تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۸۱۴

قتل‌های پی در پی و جنایت‌آمیز در روزهای اخیر تشویش و نگرانیهای جدی در سطح محافل سیاسی و افکار عمومی جامعه بوجود آورده است.
اگر ابتدا در قتل مرحوم داریوش فروهر و همسرش احتمال مسئله‌ای شخصی یا قومی منتفی به نظر نمی‌رید ولی مرگ مشکوک دکتر مجید شریف و قتل مرحوم مختاری و مرحوم پوینده دیگر تردیدی باقی نگذاشت که این قتلها همگی اوراقی از یک کتاب نوشته شده است که هر روز برگی از آن خوانده می‌شود. در یک نگاه اجمالی تردیدی هم نمی‌توان داشت که طراحان این حوادث اهدافی سیاسی را از این طریق جستجو می‌کنند. اصولاً اقداماتی از این دست و قتل افرادی از جامعه اعم از افرادی عادی و یا از میان چهره‌های شناخته شده‌تر و نخبگان در جهت مقابله با حکومت‌ها شیوه‌ای تجربه نشده در سایر کشورها نبوده است. شاید بیش از سایر کشورها این شیوه در کشورهای آمریکای جنوبی تجربه شده باشد. شیلی یکی از نمونه‌های کشورهائی بود که قبل از سقوط سالوادر آلنده شاهد موارد بسیار از قتلهائی بود که با برنامه‌ریزی مخالفین آلنده بدست اوباش و چماقداران انجام می‌گرفت. هدف طراحان این گونه اقدامات ناامن کردن جامعه و گسترش آن بود بنحوی که بتوانند با سلب امنیت عمومی شهروندان دولت را در تأمین امنیت ناتوان نشان دهند. طبعاً دولتی که از تأمین امنیت شهروندان عاجز است بتدریج پایگاه مردمی خود را از دست می‌دهد و سرنگونی آن برای مخالفین ساده‌تر امکان‌پذیر می‌گردد. اکنون در کشور ما نیز بنظر می‌رسد گروهی همین استراتژی را در پیش گرفته‌اند که با ناامن کردن جامعه حتی به قیمت قتل‌های فجیعی که نفرت هر انسانی را بر می‌انگیزد و اهداف خود را دنبال کنند. در یک نگرش و تحلیل جامع مشکل می‌توان این اقدامات را از خشونت‌های سطح پایین‌تری که قبل از آن در جامعه اعمال و بعضاً ترویج و تشویق می‌شد جدا کرد حتی اگر مجریان آنها متفاوت باشند. هم آن اقدامات نظیر آتش زدن‌ها و چماق‌کشی‌ها و حملات به اجتماعات و مقامات کشور و هم این اقداما و قتل‌ها تیشه به ریشه نظام و انقلاب است.
متأسفانه در ماجرای قتل‌های پی در پی اخیر که بتدریج تأییدکننده نظر کسانی است که از ابتدا تشکیل گروه ترور و لیست ترورشوندگان را هشدار داده بودند. این سؤال بطور طبیعی به ذهن خطور می‌کند که دستگاه امنیتی و انتظامی کشور که در موارد گذشته که آخرین آنها ترور شهید لاجوردی بود با آن سرعت توانستند عاملین جنایت را تا مرزهای کشور تعقیب و دستگیر کنند چگونه است که در جنایات اخیر نتوانسته‌اند هیچ کار جدی انجام دهند. هرکس که کمترین آشنائی با مسائل اطلاعاتی امنیتی داشته باشد می‌داند در مواردی که جرمی تکرار می‌گردد ساده‌تر و آسانتر می‌توان سرنخ‌های عوامل آن را شناسائی و پیگیری کرد. آیا وزیر محترم اطلاعات اصولاً این قتل‌ها را در حدی از اهمیت می‌داند که ایشان باید به آن بپردازد یا سخنرانیها و مجالس وعظ و خطابه دوره‌ای ایشان بیشتر از امنیت کشور اهمیت دارد. چگونه است که در زمانیکه همه مردم منتظر شنیدن مطلبی از وزارت اطلاعات در مورد مسائل اخیر هستند و وزیر اطلاعات باید محور اصلی پیگیری و تعقیب این جنایات باشد وزیر محترم بجای حضور در تهران و تشکیل ستاد پیگیری مسئله در این شهر و آن شهر به سخنرانی می‌پردازد که گوئی هیچ اتفاق ضد امنیتی در کشور بوقوع نپیوسته است.
ریاست محترم قوه قضائیه نیز مناسب است باین پرسش پاسخ دهند که در رابطه با مسائل اخیر چه کرده‌اند. ایشان که در مواردی که تمایل داشته‌اند دادگاهی ویژه زیر نظر شخص خودشان ایجاد کردند تا مسائل مورد نظر را خارج از روال معمول و با عنایت خاص دنبال کند در این موارد اخیر چه کرده‌اند؟ ایشان که در هر خطبه نماز جمعه به کوچکترین اقدامی که در گوشه‌ای اتفاق افتاده و در حیطه مسئولیتهای ایشان هم نیست بی‌مهابا و با آنچنان خشم و غضب حمله می‌کنند چگونه است پس از ارتکاب برخی از قتلها که مسئله روز محافل داخلی و خارجی بوده خطبه می‌خوانند و باین مسئله که در حوزه مستقیم مسئولیت ایشان است هیچ اشاره‌ای نمی‌کنند؟ آیا ایشان در قبال این قتلها بیشتر مسئولیت دارند یا در قبال حرفی که در گوشه‌ای در میزگردی گفته شده است و اشتباه هم بعرض ایشان رسانده‌اند؟ آیا ایشان چگونه این سکوت خود را توجیه می‌کنند؟ اگر وظیفه قوه قضائیه جلوگیری از وقوع جرم است آیا ایشان با سکوت خود در موارد اخیر و همچنان سکوتهای قبلی به انجام این وظیفه کمک کرده‌اند؟
به نظر می‌رسد کمتر کسی است که مجموعه دستگاههای امنیتی و قضایی کشور را فاقد توانائی لازم جهت یافتن عاملان و طراحان جنایات اخیر بداند. دستگاههائی که موارد پیچیده‌تر قبلی را با سرعت بخوبی کشف و شناسائی کرده‌اند. ما منتظر شنیدن نتایج اقدامات دستگاههای ذیربط و معرفی مجرمین به مردم هستیم.