تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۰۱۴

محمدکاظم انبارلویی
www.anbarloee.blogfa.com
این روزها در قاهره و شهرهای بزرگ مصر چه می‌گذرد؟ فریادهایی که در اردن، تونس، الجزایر، یمن و... به گوش می‌رسد از چه جنسی است؟
آوای خوش الله اکبر و صفوف منظم نمازهای یومیه در میدان های نبرد سیاسی علیه مظاهر غرب در شاخ آفریقا و خاورمیانه حاکی از چیست؟
آیا ما با یک انقلاب تمام عیار اسلامی و دینی در جهان اسلام و جهان عرب روبه‌رو هستیم یا یک موج اعتراض اجتماعی و اقتصادی که به زودی فرو می نشیند؟ آیا ما با یک سونامی سیاسی در شاخ آفریقا روبه‌رو هستیم که کاخ های ستم و استبداد را نشانه گرفته است؟
آنچه که مسلم است متن مردم در صحنه هستند و همه لایه‌های اجتماعی و سیاسی دارند سهم خود را در تحولات اخیر ایفا می‌کنند.
واقعیت این است که آزادی و حقوق بشر به عنوان نمادهای ارزش مدرنیته در جوامع اسلامی در بعد سیاسی منجر به استبداد سیاسی و در بعد اقتصادی تولید فساد و همین ارزش‌ها در بعد فرهنگی تولید بی‌بندوباری‌های اخلاقی و فساد اخلاقی می‌کند.
بوی تعفن این فساد همه اقشار جامعه از فقیر و غنی را آزار می‌دهد.
حتی پدیداری طبقه متوسط جامعه با استانداردهای مدرنیته نیز نتوانسته است تاج و تخت سلطه غرب در جوامع اسلامی را حفظ کند و اولین جماعتی که بر این تبهکاری‌های مدرن شوریده، همین جماعت است.
سرویس‌های موساد و سیا که نبض تحولات خاورمیانه را در دست دارند ظاهرا به این واقعیت‌ها رسیده و حوادث و درگیری‌های این روزها را پیش‌بینی کرده بودند.
راه حل سرویس‌های امنیتی غرب برای فروکش کردن این رویدادها، مدیریت و سازماندهی آن و سوزنبانی در حرکت و رهبری جنبش‌های اجتماعی در کشورهای یاد شده این بود که نگذارند مردم این کشورها یک الگوی موفق را در پیش روی خود ببینند و از روی آن نسخه درمان دردهای خود را بپیچند.
لذا همه قدرت نرم واستعداد فریب و نیرنگ غرب و در راس آن آمریکا و رژیم صهیونیستی و بویژه فرانسه و انگلیس متوجه جمهوری اسلامی ایران شد. آنها برای دهمین دوره ریاست جمهوری ایران خواب‌ها دیده بودند که متاسفانه در فعل سیاسی یک جماعت
رو سیاه و تبهکار در قبل و بعد از انتخابات ظهور پیدا کرد. آنها فراتر از یک رقابت سیاسی حیات نظام و انقلاب و فهم و بصیرت مردم را نشانه گرفته بودند. آنها می‌خواستند بگویند انقلاب اسلامی در دهه چهارم به نقطه پایان رسیده است و زنگ بازگشت به غرب و ارزش‌های مدرنیته در ایران به صدا در آمده است. غرب می‌خواست با استفاده از جماعتی که غبار جهل، غفلت، عناد و لجاجت بر سرورویشان نشسته بود از جامعه امروز ایران یک جامعه پشیمان از مبارزه و شرمگین از کفر به مظاهر مدرنیته تصویر کند. لذا نتایج روشن و شفاف انتخابات را بهانه قرار داد تا آنها را در 13 آبان به چند خیابان تهران بفرستند و شعارهایی بدهند که گویی ملت ما از مبارزه با آمریکا پشیمان و شرمنده است.
همان جماعت را در روز قدس به مصاف مردم ما آورد تا شعار ننگین "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران" سر دهد. همین روسیاهان در روز 16 آذر سال گذشته به ساحت مقدس امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی - آن هم در مکان مقدسی چون دانشگاه - اهانت کردند و نقط پایان تبهکاری‌های آنها در روز عاشورای سال گذشته بود که شعار علیه اصل نظام و ولایت فقیه سر دادند.
مردم ایران کارهای آنها را رصد کردند و پاسخ قاطع و روشن خود را در روز 9 دی به صورت خودجوش و در یک مقیاس میلیونی در سراسر کشور دادند. مردم به این پاسخ اکتفا نکردند و در روز 22 بهمن سال گذشته پاسخ قاطع‌تری به آمریکا دادند.
مردم سران فتنه را رسوا کردند و در راهپیمایی سراسری خود آنها را به نام، نام خانوادگی و شماره شناسنامه سیاسی لعن و نفرین و جریان نفاق جدید را در زندان نفرت عمومی حبس کردند.
تصویری که جهان بویژه جهان اسلام و جهان عرب از ایران در 9 دی و 22 بهمن سال گذشته دریافت کرد این بود که؛ یک انقلاب عمیق‌تر و وسیع‌تر و پرجاذبه‌تر در ایران در حال جوشش و خودنمایی است که تصاویر زیبای سال‌های 56 و 57 را باز تولید و باز تعریف می‌کند.
این تصویر دقیق و شفاف این بود که جوانان ایران و نسل سوم انقلاب ریزش‌های انقلاب را شناسایی کرده‌اند، از آنهایی که غرب زیر بغلشان را گرفته تا آسیبی به انقلاب برسانند متنفر هستند و اجازه خودنمایی به آنان نمی‌دهند. جوانان برومند ایران نشان دادند، فریب خوردگان و وابستگان به دشمن را در هر لباسی ولو لباس انقلابیگری می‌شناسند و با اکسیر بصیرت و آگاهی از خونین‌ترین و مقدس‌ترین انقلاب معاصر بی‌هیچ تردیدی صیانت می‌کنند.
امروز ایران اسلامی در نگاه جوانان جهان اسلام و جهان عرب به عنوان یک الگوی موفق و کارآمد که مسیر گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت را هوشمندانه طی می‌کند، یاد می‌کنند یک کشور با مردمی مقتدر و رهبری مومن، مدبر، شجاع وآگاه به زمان.
همین تصویر جهان اسلام و جهان عرب را دعوت به جنبش اسلامی پایدار می‌کند. غرب به آنها هر روز وعده می‌داده است که فریاد اسلام در ایران بزودی خاموش می‌شود. مردم جهان، جوانان جهان اسلام و انقلابیون عرب دیدند که بیش از سه دهه است مردم پرافتخار ایران زیر پرچم اسلام روزگار می‌گذرانند، به قدرت‌های جهان "نه" گفته‌اند و روز به روز هم پر قدرت‌تر، با عزت‌تر و با عظمت‌تر و پیشرفته‌تر شده‌اند. امروز ملت مصر با یک تاخیر 30 ساله دست به انقلابی تمام عیار زده است. فرزندان خالد اسلامبولی‌ها جلودار نهضت اسلامی ملت مصر هستند. البته رسیدن به قله پیروزی‌های ایران هزینه دارد. ملت مصر امروز با شجاعت و تهور قبول کرده است این هزینه را بپردازد.
مصر خاکریز اول سقوط دولت‌های فاسد و تبهکار عربی است که سر در آخور آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند. آمریکایی‌ها در ارزیابی مشت اول ملت مصر به مبارک، پذیرفته است که او بازی را باخته است. لذا از مدت‌ها پیش البرادعی را در آب نمک خوابانده‌اند. آمریکا مصر پس از مبارک را مصری می‌خواهد که به تعهدات مبارک به غرب و رژیم صهیونیستی پایبند باشد. این نتیجه یعنی انقلاب ضرب در هیچ مساوی با هیچ!بی‌تردید مردم و رهبران واقعی مصر به این مهم توجه دارند. نسلی از خالد اسلامبولی‌ها ارتش را از قرار گرفتن در برابر مردم و خونریزی پرهیز داده است. آمریکا ارتش مصر را دست نخورده و سالم می‌خواهد و لذا نیروهای امنیتی را به مقابله با مردم فرستاده تا زمان بگیرد. آمریکا در مصر به دنبال به دست آوردن زمان و به تاخیر انداختن سقوط مبارک است، تا بتواند با رهبران جنبش اسلامی مصر کنار بیاید. مردم مصر با حضور در میادین مبارزه باید به آمریکایی‌ها ثابت کنند که آتش یک انقلاب عمیق و ژرف را با فوت دهان نمی‌شود خاموش کرد.
با سقوط مبارک ان‌شاء‌الله رژیم‌های استعماری در شاخ آفریقا و خاورمیانه یکی پس ازدیگری فرو می‌ریزند. آن روز خیلی دور نیست.