محمد محمدرضایی
هیچ ایرانی شرافتمندی را نمیتوان یافت که از دستیابی به دانش هستهای ناخشنود باشد. هیچ ایرانی باغیرتی پیدا نمیشود که در دفاع از کیان کشور در برابر تجاوزات بیگانگان بیتفاوت بماند.
آنچه امروز ایرانیان آگاه و دلسوز از آن ناخشنودند موضعگیریهای نسنجیده است که به دست مخالفان بهانهتراش بیشتری میدهند تا در عرصههای بینالمللی علیه ما از آن استفاده کنند.
گویی میتوان با مصوبات شورای امنیت همان رفتاری را کرد که با مصوبات شورای شهر میشد. آنچه امروز کسب کردهایم و سند افتخار خود میدانیم مصرف کلان سرمایههای ملی در طول سالیان متمادی است که به دست آوردهایم. ثروتی که جایگزینی و جبران آن ناممکن شده است. باید هوشمندی به خرج داد و راه رفته را با بنبستهای خودساخته مواجه نسازیم. فراموش نکنیم چالشهای بینالمللی به وجود آمده در سر راه انرژی هستهای ایران چالههای خیابانهای تهران نیست که آنها را پر نکرده به امان خدا رها کنیم.
دستاندازهای عرصههای بینالمللی چون دستاندازهای داخلی نیستند که به آسانی بتوان از آن عبور کرد!؟ مدعیان ما در شورای امنیت دولتهای هاشمی و خاتمی نیستند که هم دستاوردهایشان نادیده انگاشته و هم شخصیتهایشان مخدوش شود.
دول غربی با ترساندن دنیا از ایران چندسویه منتفع میشوند و دول شرقی نیز مستقیما به منابع ما متصلند جهان را نباید با تهران اشتباه گرفت. واقعیت این است بسیاری از سازمانهای بینالمللی، حکومتها و رسانهها تحت سیطره مخالفان ما هستند. عبور دادن پرونده هستهای ایران از چرخهای با این ترکیب و ترتیب بصیرت سیاسی و با زبان جهان فهم میتوان به هدف رسید.
پرواضح است ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد در شرایطی غیرعادلانه مبتنی بر منافع چند قدرت تاثیرگذار جهان پیریزی گردید. راه گریزی هم از آن نیست! بخواهیم یا نخواهیم فعلا تصمیمات این شورا از اعتبار جهانی و ضمانت اجرایی و حقوقی برخوردار است. به همان ترتیبی که با مصوبه مجلس عقربههای ساعت دولت به عقب برگشت مصوبات شورای امنیت هم میتواند عقبههای اقتصادی کشور ما را در عرصههای بینالمللی هدف قرار دهد و هزینههای ناخواسته را تحمیل نماید.
خرد سیاسی حکم نمیکند قطعنامههای این شورا که در بسیاری از موارد و زمینهها مورد احترام و قبول کشورمان نیز هستند و در حفظ منافع ملی خود از آنها به عنوان سند رسمی بهره میگیریم. کاغذ پاره نامید و به سازمان ملل متحد تاخت. رییس سابق دولت عراق از پاره کردن موافقتنامه الجزایر چه طرفی بست.
تاریخ معاصر نشان میدهد اگر تدابیر حقوقی و دوراندیشی سیاسی رییس دولت وقت مصدق نبود صنعت نفت در بدترین شرایط حاکم بر ایران و جهان ملی نمیشد و حقانیت ایرانیان به جهانیان ثابت نمیگشت.
دوشنبه 22 مهر 1330 در پانصد و شصتمین جلسه شورای امنیت سازمان ملل شکایتنامه دولت استعماری انگلیس علیه دولت فقیر آن روز ایران در شورای امنیت مطرح شد. مصدق و همراهان برای دفاع از حقوق حقه ملت ایران در جلسه حاضر شدند. انگلستان به عنوان عضوی از پنج عضو اصلی و دایم شورای مذکور کشور ما را به نقض موازین بینالمللی و تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی متهم کرده بود و با لشکرکشی نظامی و ایجاد آشوب داخلی دولت مصدق را در محاصره قرار داده بود. دولت آمریکا نیز همسوی سیاستهای استعماری انگلیس بر ضد ایران عمل میکرد.
معالوصف اولین جمله که از زبان دکتر مصدق به نیابت از ملت ایران در اجلاس شورای امنیت جاری شد این بود: گر من با مزاج علیل رنج سفر را بر خود هموار کردم، به خاطر این است حس احترام ملت ایران را به سازمان ملل متحد تقدیم کرده باشم. اگرچه طرح این دعوا را به دلایلی در حدود صلاحیت شورای امنیت نمیدانیم اما منکر نمیتوانیم شد که این سازمان عالیترین مقامی است که مسوول نگهداری صلح دنیا است. اراده آهنین مصدق و یارانش از یک سو و بیانات ادیبانه و حقوقی خواست ملت ایران از سوی دیگر رای شورای امنیت را به نفع ما رقم زد و قطعنامه انگلستان علیه ایران از دستور کار شورا خارج شد. متعاقب این پیروزی سیاسی دفاعیات مشابه هیات ایرانی در دیوان داوری لاهه چنان موفقیتآمیز بود که قاضی به اتفاق آرا از جمله قاضی انگلیسی دیوان هم به ذیحق بودن ملت ایران حکم داد، به این سان پیروزی حقوقی باعث شد تا ملی شدن صنعت نفت ایران به بار نشست. تجارب گذشته را چراغ راه آینده کنیم. توام با اثبات حقانیتتان برای دستیابی به انرژی هستهای عقلانیت سیاسی را هم از دولتمردان خود مطالبه کنیم.