تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۸۹۴

نویسنده: حسین رویوران
با مرگ یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین و رئیس تشکیلات خودگردان، بحران فلسطین در معرض تحولات تازه‌ای قرار گرفت ولی پرسشی که در اینچا خود را تحمیل می‌کند این است که این تحولات در چه سمت و سویی خواهد بود؟ چند روز پس از مرگ عرفات، اسرائیل و بسیار از شخصیت‌ها و مسئولان دولت‌های غربی با رفت و آمد به سرزمین اشغالی صهیونیستی و دیدار با مسئولان صهیونیستی و فلسطینی به ویژه ابومازن (محمود عباس) جانشین عرفات در ریاست ساف تلاش کردند که وانمود شود که عرفات مهمترین مانع فرآیند صلح بود و با مرگ وی این بن‌بست باز شد. سفر بلر نخست‌وزیر انگلیس، کالین پاول وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا و نماینده جامعه اروپا به فلسطین اشغالی از جمله سفرهایی بود که در این چارچوب صورت گرفت، اما بسیاری از تحلیلگران سیاسی این برداشت را کاملا رد می‌کنند چون تنها فرآیند صلح وحل و فصل بحران موجود در پیش روی مناقشه فلسطینیان و اسرائیل طرح نقشه راه است که فلسطینیان با همه تحفظ‌هایی که درباره این طرح دارند آن را پذیرفتند در حالی که شارون نخست‌وزیر رژیم اسرائیل این طرح را تحت فشار شدید با چهارده شرط قبول کرد و در حال حاضر در این فرآیند هیچ‌گونه تغییری صورت نگرفته است مرگ یاسر عرفات در این فرآیند تحولی به وجود نیاورد و اساسا شارون نخست‌وزیر اسرائیل هر روز شرط‌های تازه‌ای برای از سرگیری گفت‌وگو با فلسطینیان مطرح می‌کند و در روند آن کارشکنی می‌کند. به همین علت نمی‌توان پذیرفت که عرفات مانع فرآیند صلح بود و با مرگ وی فرصت‌های تازه‌ای در برابر این فرآیند پیدا شده است.
اما شکی نیست که مرگ عرفات عرصه داخلی فلسطین را دستخوش تحول خواهد کرد چون عرفات با بهره‌گیری از مشروعیت‌های سیاسی، جهادی، تاریخی و همچنین کاریزمایی که از آن برخوردار بود، بسیاری از مسئولیت‌های رسمی را در شخص خود جمع کرده بود و سرنخ‌های اصلی قدرت و فرماندهی سازمان‌های پلیسی و اطلاعاتی را در دست داشت. عرفات همزمان سمت‌های ریاست سازمان فتح، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطنی و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را اشغال کرده بود و به عنوان یک چهره فراقانونی تصمیماتی می‌گرفت که هیچ شخص دیگری در جامعه فلسطین قادر به انجام آن نبود. تمدید دوره ریاست بر تشکیلات خودگردان که در سال 2000 به پایان رسیده بود به علت شرایط امنیتی نامساعد برای برگزاری انتخابات و همچنین تمدید دوره نمایندگان پارلمان که باز به همان دلیل انتخابات آن برگزار نشد، نشان‌دهنده قدرت و قاطعیت عرفات است. در دوران عرفات علاوه بر تمرکز قدرت در شخص وی، سازمان فتح نیز درمحوریت فعالیت‌های سیاسی در سرزمین‌های اشغالی قرار داشت و بیش از 60% از کرسیهای پارلمان (المجلس التشریعی) را در دست داشت. تشیکلات به ریاست احمد قریع نیز از این قاعده مستثنی نبوده و اکثر وزرای آن از سازمان فتح بودند. در فعالیت‌های غیررسمی و انقلابی نیز عرفات دستی بر آتش داشت و با هدایت غیرمستقیم گردانهای کتائب‌الاقصی می‌کوشید از این ابزار قدرت بی‌بهره نباشد.  به عبارت دیگر عرفات در جایگاه تشیکلاتی از سیاست حفظ وضع موجود و گفت‌وگو برای بهبود آن پیروی می‌کرد و در جایگاه یک مبارز با سابقه باحمایت از سازمان‌های انقلابی می‌کوشید تغییر وضع موجود را دنبال کند و خلاصه جمع متناقضات بود. اما با مرگ عرفات، سازمان فتح بخش وسیعی از مشروعیت‌های تاریخی و سیاسی‌اش را از دست داد و شرایط قبلی امکان استمرار ندارد. به همین علت شرایط جدید عرصه رابرای همه نیروهای سیاسی باز گذاشته است تا جایگاه و پایگاه خود را در نقشه سیاسی فلسطین بیابند و در فرآیند تصمیم‌گیری شرکت کنند.
برگزاری سه انتخابات شوراهای شهر شهرداریها، ریاست تشکیلات خودگردان و پارلمان در مرحله پس از عرفات هرچند که به این فرآیند تحول کمک می‌کند ولی هر کدام شرایط خاص خود را دارد و شاخص‌ متفاوت بشمار می‌آید.
از زمان مرگ عرفات تاکنون دو انتخابت برگزار شده است یک مرحله از انتخابات چهارمرحله‌ای شورای شهر و شهرداریها و انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان است که نتایج این انتخابات می‌تواند به گمانه‌زنی ما درباره آینده سیاسی فلسطین کمک کند. پیروزی ابومازن (محمودعباس) در انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان هر چند از لحاظ سیاسی وی را بر مسند قدرت قرار می‌دهد اما این انتخابات محک خوبی برای ارزیابی پایگاه جریان‌های مختلف سیاسی نمی‌تواند باشد. چون جنبش حماس و جهاد اسلامی و همچنین جبهه خلق برای آزادی فلسطین – فرماندهی کل، این انتخابات را تحریم و درآن شرکت نکردند و به همین علت این انتخابات شاهد رقابت‌های جدی نبود و بیش از شروع انتخابات نتیجه آن معلوم و مشخص بود. افزون بر آن طبق آمار حدود 1800000 نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات وجود داشت که از این تعداد تنها حدود 1282500 نفر برای شرکت در انتخابات نام‌نویسی کردند که از این مجموع حدود 60% در ابومازن رأی دادند. به عبارتی دقیق‌تر ابومازن در این انتخابات تنها حدود یک سوم آرا واجدان شرایط را به دست آورده است و از مشروعیت قابل توجهی برخوردار نیست.
یکی از مهمترین علل مشارکت نکردن اسلام‌گرایان در انتخابات رئیس‌ تشکیلات خودگردان موضع سیاسی آنها در باره سازش اسلو و موضوعیت نداشتن این انتخابات از نگاه آنان است. آنها اعتقاد دارند که فرآیند اسلو کاملا مرده است و هیچ بندی از این توافق دیگر وجود عینی ندارد و تنها بازمانده این سازش تشکیلات خودگردان است که قادر به انجام وظایف تعیین شده در اسلو نیز نیست. از نگاه اسلامگرایان فلسطینی زمانی که اسلو نباشد، این تشکیلات که زائیده اسلو است فاقد مشروعیت و وجاهت می‌گردد اما این بدان معنی نیست که وجود تشکیلات به عنوان یک ضرورت نادیده گرفته شود. به همین علت رهبران حماس و جهاداسلامی در دیدار با ابومازن در غزه اعلام کردند که آنها طرفدار تشکیلاتی هستند که برخاسته از نیاز مردم فلسطین و با مشارکت همه نیروهای سیاسی باشد و هدف آن آزادسازی سرزمین‌های اشغالی با هر وسیله ممکن است و نه اینکه خود را ملزم به گفت‌وگو با رژیم صهیونیستی و تلاش برای حل و فصل بحران از طریق گفت‌وگوی سیاسی با تل‌آویو سازند. تا اینجا در می‌یابیم که اسلامگرایان فلسطینی بر آن بودند که ساختار فعلی قدرت اصلاح گردد و جهت‌گیری‌های حاکم بر آن نیز از هر گونه تعهد آشکار یا پنهان در برابر رژیم صهیونیستی به دور باشد اما ساختار کنونی قدرت بر اجرای انتخابات در چارچوبهای کنونی اصرار داشت و به همین علت اسلامگرایان و دیگر نیروهای سیاسی که فرآیند اسلو را قبول ندارند، نتوانستند در انتخابات رئیس تشکیلات خودگردان شرکت کنند و ناگزیر این انتخابات ریاست تحریم کردند. این شرایط سیاسی، انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان را محک خوبی برای شناخت پایگاه‌های سیاسی و اجتماعی جریان‌های فکری و سیاسی قرار نمی‌دهد.
انتخابات شورای شهر و شهرداریها که اولین مرحله آن دو هفته پیش‌ برگزار شد و نتایج آن اعلام گردید به علت این که کمتر سیاسی و عرصه آن محدود به ارتباط مستقیم این نهادها با مردم است، شرایط دیگری در گمانه‌زنی سیاسی ما پیدا می‌کند. در این انتخابات همه نیروهای سیاسی شرکت دارند. حتی جنبش جهاد اسلامی که در نخستین مرحله این انتخابات شرکت نداشت اخیراً اعلام کرده است که ممکن است نظر خود را درباره شرکت در این انتخابات تغییر دهد و در سه مرحله باقیمانده آن شرکت کند. در اولین مرحله این انتخابات که در 26 حوزه کرانه باختری انجام شد، جنبش حماس به تنهایی حدود 35% آرا را به دست آورد و در نه حوزه برنده شد و این نشان می‌دهد که حماس رقیب قابل‌ توجهی در برابر جنبش فتح است. جنبش فتح در این انتخابات با وجود اینکه عمده اموال ساف و تشکیلات خودگردان در دست آنهاست و از آن استفاده سیاسی و ابزاری می‌کند، تنها اندکی بیشتر از 50% آراء را به دست آورد و در 15 حوزه برنده شد که در برخی از آنها فهرست به صورت ائتلافی بود. شرکت احتمالی جنبش جهاد اسلامی در مراحل بعدی انتخابات شورای شهر و شهرداریها ممکن است نتایج مراحل بعدی این انتخابات را بیش از پیش به نفع اسلامگرایان تغییر دهد. البته نباید فراموش کرد که در سه مرحله بعدی انتخابات شرایط متفاوت خواهد بود چون اسلامگرایان در شهرهای شمال کرانه ‌باختری به ویژه شهرهای نابلس و جنین از پایگاه بیشتری نسبت به جنوب این منطقه برخوردارند که انتخابات قبلی در آن برگزار شد. همچنین در مرحله چهارم که انتخابات در نوار غزه برگزار خواهد شد، شرایط کاملاً متفاوت خواهد شد چرا که غزه خاستگاه و مهمترین پایگاه اسلامگرایان است و نتایج انتخابات باید شاهد تغییر چشمگیر باشد.
البته در فرآیند بازسازی و خانه‌تکانی فلسطینیان انتخابات پارلمان که قرار است شش ماه دیگر برگزار شود، می‌تواند محل مناسب دیگری در این چارچوب باشد چون از هم‌اکنون اکثر نیروهای سیاسی اعلام کرده‌اند که در این انتخابات شرکت خواهند کرد. حضور چشمگیر و حتی محدود نمایندگان جریان سیاسی مخالف اسلو در پارلمان بعدی می‌تواند تشکیلات ابومازن را دچار مشکل جدی کند و افق سیاست‌های این تشکیلات را تیره سازد. در انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان معمولا اولویت‌های ملی بر هر اولویت دیگر پیشی می‌گیرد و بسیاری از همبستگی‌های اجتماعی و صنفی و قبیله‌ای در برابر آن رنگ می‌بازد در حالی که در انتخابات پارلمان به علت منطقه‌ای بودن انتخابات، اکثر این همبستگی‌ها کاربرد دارد و بر نتیجه انتخابات تاثیر می‌گذارد همان‌طور که در انتخابات شورای شهر و شهرداریها خود را نمایان ساخت.
در جمع‌بندی کلی می‌توان گفت که محمود عباس حدود شش ماه فرصت دارد بدون مزاحمت‌های پارلمانی برنامه‌های سیاسی خود را دنبال کند و با کسب مشروعیت کارآمدی از طریق حل بحرانهای اجتماعی جامعه تحت اشغال فلسطین و مبارزه با فساد بسیار گسترده اداری، موقعیت خود را در انتخابات پارلمانی آینده حفظ کند. در غیر این صورت شیرینی پیروزی فعلی ابومازن در صورت انتخاب پارلمان متفاوت به تلخی در خواهد آمد و فرآیند سیاسی به بن‌بست کشیده خواهد شد. البته در این روند موضع شارون اهمیت فوق‌العاده‌ دارد و پیروزی ابومازن نوعی خوش‌بینی در امکان از سرگیری گفت‌وگو با رژیم صهیونیستی در چارچوب طرح نقشه راه به همراه خواهد داشت و واکنش شارون در برابر این خوش‌بینی‌ها می‌تواند رویکرد نگاه به داخل و یا خارج را بر تشکیلات ابومازن تحمیل کند.