* آمریکاییها کشور خود را مرکز دمکراسی میدانند، آیا محدودیتهایی که دولت آمریکا بر رسانههای-این کشور اعمال میکند، تهدیدی برای دمکراسی محسوب نمیشود؟
** بله، هر گونه محدودیت برای آزادی رسانهها و استقلال آنها در خبررسانی صحیح، برای دمکراسی تهدید بزرگی است، آن هم در زمانی که برای مقابله با نحوه پوشش اخبار و مقابله با جنگ در آمریکا حزب مخالفی وجود ندارد.
هم اکنون آمریکا به یک کشور تک حزبی تبدیل شده است و تنها یک هدف را دنبال میکند. حزب جمهوریخواه، هم مجلس نمایندگان و هم سنا را به کنترل خود درآورده است. شاخه اجرایی دولت و قوه قضاییه و دادگاه عالی هم در تسلط جمهوریخواهان محافظهکار است؛ آنها آنچنان قدرت پیدا کردهاند که گویی دولت آمریکا تنها یک حزب دارد و حزب دمکرات هم به حزبی رام تبدیل شده و نفوذ چندانی ندارد. وضعیت حزب دمکرات به حدی وخیم است که حتی در شرایطی که حزب جمهوریخواه آنچنان محبوبیت مردمی ندارد و طرفداران خود را از دست داده، هم نمیتواند برای حزب جمهوریخواه یک رقیب جدی باشد.
مردم حق دارند دارای رسانهای مستقل باشند که فسادهای دولت را گوشزد کند و دروغها را برملا سازد. اما متاسفانه آمریکاییها دارای چنین رسانهای نیستند. وضعیت به گونهای است که حرفهایترین گزارشگران ما در رسانههای دولتی و یا در رسانههایی که مورد حمایت دولت هستند، جایگاهی ندارند. این روزنامهنگاران مستقل مجبورند با شبکه یا روزنامهای که بیننده یا خواننده زیادی ندارد، همکاری کنند.
در آمریکا آنهایی که قدرت را در اختیار دارند، آزادیهای قانونی ما را نقض میکنند و آمریکاییها هم به این سیستم خو گرفتهاند و از ماهیت آن مطلع نیستند و دولت هم از آشکار شدن ماهیت اصلی آنها جلوگیری میکند. مردم آمریکا نمیدانند که چنین کنترلی بر رسانهها اعمال میشود و این کنترل تهدیدی برای آزادی مطبوعات و آزادی بیان است. شما اگر روزنامههای آلمان، فرانسه و انگلیس را بخوانید، ماهیت سیاستهای آمریکا بیشتر برایتان روشن میشود تا این که روزنامهای آمریکایی، مثلا نیویورک تایمز را بخوانید.
* به نظر شما برخورد رسانههای آمریکایی در زمان جنگ ویتنام با زمان کنونی یعنی جنگ با عراق چه شباهت یا تفاوتهایی داشته است؟
** پتناگون فکر میکند علت شکست آمریکا در جنگ ویتنام تنها بدین جهت بود که پوشش خبری رسانهها، با سیاستهای دولت همسو نبود اما به نظر من آنها اشتباه میکنند؛ اگر به عقب برگردید و نحوه پوشش خبری رسانهها را در آن زمان بررسی کنید، متوجه میشوید که در آن زمان هم رسانهها همسو با سیاستهای دولت پیش میرفتند، و از آن حمایت میکردند. گزارشگران در آن زمان هم، دوست داشتند آمریکا در جنگ پیروز شود و تا مدتها فکر میکردند که آمریکا باید جنگ را ادامه دهد. در واقع دلیل شکست آمریکا در آن جنگ، مسائل نظامی و اقتصادی بود نه رسانهها، البته تفاوتهایی هم وجود داشت؛ این بود که گزارشگران در جنگ ویتنام اینچنین کنترل نمیشدند و آزادتر بودند.
در زمان جنگ ویتنام بیشتر رسانهها از گزارشگران خود حمایت میکردند، اما در جنگ با عراق چنین امری وجود ندارد و اگر گزارشگری بخواهد در خصوص موضوعی که دولت صلاح نمیداند، گزارش تهیه کند، یا اصلا آن را پخش نمیکنند یا این که خبرنگار را با انتقاد زیادی روبهرو خواهند کرد و تهیهکننده آن گزارش، به پخش تبلیغات به نفع دشمن متهم میشود.
بنابراین در عملکرد رسانهها در مقطع کنونی در مقایسه با دهه 1960 یا 1970، تغییران عمده مشاهده میشود. در دهه 1960 یا 1970، رسانهها مستقلتر عمل میکردند، ولی هماکنون در سلطه دولت و ثروتمندان هستند و به همین خاطر فاسد هستند و نمیتوان به آنها اطمینان کرد.
* آیا تنها در زمان جنگ است که توازن بین امنیت ملی و حق مردم برای دانستن از بین میرود؟
** در زمان جنگ همواره این خطر وجود دارد که آزادیهای مدنی مردم نقض شود. این خطر در زمان جنگ بسیار بیشتر است؛ چه جنگ سرد باشد و چه جنگ نظامی. در زمان جنگ مردم معمولا در برابر مسئولان تسلیم میشوند و میگویند شما درست میگویید، فقط کاری کنید که ما ایمن بمانیم. در زمان جنگ بسیار سادهتر است که مردم را فریب داد.
* پس برای این است که دولت آمریکا این همه بر طبل جنگ میکوبد.
** درست است.