ی.نعمتی
صهیونیسم مسیحى ابعاد گوناگونى دارد ولى درونمایه اصلى آن عبارت است از حمایت کامل، قاطع و سرسختانه از رژیم اسرائیل و نقشههاى امپریالیستى صهیونیسم.
طبق اعتقادات راست گرایان مسیحى که نوعى انحراف از مسیحیت سنتى به شمار مىآید( و اغلب کلیساهاى بزرگ آمریکا آن را محکوم کردهاند) مقدر شده است که پیشگویىهاى عهد عتیق در جهان نوین دوباره تکرار شوند و همان طور که در عهد جدید آمده به روز داورى و نبرد نهایى آرما گدون منجر شوند. بنا به گفته این فرقه گرد آمدن یهودیان در اسرائیل در سال 1948 بخشى از برنامه خداوند براى وقوع نبرد نهایى بود که در آن نیروهاى خیر ( که طبق نظر بنیادگرایان مسیحى عبارتند از ایالات متحده و همپیمانانش) با نیروهاى شر(اتحاد شوروى و متحدین آن - اعراب و مسلمین) پیکار خواهند نمود. از آنجایى که یهودیان در نهایت باید به مسیحیت بگرایند پس مىبایست به هر قیمتى که شده از اسرائیل حمایت نمود از اینرو راستگرایان مسیحى به شدت از اسرائیل پشتیبانى مىکنند.
گرچه کلیساهاى مهم ایالات متحده این نوع ایدئولوژى را رد مىکنند ولى شمار معدودى از راستگرایان مسیحى که با لابى یهودیان صهیونیست و با عناصر نظامى تندرو در طیف سیاسى اسرائیل مرتبطند بهطور ستیزه جویانهاى این گونه ایدئولوژى را تبلیغ مىکنند.
به نظر مىرسد که مسیحیان صهیونیست، تصورى قبیلهاى از خداوند در ذهن دارند. قرائت قبیلهاى یهود از خداوند که اینها ارائه مىدهند کاملا ناعادلانه و استبدادى به نظر مىآید. از این رهگذر خداوند به صورت خداى فقط قوم یهود ظاهر مىشود و نه خداوند تمام مردمان، چرا که وى از فتح اراضى دشمنان به دست یهودیان، خشنود مىشود. از اینرو، مسیحیان صهیونیست به نقل از کتاب مقدسى که به دست یهودیان نوشته شده است، مدعىاند که خداوند، سرزمین اسرائیل بزرگ از مصر تا عراق را تا ابد به یهودیان، بخشیده است. طبق این آموزهها میلیونها نفر از مردمى که در این سرزمینها زندگى مىکنند،اعم از اعراب، مسلمانان و مسیحیان حق ندارند که در آنجا ساکن شوند و بنابراین باید سلطه یهود را پذیرا شوند. حتى بعضى از مسیحیان صهیونیست معتقدند افرادى که از پذیرش سلطه یهودى سرباز مىزنند باید یا کشته و یا تبعید شوند. در واقع، صهیونیسم مسیحى در سنت جنگهاى صلیبى و تاریخ دیرین فتوحات کلیسا ریشه دارد و دستورالعملى براى جنگ جهانگیر و امپریالیسم مسیحى است. از این گذشته، آموزه مذکور، فقدان کامل معنویت ناب را نیز بازتاب مىدهد و تلاش دارد تا مفهوم خداوند را به یک دیکتاتور تنگنظر، بلهوس و نژادپرست،تقلیل دهد که به منظور محافظت از طرحهاى توسعهطلبانه به اصطلاح بندگان برگزیده خود، مشتاقانه دستور کشتار بیگانگان را صادر مىکند. پیام اصلى صهیونیسم مسیحى را بهطور خلاصه مىتوان این گونه بیان کرد: هر اقدامى که توسط اسرائیل صورت مىگیرد، توسط خداوند تنظیم شده است و از اینرو باید مورد اغماض قرار گرفته، حمایت شده و حتى توسط دیگران، مورد تحسین واقع شود. جنگ، جهانگشایى و استیلاى امپریالیستى بر مبناى پافشارى متعصبانه بر حقانیت کامل مسیحیت و برترى نژادى قوم یهود، در کانون اندیشههاى صهیونیسم مسیحى قرار دارد. مسیحیان صهیونیست معتقدند که یهودیان، بندگان برگزیده خداوند هستند و خدا به یهودیان، حقى مطلق براى سلطه کامل بر نه فقط فلسطین بلکه در واقع به بخش اعظمى از منطقه از مصر تا عراق یعنى به اصطلاح اسرائیل بزرگ را عطا نموده است. از اینرو آنان اصرار دارند افرادى که با برنامههاى امپریالیستى اسرائیل بزرگ یا اشغال فلسطین به دست صهیونیستها مخالفت کنند، دشمنان خداوندند و بنابراین مستحقاند تا به هر وسیله ممکن از جمله جنگ تمام عیار یا قتل عام، نابود گردند.
در عمل، صهیونیسم مسیحی، دعوتى به سوى یک جنگ جهانگیر است. مسیحیان صهیونیست اعتقاد دارند که فقط مسیحیت، بر حق است و تمامى ادیان دیگر، شیطانى یا نادر هستند؛ یهودیان نیز باید همگى در فلسطین جمع شوند تا به اصطلاح پیشگویىهاى کتاب مقدس، تحقق یابد و اینکه بزودى جنگ جهانى بزرگى که به کشتار صدها میلیون نفر منجر شده و طلایهدار رجعت دوباره مسیح است، به وقوع خواهد پیوست و به دنبال آن، عیسى (ع) پادشاهى مسیحى را در سرتاسر جهان، بنیان خواهد نهاد. این آموزهها، به صراحت برنامه توسعه طلبانه و مبتنى بر نفرت صهیونیسم مسیحى را نشان مىدهد. کشتار مردم در سرزمین مقدس فلسطین یکى از آثار عملى این ایدئولوژى است. بنابراین با توجه به نفوذ زیادى که حامیان مسیحی، صهیونیسم و بویژه ایالات متحده دارند، این ایدئولوژى تهدیدى بسیار هولناک براى صلح و امنیت جهانى محسوب مىشود و نباید آن را صرفا یاوهگویىهاى یک اقلیت تندرو به شمار آورد.