اکبر گنجی
محسنیاژهای: «لحنی که در روزنامه توس به کار گرفته شده جریانهای مختلف و مردم را علیه نظام و امنیت کشور تحریک کرده و اگر این جرایم در دادگاه به اثبات برسد، عوامل آن محارب هستند و تکلیف محارب را نیز قانون به روشنی مشخص کرده است... من به عنوان رییس مجتمع قضایی ویژه اعلام میکنم چنانچه نشریات معاند به هشدار دوم مقام رهبری توجه نکنند، ما بنا به تکلیف خود با جدیت، چه در قالب دادگاههای عمومی و چه در قالب دادگاههای انقلاب قاطعانه با آنها برخورد کرده و تعرض به مبانی اسلام و انقلاب و امنیت کشور را تحمل نمیکنیم.»1
روحالله حسینیان: «مقتولان [فروهر و همسرش، محمد پوینده، محمد مختاری، مجید شریف، پیروز دوانی و...] نیز از مخالفان نظام بودند به طوری که بعضی از آنها مرتد بودند و عدهای دیگر ناصبی بوده و نسبت به ائمه اطهار(ع) جسارت میکردند.»2
1. نظرات اعلام شده توسط روحالله حسینیان در روزنامه کیهان و سیمای جمهوری اسلامی ایران درباره مقتولین مصداق بارز «نشر اکاذیب به قصد اضرار به غیر» است. هیچیک از مقتولین ناصبی نبوده و نسبت به ائمه اطهار(ع) جسارت روا نداشتهاند. و هیچ یک از آنها کاری نکردهاند که محکوم به ارتداد شوند. از این رو خانواده مقتولین میتوانند با شکایت نامبرده را محکوم به حبس از دو ماه تا دو سال بنمایند. و چون حکم نامبرده به اشخاص متعددی باز میگردد، در هریک از موارد میتوان قانونا انتظار چنان محکومیتی را داشت.
2. نظرات اعلام شده توسط روحالله حسینیان نشر اکاذیب به قصد توجیه جنایت و ترویج خشونت است. قتلهای اخیر را تمامی مسئولین درجه اول نظام و مراجع تقلید جنایت فجیع خوانده و بالاتفاق آن را محکوم کردهاند. حال حسینیان با مرتد خواندن مقتولین نه تنها عمل قاتلان را توجیه و مشروع کرده است، بلکه راهی گشوده است تا اگر افراد دیگری نیز فردی را مرتد تشخیص دادند، به حکم حسینیان یا دیگری، او را به قتل برسانند. ترویج عملی خشونت از طریق «گفتمان خشونت» در یک برنامه هماهنگ در یک شب توسط حسینیان، یهان و سیمای جمهوری اسلامی صورت میگیرد.
3. صدور حکم در صلاحیت حسینیان نیست. تنها دستگاه قضایی پس از محاکمه قانونی حق دارد حکم صادر کند. و صدور این گونه احکام توسط افراد غیرمسئول و خارج از ضوابط قانونی جرم است و نافی نظم قانونی است و به تضعیف نظام منجر میشود.
4. یکی از پرسشهایی که پس از جنایات اخیر افکار عمومی را به خود مشغول کرده این است که حکم شرعی این جنایات توسط چه کسانی صادر شده است؟ حسینیان با اعلام علنی و شفاف نظر خویش تا حدودی به پرسش شهروندان پاسخ گفتهاند.
5. براساس اصل بیست و سوم قانون اساسی «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مواخذه قرار داد».
اصل 23 قانون اساسی مبتنی بر اندیشه تجدد است. براساس «پارادایم سنت» میتوان افراد را به خاطر عقایدشان کشت. چرا که عقیده برتر از فرد است. اما براساس «پارادایم تجدد» نمیتوان افراد را به خاطر عقایدشان حتی مورد مواخذه و تعرض قرار داد، چه رسد به مرگ و جنایت. در پارادایم تجدد «فرد فرد آدمیان غایت بالذاتاند.» و انسان برتر از اندیشه است و لذا در قوانین اساسی که میثاق شهروندان است آزادی عقیده و بیان به تاکید آورده میشود تا جان مردم مصون از تعرض حکومت شود و حکومت هم به خاطر اختلاف عقیدتی نتواند کسی را از صحنه روزگار محو کند.
6. باز شدن باب ارتداد پیامدهای ناخواسته بیشماری به دنبال دارد که به طور کلی با اهداف آگاهانه فتوادهندگان تعارض دارد.
اولا صدور چنین احکامی با قانون اساسی تعارض دارد.
ثانیا با ایجاد بینظمی به اختلال در نظام میکشد.
ثالثا جنگهای مذهبی از نو آغاز میشود.
پارادایم سنت براساس تفاوت مذهب، فهم و اندیشه به نابرابری حقوقی آدمیان حکم میکند. تفاوت دین (یهودی، مسیحی، مسلمان و...) و فهم از مذهب (شیعه، سنی و...) به مختلف دیدن آدمیان و تقلیل آنان تا سطح حیوان میکشد. حتی مکاشفات عرفانی عرفای ربانی متاثر از پارادایم سنت است.
محیالدین عربی از بعضی صوفیان نقل میکند که در مکاشفاتشان شیعیان را به صورت خنزیر میدیدند: «و منهم رضیالله عنهم الرجبیون و... و کان هذا الذی رایته قدابقی علیه کشف الروافض... فکان یراهم خنازیر فیاتی الرجل المستور الذی لا یعرف منه هذا المذهب قط و هو فی نفسه مومن به یدین به ربه فاذا مر علیه یراه فی صوره خنزیر فیستدعیه و یقول له تب الی الله فانک شیعی رافضی ... فان تاب و صدق فی توبته رآه انسانا...»3
امام محمد غزالی نیز براساس اختلاف فهم از دین فتوا به قتل شیعیان اسماعیلی میدهد «پس بباید دانست که این قوم (یعنی اباحتیان و زندیقان) بدترین خلقاند و بدترین امتاند و علاج ایشان مایوس و با ایشان مناظره کردن و ایشان را نصیحت گفتن سود ندارد که قمع و استیصال ایشان و ریختن خون ایشان واجب است و جز از این طریق نیست اصلاح ایشان. یفعلالله بالسیف والسنان ما لا یفعل بالبرهان.»4
استاد محمدتقی دانشپژوه فتوای دیگری از امام محمد غزالی را منتشر کردهاند:
«بدان که قتل ایشان حلالتر از آب باران و واجبتر است بر سلطانان و پادشاهان که ایشان را قهر کنند و قتل کنند و پشت زمین را از نجاست و وجاست ایشان پاک کنند و با ایشان دوستی و صحبت نشاید کرد و ذبیح ایشان را نشاید خوردن و نکاح ایشان نشاید کردن و خون ملحدی ریختن اولیتر است که هفتاد کافر رومی را کشتن».
طالبان و جبهه نجات اسلامی الجزایر نیز در دنیای ماقبل مدرن زندگی میکنند و به قتل شیعیان فتوا میدهند.6
7. نوع برخورد حسینیان و راست افراطی با مقتولین حکایت از رویکردی دارد که «مخالفان فکری» را خوار، کوچک، مرتد، محارب و... میدانند به گونهای که مشمول نماز میت هم نمیشود.7 این رویکرد با روح دینداری تعارض دارد. وقتی عارفان کوچک شمردن کافران را برنمیتابیدند اینک چگونه راست افراطی به نام دین مسلمانان را نه تنها از عرصه اجتماع بلکه از عرصه هستی حذف میکند. حضرت مولانا میفرماید:
هیچ کافر را به خواری منگرید
که مسلمان مردنش باشد امید
و حافظ میگوید:
عیب مستان مکن ای خواجه کزین کهنه رباط
کس ندانست که رحلت به چسان خواهد بود