کاظم کاهانی مقدم
طبق برآورد کارشناسان سالانه بیش از یکهزار میلیارد دلار خرج تسلیحات نظامی در جهان میشود.
یک محاسبه سرانگشتی میتواند ما را به عمق این فاجعه آگاه سازد. اگر جمعیت کره زمین را حداقل پنج میلیارد نفر بدانیم و بطور متوسط هر پنج نفر یک خانواده را تشکیل دهند، لذا یک میلیارد خانواده در جهان خواهیم داشت حال اگر بودجهای را که امروز صرف هزینههای تسلیحاتی میشود بین خانوادههای جهان تقسیم نمائیم، به هر خانواده در تمام جهان سالانه حداقل یکهزار دلار تعلق میگیرد، معنی این جمله این است که اگر این مبلغ را فقط به خانوادههای محروم و ضعیف بدهیم، توانستهایم گرسنگی و تنگدستی را که نیمی از سکنه کرۀ خاکی را تهدید میکند، محو سازیم. با این مبلغ نه تنها گرسنگی ریشهکن میشود بلکه جنگ و خونریزی و وحشیگری و اضطراب و هزاران بدبختی ناشی از توسعه سلاحهای نظامی محو و نابود میشود.
امروز، سلاحهای نظامی جزو گرانترین کالاهای جهان محسوب میشود. قیمت یک زیردریائی اتمی برابر مخارج سالانهایست که میتواند شانزده میلیون کودک دبستانی در کشورهای توسعهنیافته را زیر پوشش بگیرد و یا معادل قیمت چهارصد هزار واحد مسکونی را برای زندگی دو میلیون نفر تامین کند.
«کاسترو» در کتاب بحران اقتصادی و اجتماعی جهان ص 215 مینویسد: «میزان هزینهای که ظرف یک روز صرف کارهای نظامی میشود، میتواند کل برنامه سالانه مربوط به ریشهکن کردن مالاریا را پوشش دهد. پنج ساعت از هزینههای نظامی معادل کل بودجه یونیسف برای برنامههای حفظ کودکان جهان میباشد. قیمت یک هواپیمای نظامی برابر حقوق دویست و پنجاه هزار معلم در یکسال است و یا برابر مخارج 75 بیمارستان یکصد تختخوابی است. میزان پولی که صرف یک تانک مدرن میشود میتواند برای ساخت هزار کلاس درس برای سی هزار کودک جهان سوم کافی باشد».
مجموع هزینه جنگ جهانی اول را چهارصد هزار میلیون دلار برآورد کردهاند. طبق محاسبه موسسه «وقف کارنگی برای صلح بینالمللی» با این رقم بودجه ممکن بود برای هر یک از خانوادههای کشورهای انگلستان، ایرلند، اسکاتلند، بلژیک، روسیه، آمریکا، آلمان، کانادا و استرالیا یک خانه آبرومند با مقدار کافی اثاث منزل تهیه کرد.
طبق نوشته مجله تحقیقات اقتصادی، دنیا در نیمه اول قرن بیستم چهار هزار میلیارد دلار خرج تسلیحات و جنگ کرده است که با همین پول امکان داشت طی پنجاه سال به تمامی افراد روی زمین به رایگان غذا داد و برای پانصد میلیون خانواده خانههای راحتی ساخت.
صرف هزینههای نظامی در جهت رفاه بشر بخوبی میتوان معضل مهم فقر را حل و سعادت مادی تمام افراد بشر را تضمین کند. هزینههای تسلیحاتی آنقدر عجیب است که آدمی را از تفکر منصرف میسازد، این مبالغ هنگفت اگر صرف بهبود بهداشت جهانی گردد بدون شک در جهان هیچ مشکل بهداشتی وجود نخواهد داشت.
نویسنده کتاب نگرشی بر علل و پیامدهای جنگ هستهای در صفحه 52 مینویسد:
«با مبلغ معادل 1/3 هزینه یک زیردریائی «تراندیت» میتوان بیماری مالاریا را که یک میلیارد تن از مردم دنیا در 66 کشور جهان از آن رنج میبردند ریشهکن ساخت».
مخارج نظامی جهان، 7/1 برابر بودجه بهداشت و پنج برابر بودجه تحقیقات پزشکی جهان است که اگر تنها یک درصد بودجه نظامی جهان بمدت بیست سال صرف بهبود وضعیت کشاورزی در کشورهای در حال توسعه شود، مسئله گرسنگی حل خواهد شد.
بر طبق برآورد دانشمند مشهور «سیوارد» هزینهای که صرف تولید یک موشک بین قارهای میشود برای تغذیه پنجاه میلیون گرسنه در جهان و یا ساختن 65 هزار بیمارستان و یا 340 هزار دبستان کافی است. تنها برای تاسیس چهل هزار داروخانه روستایی هزینۀ تولید یک هواپیمای شکاری مافوق صوت به ارزش بیست میلیون دلار کفایت میکند. شاید تعجبآور باشد با حدود سیصد میلیون دلار در فاصله سالهای 1967 و 1980 یعنی معادل هزینۀ دو بمبافکن استراتژیک بیماری آبله از روی کره زمین ریشهکن شد.
بانو «ایندراگاندی» طی سخنرانی در بیست و یکمین کنفرانس سازمان خواربار کشاورزی سازمان ملل در رُم، هزینههای تسلیحاتی جهان را محکوم کرد و گفت «در حالیکه با پول یک موشک پنجاه میلیون گرسنه سیر میشود، تولید این نوع سلاحها رو به گسترش است».
واقعاً هم هزینههای تسلیحاتی رو به افزایش است و در این روند مسابقهی عجیبی وجود دارد. طبق نوشته مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی (سال اول - شماره دوم ) تنها در سالهای 1980 تا 1985 بودجه پنتاگون، وزارت جنگ آمریکا، 51 درصد افزایش یافته است و در پایان این دوره به 27 درصد از کل بودجه دولت بالغ شد. ایالات متحده در سال 1985، 213 میلیارد دلار صرف نیروهای غیرهستهای و بطور عمده در زمینههای هواپیمای جنگنده، بمبافکن، تانک، زیردریائیهای تهاجمی، ناوها، هلیکوپترها و موشکهای ضدهوائی کرده است. در آمریکا منابع تحقیق بیش از هر کشور صنعتی دیگر در جهت اهداف نظامی به کار گرفته شده است.
پرواضح است که اگر مقداری از هزینههای نظامی کاسته شود میتوان وسائل رفاهی بشر را چندین برابر کرد. در اخبار آمده است که ساخت هواپیمای راداردار مانند آواکسهای آمریکایی یکی از پروژههای تسلیحاتی آینده فرانسه است که هر فروند آن حداقل سه میلیارد فرانک برای این کشور خرج برمیدارد. این در حالیست که هزینههای هر فروند از این هواپیماها میتواند یکی از مشکلات مهم کشورها را حل کند.
«پل هریسون» مینویسد: با کمتر از دویست میلیون دلار در سال میتوان ظرف چند سال همه کودکان جهان را در مقابل شش بیماری کشنده دوران کودکی مصون کرد. با کم کردن ده درصد از هزینههای نظامی ابرقدرتها میتوان هر یک از کمکها را دو برابر کرد.
همچنین مجله سروش (شماره هفتم از سال اول) یادآور میشود که با پول یک ناو جنگی صد میلیون دلاری میتوان برق سیزده شهر و 819 روستا را تامین کرد.
آنچه دردناک است این است که همین جهان به اصطلاح متمدن غرب قبل از اینکه به فکر سعادت بشر باشد به دنبال تجارت پرسود است، خود سردمداران فروش اسلحه میدانند که اگر این بودجهها صرف معاش و رفاه زندگی بشر گردد، هرگز گرسنهای در جهان باقی نخواهد ماند. میتوان به جرأت گفت که تولید و تجارت اسلحه پرسودترین معامله امروز است؛ در یک چشم بهم زدن میلیونها ریال هزینه سلاح دود میشود. در جنگهای مخوفی که امروز بسیاری از آدمیان را سرگرم کرده است در کمترین مدت میلیونها دلار اسلحه نابود میشود و اینها باید جایگزین داشته باشند و این خود باعث فروش اسلحه بیشتر از طرف کشورهای قوی و خروج اسلحه از طرف کشورهای ضعیف در حال جنگ میشود.
این سودآوری است که از قرن پانزدهم اروپائیان توجه خویش را به تولید اسلحه معطوف داشتند. «پل هریسون» در کتاب درون جهان سوم ص 467 مینویسد: «در کشورهای جهان سوم اغلب هزینههای نظامی بسیار بیشتر از هزینههای عمرانی است مثلاً در سال 1973 هند دو برابر بودجه آموزش و پرورش و چهار برابر بودجه بهداشتی خود را صرف هزینههای دفاعی کرده است، در همان سال بودجۀ سرانه دفاعی ایران هفتاد و سه دلار بوده است در حالیکه بودجه سرانه آموزش از بیستونه دلار و بودجه بهداشت از نه دلار تجاوز نمیکرده است».
«ویلی برانت» در کتاب جهان مسلح، جهان گرسنه ص 92 مینویسد: «طبق گزارشی هزینه تولید یک زیردریائی هستهای مساویست با مجموع بودجههای آموزشی 23 کشور رو به رشد یا 160 میلیون کودک که در سنین مدرسه رفتن هستند، همچنین با پولی که صرف تولید یک تانک مدرن میشود میتوان کیفیت ذخیرهسازی صد هزار تن برنج را بهبود بخشید و از این راه از ضایع شدن بیش از چهار هزار تن برنج در سال (یا غذای روزانه هشت میلیون نفر) پیشگیری کرد.
حمل و نقل کالاهای نظامی نیز از دیگر مشکلات این تجارت خطرناک است. امروز بسیاری از وسایل حمل و نقل که میتوانند در انتقال کالاها و فرآوردههای کشاورزی به گرسنگان جهان کمک کند متاسفانه برای حمل و نقل بمب و موشک و تانک و زره پوش و مواد منفجره به کار گرفته میشود.
مسئله به همین جا خاتمه نمییابد، مسئله بکارگیری نیروهای خلاق در پروژههای نظامی و فعالیتهای تسلیحاتی خود تحقیق مفصلی را میطلبد و ما در اینجا فقط اشارهای میکنیم.
طبق اطلاعاتی که از طرف فدراسیون جهانی کارگران جمعآوری شده است، هفتاد درصد پرسنل علمی جهان به نحوی از انحاء برای صنایع جنگی کار میکند.
«کاسترو» در کتاب بحران اقتصادی و اجتماعی جهان ص 214 مینویسد: «هزینههای آموزشی پرسنل نظامی آمریکا بیش از دو برابر هزینه تحصیلات مربوط به تحصیل سیصد میلیون کودک در مدارس کشورهای جنوب آسیا میباشد. همچنین در سال 1980 حدود یکصد میلیون نفر بطور مستقیم یا غیرمستقیم در فعالیتهای نظامی بدون هیچ کمکی به اقتصاد جامعه و توسعه کشورها شرکت داشتهاند. این رقم در حال حاضر سه برابر کل تعداد معلمین و دکترها در کل جهان میباشد. در اواخر دهه هفتاد نیم میلیون دانشمند و مهندس فعالیتهای خود را روی تحقیقات مربوط به ساخت سلاح متمرکز کرده بودند.»
از آنجائی که تولید سختافزارهای نظامی به نوآوری مداوم نیازمند است، صنایعی که به تولید موشک و هواپیما و سایر سختافزارها ارتباط مییابد همواره نیازمند استخدام شمار زیادی از کارگران با سابقه تخصصی و فنی در زمینه تحقیقی علمی است.
مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی (سال اول شماره دوم) در مقالهای تحت عنوان «اقتصاد نظامی در ایالات متحده» مینویسد: «در بخش صنعتی در مجموع مهندسان، تکنیسینهای مهندسی، دانشمندان کامپیوتر و دانشمندان زیستشناسی و فیزیک و نیز ریاضیدانان کمتر از شش درصد کل اشتغال را بخود اختصاص دادهاند، در حالیکه در صنعت موشکسازی این کارکنان 41 درصد از کل کارکنان را تشکیل میدهند. تحقیقاتی که در اوایل دهه 1970 انجام شده است نشان میدهد که 22 درصد کلیه مهندسان برق، 48 تا 59 درصد مهندسان هواپیمایی و 23 تا 38 درصد فیزیکدانان آمریکایی روی پروژههایی که با ارتش ارتباط دارد کار میکنند.
سازمان ملل متحد چندی پیش گزارشی تحت عنوان «نتایج اقتصادی و اجتماعی مسابقه تسلیحاتی» منتشر نمود که در آن آمده است در جهان امروز بیشتر از 60 میلیون نفر در زمینههای مختلف نظامی مشغول به کار میباشند.
پرسنل موجود در ارتشهای دنیا معمولاً بیش از پرسنل در ارگانهای مهم آموزشی و علمی است. در حال حاضر 60 میلیون نفر از نیروی فعال در جهان، در ارتشها استخدام و مشغول کار هستند.
در کشور کره جنوبی طبق تحقیقات «پل هریسون» از هر دوازده مرد هیجده تا چهل و پنج ساله یک نفر در خدمت ارتش بوده است، این در حالیست که در این کشورها صدها شغل وجود دارد که بعضی از این شغلها در سرنوشت مملکت نقش بسزائی دارد.
طبق نوشته مجله یونسکو، از سه میلیون نفر دانشمند و مهندسی که در سال 1980 در آزمایشگاههای علمی سراسر جهان به کار اشتغال داشتهاند، تقریباً نیم میلیون نفر به تکوین سیستمهای تسلیحاتی جدید مشغول بودهاند.
مجله پیام یونسکو از قول «برناردلون» پروفسور بیماریهای قلبی در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه هاروارد مینویسد: «آنچه در ظرف سه ساعت در جهان صرف هزینه تسلیحات میشود، معادل است با کلیه هزینههای مبارزه بیست ساله جهت از میان برداشتن آبله. با آنچه در نصف روز خرج تسلیحات میشود میتوان کودکان را در برابر بیماریهای عفونی که در حال حاضر سالانه 5/3 میلیون نفر را میکشد کاملا ایمن ساخت. هزینه چهار روز تسلیحات در دنیا مخارج یک برنامه پنجساله کنترل مالاریا را تامین میکند، و بالاخره هزینه شش ماه تسلیحات در دنیا مخارج برنامهای بیست ساله جهت تهیه نیازهای غذایی و بهداشتی اساسی تمام کشورهای رو به توسعه را تامین خواهد کرد.»
مجله یونسکو اضافه میکند که حد متوسط هزینه نظامی جهان برای هر سرباز 20 هزار دلار است هزینه متوسط آموزش همگانی برای هر کودکی که به سن مدرسه رفتن رسیده، 380 دلار است.
در جهان برای هر یکصد هزار نفر، 556 سرباز ولی فقط 85 پزشک برای همین تعداد وجود دارد با صرف تنها یک پنجم هزینههای سالانه تسلیحاتی میتوان ریشهکن شدن گرسنگی جهانی را در سال دو هزار تضمین کرد».
اگر مخارج و هزینههای تسلیحاتی جهان قطع شود، میتوان با بودجه بیش از هزار میلیارد دلاری سالانه آن خدمات ارزندهای، به بشریت ارائه داد.
معهذا استعمار همیشه کوشیده است تا با افزایش بودجههای نظامی که ارقام نجومی را نشان میدهد ملتهای جهان سوم را در گرسنگی و فقر نگهدارد.
این نوشته را با این مطلب به پایان میبریم که بنا بر آمار سازمان ملل متحد حدود یک میلیارد و سیصد میلیون نفر از مردم جهان با درآمدی کمتر از یک دلار در روز در فقر مطلق بسر میبرند و در همین حال در هر دقیقه 47 نفر و در هر سال 25 میلیون نفر به تعداد افراد بیبضاعت دنیا اضافه میگردد. جالب توجه است که مجمع عمومی سازمان ملل متحد سال 1996 (سال کنونی) را سال ریشهکن کردن فقر در جهان نامیده است.