* نظر شما در خصوص نقش ناتو در سیاست خارجی ایالات متحده چیست، به ویژه پس از انتخاب مجدد جورج بوش به عنوان رئیسجمهوری آمریکا؟
** ناتو همچنان به عنوان متصدی اصلی برای ایالات متحده محسوب میشود و من امیدوارم جورج بوش تمرکز همیشگی را بر NATO در جهت تأمین امنیت اروپا حفظ کند. این روزها پانزدهمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین است و ایالات متحده همچنان در تلاش است تا اطمینان لازم را در مورد حفظ امنیت در اروپا ایجاد کند که البته سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز در این بین نقشی محوری ایفا کرده و خواهد کرد.
ایالات متحده به ناتو به عنوان مرجعی مفید در رابطه با حل مشکلاتی همچون افغانستان مینگرد. ناتو میتواند نقش مهم در احیای افغانستان پس از جنگ در کنار نیروهای بینالمللی حافظ صلح ایفا کند. همچنین معتقدم ناتو میتواند در عراق نیز مفید باشد. به خصوص در زمینه آموزش نیروهای نظامی و امنیتی تازه شکل گرفته این کشور. اگرچه میزان اتکای دولت بوش در دوره دوم به ناتو در امور متفاوت هنوز مشخص نیست اما تمایل تصمیمسازان آمریکا برای بسط همکاری ها و روابط خود با ناتو مشهود است.
* نقش کنونی ناتو در کشورهای بحرانزده همچون افغانستان را چه طور ارزیابی میکنید و آیا این سازمان در برآورده ساختن انتظارات در اینگونه کشورها موفق بوده است؟
** همان طور که میدانید آمریکا هدایت تلاشی بینالمللی و در کنار کشورهایی چون بریتانیا (فرانسه، استرالیا و ... «را علیه شبکه تروریستی القاعده بر عهده دارد و ناتو نیز در حال حاضر در رأس نیروهای کمکی تأمین امنیت بینالمللی کنترل کابل را بر عهده دارد. ناتو نیز به همراه دیگر کشورها و نیروهای درگیر در افغانستان میکوشد تا آیندهای بهتر را در زمینههای گوناگون سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان رقم زند و این بخت را در اختیار مردم این کشور قرار دهد تا خود بر سرنوشت خویش حکومت کنند.
اما باید به مشکلات بسیار موجود در این زمینه نیز اشاره کرد. به طور یقین ناتو و یا هر نیروی دیگری به کمک جامعه بینالمللی به ویژه کشور شما برای رسیدن به اهداف خود نیازمند است و رسیدن به هدف اشاره شده نیاز به همکاریهای چندجانبه دارد.
* آیا آمریکا از گسترش نقش ناتو در تأمین امنیت بینالمللی و اساساً تغییر ماهیت این سازمان و کشورهای عضو در بحث امنیت استقبال خواهد کرد؟
** حتماً همین طور خواهد بود. من شخصاً از مذاکرهکنندگان نقش ناتو در بوسنی، اروپای مرکزی و گسترش ناتو در روابط آن با روسیه بودهام و با اطمینان در میتوانم بگویم پاسخ سوأل شما حتماً مثبت است.
در حال حاضر آمریکا به شدت خواستار افزایش نقش ناتو در افغانستان، ایجاد نیروی جدید واکنش، امید به همکاری ناتو در آموزش نیروهای امنیتی عراق و موضوعاتی دیگر است.
* همان طور که مطلعید موانعی بر سر تعمیق مناسبات آمریکا و ناتو وجود دارد. نظر شما در خصوص این مشکلات چیست و فکر میکنید کشورهای اروپایی تا چه حد مایل به گسترش روابط با آمریکا باشند؟
** باید گفت آمریکا عضوی دائم در ناتو و در واقع مهمترین عضو این پیمان است و ۲۵ عضو اروپایی دیگر ناتو به شدت خواستار مشارکت هرچه بیشتر آمریکا در امور مربوط به ناتو هستند و همانطور که میبینید این موضوع را میتوان در شرایط کنونی به عنوان قانون لازم و ملزوم تشبیه کرد.
از طرف دیگر تلاش و مذاکرات بسیاری برای گسترش روابط ناتو و اتحادیه اروپا در جریان است که من نیز در۱۰ سال پیش بخشی از آن را بر عهده داشتم و امیدوارم این تلاشها مسیر درست و سازنده خود را طی کند.
بزرگترین مشکلی را که در حال حاضر ناتو با آن مواجه است میتوان در بحران عراق جستوجو کرد. ادامه اختلافنظر در خصوص نحوه اداره امور در عراق موضوعی مهم است. همچنین این اختلافنظرها در مورد چگونگی پرداختن به ایران و موضوعات متفاوت مربوط به این کشور بین آمریکا و چند کشور اروپا وجود دارد. بحث صلح اعراب و اسرائیل نیز چالشی دیگر بین دو طرف است.
در نتیجه نیاز بنیادی همکاری دوطرفه بنا بر شناخت استراتژیک از یکدیگر موجب خواهد شد هر چه سریعتر دو طرف (آمریکا و اروپا) به نقطهای مشترک در خصوص اختلافنظرهای موجود دست یابند.
* آیا کشورهای اروپایی «توانایی و آمادگی» پذیرش مسئولیتهای جدید و در واقع همکاریهای بیشتر با ایالات متحده در عرصههای گوناگون را دارند؟
** این که آیا کشورهای اروپایی مشتاق به کمک به آمریکا هستند یا خیر تا حدود بسیاری به خود ایالات متحده بازمیگردد. این که تا چه حد دولت آمریکا به تعهدات خود در قبال NATO پایبند بوده و آنها را گسترش دهد. این تعهدات شامل موضوعاتی همچون حمایت آمریکا از NATO در کاربرد تجهیزات نظامی، فراهم کردن تکنولوژی بالای نظامی و پذیرش واقعی بازار اقلام دفاعی در اروپای شرقی- آمریکای شمالی است.
ناتو نیاز به گسترش را به خوبی احساس میکند و از آن مهمتر نیاز این سازمان به مدرنیزه شدن است. واضح است در این بین ایالات متحده میتواند نقش بسیار مهمی را ایفا کند. در نتیجه بین میزان مشارکت آمریکا در این امور با میزان توقعی که از همکاری کشورهای اروپایی در زمینههای مختلف وجود دارد، نوعی رابطه مستقیم حکم فرما است.
ذکر این نکته نیز ضروری است این همکاری و چگونگی این پیشرفت به خود اروپائیان نیز مربوط میشود و این که آنها تا چه حد برای پیشرفت امور نظامی و دفاعی خود مایل به هزینه باشند.
* جایگاه کشورهای منطقه قفقاز را در NATO چگونه میبینید؟
** کشورهای جنوب قفقاز همچون گرجستان، آذربایجان و ارمنستان عضو نیروهای پاسدار صلح ناتو هستند. به عقیده من این نقش همچون نقش دو کشور دیگر آسیای مرکزی بسیار محدود است.
کشورهای این منطقه میتوانند در آموزش نیرو، کمک به دمکراتیزه کردن، کمک به فعالیتهای دموکراتیک در کشورهای دیگر منطقه و همکاری بیشتر با کشورهای همسایه بسیار مهم باشند. همچنین امیدوارم ایران نیز بتواند به جمع کشورهای حامی صلح در منطقه بپیوندد.
* به عنوان سؤال پایانی نظر خود را در خصوص موضع روسیه درباره تحولات اخیر اروپا به خصوص اتحادیه اروپایی و ناتو بیان کنید.
** هم EU و هم ANTO تلاش میکنند تا این نکته برای روسیه مسجل شود. تلاش این دو سازمان برای تثبیت اروپای مرکزی و قادر ساختن کشورهای این منطقه به ایفای نقش در تصمیمسازی اروپا به هیچ وجه علیه روسیه نخواهد بود.
در واقع از دیدگاه ناتو شورای روسیه- ناتو میتواند نقش مهمی در درک بهتر این مهم ایفا کند. شناختی واضح و آشکار در اروپا از نقش روسیه در تلاش برای ایجاد و حفظ امنیت در منطقه شکل گرفته است، به بیان دیگر اگر روسیه نادیده گرفته شود شما قادر به ایجاد امنیت در هیچ یک از مناطق یاد شده نیستید.
و تنها راه تأمین امنیت فراهم کردن مشارکت دوستانه و سازنده روسیه خواهد بود.
* در پایان مایل به اضافه کردن مطلب دیگری نیستید؟
** اگر مایل باشید در پایان اندکی به شرایط بسیار حساس و استثنایی حاکم بر روابط ایران- اروپا و آمریکا پرداخته شود. توافقات اخیر ایران با سه کشور اروپایی میتواند نقشی تعیینکننده در مناسبات آتی ایران با غرب ایفا کند. بسیار مهم است که غرب و ایران از حساسیت فوقالعاده مقطع زمانی فعلی به درکی صحیح دست یابند. این که دو طرف دریابند تا چه حد منافع مشترک بنیادینی نه تنها در منطقه بلکه در عرصه بینالمللی وجود دارد. امتناع از تنش، جلوگیری از جنگ تامین ثبات در عراق و افغانستان میتواند کانون توجهات دو طرف باشد.
این موضوع مستلزم گفتوگوی سریع، صریح و مبتنی بر واقعیت ایران و غرب و اروپا و آمریکا است.
شرایطی ویژه وفرصت تاریخی که هیچ یک از دو طرف نباید آن را از دست بدهند.