آماده نیست تا اسرار در بین مردم هویدا کند و هنوز به گفت‌و‌گوهای پنهان دلخوش کرده یا این اقدام را بهتر و شایسته‌تر می‌داند.
در این میانه دفاع دو گرایش مذهبی در جامعه ما قابل اعتنا بود. دفاع مسئولان روزنامه‌های پی‌گیر (جامعه، توس، نشاط...) و دفاع از عبدالله نوری با دفاع کرباسچی و خوئینی‌ها متفاوت بود. اگرچه میان دو دفاع اخیر نیز تفاوت‌هایی وجود دارد که قابل اعتناست.
3- مسئولان پی‌گیر مطبوعاتی روزنامه‌های مدنی، سعی کردند در قالب مدافعات حقوقی در چارچوب حق شهروندی و حقوق انسانی تکیه کنند، چنین دفاعی در جامعه ما در نوع خود قابل اعتنا و جدید بوده، اما گاه افتادن در گیر و پیچ‌های حقوقی که برای جامعه ما چندان قابل درک نیست، وجه افشاگرانه مدافعات ایشان را تحت‌الشعاع قرار می‌داد اگرچه مجموعه دفاعیات این مسئولان بسیار مثبت و در روند تحکیم حق شهروندی و حقوق مدنی افراد بود.
اگرچه ایشان موقعیت خوئینی‌ها و حتی عبدالله نوری را در حاکمیت نداشتند، اما با دفاع خود روالی از دفاع از حق شهروندی در چارچوب قانون مستقر به یادگار گذاشتند.
4- در این میان، دفاع عبدالله نوری (بویژه آخرین دفاع او) متفاوت از همه مدافعات طرفداران جامعه مدنی بود. در شرایطی که جناح اقتدارطلب دم از حفظ ارزش‌های دینی می‌زد و دیگران را غیرارزشی می‌خواند، می‌توان گفت که عبدالله نوری در آخرین دفاع خود به آرمان‌های ایدئولوژیک انقلاب اسلامی نزدیک شد و با روایت ایدئولوژی مثبت، در برابر ایدئولوژی حذف و کینه اقتدارگرایان ایستاد.
در جامعه‌ای که اندیشه‌های بلند مسخ شده تبدیل به بازیچه اعمال و خواسته‌ها و منافع اقشاری خاص شده، عبدالله نوری با دفاعی ارزشی گفت که «حکومت کردن حق نیست، بلکه عدالت کردن حق است»،‌ وی تمامی حقیقت را نزد هیچ‌کس ندانست. تحمیل باورها و قالب‌ها را به نام شریعت نادرست خواند.
بر رعایت حق شهروندی تکیه کرد و شعار ایران برای همه ایرانیان را تکرار کرد و با شاهد آوردن از حکومت امام علی‌ع پیوندی ارزشی میان اعتقادات دینی و زندگی سیاسی برقرار کرد. چنین دفاعی یادآور ارزش‌های واقعی دوران انقلاب و به خصوص ارزش‌های روشنفکران دینی است که باور داشتند که حکومت را برای احیای حق می‌خواهند نه برای تحمیل اجرای احکام مدنی شریعت و اعمال حق ویژه برای صنف و قشری خاص.
در مقایسه ارزش‌های محبت‌‌آفرین و ارزش‌هایی که خشونت‌طلبان بر آن تأکید می‌کنند، ارزش‌های نوع اول دلرباتر است و جامعه ما همان‌گونه که به دفاع حقوقی نیاز دارد، برای ایجاد شور و شعور به دفاع از ارزش‌های محبت‌آفرین که بر باورهای دینی متکی است نیاز دارد که نوری چنین کاری کرد.