تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۹۷۰
نگاهی به مناطق نفت‌خیز سودان به بهانه تجزیه جنوب کشور

سیدمهدی مدنی: جدایی جنوب سودان پس از 6 سال و در سایه توافقنامه نیواشا(2005) در حالی صورت می‌گیرد که یکی از عمده ترین مسائل میان طرفین مولفه نفت است. طبق آمار حدود 80 درصد مخازن نفتی در جنوب قرار دارد. این درحالی است که ذخایر عظیم نفتی همچنان وجود دارد که استخراج نشده است و از آن جمله مربع شماره 3 در دو منطقه فلج و عدال و مربع هفت در اعالی نیل است به گونه‌ای که میزان ذخایر نفتی فقط در دو منطقه فلج و عدال حدود 9 میلیارد بشکه است و مناطق نفتی هم در ایالت جونغلی وجود دارد که هنوز بهره برداری نشده است. علاوه بر این طبق رای دادگاه بین المللی لاهه در ژوئن 2009 مرزی که مشخص شده اراضی سرسبزی که برای حشم داران شمالی دارای اهمیت هستند را به جنوب واگذار کرده و همین امر سبب اعتراض بیش از پیش شمالی‌ها شده است. شاید در سایه همین تقسیم بندی‌های نا عادلانه باشد که برخی از احتمال بروز درگیری میان شمال و جنوب سخن می‌گویند. اما با این حال بخش شمالی، علی رغم اینکه بزرگ‌ترین میدان های نفت در حال حاضر در بخش جنوبی قرار دارند، عامل دیگری را در اختیار دارد. بخش شمالی تأسیسات مربوطه را که شامل لوله های نفت، پالایشگاه‌ها و بنادر است در اختیار داشته، هر یک از طرفین دعوا برای بهره برداری از منابع موجود به طرف دیگر وابسته است.
از ایتالیا تا چین به دنبال نفت سودان
اما پیشینه حضور شرکت‌های نفتی در سودان به اواخر دهه 1950 بر می‌گردد. برای اولین بار شرکت ایتالیایی AGIP در دریای احمر از وجود گاز اطمینان یافت. پس از آن در سال 1978 این شرکت شِورون بود که با مشارکت شل در سودان به فعالیت پرداختند و همین‌ها بودند که برای حفظ منافع خود با کمک محلی‌ها اقدام به تاسیس ارتش آزادی بخش جنوب(SPLA) کردند. در سال 1983 و با بروز جنگ داخلی، پایگاه های شِورون مورد حمله قرار گرفته و فعالیت‌های این شرکت متوقف شد و نهایتا با بروز کودتای سال 1989 از سودان رفتند.
از این به بعد است که کم‌کم شرکت‌های آمریکایی راهی سودان می‌شوند. جالب آنکه علی رغم اعمال تحریم‌های گسترده آمریکا علیه سودان شرکت‌های نفتی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. بواقع می‌توان گفت که منافع آمریکایی‌ها بیشتر در چاه‌های نفت تامین می‌شد تا در حمایت از حقوق بشر. بسیاری نیز یکی از عوامل تشدید کننده جدایی جنوب از سودان را آمریکا می‌دانند چه آنکه آنها از این طریق منافع خود را راحت تر تامین می‌کنند تا آنکه بخواهند از سد فردی مانند عمر البشیر بگذرند. در این میان رقیبی تازه نفس هم در سودان به میدان آمده است و تلاش دارد تا فراتر از دعواهای جاری میان شمال و جنوب منافع خود را تامین کند. این رقیب کشور چین است که هم روابط حسنه‌ای را با جدایی طلبان سودانی حفظ کرد و هم در مورد عمر البشیر سکوت کرد و اجازه نداد تا مواضع سیاسی مولفه‌های اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد. خاصه آنکه در طرف مقابل نیز هر دو طرف شمال و جنوب، خود را مکلف نمودند که حتی در صورت جدائی نیز نسبت به قراردادهای نفتی مقید بمانند. دولت چین اکنون در واقع رابطه خود را به شکل سه جانبه میان پکن، خارطوم و جوبا(مرکز جنوب سودان) تقسیم کرده است. باید گفت که سودان پس از نیجریه و آنگولا سومین تولید‌کننده بزرگ نفت آفریقا بوده و در سال گذشته این کشور روزانه 490هزار بشکه نفت تولید کرده تا تولید نفت این کشور نسبت به سال 2006 افزایشی 50درصدی داشته باشد.
چین به همین خاطر علاقه‌ بسیاری به سرمایه‌گذاری نفتی در این کشور دارد و در ماه‌های اخیر و در آستانه برگزاری همه‌پرسی، در تلاش برای بهبود روابط خود با مقام‌های شمال و جنوب سودان به صورت همزمان بوده است. تأسیسات کنسرسیوم پترودار در منطقه پالوئیچ یکی از نمادهای نشان‌دهنده سرمایه‌گذاری چین در سودان است. شرکت نفت چین، 41درصد سهام پترودار را در اختیار دارد و یک شرکت چینی دیگر هم دارنده 6درصد سهام این کنسرسیوم است. دولت سودان هم تنها 8 درصد سهام این کنسرسیوم را در اختیار دارد.
آمارها نشان می‌دهد که در سال 2010 درآمد حاصل از منابع نفت این منطقه4.4 میلیارد دلار بوده است که 98درصد درآمد جنوب سودان را تشکیل می‌دهد. منابع نفت این منطقه عامل اصلی اختلاف‌ها بین شمال و جنوب سودان به حساب می‌آید. در اوایل ماه گذشته وزرای دفاع و نفت هر دو منطقه شمال و جنوب، در منطقه مرکزی این کشور با هم دیدار کردند. در این نشست دو طرف توافق کردند که نیروهایشان به صورت مشترک امنیت تأسیسات نفتی را قبل و بعد از همه‌پرسی 9ژانویه تأمین کنند. در همین زمینه سفیر چین در سودان می‌گوید: ما مطمئن هستیم که می‌توانیم با هر دو طرف همکاری نزدیکی بر اساس یک رابطه برد- برد داشته باشیم.
مقام‌های دولت چین از سال 2008 در واقع با افتتاح کنسولگری خود در جوبا روی استقلال این منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در ماه اکتبر هم نماینده ارشد چین از شهر مرکزی جنوب سودان دیدار کرد و ده‌ها نفر از مقام‌های این منطقه هم در ماه‌های اخیر راهی پکن شده‌اند. برخی آمارها از آن حکایت دارد که چینی‌ها بزرگ‌ترین سرمایه گذاری را در 4 کنسرسیوم بین المللی بعمل آورده و 40% صنایع نفت سودان (در جوار شرکت مالزیائی پتروناس) به آنها تعلق دارد.
منطقه دیگری که در سودان دارای ذخایر نفت است منطقه مورد مناقشه ابیی است که تا سال 2003 حدود 33 درصد از نفت تولیدی سودان را به خود اختصاص می‌داد. هم اکنون نفت این منطقه از طریق لوله‌های نفت شمال به دریای احمر می‌رسد. منطقه ابیی در ایالت غربی کردفان قرار گرفته که از جنوب به بحرالعرب ختم می‌شود. این منطقه به لحاظ اداری متعلق به مناطق شمالی است اما اکنون به محل درگیری دولت مرکزی سودان و تجزیه‌طلبان جنوب سودان - که درصدد است آن را به خود ملحق سازد- در آمده است. از منظر دولت سودان منطقه ابیی منطقه‌ای است که در آن قبائل عربی و آفریقایی ترکیب شده‌اند به گونه‌ای که نمی‌توان آن را متعلق به یکی از دو طرف دانست.
جنوبی‌ها معتقدند که ابیی نیز از آن منطقه جنوب است و در سال 1905 طی حکمی از طرف حاکم انگلیسی وقت به ایالت کردفان که جزو بخش شمالی می‌شود، متصل شده است. لذا بعید نیست که در آینده ما شاهد برافراشتن علم جدایی خواهی منطقه ابیی نیز باشیم. کما اینکه در خبرها نیز چنین مواردی را شاهد بوده ایم.
جنایت در سایه نفت
اما استخراج نفت تابه‌حال برای سودانی‌ها نفعی نداشته و مردم سودان را می‌توان یکی از فقیرترین مردم جهان خواند. تا جایی که در آمد 90% مردم روزانه کمتر از یک دلار بوده است. کمبود مواد غذائی وضع عادی سودانی هاست و نرخ سوء‌تغذیه در سال 2005 به 1/ 28 % رسیده بود و از آن زمان تا کنون بهبودی نداشته است. در این میان بد نسیت اشاره شود که مناطقی که اینک از آن نفت استخراج می‌شود چگونه آماده بهره‌برداری شد. همانطور که گفته شد شرکت شِورون پس از حملات SPLA در همان سال 1984 خود را کنار کشید و به هنگامی که در سال 1990 این کشور را ترک نمود وارتش شمال راندن مردم از منطقه اِدار را در بالای نیل که نفت در آنجا کشف شد آغاز کرد. حملات ارتش با آغاز عملیات استخراجی فزونی یافت. برای جاده سازی بین مناطق استراتژیک واقع در ملوت، اِدار و پالویک 33 روستا به کلی ویران و 12000 از اهالی آواره شدند. کشف میادین نفتی در منطقه پالویک بدتر از این بوده است. قبل از سال 2001 در این منطقه یک بیمارستان وجود داشت که توسط خارجی‌ها اداره می شد. اکنون بیمارستان مزبور با اینکه توسعه یافته است، اما در انحصار ارتشیان است. در سال 2006 تعداد 32 چاه نفت در پالویک و 100 چاه دیگر نیز در اطراف آن وجود داشت. در اتفاقی دیگر یک شرکت سوئدی به نام لوندین اویل Lundin Oil AB در سال 1997 با شرکت پتروناس مالزی، شرکت OMV اتریشی و شرکت سوداپت سودانی کنسرسیومی را بوجود آوردند و دولت برای بوجود آوردن شرایط ایمنی کامل برای عملیات حفاری این کنسرسیوم نیروهایی را به آنجا اعزام نمود. بنا به گزارش جیمز کونگ نینرو دبیر کل شورای صلح منطقه آنها با کمک شبه نظامیان پاکسازی منطقه را شروع کردند. به گزارش وی آنها با بمباران توسط هواپیما آغاز کردند. این کار هفت روز طول کشید. سپس نیروهای زمینی برای تصفیه اوضاع وارد عمل شدند. کنسرسیوم مزبور مستقیما در این عملیات‌ دخالتی نداشت اما همین کنسرسیوم بود که درخواست ایمنی منطقه را برای آغاز فعالیت خود داده بود. بر اساس برخی گزارش‌ها حدود 12 هزار تن کشته و 200 هزار نفر آواره شده‌اند.