تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۸۵
مقدمه: آیا ما به پایان یکی از مناقشه‌های مهم خاورمیانه نزدیک شده‌ایم؟ ناظران امور لبنان چهار، پنج‌ماه با این پرسش کلنجار رفته‌اند، اما عاقبت چرخه حوادث لبنان در مسیری قرار گرفت که هیچ یک از دوستان عرب و مسلمان این کشور انتظار نداشتند. میانجی‌گری‌ها یکی پس از دیگری ناکام ماند ورایزنان خارجی ناامید از تغییر جناح حاکم به خانه برگشتند و ابرهای تیره انسداد بر آسمان بیروت سایه افکند. پس از چهار ماه از شروع کشمکش تاریخی میان مدافعان و منتقدان دولت بر سر اصلاح ساختار سیاسی لبنان همچنان چشم‌انداز روشن و آینده قابل حدسی برای حل این بحران دیده نمی‌شود و دو طیف درگیر 14 مارس و 8 مارس کمتر علائمی از نرمش در مواضع خود نشان داده‌اند. مخالفان دولت بر خواسته خود که همانا تشکیل دولت مشروع و کسب یک سوم کابینه است، اصرار دارند و در دیگر سو طرفداران دولت با جریان‌سازی حول مسأله قتل رفیق حریری می‌کوشند بحران سیاسی بیروت را به عرصه بین‌الملل بکشانند. مناقشه لبنان به ظاهر نزاعی بر سر تشکیل دولت ملی و توزیع کرسی‌های دولت، اما در اصل تضادی ریشه‌ای حول نحوه اداره حکومت و مبانی مشروعیت نظام سیاسی است؛ بر همین اساس رهبران حزب‌الله آن را کشمکش بر سر هویت فرهنگی لبنان نامیده‌اند. تاکنون در گزارش‌ها و تحلیل‌ها کمتر به این جنبه از ریشه‌های نزاع سیاسی لبنان پرداخته شده است. در سفر علی دعموش مسئول روابط خارجی حزب‌الله لبنان به تهران فرصتی دست داد تا این ابعاد از حوادث بیروت را از نگاه یک عضو ارشد شورای رهبری این جنبش بررسی کنیم. دعموش علاوه بر نگاهی که به ریشه‌های بحران سیاسی لبنان دارد بنا بر مسئولیت حساس خود در زمان جنگ ۳۳ روزه ناگفته‌هایی از این رویداد شگفت‌انگیز و آن چه در اتاق فرماندهی حزب‌الله گذشته دارد که از نظرتان می‌گذرد.

*گفته می‌شود محور و کانون مناقشه امروز لبنان دو موضوع مهم یعنی تشکیل دولت وحدت ملی و بحث دادگاه رفیق حریری است. آخرین تصمیم‌ها و توافق‌ها درباره این دو موضوع چه بوده است؟

**در ابتدا در مورد قضیه حریری باید گفت اکنون در لبنان دو دیدگاه وجود دارد. یک گروه معتقد است باید دادگاهی بین‌المللی در مورد قتل حریری تشکیل شود که معتقدیم این مسأله کشور را تحت تسلط آمریکا و غرب می‌برد اما گروه دیگر تلاش فراوانی برای حفظ نگاه مستقل لبنان در این ماجرا انجام می‌دهد و حاضر نیست با دخالت خارجی و بخصوص آمریکا و غرب این مسأله ملی حل شود. طبعاً حزب‌الله که جزو منتقدین است در مناقشه امروز لبنان برخی درخواست‌های اساسی دارد که از جمله آنها تشکیل دولت وحدت ملی است. در چارچوب این طرح، برخوداری از یک‌سوم کرسی‌های دولت می‌تواند ضمانت‌کننده حق مخالفان باشد. ما می‌خواهیم شریک واقعی در تمام تصمیم‌های سیاسی کشور بوده، تنها به عنوان یک بازیگر نمایش مطرح نباشیم. فکر می‌کنم یک‌سوم کابینه خواسته‌ بسیار کوچکی از سوی مخالفین است. این در حالی است که متأسفانه ۱۴ مارسی‌ها تلاش فراوانی برای نادیده گرفتن خواسته‌های مخالفین انجام می‌دهند. حوادث اخیر نشان داد که مخالفین دولت کنونی از حمایت اکثریت مردم لبنان برخوردارند، اما ۱۴ مارسی‌ها فقط به اکثریت پارلمان دل خوش کرده‌اند. متأسفانه تاکنون همه پیشنهادهایی که برای حل این بحران مطرح شده با لج‌بازی طیف حاکم به شکست انجامیده است. آنها حتی قادر به اتخاذ تصمیم هم نیستند و شواهد گویای آن است که آنها در بلاتکلیفی عنان کار را به دست آمریکایی‌ها داده‌اند. آمریکا نیز به طور مسلم، در پی استفاده از برگه لبنان در بحران‌های منطقه است.

*برخی معتقدند که مناقشه لبنان یک مسأله ملی و داخلی نیست و به نحوی با مسائل کلان خاورمیانه ارتباط دارد، نظر شما چیست؟

**تاحدی سرنوشت لبنان به صورت مستقیم و غیرمستقیم به بحران‌های منطقه‌ گره خورده است که در رأس این بحران‌ها، بحران‌ عراق است. اگر در قضیه عراق میان قدرت‌های منطقه و آمریکا تفاهمی حاصل شود مطمئن باشید در بحران سیاسی بیروت هم به یک راه‌حل خواهیم رسید. اما اگر ما همچنان شاهد کلاف سردرگمی در عراق باشیم، در دیگر بحران‌های منطقه نیز به راه‌حل قاطعی نخواهیم رسید. البته آمریکایی‌ها و ۱۴ مارسی‌ها از زاویه‌ای دیگر به دنبال بین‌المللی کردن مناقشه در مورد دادگاه بین‌المللی لبنان هستند یعنی از زاویه پرونده حریری. باید دوباره تأکید کنم حزب‌الله از همان ابتدا با تشکیل دادگاهی برای کشف حقایق این پرونده موافق بود، البته برخی ملاحظات بر سر قانون حاکم این دادگاه وجود دارد. چنان که ما چند بار درخواست کردیم تا مذاکراتی درباره ضوابط این دادگاه انجام شود تا برخی نقاط ابهام رفع شود. حزب‌الله لزوم دادگاه بین‌المللی را رد نمی‌کند و اما با این شرط که آلوده به مسائل سیاسی نشود و تنها از نگاه فنی به این مسأله بنگرد.

*تحلیل حزب‌‌الله از نامه‌های اخیر نمایندگان ۱۴ مارس به سازمان ملل چیست؟ فکر می‌کنید آنها چه مقصودی از این حرکت دارند؟

**همانطور که اشاره کردید، نمایندگان ۱۴ مارس طوماری را برای رفتن این پرونده به شورای امنیت امضا کرده‌اند. من نمی‌گویم این مسأله خیانت محسوب می‌شود یا خیر اما معتقدم این کار نه تنها کمکی به حل موضوع نمی‌کند بلکه بر پیچیدگی اوضاع می‌افزاید.

یک گروه سیاسی (۱۴ مارس) حق ندارند در موضوعی که به همه لبنانی‌ها مربوط است، به تنهایی تصمیم‌گیری کند. با تأسف باید گفت که اشتباه اصلی ۱۴ مارسی‌ها خارج کردن این موضوع از دایره مصالح و مسائل ملی است. آنها در پی اختصاصی کردن رفیق‌حریری هستند گویا رفیق‌حریری فقط متلعق به آن‌هاست. ترور رفیق حریری یک قضیه ملی است، بنابراین کشاندن این قضیه به نهادهای بین‌المللی به بروز شکاف و تفرقه در میان طیف‌های گوناگون کشور منجر خواهد شد.

*در این چند ماه، تلاش زیادی برای نزدیک کردن دیدگاه دو جناح درگیر لبنان صورت گرفت بخصوص رایزنی‌هایی از سوی ایران و عربستان به جریان افتاد، دستاورد این رایزنی‌ها چه بود؟

**ایران و عربستان تلاش فراوانی برای حل بحران سیاسی بیروت انجام دادند که درخور تحسین بود، اما با تأسف بسیار تلاش این دو کشور با نوعی «وتو» از سوی آمریکایی‌ها مواجه شد. همانطور که اشاره کردم آمریکا از طریق برخی نیروهای داخلی خود چون ولیدجنبلاط و سمیر جعجع در مسیر این نوع تلاش‌ها و رایزنی‌ها کارشکنی کرد. دلیل این کارشکنی‌ها هم روشن است، این دو نفر توافق میان گروه‌های اساسی لبنان یعنی حزب‌الله، امل، فراکسیون آینده (حریری) و فراکسیون ملی آزاد (عون) را به مصلحت خود نمی‌دانند و معتقدم اگر میان این ‌گروه‌ها توافقی حاصل شود سمیر جعجع و جنبلاط از صحنه سیاسی لبنان حذف خواهند شد. آنها پایگاه اجتماعی ندارند. سمیر جعجع در کمتر از ۲۰ درصد جامعه مسیحیت لبنان نفوذ دارد و بقیه (۸۰درصد) تحت نفوذ میشل عون هستند. جنبلاط نیز نماینده جامعه بزرگی محسوب نمی‌شود. آن‌ها خود نیز این موضوع را می‌دانند و بنابراین در تمام راه‌حل‌ها سنگ‌اندازی می‌کنند. بنابراین، قابل پیش‌بینی بود که تلاش صلح‌جویانه ایران و عربستان با مخالفت یاران منطقه‌ای آمریکا مواجه می‌شود.

*در خصوص نقش دیپلماسی آمریکا در مناقشه لبنان اخبار زیادی منتشر شده است آمریکایی‌ها برنامه‌های سیاسی خود را در بیروت به چه شکلی پیش می‌برند؟

**در این باره من به این حقایق‌ها اشاره می‌کنم.سفیر آمریکا همواره در حال دیدار و رایزنی با سران طیف ۱۴ مارس است و به آنها می‌گوید چه بکنند و چه نکنند. مداخله سفیر آمریکا تا آنجاست که به سران طیف حاکم می‌گوید که چه پیشنهادی را بپذیرند و چه پیشنهادی را رد کنند. آمریکا تنها پیشنهادهایی را می‌پذیرد که با منافع خود در منطقه منطبق باشد. معتقدیم مدیریت سیاست دولت کنونی کاملاً در دست دیپلمات‌های آمریکایی هاست و آن‌ها در دقیق‌ترین جزئیات دخالت می‌کنند و هر آنچه را که به ضررشان باشد از جمله رایزنی‌ها ملغی می‌سازند.

* در رایزنی‌هایی که از سوی عربستان و ایران با حزب‌الله انجام شد، چه پیشنهادهایی مطرح گردید که آمریکایی‌ها در برابر آن موضع گرفتند؟

**عربستان و ایران پیشنهاد خاصی را مطرح نکردند بلکه بیشتر کوشیدند تا میان موافقان و مخالفان مصالحه‌ای انجام شود. تلاش‌های ایران و عربستان در نهایت منجر به انجام گفت‌وگوهایی میان نبیه بری و سعدحریری شد. در همین راستا، این دو نزدیک به ۱۰بار یکدیگر را دیدار کردند. نبیه بری پیشنهادی را مطرح کرد که مورد موافقت ایران و عربستان قرار گرفت. پیشنهاد بری چند بعد داشت. بعد اول آن در مورد دادگاه بود. پیشنهاد شده بود که کمیسیون مشترک متشکل طرفداران و مخالفان دولت تشکیل شود تا قانون دادگاه حریری را که به دولت پیشنهاد شده بررسی کند. همین‌طور اگر مخالفین دولت پیشنهاد یا ملاحظه‌ای پیرامون آن داشتند منظور شود تا در نهایت دو طرف به توافقی برسند.

مسأله دومی که در این راستا پیشنهاد شد طرح تشکیل دولت وحدت ملی بود. قرار بود پس از تشکیل دولت، قانون دادگاه حریری در کابینه جدید تصویب و اجرایی شود.

  ۱۴مارسی‌ها هم در این باره برخی ملاحظات را مطرح می‌کردند و خواستار ضمانت بودند. آنها این اشکال را وارد می‌کردند که چه ضمانتی وجود دارد که اگر یک‌سوم کابینه در اختیار شما قرار گرفت اقدام به کارشکنی نکنید و یا همانطور که در این دولت استعفا دادید، دوباره اقدام به این کار نکنید. در این باره، نبیه بری ضمانت‌هایی را در پیشنهادهای خود مطرح کرد. ضمانت‌ها به این گونه بود که مثلاً در مورد دادگاه حریری، مخالفان دولت به موافقت خود با تشکیل دادگاه استناد می‌کردند و آن را کافی می‌دانستند اما در مورد نگرانی‌ها در زمینه کارشکنی ۸ مارسی‌ها ما اعلام کردیم آماده تعهد دادن به ایران و عربستان هستیم. براین مبنا، هیچ طیفی اقدام به استعفا و ناکام گذاردن دولت نکند. با وجود این پیشنهادهای منطقی و در حالی که فضای مصالحه مهیا بود، دیدیم ناگهان ۱۴ مارسی‌ها با تأسی به رایزنی پشت‌پرده به آمریکا اعلام کردند که حاضر به کوتاه آمدن نیستند.

من فکر می‌کنم پیشنهاد مطرح شده توسط بری برای مصالحه بهترین پیشنهاد در این زمینه بود.

*آیا در این گفت‌وگوها و رایزنی‌های دیپلماتیک بحثی هم در مورد آینده حزب‌الله و بخش نظامی آن صورت گرفت؟

**این مسأله تاکنون مطرح نشده است، چرا که موضوع مقاومت و سلاح حزب‌الله امری ملی است و به اعتقاد همه طیف‌ها و گروه‌ها در این زمینه باید از طریق گفت‌وگوهای داخلی به نوعی تفاهم دست یافت. مناقشه کنونی لبنان ارتباطی به پرونده مقاومت حزب‌الله ندارد. تا موقعی که زمین‌های لبنان در اشغال اسرائیل باشد و احتمال مواجهه با اسرائیل مطرح باشد، حضور مقاومت نیز ضروری است.

*اگر موافق باشید در این بخش قدری به موقعیت حزب‌الله و ساختار تصمیم‌گیری آن بپردازیم. اکنون همه مواضع حزب‌الله در مورد بحران سیاسی بیروت را از زبان سید حسن نصرالله می‌شنوند. رهبری حزب‌الله به چه شکل نقش خود را ایفا می‌کند و اساساً سازمان تصمیم‌گیری آن چگونه است؟

**حزب‌الله حزبی است که به ساختار سازمانی خود احترام می‌گذارد. در این ساختار، دبیر کل ملزم به مشورت با دیگر اعضای شورای مرکزی است. در نهایت، تصمیم‌دبیر کل در حقیقت تصمیم شورای مرکزی حزب‌الله است و تصمیم فردی نیست. در ساختار حزب‌الله، شورای مرکزی بالاترین مرجع تصمیم‌گیری محسوب می‌شود و نه شخص یا اشخاص.

سید حسن نصرالله نیز با وجود رهبری سازمان به نظرات اعضا پایبند است. اما آنچه به تفکر سیاسی حزب‌الله در شرایط امروز مربوط می‌شود این است که بر حق مشارکت واقعی‌مان در حکومت و تصمیمات سیاسی تأکید داشته‌ایم.

این مشارکت هم جز از طریق حضور در دولت وحدت ملی محقق نمی‌شود. این کمترین حقی است که ما دنبال آن هستیم. ائتلاف ما (۸مارس) ۴۵ درصد و ائتلاف آنها ۵۵ درصد پارلمان را در اختیار دارند با این حال می‌بینید که خواسته‌های ما زیاد نیست.در این میان، ما به گروه‌ حاکم اعتماد نداریم.

*تصمیم‌گیری‌های حزب‌الله بویژه در عرصه مناقشات سیاسی چه مراحلی را طی می‌کند؟

**اغلب تصمیم‌های شورای مرکزی توافقی است و برادران ما در شورای مرکزی با انعطاف بسیاری با مسائل برخورد می‌کنند. به این دلیل که ما به دنبال تشکیل دولت وحدت ملی و لبنانی امن و باثبات هستیم. در این مسیر حساس ما به دور کردن فتنه مذهبی از لبنان متعهدیم در حالی که دشمنان لبنان در تلاش برای درگیر کردن لبنانی‌ها در جنگ مذهبی هستند. اعضای شورای مرکزی حزب‌الله با درک شرایط حساس کنونی می‌کوشند دقت و نکته‌بینی بیشتری در مسائل داشته باشند. چالش‌های فراروی حزب‌الله تنها چالش‌های داخلی نیستند بلکه منافع بازیگرانی مانند آمریکا و اسرائیل در زمره چالش‌های حزب‌الله منظور می‌شود. البته آقای دبیر کل (سید حسن نصرالله) از آنجایی که به عنوان یک نماد مطرح است، اجازه یافته در برخی موارد آنچه به مصلحت می‌بیند اعلام کند.

*در دستگاه تصمیم‌گیری حزب‌الله چه برداشتی از سیاست نوین آمریکا در خاورمیانه وجود دارد مثلاً با سفر نانسی پلوسی رئیس‌مجلس نمایندگان آمریکا به سوریه و لبنان، آیا این گمانه‌زنی میان دوستان شما هم مطرح شده که دیپلماسی دموکرات‌ها با نومحافظه‌کاران ساکن کاخ سفید تفاوت کرده است؟

**فکر می‌کنم ما نباید خود را اسیر این گمانه‌زنی‌ها کنیم. آمریکایی‌ها دارای یک پروژه واحد در منطقه هستند. حتی اگر چهره‌ها نیز در صحنه سیاست آمریکا عوض شوند، این نکته را نباید از خاطر برد که آمریکا مسئول امنیت اسرائیل است. این نکته جزو امور ذاتی دیپلماسی آمریکاست و از این موضوع هیچگاه نباید غافل شد.

از طرفی، بحران واقعی لبنان وجود اشغالگران اسرائیلی و تهدیدهای مستمر اسرائیل است. لذا پیش از آن که به نگاه آمریکا به لبنان نظری داشته باشیم، باید به سیاست آمریکا در تعامل با اسرائیل نگاه کنیم. این موضوع را مد نظر داشته باشید که اسرائیل دشمن اول ماست بنابراین پاسخ این سؤال این است که آیا حضور دموکرات‌ها در رأس سیاست خارجی آمریکا سبب تغییر سیاست آنها در برابر اسرائیل می‌شود که مسلم است نه؛ آمریکایی‌ها حامی منافع اسرائیل هستند. تحرکات پلوسی یک کار تاکتیکی است که امروز دموکرات‌ها انجام می‌دهند تا بر بوش پیروز شوند و در کاخ سفید استقرار یابند. جمهوریخواهان و دموکرات‌ها در این نکته اتفاق‌نظر دارند که در تصمیمات خود مصالح و منافع اسرائیل را در نظر گیرند و تقابلی میان منافع آنها و اسرائیلی‌ها به وجود نیاید.

*حتی پس از مذاکرات پلوسی با دولت سنیوره هم فکر نمی‌کنید چشم‌انداز مثبتی پیدا شده است؟

**تنها راه‌حل باقی مانده این است که حامیان دولت پیشنهاد گروه‌های منتقد را برای مشارکت در دولت بپذیرند و الا این بحران همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. هم‌اکنون هم می‌بینید تصمیمات کابینه تماماً غیر قابل اجرا است پروژه کنونی لبنان پروژه بی‌نتیجه‌ای برای ۱۴ مارسی‌ها است و آنها قادر به نتیجه رساندن هیچ تصمیمی نیستند. همین‌طور اوضاع اقتصادی و اجتماعی بسیار وخیم است. لبنانی‌ها می‌گویند به راستی چه کسی جز دولت مسئول این اوضاع است؟ تنها راه‌حل این مشکل تمکین جناح حاکم به خواسته‌های مردم است و مطمئن باشید لبنانی‌ها ذره‌ای از حق خود عقب‌نشینی نمی‌کنند.

به همین دلیل ما در دو جبهه همزمان فعالیت مبارزاتی را پیش خواهیم برد: اول خط اعتصابات مردمی در میدان مرکزی بیروت که احتمال دارد در آینده دست به تحرکات مردمی جدیدی بزنیم که در جای خود اطلاع‌رسانی خواهد شد و خط دوم نیز مرحله سیاسی است که ما در آن همچنان از همه پیشنهادهایی که به حل بحران سیاسی کنونی بینجامد،استقبال می‌کنیم.

*برخی می‌گویند بروز یک تغییر در سیاست دشمن اصلی لبنان اسرائیل ممکن است اوضاع بیروت را تغییر دهد. مثلاً برخی گفته‌ها از احتمال پس دادن مزارع شبعا توسط اسرائیل حکایت دارند و اما منابع حزب‌الله از آمادگی مجدد اسرائیلی‌ها برای حمله به لبنان حکایت دارند. این نظرات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

**به هر حال، اسرائیل چاره‌ای جز عقب‌نشینی ندارد. مزارع شبعا هم مزارع لبنانی است. اگر روزی اسرائیل این مزارع را پس بدهد، دلیل آن مجاهدت حزب‌الله است. اما در مورد جنگ باید بگویم معتقدیم نتایج جنگ اخیر که منجر به شکست اسرائیل و پیروزی مقاومت شد، زلزله سیاسی در اسرائیل را در پی داشت که نتایج آن همچنان ادامه دارد و دیدید که چگونه حالوتس مجبور به استعفا شد و اولمرت و پرتز نیز در آستانه سقوط هستند. فکر می‌کنم اولمرت هم به زودی سقوط خواهد کرد.

پیش از این تبلیغات جهانی، اسرائیل را در منظر ما هیولایی شکست‌ناپذیر جلوه داده بودند، اما دیدیم که ارتش اسرائیل در مقابل صدها تن از نیروهای حزب‌الله که امکانات محدودی داشتند، چگونه عمل کرد. فکر می‌کنم اسرائیل حداقل ۲ سال نیاز دارد تا قوای خود را بازسازی کند و تصور می‌کنیم اسرائیل قادر به جنگ جدیدی نیست. ظن غالب این است که اسرائیل بیشتر به سوریه چشمداشت دارد.

*چقدر احتمال می‌دهید اسرائیل با سوریه درگیر شود؟

**۵۰ در صد احتمال این جنگ را می‌دهیم. حساب سوریه و اسرائیل با قبل از جنگ ۳۳ روزه بسیار متفاوت است. اسرائیلی‌ها قبل از جنگ ۳۳ روزه، سوریه را ساندویچی می‌پنداشتند که به راحتی خورده می‌شود اما الآن آنها نظر دیگری دارند. فکر می‌کنم الآن سورپرایزهای بسیاری برای اسرائیل وجود دارد که به غافلگیری آنها منجر می‌شود. حالا دیگر شما باید دریافته باشید که اسرائیل چه وحشتی از ایران پیدا کرده است.

*بسیاری از ناظران در پی فهمیدن استعداد نظامی – چریکی حزب‌الله هستند و این سؤال مطرح است که شما برای حملات احتمالی اسرائیل چه ظرفیت‌هایی و توانایی‌هایی دارید. بویژه در مقایسه با جنگ ۳۳ روزه؟

**ما آماده‌تر و باقدرت‌تر نسبت به آن زمان هستیم. در جنگ ۳۳ روزه تنها بخشی از قدرت خود را نشان دادیم که اگر دوباره جنگی اتفاق بیفتد همه قدرت خود را به صحنه می‌آوریم.

*اگر موافق باشید از همین منظر به بازخوانی تجربه جنگ ۳۳ روزه بپردازیم. می‌دانیم که در جنگ اسرائیل با همه قدرت خود به جنگ آمد و حزب‌الله با وجود کمبود امکانات و نیروی نظامی، توانست سربلند از این جنگ بیرون آید. برای توفیق در آن جنگ، شما چه کردید؟

**ما در طول جنگ ۳۳ روزه همراهی خدا با خود را به خوبی لمس می‌کردیم. حضور خدا در همه مراحل جنگ بر ما مشهود بود. چریک‌های حزب‌الله از مشاهدات غیبی خود در این جنگ سخن می‌گویند. آنچه در طول جنگ ۳۳ روزه اتفاق افتاد یک معجزه تمام عیار الهی بود. اسرائیل ۴ تیپ نخبه و ۳ گردان از نیروهای عادی را که بر روی هم ۴۰ هزار سرباز می‌شدند به جنگ حزب‌الله فرستاد. ۴۰ هزار سرباز اسرائیلی در مقابل یک هزار و ۵۰۰ چریک حزب‌الله می‌جنگیدند. این حرف به این معنا است که هر چریک حزب‌الله با ۴۰ نیروی زبده اسرائیل می‌جنگید.

قرآن کریم نیز مثال مشهودی در این‌باره دارد که در جنگ بدر هر مؤمن در برابر ۱۰ نفر می‌جنگید. اما در این جنگ همه دیدند که هر مؤمن در برابر ۴۰ کافر می‌جنگید. خدا آنها را در تیررس ما قرار می‌داد. خدا ما را در چشمان آنها زیاد نشان می‌داد و آنها را در چشمان ما کم و حقیر می‌نمود. علاوه بر آن امدادهای غیبی، اسرائیلی‌ها از سبک جنگ چریکی حزب‌الله و نحوه کاربرد سلاح‌های خود بر ضد اسرائیل شگفت‌زده بودند. شاید تصورش دشوار باشد چریک‌های حزب‌الله ۱۵۰ موشک به سوی تانک‌های مرکاوای اسرئیلی ‌شلیک کردند و حتی یک موشک هم به خطا نرفت. به این ترتیب ۱۵۰ تانک اسرائیل شکار شد. من با اطمینان می‌گویم این قدرت، قدرت بشری نبود بلکه خدا با همه قدرت در این جنگ حاضر بود. اگر خدا ما را یاری نمی‌کرد هیچ کس دیگر هم قادر به انجام این کار نبود. چریک‌های حزب‌الله حکایات زیادی را در مورد امدادهای الهی عنوان کرده‌اند. ما در حزب‌الله کمیسیونی را برای جمع‌آوری الطاف پنهان خدا در طول این جنگ تشکیل داده‌ایم که امیدواریم در آینده‌ای نه چندان دور آن را به صورت کتاب منتشر کنیم.

*اکنون که بحث به ابعاد معنوی جنگ کشیده شده، مشتاق هستیم مواردی را از زبان شما بشنویم.

**اغلب گفته می‌شود سربازان از جنگ برگشته، دچار مشکلات روحی هستند. اسرائیلی‌ها برنامه‌ای تلویزیونی درست کردند که در آن از تأثیرات جنگ بر روی روان سربازان سخن گفته شد. در این برنامه یک سرباز اسرائیلی را که دستش قطع شده بود را نشان دادند. از او پرسیدند دستت چگونه قطع شد و او پاسخ داد در میدان کارزار فردی را دیدم که صورتش را پوشانده بود و شمشیر در دستانش بود. این فرد به سربازان اسرائیلی حمله کرد. او بود که دستم را از مچ قطع کرد. تلویزیون اسرائیل مدعی دیوانه بودن این فرد بود اما به نظر ما سخنان این فرد تنها نشان از معجزه الهی داشت.

در جنگ بدر، خندق و بسیاری از جنگ‌های مسلمانان این اتفاقات به وقوع پیوسته است. اسرائیلی‌ها این‌طور گمان کرده بودند که با یک ارتش بزرگ و مجهز در حال جنگیدن هستند و این تنها به لطف خدا ممکن بود.

*آیا شما و دوستانتان در کادر رهبری حزب‌الله تصور پیروزی در این جنگ را می‌کردید؟

**ما به خدا و وعده پیروزی او اطمینان داشتیم و می‌دانستیم که ما را رها نخواهد کرد.

سید حسن نصرالله نیز از پیروزی مطمئن بود. این اطمینان را در سخنرانی‌های وی در طول جنگ می‌توانید ببینید. نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که ما از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶، مدام در حال آماده کردن خود بودیم و برای سورپرایز کردن اسرائیلی‌ها آیتم‌های گوناگونی داشتیم. ما بدون آن که کسی بفهمد خود را تجهیز و آماده کردیم.

یکی از نقاط قوت حزب‌الله این است که ما مدام در حال آماده کردن خود برای مواجهه با هر شرایطی آن هم بطور سری هستیم. اگر قدرت مادی حزب‌الله را در کنار قدرت معنوی قرار دهید پی بردن به راز چنین پیروزی‌هایی چندان عجیب نیست.

*بعضی دولت‌های عربی در ایام جنگ، سیاست‌های خصومت‌آمیز نسبت به حزب‌الله پیش گرفتند. از جمله این که آنها به تحریف سخن رهبر حزب‌الله دست زدند که اگر می‌دانستم اسارت دو سرباز اسرائیلی به چنین جنگ خانمان‌سوزی منجر می‌شود هر گز این اقدام را انجام نمی‌دادیم. دوست دارم تحلیل امروز شما را از آن واقعه بشنوم.

**منظور دبیر کل این بود که این جنگ به خاطر دو سرباز اتفاق نیفتاد بلکه اسرائیل و آمریکا بنابر شواهد غیرقابل انکار این جنگ را از ماه‌ها قبل برای سرکوب قدرت حزب‌الله پیش‌بینی و برنامه‌ریزی کرده بودند. منظور سید حسن نصرالله این بود که اگر در واقع این جنگ به خاطر دو سرباز بود به طور مسلم این جنگ انجام نمی‌شد، اما این گونه نبود. بعضی رسانه‌های غربی و محافل عربی متأسفانه با گزینش و تحریف این بخش از سخنان سید‌حسن نصر‌الله کوشیدند تا وانمود کنند حزب‌الله به اشتباه خود اعتراف کرده است.

*شورای فرماندهی حزب‌الله در جنگ به چه شکلی عمل می‌کرد؟ ارتباط تشکیلاتی شورای مرکزی و رهبری حزب‌الله در طول جنگ به چه صورت بود؟

**اسرائیل تلاش فراوانی کرد تا ارتباط میان خطوط رهبری حزب‌الله را قطع کند ولی ارتباطات ساختاری حزب‌الله به نحوی تنظیم شده بود که در عمل اسرائیل به اهداف خود نرسید. در سخت‌ترین و شدیدترین لحظات جنگ ارتباطات شورای مرکزی با خطوط نبرد به طور کامل حفظ شد و آنها جزئیات را از نزدیک پیگیری و دستورات لازم را صادر می‌کردند. جالب اینجاست که همه بخش‌های حزب‌الله فعالیت‌های عادی خود را بدون تأثیر گرفتن از جنگ ادامه می‌دادند.

*برای مخاطبان ایرانی جالب خواهد بود که بدانند اتاق فرماندهی حزب‌الله در طول جنگ چگونه عمل می‌کرد؟

**در شورای مرکزی بیشتر حول دو موضوع جنگ سیاسی و جنگ نظامی بحث‌ها جریان داشت. همه کوشش شورای مرکزی در آن روزها و لحظات برای موفقیت در این دو زمینه متمرکز بود اسرائیلی‌ها هم بیکار نبودند و می‌کوشیدند با افزایش حجم حملات و جنگ رسانه‌ای – روانی شرایط موردنظر خویش را بر ما تحمیل کنند. در آن اوضاع بحرانی یک تقسیم کار ظریف صورت گرفته بود هر یک از اعضای شورای مرکزی مسئولیت بخشی از جنگ را برعهده داشتند. یکی مسئول شهدا و خسارت جنگ بود و دیگری مسئول بخش دیگر. من به عنوان مسئول روابط خارجی حزب‌الله درگیری مستقیمی با آنچه در جبهه می‌گذشت نداشتم، بلکه به بازتاب این جنگ در دنیا می‌پرداختم و آْنها را با کمک تیم خود آنالیز می‌کردیم. تیم ما همانند دوران قبل از جنگ، در طول جنگ هم به فعالیت خود ادامه می‌داد. حزب‌الله مجموعه کاملی از همه تخصص‌ها و تقسیم کار کارشناسی را مهیا کرده بود.

*نقش دبیر کل در تصمیمات حزب‌الله، موضوعی است که افکار عمومی ما خواهان شنیدن نکاتی تازه در این باره هستند.

**رهبری حزب‌الله، نقش خود را به گونه‌ای تنظیم کرده‌اند که مانع گردش وظایف در سطوح مدیران میانی نیستند، ایشان در جزئیات دخالت نمی‌کنند، حوزه ایفای نقش او راهبردها و سیاست‌های کلان است.

*به نظرم، رفتار طرف‌های عربی در قبال حزب‌الله در بحث ما پرداخته نشد در ابتدای جنگ ۳۳ روزه شاهد موضع‌گیری بخشی از کشورهای عربی مانند مصر و عربستان برعلیه حزب‌الله بودیم، تحلیل شما به عنوان مسئول روابط خارجی حزب‌الله از اتفاقات آن برهه چیست؟

**به طور طبیعی این مسائل برای ما بسیار آزاردهنده بود. ما اگر چه در انتظار موضع‌گیری‌های متفاوت بودیم اما انتظار موضع‌گیری این چنین آزاردهنده از سوی عربستان و بعضی کشورهای عربی را نداشتیم. اگر خاطرتان باشد سیدحسن نصرالله هم در طول جنگ، طی سخنرانی با اشاره به این مواضع، تأکید کرد که ما انتظار کمکی از سوی آنها نداریم و همگان دیدند که بدون یاری آنها چگونه توانستیم پیروز شویم و این تجاوز بزرگ دشمن را دفع کنیم. آیا این از دیدگاه آنان ماجراجویی تلقی می‌شود؟ البته این را اضافه کنم که عربستان بعدها تلاش فراوانی کرد تا گذشته را جبران کند. هم‌اکنون روابط حزب‌الله و عربستان روابط نسبتاً خوبی است و ما تبادلات فکری با یکدیگر در موضوعات گوناگون داریم.

*شما در  مدیریت امور سیاست خارجی حزب‌الله، موج اتهامها بر ضد این جنبش را چگونه از سر می‌گذرانید بویژه اگر اتهام از نوع ارسال سلاح باشد؟

**تاجران سلاح در دنیا پراکنده‌اند و به دنبال مشتری برای سلاح‌های خود می‌گردند. حزب‌الله هم منابع خاص خود برای تأمین سلاح‌ را دارد. مهم این است که هر آنچه اتفاق بیفتد به ما مربوط می‌شود. تهدیدات آمریکا به ایران نه فقط به ما بلکه به کل جهان اسلام ارتباط پیدا خواهد کرد گروه ۱۴ مارس چنان که اشاره کردم آینده سیاسی خود را با میزان الحراره دیپلماسی بوش تنظیم می‌کنند و نگاه آنها با همه رهبران جهان اسلام متفاوت است.

*شما به عنوان مسئول روابط خارجی حزب‌الله سیاست خارجی آینده خود را با جامعه بین‌المللی را چگونه طراحی کرده‌اید؟

  **ما دارای روابط خوب و حسنه‌ای با بسیاری از کشورهای جهان در زمینه‌های سیاسی و فرهنگی هستیم. به طور طبیعی دیدارهای دیپلماتیکی هم میان ما و آنها صورت می‌گیرد. هیأتهای فراوانی به لبنان می‌آیند و با اعضای حزب‌الله دیدار و گفت‌وگو می‌کنند. البته این را اضافه کنم که برخی کشورها هم در پیروی از آمریکا می‌کوشند با حزب‌الله روابط سیاسی نداشته باشند.