در ایران خصوصیسازی را فقط به اعتبار انتقال مالکیت مورد توجه قرار دادند در حالی که در گزارش سال گذشته بانک جهانی 53 تعریف در مورد خصوصیسازی وجود دارد که فقط در 3 تعریف آن خصوصیسازی با تغییر مالکیت همراه است.
دکتر فرشاد مؤمنی کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار «آریا» با بیان این مطلب گفت: عدهای به خصوصیسازی به عنوان ابزار ایدئولوژیک نگاه میکنند و طرفداران اقتصاد «نئوکلاسیک» در جهان و نیز ایران به بحث خصوصیسازی چنین مینگرند.
از دیدگاه آنان نفس خصوصیسازی ذاتاً اصلاحگر بوده و میتواند مشکلات یک سیستم اقتصادی را حل کند. در ایران براساس این دیدگاه، به اسم خصوصیسازی عملاً اندازه دخالت دولت در اقتصاد افزایش پیدا کرد و هیچکدام از انتظارات متعارف از خصوصیسازی هم تحقق نیافته است.
او افزود: دیدگاه واقعبینانه این است که خصوصیسازی را به عنوان یک سیاست و یک ابزار نگاه کنیم چرا که نحوه نگاه ما به اهداف توسعه ملی و شرایط جامعه است که معین میکند تحت چه شرایطی این ابزار میتواند به درستی به کار گرفته شود.
او گفت: اگر طرفداران خصوصیسازی علایق ایدئولوژیک خود را کنار گذاشته و فضایی به وجود آورند که بحث عالمانه و منطقی در خصوص اهدافی که باید در فرایند توسعه ملی در ایران در خصوصیسازی دنبال شود و نیز شرایط و بسترهای مناسب آن صورت بگیرد، تحقق یک خصوصیسازی موفق دور از انتظار نیست.
دکتر مؤمنی یادآور شد: در حال حاضر، میتوان با توجه به تجربه تلخ و پرهزینه گذشته دولت که از پرستیژ و حیثیت سیاسی خود خرج کرد، اما چیزی از نظر اقتصادی به دست نیاورد، بازنگری مجددی در این زمینه داشته و بحثهای منطقی را دامن زد.
او گفت: علایم بیشماری در تجربه تلخ تعدیل در ایران وجود دارد که نشان دهنده باور ایدئولوژیک طرفداران اقتصاد نئوکلاسیک نسبت به خصوصیسازی است که مهمترین آن این است که میزان دانش سیاستگذاران درباره شرکتهای دولتی به اندازهای بوده که تا امروز نیز هیچ مرجع رسمی به طور دقیق از تعداد شرکتهای دولتی اطلاع ندارد.
او افزود: در حقیقت این افراد در خصوص چیزی داوری کردند که حتی تعداد دقیق آن را نیز نمیدانستند چه رسد به این که آگاهی خاصی راجع به عملکرد یا «مفید و مضر» بودن این واحد داشته باشند.
به گفته این کارشناس اقتصادی، اگر فضا از نگاه تنگ و تعصبآلود ایدئولوژی نئوکلاسیکی پاک شده و به واقعیتها اهمیت داده شود، میتوان در زمینه خصوصیسازی بحث جدی کرد و از فرایند این بحثها به ایدههایی درباره خصوصیسازی دست یافت که برای اقتصاد ملی نیز راهگشا باشد.
دکتر مؤمنی یادآور شد: خصوصیسازی در ایران میتواند موضوعیت داشته باشد چرا که تعداد قابل توجهی شرکتهای کوچک و بزرگ دولتی وجود دارد، اما این که این خصوصیسازی تحت چه شرایطی و با چه اهدافی باید صورت بگیرد، از مسایلی است که متأسفانه هنوز یک بحث جدی، چه در سطح دولت و چه از سوی کارشناسان، درباره آن صورت نگرفته است.
او افزود: مدیریت اقتصادی دولت سابق با مسئله خصوصیسازی به صورت ایدئولوژیکی برخورد میکرد و به تعداد مسئولان اقتصادی وقت که درباره خصوصیسازی صحبت کردند، برای این خصوصیسازی هدف معرفی شد ولی در واقع، دولت سابق نمیدانست برا چه باید خصوصیسازی کند و به صورت چشم بسته به سمت این بحث کشیده شد.