تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۹۹۸
اشاره: آیت الله «محمدعلی العمری» رهبر شیعیان عربستان چهارم بهمن ماه پس از سال ها تلاش برای بسط مکتب اهل بیت (ع) دارفانی را وداع گفت. به همین مناسبت پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری مصاحبه ای را با یکی از فرزندان ایشان انجام داده که ازنظر خوانندگان گرامی می گذرد. سرویس خارجی کیهان

* لطفا نخست توضیحاتی پیرامون اجداد و تاریخچه خانواده «عمری» ارائه بفرمائید.
** سخن گفتن از آیت الله «شیخ محمدعلی العمری» دلنشین و درعین حال دشوار است. خواست خدا این بود که ایشان از خانواده ای علمی به پاخیزند و به «عائله العمری» منتسب شوند. گفته شده است، سلسله العمری به «محمدبن سعید العمری» نایب امام زمان عج الله فرجه الشریف و فرزندش «عثمان بن محمدبن سعید العمری» برمی گردد که البته سندی دراین زمینه وجود ندارد.
«العمری» یک خاندان شناخته شده شیعی است- البته درمیان اهل سنت هم خانواده ای به نام العمری وجود دارد- این سلسله شیعی به قبیله خزرج منتسب می باشد. «خزرج» نیز یکی از دوقبیله مهم مدینه بوده است که در هجرت پیامبر از مکه به مدینه با آغوش باز از ایشان استقبال کرد و مهاجران را در خانه های خویش پذیرفت.
مدینه نیز تنها شهری است که نه با شمشیر بلکه با قرآن فتح شد. قرآن درباره این شهر می فرماید: «والذین تبوءوا الدار و الایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم و لایجدون فی صدورهم حاجه مما اوتوا و یوثرون علی انفسهم و لوکان بهم خصاصه و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون». این آیه در مقام مدح انصار است. مراد از «الدار» مدینه و ایمان، همان اسلام و قرآن و رسالت پیامبر خدا است.
آری! نسب آیت الله العمری از چنین خاندانی است. این سلسله ادامه یافته و با تشیع و محبت اهل بیت آمیخته است. تشیع در مدینه ریشه دار است، البته در برخی مقاطع تاریخی، شیعیان مدینه، در تنگنا قرار گرفته و کشته شده اند، اما با این حال، توانستند اسلام اصیل را زنده نگه دارند و پرچم دار تفکر شیعی شوند.
آنها هیچ گاه به خواست خود از مدینه خارج نشدند، همچنان که اهل بیت، از جمله امام رضا و امام موسی کاظم علیهما السلام به اختیار خود آنجا را ترک نکردند؛ زیرا مدینه، شهر جدشان بود و خدا این شهر را برای پیامبرش برگزید و خانه او و اهل بیتش قرار داد. شیعی و سنی نقل کرده اند که پیامبر هنگام خروج از مکه به سوی مدینه، فرمود: «اللهم انک اخرجتنی من احب البقاع الی فانزلنی احب البقاع الیک. اللهم اجعل فی المدینه من البرکه ضعفی ما فی المکه فی البرکه.»
برخلاف بنی امیه که این شهر را «خبیثه» نامیدند، پیامبر آن را «طیبه» نامید. نقل شده است، مردی از مدینه به شام نزد ولیدبن عبدالملک رفت. ولید پرسید: «از کجا آمدی؟» مرد پاسخ داد: «از طیبه». ناراحت شد و گفت: «بگو خبیثه!»
مدینه شهری پاک شده و شأنش رفیع است و چه بسا شریف ترین مکان بر کره زمین باشد؛ زیرا «شرف المکان بشرف المکین» و پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، از همه موجودات حتی از کعبه برتر و بالاتر است؛ زیرا حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است. دیگر چه رسد به پیامبر صلی الله علیه و آله که «سیدالکائنات» است.
آری! تشیع در مدینه آغاز شد و استمرار یافت، گرچه در برخی مقاطع فشارهایی بود که در نتیجه آن، اهل بیت علیهم السلام به عراق و ایران پناهنده شدند، اما به هرحال تشیع و اتباع اهل بیت علیهم السلام درمدینه استمرار یافتند. شیعیان مدینه، فشارها و ظلم های سلاطین را تحمل کردند تا این که - الحمدلله- به امروز رسیده اند. خانواده عمری از جمله کسانی هستند که موفق شده اند، از شیعه حمایت کنند و راه آن را ادامه دهند. پدر آیت الله العمری، از علما و وکیل و نماینده آیت الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی در نجف بود. جد ایشان «الشیخ احمد العمری» نیز از علما بودند که متأسفانه تاریخچه زیادی درباره ایشان در دست نیست.
به هرحال این خانواده، عالم پرور و ریشه دار بوده است. جد من (الشیخ علی العمری) امام و رهبر شیعیان مدینه، «رئیس الطائفه» و پاسدار مذهب اهل بیت علیهم السلام بود و همانند ائمه اطهار علیهم السلام در کنار فعالیت های دینی و علمی، به کارهای زراعی نیز می پرداخت. به همین جهت، به اجدادم «النخیلین»؛ یعنی «خرماداران» گفته می شد. آنها به پرورش درختان خرما افتخار می کردند؛ زیرا خرماداری و زراعت، پیشه پیامبران و امیرمؤمنان بوده است. حضرت امیر علیه السلام در زمین های خالی، چاه هایی می کند و از آن، آب به کلفتی گردن شتر استخراج و زمین را سیراب می کرد. نخل هایی که حضرت امیر می کاشت تا 200 کیلومتری مدینه امتداد داشت؛ تا منطقه ای که از بس در آن چاه آب حفر شده بود و آب، به فراوانی در آن جاری بود، «ینبع» نامیده می شد.
* لطفا زمان دقیق تولد آیت الله عمری و تاریخچه ای مختصر از تحصیلات و فعالیت های ایشان درحوزه علمیه برای ما ارائه دهید.
** آیت الله عمری در سال 1327 ق تولد یافت. از همان کودکی، ضمن کمک به کارهای زراعی پدر بزرگوارش، در دامن ایشان با اخلاق اسلامی، عشق به اهل بیت و در خدمت به اهل علم تربیت شد تا این که پس از بروز نبوغ و استعدادش، سال 1349 به دستور پدر جهت تحصیل علوم دینی با کاروان حج به نجف اشرف عازم شد.
به این ترتیب، در مجاورت حرم امیرمؤمنان علیه السلام رحل اقامت گزید و تحت حمایت و نظارت آیت الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی به تحصیل پرداخت. از جمله اساتید ایشان علمایی چون: سید باقرالشخص، جواد مغنیه و خود سیدابوالحسن رضوان الله علیهم بودند.
پدرم یک بار در رؤیایی صادقه خود را در حال سفر به مدینه می بینند که امیرمؤمنان وی را به اسم خطاب می کنند و می پرسند: کجا می روی؟ پاسخ می دهد: مدینه! حضرت می فرمایند: «زود برگرد که در آنجا ناله ها برخواهد خاست و حوادثی عظیم در راه است». ایشان در نجف با جدیتی بیشتر به درس و تحصیل ادامه می دهند و وقتی از ارتحال پدرشان باخبر می شوند، آیت الله سید ابوالحسن برایشان در مدرسه «شربیانی»، مجلس فاتحه برگزار می کند.
پس از این ماجرا، پدرم همراه با کاروان حج به مدینه بازگشت و مادرش را با خود به عراق برد. البته آن زمان، سطح زندگی و معیشت در عراق بسیار سخت بود.
آیت الله العمری در نجف با شرایطی سخت مواجه بوده اند و با شهریه اندکی که داشتند، تنها می توانستند، وسائل ضروری و نان تهیه کنند، اما با جدیت، تحصیل و زندگی زاهدانه خود را ادامه دادند و در پی رفاه نبودند؛ زیرا خداوند نورانیت علم را در گرسنگی و غربت نهاده است، پس باید هجرت کرد، سختی را تحمل و صبر پیشه کرد.
والد ما تک پسر بود و تنها یک خواهر داشت- که او هم مرحوم شد- اما خداوند متعال به نسل ایشان برکت بخشید، به طوری که در حال حاضر ایشان چهار همسر و 29 فرزند دارند.
* انگیزه بازگشت آیت الله عمری به مدینه منوره چه بود؟
** آیت الله العمری، پس از ارتحال پدرش، همچنان در نجف به تحصیل علم مشغول بودند، اما مردم مدینه به یک روحانی و عالم نیاز داشتند. البته شاگردان آن مرحوم همچون: «شیخ حمزه عباسی»، «شیخ عباس حمیدی» و «شیخ عبدالعزیز الساوی» در خدمت مردم بودند.
آیت الله سید محمد طالقانی نیز از طرف آیت الله بروجردی دو سال به مدینه آمد و در خدمت شیعیان بود تا اینکه مرحوم شد. وقتی پس از ارتحال سید ابوالحسن اصفهانی، مرجعیت نجف به آقای حکیم رسید، آیت الله حکیم، پدرم را مکلف کرد تا برای تولی امور شیعیان، به وطن باز گردد و در مدینه به مؤمنان خدمت کند.
در آن زمان، فشار بسیاری روی شیعیان بود، به ویژه در زمان ترک ها که شیعیان را از مدینه راندند و آنها پیش از جنگ جهانی دوم به ایران و عراق و ترکیه و شام پناهنده شدند. در چنین شرایطی ایشان بسیار تلاش کردند تا شیعه، در مدینه محفوظ بماند. در حقیقت، زمانی که حکومت اراده کرده بود، مدینه را از شیعه خالی کند، شیخ العمری استقامت و با امامت و رهبری خود، شیعه را در این شهر حفظ کرد.
سال 1389 که آیت الله حکیم به مدینه مشرف و مهمان حکومت شد، در حسینیه محسنیه (نزدیک مسجد بلال و حرم شریف) با شیخ العمری ملاقات کرد. این حسینیه متأسفانه تخریب و به مکانی دیگر منتقل شد.
در حال حاضر، حسینیه به این مزرعه منتقل شده است و- الحمدلله- ما کمی آزادی را احساس کرده ایم. از زمان حکومت «ملک عبدالله» آرامش و سکونی در امور شیعیان حاکم شده است. امیدواریم این حالت ادامه یابد و شیعیان همچون دیگر هموطنان به حقوق خود برسند.
در گذشته، بیشتر شیعیان مدینه یا در مزارع کشاورزی می کردند یا به کارهای ابتدایی دیگری مانند: کارگری و فروش گوشت و غیره می پرداختند، اما اکنون فرزندان شیعیان، تحصیلات عالیه، شغل دولتی یا معلمی و وضعیت اقتصادی و معیشتی بهتری دارند.
از نظر ترکیب جمعیت نیز، در آن زمان، بیشتر ساکنان مدینه شیعیان بودند و غیر از «سادات حسینی»، «جعافره» و «نخیلیین» کسی در این شهر نبود. تنها تعدادی کم از اهل سنت وجود داشتند که از بقایای حجاج بودند و جایگاه مهمی نداشتند، اما به مرور زمان، جمعیت آنها افزایش یافت و شیعیان نیز به اجبار از مدینه خارج شدند، به طوری که امروز جمعیت برادران اهل سنت بیشتر از شیعیان است.
* فعالیت های آیت الله العمری در مدینه منوره به چه صورت بوده است؟
** شیخ العمری با زحمات فراوان این حوزه شیعی را در میان فشارهای بسیار حفظ کرد و در آن، احکام دین و معارف را آموزش و طلاب را پرورش داد و آنها را برای تبلیغ به مناطق مختلف عربستان فرستاد، وی احکام، فقه و حدیث تدریس می کرد و به برگزاری مجلس عزاداری امام حسین علیه السلام و در ملاقات با مؤمنان در موسم حج و دیدار با شخصیت ها و علمای جهان اسلام اهتمام ویژه ای داشت.
در حقیقت، خودش را وقف خدمت به مؤمنان کرد. 80 سال به تبلیغ معارف دینی پرداخت. از نظر فعالیت های اجتماعی نیز ایشان برای مردم جلسات مختلف معارفی برپا می کردند و بر جنازه مؤمنان نماز می گذاردند. صیغه عقد می خواندند، در مناسبات شرکت، اختلافات مردم را حل و امورشان را اصلاح می کردند. دعوت مردم حتی فقرا را می پذیرفتند، صندوق خیریه ای هم تشکیل داده بودند که 500 خانوار را تحت پوشش می گرفت و در سال، غیر از مستمری، لباس عید و هدایایی به آنها می داد. تأمین مسکن ارزان برای شیعیان و رفع نیازهای آنها از دیگر خدمات اجتماعی پدرم بوده است. در واقع شیخ عمری همه شیعیان را به چشم یک خانواده بزرگ می دیدند و به کار آنها رسیدگی می کردند.
فعالیت های ایشان در مدینه متمرکز بود، اما با سایر مراکز هم رابطه داشت و در استنباط احکام یا رؤیت هلال همکاری می کرد، از بزرگترین علمای کشور از نظر علمی و سنی بودند. ایشان آگاهی های خوبی از شهر مدینه و تاریخ آن داشتند، بقایای تاریخی و گذشته مدینه را می دانستند، مکان های قدیمی را دیده بودند و از آرامگاه حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت محسن
علیه السلام در خانه ایشان اطلاعاتی دقیق داشتند و بیت الاحزان را (در جنوب شرقی بقیع) که در 10 سالگی همراه مادرشان به آن وارد شدند، کاملاً به یاد داشتند.
* بسیاری از زائران ایرانی هنگام تشرف به مدینه منوره، علاقه مند هستند، تنها مسجد و حسینیه شیعیان را از نزدیک ببینند، درباره این باغ و حسینیه توضیحی بفرمایید!
** همان طور که گفتم، پدرم زمانی که در نجف زندگی می کرد، با تنگناها و دشواری های بسیار مالی روبرو بود، اما پس از مدتی، خدا در زندگی اش گشایشی ایجاد کرد، طوری که او توانست از راه خرید و فروش سنگ های زینتی (انگشتر) و چادر و روسری توسط قافله های حج، اندک سرمایه ای جمع کند و در مدینه مزرعه ای بخرد.
در این مزرعه چاهی وجود دارد که معروف است آن را رسول الله به یک پیرزنی هدیه کردند و دعا فرمودند که خدا خیری کثیر در آن قرار دهد. این چاه، آبی پرخیر و برکت دارد. شیخ العمری پس از خرید این مزرعه، دوباره به نجف بازگشت و به مطالعه و تدریس و تحصیل ادامه داد.
بعدها این مزرعه توسعه یافت، تا اندازه ای که اکنون به 5/6 هکتار رسیده است. من خودم همراه ایشان در این مزرعه کار می کردم. پدرم تمام کارهای مزرعه (تمیز کردن جوی ها، جابه جایی سنگ ها، دیوارکشی و رسیدگی به نخل ها...) را خودش انجام می داد. امروز مزرعه با همه محصولاتش وقف کریم اهل بیت و پذیرایی از میهمانان ایشان است.
البته مجالس پدر و جدم، نخست، بالای دیوار بقیع، در سمت «باب السلام» برگزار می شد، اما کم کم با فشارهایی که وارد کردند، شیعه را از بقیع دور و حسینیه را تخریب کردند. بنابراین، مجالس منتقل شد اکنون در این حسینیه جدید، هر روز از میهمانانی که به ویژه در موسم حج و عمره و رمضان و رجب از عراق و هند و پاکستان و اروپا و آمریکا به این جا می آیند، پذیرایی می شود. حقیقتاً امروز این مزرعه و حسینیه مأوای شیعیان مدینه است.
اهل بیت علیهم السلام هم در همین منطقه سکونت داشته اند. مزرعه امام موسی کاظم علیه السلام، مشربه ام ابراهیم، نخل سلمان، بئرالغرس- چاهی که پیامبر به امیرمؤمنان وصیت کردند که ایشان را با آب آن غسل دهند. در نزدیکی همین باغ قرار دارد.
* حال که سخن به این جا رسیده است، در مورد تاریخچه و شرایط کنونی شیعیان در سایر مناطق عربستان، به ویژه «احسا» و قطیف» توضیح بفرمائید.
** آن گونه که در منابع تاریخی آمده است، تشیع از روزگار رسول خدا صلی الله علیه و آله در «احساء»، «قطیف» و «بحرین» حضور داشته است؛ زیرا در روزگار آن بزرگوار، برخی از صحابه دوستدار علی بن ابیطالب علیه السلام از جمله «ابان بن سعید بن العاص» به این مناطق رفتند و بذر تشیع را در آنجا افشاندند. بنابراین، تشیع و شیعه از آن روزگار تا امروز در این منطقه استمرار یافته و پابرجا مانده است.
در روزگار گذشته، «احساء»، «قطیف» و «بحرین» یک منطقه به شمار می رفتند که تماماً بحرین خوانده می شدند؛ به همین خاطر دولت های شیعی داشتند؛ مانند: دولت «العصفوریون» و دولت «العیونیون» که شاعر معروف، مقرب بن العیونی از آنان بوده است. در دوران های بعد، «بحرین» به کشوری مستقل تبدیل شد و «احساء» و «قطیف» به عربستان پیوستند. شیعیان در این دو منطقه حضور دارند. البته در مدینه منوره هم هستند که به نخاوله معروفند، اما شمارشان اندک است. گفتنی است، شماری از شیعیان مدینه منوره، از اشراف آن شهر به شمار می روند. در منطقه نجران (منطقه مرزی عربستان با یمن) نیز شیعیان اسماعیلی مذهب جود دارند. طبق آمار ارائه شده، شمار شیعیان اسماعیلی آن سامان، هشتصد هزار تا یک میلیون نفر می باشند. برخی از روزنامه ها، شمار اسماعیلی های ساکن عربستان سعودی را نیز یک میلیون نفر اعلام کرده اند. اسماعیلی های عربستان، فقط بخشی از اسماعیلی ها هستند؛ زیرا این جماعت سه دسته اند: اسماعیلی های «آغاخانی»، اسماعیلی های «داوودی» (بهره ها) و اسماعیلی های «سلیمانی» که همان اسماعیلی های ساکن نجران هستند.
«قطیف» شهری بسیار قدیمی است که بیشتر ساکنان آن (حدود 79%) را شیعیان تشکیل می دهند. البته ساکنان برخی از روستاهای قطیف مانند: «دارین»، «عینک»، «ام الساهک» و «النادیه» اهل سنت هستند، ما در کل «قطیف» منطقه ای شیعی به شمار می رود. بر اساس آمار موجود، شمار شیعیان ساکن در قطیف به ششصد هزار تن می رسد.
در منطقه احساء- چنان که شیعیان آن سامان می گویند- 56 تا 07 درصد جمعیت آن را شیعیان تشکیل می دهند و تنها 03 تا 53 درصد ساکنانش سنی مذهب هستند. البته اهل سنت احساء، این آمار را نپذیرفته، جمعیت خود را بیشتر از این تعداد می دانند و دست کم به تعادل جمعیتی قایلند؛ یعنی نصف، نصف. درگذشته، بیشتر ساکنان منطقه شرقی، یعنی شهرهای: قطیف، احساء الهفوف و روستاهای آن، شیعه بودند، ولی پس از کشف نفت و به وجودآمدن شهرهای جدیدی مثل: «الجبیل»، «خبر»، «دمام» و «ظهران»، شهروندان از سراسر کشور عربستان به این شهرها کوچ کردند و در آن مناطق سکونت گزیدند؛ زیرا فرصت های شغلی فراوانی در عرصه صنایع، شرکت ها و بازرگانی در این شهرها فراهم آمده بود. از این رو، برخی از مردم عربستان، از جنوب، شمال و نجد (مرکز کشور) کوچ کردند و در شهرهای نوپا ساکن شدند.
حال اگر سخن از منطقه شرقیه به میان آید، شیعیان این سامان در اقلیت قرار دارند. براساس برآوردها، آنان به سختی 53-04 درصد جمعیت را تشکیل می دهند و به طور کلی، اکثریت در منطقه شرقی با اهل سنت است، اما در قطیف و احساء بیشتر جمعیت را شیعیان تشکیل می دهند. شیعیان مناطق جدید یادشده در منطقه شرقی، («خفت»، «حفرالباطن» و جز آن) چنان که به نظر می رسد- نسبت به منطقه شرقی کمتر هستند. شیعیان مدینه منوره به 42-62 هزار تن می رسند و البته بیشتر و کمتر نیز گفته اند.
* اوضاع فعالیت های دینی و حوزه های علمیه تشیع در این مناطق چگونه است؟
** قبلاً در قطیف و احساء حوزه علمیه وجود داشت و پیش از تمرکز یافتن مرجعیت شیعی در نجف اشرف و سپس در قم، مراجع تقلید آن سامان، همگی اهل همان منطقه و بومی بودند. در احساء مراجعی بزرگ حضور داشتند و - چنان که می دانید- «شیخ احمد زین الدین احسائی» و «ابن ابی جمهور احسائی» از آن جمله بودند. پس از آنان، شمار دیگری از عالمان، مانند: «شیخ لویمی» و بسیاری دیگر از آن سرزمین برخاستند. عالمانی همچون: «حبیب بن قرین»، «شیخ موسی اوخمسین» و تعدادی دیگر، جزو آخرین مراجع تقلید آن سامان به شمار می رفتند.
در قطیف نیز حوزه علمیه و مراجعی وجود داشتند، از جمله: شیخ ابراهیم قطیفی که معاصر محقق کرکی بود و میان او و کرکی مناقشه علمی رخ داد. پس از او نیز عالمان و فقیهانی به عنوان مرجع تقلید مردم در این منطقه حضور داشتند که «شیخ علی ابوالحسن الخنیزی»، «شیخ علی ابوعبدالکریم الخنیزی» و «سیدماجد العوامی» از آخرین افراد این طبقه بودند. در سده چهاردهم هجری قمری، شمار عالمان و حوزه های علمیه آن کاهش یافت، نقش دانش محدود شد که تأثیر شرایط سیاسی را در این مورد نباید نادیده گرفت. در پی این جریانات، شمار مردم این منطقه هم کاهش پیدا کرد؛ زیرا آنها برای تقلید و فراگیری احکام دینی به مراجع خارج از محدوده جغرافیایی خود نیاز پیدا کردند و برهمین اساس، به مراجع تقلید نجف اشرف و شهر مقدس قم روی آوردند. البته این رویکرد به شیعیان مناطق یاد شده محدود نبود، بلکه شیعیان سراسر گیتی به این دو محور؛ یعنی نجف و قم روی آوردند و مرجع تقلیدشان را در این مراکز جست وجو کردند.
قطیف و احساء شهرها و روستاهای فراوانی دارد. بیشتر روستاهای احساء شیعه نشین است و در برخی از روستاها برادران اهل سنت نیز حضور دارند، اما بیشتر ساکنان روستاهای احساء شیعه هستند.
* آیا در عربستان مسجدی وجود دارد که به شیعیان اختصاص داشته باشد؟
** شیعیان از قدیم در مناطق خود مساجدی مخصوص به خود داشته اند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حتی چند سال پیش از این رویداد، در منطقه، قانونی صادر شد که براساس آن، شیعیان حق ساختن مسجد را ندارند. به بیان دیگر، از 53 سال قبل شیعیان را از ساختن مسجد بازداشتند. از این رو، همان مساجد قدیمی و حسینیه ها پابرجا و دایر است که البته می توانند آنها را تعمیر کنند.
* یعنی در چند سال اخیر مسجدی از مساجد شیعیان تخریب نشده است؟
** خیر، چنین اتفاقی رخ نداده است، باید گفت بیش از 3-4 سال است که در اثر تلاش های فراوان و گفت وگو و مذاکره با دولت عربستان سعودی و پس از تحولات اقلیمی که چهره نمود، دولت سعودی به شیعیان اجازه داد مساجدی جدید بسازند. در این 3-4 سال شمار قابل توجهی مسجد بزرگ در قطیف و احساء ساخته شد. همچنین پس از کوشش های فراوان، امکان ساختن مسجد در شهر دمام فراهم و مساجدی در آنجا ساخته شد.
آری! در مناطق قطیف و احساء مساجد فراوانی داریم، اما در مدینه منوره هنوز به شیعیان اجازه ساختن مسجد نمی دهند. در مناطق تازه ساخت نیز وضعیت به همین منوال است؛ به این معنا که در صورتی به شیعیان برای ساخت مسجد اجازه می دهند که فقط در منطقه خود مسجد بسازند، اما در مناطقی جدید که شیعیان و اهل سنت باهم زندگی می کنند، به آنها اجازه نمی دهند. به عنوان مثال، شیعیان منطقه «خبر» که در کنار اهل سنت زندگی می کنند، نمی توانند مسجد بسازند. از این رو، شیعیان در خانه های بزرگ گرد آمده، نماز می خوانند. اما در چهار ماه پیش، آنان را از این کار هم بازداشته اند.
* آیا حساسیتی که نسبت به مساجد شیعیان در عربستان ابراز می شود، درمورد حسینیه ها نیز وجود دارد؟
** بله، حتی بیشتر است. حسینیه های موجود، از سال ها پیش برجا مانده اند و ساختن حسینیه جدید در عربستان ممنوع است. اکنون با اجازه دولت عربستان، شیعیان می توانند مسجد بسازند، اما ساختن حسینیه همچنان ممنوع است. البته گاهی دولت چشم پوشی می کند. از این رو، تحت عنوان «مجلس العائله» (مجمع خانواده) مکان هایی ساخته می شود و در آنها فعالیت های دینی انجام و مجالس ]سوگواری[ برگزار می شود.
* آیا آمار دقیقی از مساجد شیعیان عربستان در دست است؟
** خیر، در این زمینه آمار دقیقی وجود ندارد، اما برآورد تقریبی، از وجود نزدیک ششصد مسجد کوچک و بزرگ شیعیان در قطیف و احساء حکایت دارد و به نظر می رسد که شمار حسینیه ها از مساجد بیشتر باشد، به این معنا که آمار حسینیه ها در قطیف و احساء، در ابعاد گوناگون از هزار واحد کمتر نیست؛ زیرا در مواردی دیده می شود که در بخشی از یک خانه مسکونی، مراسم مذهبی و مناسبت های مربوط به اهل بیت علیهم السلام برگزار می شود.
* آیا شیعیان عربستان سعودی همگی دوازده امامی هستند یا شیعیان زیدی و اسماعیلی هم در آنجا سکونت دارند؟
** در نجران شیعیان اسماعیلی و نیز اندکی از شیعیان زیدی- که اصالتاً از یمن هستند- وجود دارند که برخی شان نیز تابعیت سعودی گرفته اند و نمود ندارند، اما کسی از شهروندان سعودی سراغ نداریم که درعین زیدی مذهب بودن، کیانی آشکار و روشن داشته باشد. در حقیقت، تعداد کمی از شیعیان سعودی، اسماعیلی و بیشتر آنان دوازده امامی هستند.
* آیا آنان (شیعیان غیر دوازده امامی) نیز مسجد و عالمانی دارند؟
** اسماعیلیه نجران مسجد و عالمانی دارند و اکنون نیز در مناطق دیگر درحال ایجاد مراکزی برای خود هستند. روشن است که این مراکز عنوان مسجد ندارند، بلکه صرفاً مرکز هستند. به عنوان نمونه، آنها در «قطیف»، «دمام» و «جبیل» مرکز دارند، با این توضیح که زمین هایی با مساحت های بزرگ (مانند مزرعه یا باغ) می خرند و در آن مصلا، سالن همایش و محل سخنرانی می سازند.