تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۰۳۲

یاشار هشترودی
باری بوزان به عنوان یکی از نمایندگان فکری مکتب کپنهاگ دو نوع معمای امنیتی را مطرح می‌کند: "معمای دفاع-امنیت، و "معمای قدرت -امنیت"‌. معمای دفاع- امنیت ناشی از هراس از جنگ به دلیل ماهیت امکانات نظامی و تهدید سلاح‌ها است و جنبه تخریبی دارد و معمای قدرت -امنیت به هراس از شکست بر اثر استفاده احتمالی دیگران از امکانات نظامی بر می‌گردد. معمای دفاع -امنیت از میزان توسعه یافتگی امکانات نظامی دولت‌ها و پویایی روابط بین آنها ناشی می‌شود. توسعه امکانات نظامی پیرو یک منطق فنی و علمی است که دائماً‌ رو به افزایش است. امنیت و دفاع از چند جهت علیه یکدیگر حرکت می‌کنند: اول آنکه هزینه‌های دفاع باعث کاهش توجه به سایر تهدیدات امنیتی می‌شوند و دوم به خاطر اینکه خطر دفاع از تهدیدات بیشتر باشد. افزایش میزان هزینه‌ها در امور دفاعی طبق قاعده کمیابی منابع، منجر به کاهش سرمایه‌گذاری در سایر بخش‌ها می‌شود و در نهایت مسائل امنیتی را در این بخش‌ها افزایش می‌دهد. بدین ترتیب با کم‌توجهی به موضوعاتی اساسی مانند موضوعات اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی، توانایی رقابت با دیگران در این حوزه‌ها کاهش می‌یابد و خطر اضمحلال رژیم افزایش می‌دهد.‏
معمای دفاعی با مفهوم خود تخریبی تشدید می‌شود. این مسئله که بیشتر در چارچوب سلاح‌های هسته‌ای نمود می‌یابد، ناظر بر این واقعیت است که تجهیزات و فناوری‌های نظامی درعین حالی که می‌تواند باعث افزایش امنیت شود، در همان حال می‌تواند به بروز ناامنی و حتی تهدید علیه بقای یک دولت بینجامد. بازدارندگی اتمی به عنوان آشکارترین نمونه معمای دفاع ناشی از خطر به عنوان یک سیاست کلی دفاعی ارزیابی می‌گردد. از آنجا که تحولات فناورانه باعث شده قدرت تسلیحات تهاجمی از قدرت تسلیحات تدافعی بیشتر باشد، تناقض جدی میان دفاع و امنیت بر اثر بازدارندگی اتمی ایجاد می‌شود. تهدید تخریب عمومی این‌گونه سلاح‌ها و روابطی که این گونه سلاح‌ها ایجاد می‌کنند بیشتر از آنکه به امنیت کمک کنند، باعث دور شدن از امنیت می‌شوند.‏
بوزان در تبیین معمای قدرت - امنیت دو نوع کشمکش‌ قدرت و کشمکش امنیت را عامل ایجاد معمای قدرت - امنیت می‌داند.کشمکش قدرت به رقابت و خصومت مستقیم و آگاهانه دولت‌ها به عنوان منبع اصلی درگیری‌ها اشاره دارد. در اینجا بازیگران یا دولت‌ها در بهترین حالت، فرصت طلب و در بدترین حالت، ستیزه جو هستند و ریشه این‌گونه رفتارها، به عواملی چون ویژگی‌های سیاست داخلی دولت‌ها، الگوهای توزیع قدرت و شخصیت رهبران برمی‌گردد. در کشمکش امنیت، دولت‌ها به عنوان بازیگرانی خودخواه تلقی می‌شوند که طبق قاعده بازی با حاصل جمع صفر در پی کسب امنیت به وسیله افزایش قدرت نسبی هستند. در این شرایط عواملی مانند مسابقه تسلیحاتی، برداشت‌های متعارض و سوء تفاهم‌ها به ناامنی می‌انجامند. بوزان در بحث انگیزه‌های بازیگران و رابطة آن با ایجاد معمای قدرت- امنیت، به دولت‌های طرفدار حفظ وضع موجود و دولت‌های تجدید نظر طلب می‌پردازد. گروه نخست به دنبال امنیت و گروه دوم در پی افزایش قدرت به نیروی نظامی روی می‌آورند و معمای قدرت- امنیت را به وجود می‌آورند.‏
دو معمای دفاع- امنیت و قدرت- امنیت به این واقعیت می‌پردازند که دفاع و قدرت به عنوان عوامل تأمین امنیت در درون خود پرورش دهندة ناامنی هم می‌باشند و افزایش قدرت و امکانات دفاعی در مواردی نتایج معکوسی را نیز به دنبال خواهند داشت. ‏
باید گفت که نظریه واقع‌گرایی به عنوان یکی از قدیمی‌ترین رهیافت‌ها به مطالعات روابط بین‌الملل ، همچنان از نفوذ و اعتبار زیادی در مطالعه روندهای گوناگون بین‌المللی از جمله مسائل امنیتی برخوردار است. مفروضاتی چون سیاست قدرت، خودیاری، دولت محوری، نقش اساسی منافع ملی دولت‌ها در تعیین سیاست خارجی و رفتار بین‌المللی آنها، مفروضاتی هستند که به رغم انتقاداتی که از طرف سایر نظریات روابط بین‌الملل متوجه واقع‌گرایی است و با وجود تحولات ژرفی که در کمیت و کیفیت روابط بین‌الملل حادث شده همچنان از قابلیت بالایی برای درک و تبیین واقعیات بین‌المللی برخوردارند. مفاهیمی چون دولت محوری، اهمیت افزون‌تر مسائل نظامی و رقابت دولت‌ها بر اساس قاعده حاصل جمع جبری‌صفر، که مورد تأکید مکتب کپنهاک است از جمله مواردی به شمار می‌روند که در پیوند نزدیک با مفاهیم و مفروضات واقع‌گرایانه می‌باشند. با این وجود شاخص‌های امنیت به‌طور مبسوط از جانب مکتب کپنهاک طرح و تشریح شده‌اند که فراتر از چشم‌اندازهای واقع‌گرایانه می‌روند و از این منظر می‌توانند در ترکیب با عناصر نظریه واقع‌گرایی چارچوب محکم‌تری را برای مطالعه روابط بین‌الملل فراهم آورند. مواردی چون بسط ابعاد امنیت از بعد امنیت نظامی به سایر بخش‌ها، از جمله بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی و توجه به ابعاد بنیاذهنی امنیت در زمره موارد خاص مورد توجه صاحب نظران مکتب کپنهاک به شمار می‌روند. ‏