تغییرات در برخی کشورهای عربی موجب سرنگونی متحدان اصلی آمریکا در منطقه شده است، امری که بر لزوم تغییر سیاست خارجی واشنگتن صحه میگذارد.
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز با اشاره به بحران سیاسی حاضر در کشورهای شمال آفریقا نوشت؛ درحالی که دولت باراک اوباما، با صحنههایی از معترضان عصبانی و پلیس ضدشورش در این کشورها، از تونس گرفته تا مصر و لبنان مواجه است، میخواهد برای معامله با منطقهای همواره ناراضی، راهی بیابد؛ منطقهای که اکنون به طور ناگهانی به سمت خطرناک و بحرانی پیش میرود.
در مصر، حسنی مبارک به عنوان متحد وفادار آمریکا در منطقه با یکی از شدیدترین اعتراضات عمومی مواجه شده است، اعتراضهایی که همچنان با شدت ادامه دارد. از طرف دیگر در لبنان هم دولتی متمایل به جنبش مقاومت حزب الله روی کار آمده است.
تمامی این تحرکات برای آمریکا به اندازه کافی تعجب آور بوده است، اما حتی مهمترین پروژه دولت این کشور در منطقه، یعنی مذاکرات صلح خاورمیانه، با انتشار برخی اسناد محرمانه درمورد اعطای امتیازاتی از سوی تشکیلات خودگردان فلسطین به رژیم صهیونیستی، بیش از پیش دور از دسترس شد، زیرا در این شرایط دیگر فلسطینیان راضی به اعطای امتیازات بیشتر و بازگشت به میز مذاکره نخواهند بود. در این شرایط مقامات آمریکایی اذعان کردهاند که این کشور نفوذ محدودی بر بسیاری از فعالان در منطقه دارد، به ویژه آشوبهای مصر به احتمال زیاد بر اولویتهای سیاست خارجی واشنگتن تاثیر خواهد گذاشت.
آمریکا قصد دارد به آرامی جلو برود و در این راستا آرمانهای دموکراتیک جوانان عرب را با راهبردهای خونسردانه و منافع تجاری و سیاسی خود متوازن کند. این امر گاهی به حمایت از حکومتهای منفور و استبدادی منجر میشود که همواره بسیاری از جوانان عرب را علیه آمریکا برآشفته است.
اوباما بعد از آشوب تونس، از مبارک خواست در مورد پروژههای مشترکشان مانند صلح خاورمیانه مذاکره کنند حتی با آنکه وی بر نیاز به دادن پاسخ مثبت به آرمانهای مردم تونس تاکید کرد، به طور مستقیم صحبتی از مصر به میان نیاورد.
اوباما همچنین در سخنرانی سالانه خود به این نکته اشاره و تاکید کرد که آمریکا در کنار مردم تونس میایستد و از آرمانهای دموکراتیک همه جوامع حمایت میکند. یکی از مقامات کاخ سفید این امر را نشانهای از حمایت از اعتراضات مردمی در مصر دانسته است، در حالیکه عدهای دیگر با این نظر مخالفند.
از طرف دیگر، کاخ سفید به دولت فعلی لبنان هشدار داده است که در صورت قدرت گرفتن بیشتر حزبالله در این کشور، حتی ممکن است میلیونها دلار کمک نقدی سالانه خود را قطع کند.
با آنکه تفاوتهای عمیقی بین شمال آفریقا و لبنان وجود دارد، این مناطق با برکناری متحدان اصلی آمریکا، در شرایط فعلی چالشهای یکسانی برای این کشور پدید آورده اند. برخی از تحلیلگران معتقدند که آمریکا باید با استفاده از موقعیت تونس، خط مشی آزادی را بر اساس مفهوم مد نظر دولت جرج بوش، رئیسجمهوری پیشین آمریکا، دوباره احیا کند و این امر به اوباما در تحقق وعدههایش مبنی بر ایجاد پلی بین دنیای اسلام و غرب هم کمک خواهد کرد!
اما برخی دیگر از ناظران سیاسی باور دارند که از یک طرف داد و فغان برای رسیدن به دموکراسی در دوره بوش چندان مفید واقع نشد و از طرف دیگر موج جدید آشوبها میتواند مهمترین متحدان آمریکا را سرکوب کند. اعتراضها در تونس، به عنوان یکی از بازیگران حاشیهای در منطقه، مانند مصر نخواهد بود.
دولت قاهره یکی از متحدان اصلی واشنگتن به شمار میآید اما مردم این کشور به شدت نسبت به انگیزهها و اهداف آمریکا مظنون هستند. افزون بر این، پتانسیل استقرار حکومتی اسلامی در مصر هم وجود دارد.
«دانیل بی شاپیرو» از مشاوران ارشد شورای امنیت ملی در زمینه خاورمیانه در این مورد گفت: هر کدام از این کشورها با سرعت متفاوتی این تغییرات را تجریه میکنند، بنابر این نمیتوان و نباید با راهکار یکسانی با آنها برخورد کرد.
دولت آمریکا سعی کرده است تا با بیان نگرانی درخصوص تقلب در انتخابات اخیر پارلمانی مصر و زندانی کردن مخالفان توسط دولت مبارک، روابط خود را با این دولت متوازن کند و به مخالفان نشان دهد با هر مانعی در راه استقرار دموکراسی، مقابله میکند.
با وجود این، «آرون دیوید میلر» کارشناس سیاست عمومی از مرکز مطالعاتی «وودرو ویلسون» در واشنگتن، معتقد است: چالش دولت آمریکا این است که به رسمیت شناختن این تغییرات به شدت برایش گران تمام خواهد شد، زیرا به معنای از دست دادن متحدان اصلی اش به شمار میآید، بنابراین چارهای جز تضعیف آنها ندارد. اما مساله این است که آنها هنوز نمیدانند چگونه این کار را صورت دهند.
به نوشته نیویورک تایمز، اوباما که با عزم برای کاستن از اهمیت راهبرد عراق محور و خط مشی آزادی بوش برای منطقه به میدان آمد، در سخنرانی خود در قاهره نیز گفت: هر کشوری باید راه خود را برای دموکراسی باز کند و مداخله نظامی را به عنوان راهکاری برای تسریع روند استقرار دموکراسی رد کرد.
به همین دلیل مقامات دولتی آمریکا با درک موقعیت حساس مصر، فشار بر دولت مبارک را افزایش دادهاند و مکرر از وی خواستند تا قانون شرایط اضطراری را که از سال 1981 در این کشور حاکم است، لغو کند، در حالیکه وی حتی به این خواسته نیز توجهی نکرد، به همین دلیل منتقدان دولت اوباما در داخل و خارج آمریکا میگویند فشارهای وارده بر بعضی سران عرب از جمله مبارک، به شدت داخلی و برای ایجاد حمایت از آمریکا بین جوانان عرب، ناکافی بوده است.
نیویورک تایمز نوشت؛ سؤال مهم این است که آیا دولت باید با استفاده از موقعیت تونس، ایجاد تغییرات را در دیگر کشورهای عربی به نفع خود شکل دهد یا خیر؟
«استیون کوک» کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی در این زمینه معتقد است:در صورتی که مردم مصر و تونس بتوانند با موفقیت تغییرات فعلی را به سرانجام برسانند، به منشأ الهام برای بقیه کشورهای عربی تبدیل خواهند شد. این وضع فرصتی بادآورده و غیرمنتظره است، به همین دلیل آمریکا باید بیشترین استفاده را از آن ببرد!
برژینسکی و آتشفشان مصر
زیبگنیو برژینسکی که در سال 1979 مشاور امنیت ملی رئیسجمهوری وقت - جیمیکارتر- بود، سالهاست در خصوص انقلابها در سطح جهانی و چرایی و چگونگی آنها تحقیق میکند. پس از حوادثی که در تونس و به تبع آن در مصر رخ داد، نیوزویک با برژینسکی که سالهاست جامه استادی دانشگاه را بر تن دارد، گفتگویی انجام داد که متن آن در پی میآید:
* چند سال پیش شما از انقلابی در خاورمیانه سخن گفتید که میتواند مانند یک بمب ساعتی سیاسی عمل کند. آیا این تحولاتی که امروز شاهد آن هستیم همان انقلابی هستند که شما پیشبینی کرده بودید؟
** ما این روزها جمعیت جوانی حدود 80 تا 130 میلیون نفر در سراسر جهان داریم که از طبقه متوسط رو به پایین برخاستهاند و جامعهای را تشکیل دادهاند مملو از مطالبات و فریاد بر سر بیعدالتی و حس برابری خواهی. این دانشآموزان و دانشجویان در حقیقت انقلابیونی ایستاده در صف هستند. زمانی که این آتشفشان سر باز میکند، جوانان هم به خروش میآیند. درست مانند طرفداران مارکس که قریب به یک سال پیش از تجمعات کوچک محلی در برخی کشورهای امریکای لاتین متوجه وجود وی شدند و جامعهای اعتراضی را تشکیل دادند. این جوانان با دستیابی به اینترنت و شبکههای اجتماعی مجازی برنامه ریزی کردند و تحولی را رقم زدند.
* شبکههای اینترنتی بیش از انچه که انتظار میرفت در این انقلابها نقش داشتند؟
** این سایتها در حقیقت منتقل کننده تکنیکهای متفاوت هستند. میتوانید خیزش جوانان اروپا در یک نسل گذشته را به یاد آورید. آنها از شعارها و رنگها برای جلب حمایت استفاده میکردند. در خیزشهای اخیر در اروپای شرقی هم شاهد انقلابهای رنگین بودیم. انقلاب نارنجی در اوکراین، بهترین نمونه است. همه از هم تقلید کردند. این روزها هم جوانان مصری را در قاهره میبینیم که حوادث تونس را نگاه میکنند و آن را تبدیل به الگویی برای خود میکنند.
* آیا آنچه که در تونس رخ داد در حقیقت قیام جوانان بود؟
** بله. تمامی انقلابها را جوانها هدایت میکنند. آنچه که جدید بود، حجم معترضان و میزان آگاهی آنها به امور سیاسی بود. علاوه بر شعارهای یکسان و واحد، ایدئولوژی بسیاری هم در پس این ابراز احساسات انقلابی نهفته بود. هم ایدئولوژی،هم نفرتی یکسان و هم حس میهن پرستی مشترک.
* چه عواملی جهان عرب را دچار انشقاق میکند؟
** این خروش و جنبش سیاسی یک بعد و ویژگی دیگر هم داشت و آن تعصب مذهبی بود. نگاهی به متوسط سن افرادی بیندازید که دست به عملیات انتحاری میزنند. آنها بسیار جوان هستند. میل به تغییر و اصلاحات میتواند در چشم بر هم زدنی تبدیل به تعصب مذهبی و تندروی شود. زمانی که میل به تغییر جای خود را به تندروی میدهد، نوعی قساوت عجیب و حس خود تخریبی هم به سراغ فرد میآید. کسی که خود را میکشد تا دیگرانی را که مقصر میداند به کشتن دهد.
* بنابراین انقلابهایی که جوانان آن را هدایت میکنند الزاماً به دموکراسی به عنوان هدف نهایی نمیاندیشند؟
** جوانان به دنبال شأن و منزلت سیاسی هستند. دموکراسی شاید بتواند این حس را درون آنها تقویت کند، اما شأن و منزلت سیاسی، در خود مؤلفههایی مانند اعتماد به نفس ملی، اعتماد به نفس مذهبی و برخورداری از حقوق بشر و حقوق مدنی را جا داده است. همه این اتفاقها امروزه در جهانی رخ میدهد که جوانان پرشور آن، تمامی نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و نژادی را احساس میکنند.
* اعتراضها در مصر از این دست به شمار میرود؟
** مصر در حال خروش است. خروش و فوران مصر هم فقط منطقه را بی ثبات نمیکند. این فوران میتواند نوع منش رهبران این کشور با اسرائیل را تغییر دهد. میتواند عربستان سعودی را تحت تاثیر قرار دهد، چرا که اکنون لایههای سطحی این آتشفشان، لایههای عمیق و خفته در عمق را هم بیدار کردهاند.
* رسالت غرب در این فضای ملتهب چیست؟
** غرب باید تا آنجا که میتواند این جوش و خروش را کنترل کند و البته به آن مسیر دهد. این بدان معناست که ما باید مشکلاتی را که به آنها آگاهی داریم برطرف کنیم. باید آنچه را که این حس نابرابری و مورد ظلم واقع شدن را به سیل جوانان عرب بخشیده است، اصلاح کنیم. یکی از این کارها طبیعت و ذات رژیمهای موجود در منطقه خاورمیانه است. فقط با خاک انداز زیر فرش کردن این گرد و غبارها نمیتواند بهترین راهکار و البته بادوامترین آنها باشد. باراک اوباما رئیسجمهوری آمریکا، در قاهره در سال 2009 میلادی سخنان بجایی را بر زبان راند، اما در عمل دریافتهای چندانی نداشتیم.
مخالفت آمریکا با تغییر رژیم مصر
در همین حال «هانس نیکولز» خبرنگار ویژه کاخ سفید گفت که واشنگتن مخالف اعتراضات مردم و تغییر دولت در مصر است. وی در مقالهای نوشت: آمریکا نمیخواهد به این زودی شاهد سقوط رژیم فعلی مصر باشد.
این خبرنگار آمریکایی افزود: گر چه کاخ سفید وانمود میکند که درحال انتقاد از حسنی مبارک در مورد تشدید اقدامات سرکوبگرایانه علیه معترضان است، اما در حقیقت آمریکا حامی اعتراضات مردم و تغییر دولت در این کشور نیست.
به نوشته هانس نیکولز، واشنگتن به دنبال این است که از حسنی مبارک بشنود از اعتراضات، به عنوان فرصتی برای اصلاح قانون اساسی این کشور و تثبیت حکومت خود استفاده میکند. ادامه دارد...